تایید فروش تسلیحات اسرائیلی به عربستان و قطر، معادلهای جدید در خاورمیانه رقم زد؛
عادیسازی پنهان در سایه همکاری امنیتی
رامین پرتو
پیمان ابراهیم که در سپتامبر ۲۰۲۰ میان اسرائیل، امارات و بحرین با میانجیگری آمریکا امضا شد، در ابتدا به عنوان توافقی سیاسی برای عادیسازی روابط معرفی شد، اما در عمل به بستری برای گسترش همکاریهای امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و نظامی میان تلآویو و بخشی از جهان عرب تبدیل شد. طی سالهای گذشته سودان و مراکش نیز به این روند پیوستند و اکنون گزارشهای رسانههای اسرائیلی از همکاریهای نظامی و دفاعی با کشورهایی مانند عربستان سعودی و قطر، نشان میدهد که دامنه پیمان ابراهیم فراتر از روابط دیپلماتیک رسمی گسترش یافته است.
تحولات سالهای اخیر نشان داده واشنگتن دیگر مانند گذشته حاضر نیست هزینه کامل دفاع از متحدان خود را بپردازد و همین مسئله کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی سوق داده است که اسرائیل نیز با برخورداری از فناوری پیشرفته و نفوذ گسترده در ساختار سیاسی آمریکا، به گزینهای جذاب برای برخی دولتهای عربی تبدیل شده است
بر اساس گزارش رسانههای اسرائیلی، شرکتهای دفاعی «البیت سیستمز» و «صنایع هوافضای اسرائیل» در سالهای اخیر تجهیزات پیشرفته دفاع موشکی، سامانههای حفاظت از هواپیماهای ویژه، کلاههای هوشمند خلبانی، سامانههای دید در شب و قطعات مورد نیاز جنگندههای اف-۱۵ را از طریق قراردادهای مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار عربستان و قطر قرار دادهاند. همچنین گزارشهایی درباره تجهیز هواپیماهای ویژه خاندان حاکم قطر به سامانه ضد موشکی «سی میوزیک» و مشارکت شرکتهای اسرائیلی در پروژه جنگندههای اف-۱۵ قطر منتشر شده است؛ موضوعی که نشان میدهد همکاری امنیتی میان طرفین از مرحله ارتباطات محدود عبور کرده و وارد همکاریهای عملیاتی شده است.
امنیت؛ حلقه اتصال تلآویو، ریاض و دوحه
این پرسش مطرح است که چرا عربستان و قطر با وجود نداشتن روابط سیاسی رسمی با اسرائیل، به خرید تجهیزات دفاعی از شرکتهای اسرائیلی روی آوردهاند؟
عربستان و قطر تلاش دارند توان بازدارندگی خود را افزایش دهند، بدون آنکه وارد روند رسمی عادیسازی شوند. به همین دلیل بخش عمده همکاری آنها با اسرائیل از مسیر شرکتهای آمریکایی، قراردادهای مشترک با بوئینگ یا شرکتهای واسطه انجام میشود تا حساسیتهای سیاسی کاهش یابد
پاسخ را باید در تغییر محیط امنیتی خاورمیانه جستوجو کرد. طی سالهای اخیر تهدیدهای ناشی از حملات موشکی، پهپادی و جنگهای ترکیبی، کشورهای حوزه خلیج فارس را به سمت تقویت سامانههای دفاع هوایی سوق داده است. اسرائیل نیز طی دو دهه گذشته به یکی از پیشرفتهترین تولیدکنندگان فناوریهای دفاع موشکی، جنگ الکترونیک و سامانههای هشدار سریع تبدیل شده و توانسته جایگاه ویژهای در بازار جهانی صنایع دفاعی به دست آورد.
برای ریاض و دوحه، دسترسی به این فناوریها بیش از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، ضرورتی امنیتی محسوب میشود. این دو کشور تلاش دارند توان بازدارندگی خود را افزایش دهند، بدون آنکه وارد روند رسمی عادیسازی شوند. به همین دلیل بخش عمده این همکاریها از مسیر شرکتهای آمریکایی، قراردادهای مشترک با بوئینگ یا شرکتهای واسطه انجام میشود تا حساسیتهای سیاسی کاهش یابد.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز فروش تسلیحات را صرفاً یک معامله اقتصادی نمیداند. صادرات تجهیزات دفاعی، وابستگی بلندمدت ایجاد میکند؛ زیرا تعمیر، آموزش، بهروزرسانی نرمافزارها و تأمین قطعات یدکی سالها ادامه پیدا میکند. بنابراین تلآویو با توسعه صادرات دفاعی، شبکهای از وابستگی امنیتی در منطقه ایجاد میکند که میتواند زمینهساز همکاریهای اطلاعاتی و سیاسی گستردهتر باشد.
