از غزه تا قفقاز؛ میدان نبرد سیاسی آنکارا و تل‌آویو

رامین پرتو

پس از برقراری آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، اگرچه سطح درگیری مستقیم میان دو طرف کاهش یافته، اما نشانه‌های تنش در خاورمیانه نه تنها از میان نرفته، بلکه در حال تغییر مسیر است. در شرایطی که تهران دیگر تنها محور تقابل تل‌آویو نیست، اکنون ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان به یکی از مهم‌ترین اهداف سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی اسرائیل تبدیل شده‌اند. تصمیم کابینه اسرائیل برای به رسمیت شناختن «نسل‌کشی ارامنه» در شرایطی اتخاذ شد که روابط دو طرف طی ماه‌های گذشته به پایین‌ترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده است؛ تصمیمی که بسیاری از ناظران آن را نه اقدامی تاریخی، بلکه ابزاری سیاسی برای اعمال فشار بر آنکارا ارزیابی می‌کنند.

کابینه اسرائیل با اتفاق آرا پیش‌نویس به رسمیت شناختن کشتار ارامنه را تصویب کرد؛ موضوعی که سال‌ها به دلیل ملاحظات راهبردی در قبال ترکیه از دستور کار دولت‌های اسرائیل کنار گذاشته شده بود. هم‌زمان گیدعون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، این اقدام را «وظیفه اخلاقی» توصیف کرد، اما واکنش شدید ترکیه نشان داد که آنکارا این تصمیم را نه اقدامی حقوق بشری، بلکه بخشی از جنگ سیاسی تل‌آویو علیه دولت اردوغان می‌داند.

وزارت خارجه ترکیه در پاسخ اعلام کرد رژیمی که خود با اتهام نسل‌کشی در غزه در مراجع بین‌المللی روبه‌رو است، تلاش می‌کند با بهره‌گیری از وقایع سال ۱۹۱۵، افکار عمومی جهان را از عملکرد خود منحرف کند. آنکارا همچنین تأکید کرد این اقدام صرفاً یک تصمیم سیاسی است که هیچ مبنای حقوقی و تاریخی ندارد و هدف آن سرپوش گذاشتن بر جنایات اسرائیل در غزه است.

همزمان جمهوری آذربایجان نیز که روابط راهبردی نزدیکی با اسرائیل دارد، نسبت به این تصمیم ابراز نگرانی کرد و از تل‌آویو خواست در آن تجدیدنظر کند. باکو هشدار داد چنین تصمیمی نه تنها کمکی به آشتی تاریخی نمی‌کند، بلکه شکاف‌های منطقه‌ای را عمیق‌تر خواهد کرد؛ موضعی که نشان می‌دهد حتی نزدیک‌ترین شرکای اسرائیل نیز نسبت به پیامدهای ژئوپلیتیکی این تصمیم نگرانی دارند.

اهرم تاریخی در خدمت  رقابت ژئوپلیتیکی

بررسی روند روابط دو طرف نشان می‌دهد اسرائیل طی سال‌های گذشته هر زمان روابطش با ترکیه وارد مرحله بحرانی شده، موضوع نسل‌کشی ارامنه را دوباره فعال کرده است. دلیل این مسئله روشن است؛ دولت‌های مختلف اسرائیل طی دهه‌های گذشته به دلیل نیاز به همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی با آنکارا، از به رسمیت شناختن این موضوع خودداری می‌کردند، اما اکنون که روابط دو طرف عملاً وارد مرحله تقابل شده، این پرونده تاریخی به یک ابزار فشار سیاسی تبدیل شده است.

اسرائیل به خوبی می‌داند که مسئله ارامنه یکی از حساس‌ترین موضوعات هویتی و سیاسی برای ترکیه است. بنابراین استفاده از آن، علاوه بر ایجاد فشار داخلی بر دولت اردوغان، می‌تواند جایگاه بین‌المللی آنکارا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند زمان‌بندی این تصمیم بیش از آنکه ریشه در دغدغه‌های تاریخی داشته باشد، تابع تحولات ژئوپلیتیکی منطقه است.

در مقابل، ترکیه نیز طی ماه‌های اخیر دامنه انتقادات خود از اسرائیل را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. اردوغان بارها تل‌آویو را به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم کرده، تمامی مبادلات تجاری با اسرائیل را متوقف ساخته و خواستار پیگیری حقوقی مقامات این رژیم در دادگاه‌های بین‌المللی شده است. در چنین فضایی، طبیعی است که هر اقدام نمادین از سوی اسرائیل نیز با واکنش شدید آنکارا روبه‌رو شود.