چرا روابط امنیتی برقرار است، اما روابط سیاسی نه؟
عربستان و قطر همچنان مسئله فلسطین را مهمترین مانع عادیسازی رسمی روابط معرفی میکنند. ریاض بارها تأکید کرده تا زمانی که راهحل تشکیل کشور مستقل فلسطین محقق نشود، وارد توافق رسمی با اسرائیل نخواهد شد. قطر نیز ضمن حفظ نقش میانجی میان اسرائیل و حماس، تلاش کرده تصویر خود را به عنوان حامی آرمان فلسطین حفظ کند. با این حال، واقعیتهای امنیتی باعث شده این کشورها میان همکاری دفاعی و روابط سیاسی تفکیک قائل شوند. از نگاه آنها، خرید تجهیزات دفاعی به معنای پذیرش کامل اسرائیل نیست، بلکه ابزاری برای حفظ امنیت ملی است.
عامل دیگر، کاهش اعتماد کشورهای عربی به تضمینهای امنیتی آمریکا است. تحولات سالهای اخیر نشان داده واشنگتن دیگر مانند گذشته حاضر نیست هزینه کامل دفاع از متحدان خود را بپردازد. همین مسئله کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی سوق داده است. اسرائیل نیز با برخورداری از فناوری پیشرفته و نفوذ گسترده در ساختار سیاسی آمریکا، به گزینهای جذاب برای برخی دولتهای عربی تبدیل شده است.
بازآرایی امنیت خلیج فارس؛ همگرایی یا شکاف؟
در میان کشورهای عربی، نگاه واحدی نسبت به اسرائیل وجود ندارد. امارات و بحرین پس از پیمان ابراهیم همکاریهای امنیتی خود را به شکل قابل توجهی توسعه دادهاند و حتی گزارشهایی از استقرار سامانههای دفاعی اسرائیلی در امارات منتشر شده است. در مقابل، عمان همچنان با احتیاط به این روند مینگرد و اسرائیل را یکی از عوامل بیثباتی منطقه میداند. عربستان و قطر نیز در موقعیتی میانه قرار گرفتهاند؛ آنها از یک سو به فناوریهای اسرائیلی نیاز دارند و از سوی دیگر، ملاحظات سیاسی و افکار عمومی مانع از عادیسازی رسمی روابط میشود. کویت نیز همچنان نسبت به هرگونه عادیسازی محتاط است، هرچند برخی تحلیلگران احتمال تغییر تدریجی رویکرد این کشور را منتفی نمیدانند.
فروش تسلیحات اسرائیل به عربستان و قطر میتواند پیامدهای مهمی برای آینده امنیت منطقه داشته باشد. نخست آنکه وابستگی فنی و عملیاتی کشورهای عربی به صنایع دفاعی اسرائیل افزایش خواهد یافت و این موضوع زمینه همکاریهای اطلاعاتی و نظامی گستردهتر را فراهم میکند و بدون شک ادامه این روند متوجه سایر کشورهای عربی مانند کویت، اردن، عمان نیز خواهد شد.
دوم آنکه اسرائیل به تدریج از یک بازیگر صرفاً سیاسی به یکی از ارکان معماری امنیتی خلیج فارس تبدیل میشود؛ موضوعی که میتواند موازنه قدرت منطقه را دستخوش تغییر کند.
در مقابل، این روند احتمالاً شکافهای سیاسی در جهان عرب را نیز عمیقتر خواهد کرد. بخشی از افکار عمومی عرب همچنان هرگونه همکاری با اسرائیل را تا زمان حل مسئله فلسطین مردود میداند و دولتهایی مانند عمان همچنان نسبت به گسترش نفوذ امنیتی تلآویو هشدار میدهند. با این حال، به نظر میرسد واقعگرایی امنیتی در بسیاری از پایتختهای عربی بر ملاحظات ایدئولوژیک غلبه کرده است. و احمال دارد که به زودی وضعیت به سمتی برود که رسانهها اخباری از این دسته را بیشتر به بیرون درز بدهند.
در مجموع، اگرچه عربستان و قطر هنوز وارد عادیسازی رسمی روابط با اسرائیل نشدهاند، اما همکاریهای دفاعی و امنیتی نشان میدهد که نظم امنیتی جدیدی در خلیج فارس در حال شکلگیری است؛ نظمی که در آن اسرائیل تلاش میکند با تکیه بر فناوری نظامی، صادرات تسلیحات و همکاریهای اطلاعاتی، جایگاه خود را به عنوان یکی از شرکای امنیتی کشورهای عربی تثبیت کند. استمرار این روند میتواند در سالهای آینده، معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد و تعریف تازهای از ائتلافها و موازنه قدرت در منطقه ارائه کند.
دیدگاه تان را بنویسید