چرا اسرائیل «نسل‌کشی ارامنه» را فعال کرد؟

زمان‌بندی تصمیم کابینه اسرائیل نشان می‌دهد این اقدام بیش از آنکه ریشه در تغییر نگاه تاریخی تل‌آویو داشته باشد، محصول شرایط جدید منطقه‌ای است. طی دو دهه گذشته، دولت‌های مختلف اسرائیل با وجود فشارهای داخلی و خارجی، از به رسمیت شناختن «نسل‌کشی ارامنه» خودداری می‌کردند؛ زیرا ترکیه یکی از مهم‌ترین شرکای راهبردی تل‌آویو در حوزه‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی به شمار می‌رفت. اکنون اما با فروپاشی این شراکت و تبدیل شدن ترکیه به یکی از اصلی‌ترین منتقدان اسرائیل، هزینه سیاسی این تصمیم برای تل‌آویو به مراتب کمتر از گذشته است.

هدف نخست اسرائیل، وارد کردن فشار سیاسی و حیثیتی به دولت اردوغان است. موضوع ارامنه همچنان یکی از حساس‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی و هویت ملی ترکیه محسوب می‌شود و هرگونه به رسمیت شناختن آن از سوی کشورهای مختلف، فشار مضاعفی بر دیپلماسی آنکارا وارد می‌کند.

هدف دوم، پاسخ متقابل به مواضع تند اردوغان درباره جنگ غزه است. رئیس‌جمهور ترکیه طی ماه‌های اخیر نه تنها عملیات نظامی اسرائیل را «نسل‌کشی» خوانده، بلکه خواستار محاکمه رهبران این رژیم در دادگاه‌های بین‌المللی شده و روابط اقتصادی با تل‌آویو را نیز متوقف کرده است. در چنین شرایطی، اسرائیل نیز تلاش می‌کند با استفاده از پرونده‌ای تاریخی، مشروعیت اخلاقی دولت ترکیه را زیر سؤال ببرد و این پیام را منتقل کند که آنکارا نیز با گذشته‌ای مناقشه‌برانگیز روبه‌رو است.

عامل سوم به رقابت ژئوپلیتیکی دو طرف بازمی‌گردد. ترکیه در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را به عنوان رهبر سیاسی جهان اسلام و مدافع آرمان فلسطین معرفی کند. این رویکرد، به ویژه پس از جنگ غزه، با استقبال بخش مهمی از افکار عمومی جهان اسلام همراه شده است. اسرائیل با برجسته کردن پرونده ارامنه می‌کوشد این تصویر را مخدوش کرده و اعتبار اخلاقی و سیاسی اردوغان را در سطح بین‌المللی کاهش دهد.

در کنار این موارد، نباید از نقش تحولات قفقاز جنوبی غافل شد. ترکیه و جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر همکاری راهبردی خود را گسترش داده‌اند و اسرائیل نیز همزمان شریک مهم امنیتی و نظامی باکو محسوب می‌شود. به همین دلیل، تصمیم اخیر تل‌آویو واکنش منفی جمهوری آذربایجان را نیز به دنبال داشت؛ زیرا باکو نگران است این اقدام بر روند عادی‌سازی روابط منطقه‌ای و موازنه‌های جدید قفقاز تأثیر منفی بگذارد.

جدال اردوغان و نتانیاهو 

برخلاف سال‌های گذشته که اختلافات اسرائیل و ترکیه عمدتاً در سطح دیپلماتیک باقی می‌ماند، اکنون رهبران دو طرف مستقیماً یکدیگر را مخاطب قرار می‌دهند. این تحول نشان می‌دهد رقابت میان آنکارا و تل‌آویو وارد مرحله‌ای شخصی و راهبردی شده است. نخستین دلیل این وضعیت، جنگ غزه است. اردوغان از آغاز این جنگ، شدیدترین مواضع خود علیه اسرائیل را اتخاذ کرده و تلاش کرده است ترکیه را در جایگاه مهم‌ترین حامی سیاسی فلسطین قرار دهد. این موضع‌گیری نه تنها در سیاست خارجی، بلکه در سیاست داخلی ترکیه نیز اهمیت دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از افکار عمومی این کشور از حمایت دولت از فلسطین استقبال می‌کند.

در مقابل، نتانیاهو نیز اردوغان را صرفاً یک منتقد سیاسی نمی‌داند، بلکه او را بازیگری می‌بیند که می‌تواند در معادلات منطقه‌ای، علیه اسرائیل ائتلاف‌سازی کند. به همین دلیل، نخست‌وزیر اسرائیل بارها اعلام کرده که اظهارات اردوغان را درباره اسرائیل کاملاً جدی تلقی می‌کند و آن را با متحدان آمریکایی خود در میان خواهد گذاشت.

عامل دوم، رقابت برای نفوذ منطقه‌ای است. ترکیه در سوریه، عراق، قفقاز، شرق مدیترانه، لیبی و حتی آفریقا به دنبال گسترش نفوذ خود است؛ در حالی که اسرائیل نیز در تلاش است با توسعه روابط با کشورهای عربی و حفظ برتری نظامی، جایگاه خود را تثبیت کند. این دو پروژه ژئوپلیتیکی در بسیاری از مناطق با یکدیگر تلاقی پیدا کرده‌اند و همین مسئله موجب افزایش اصطکاک میان دو طرف شده است. حال باید دید که این تنش به تقابل نظامی منجر خواهد شد یا خیر؟!