بیاعتنایی چین به تحریمهای نفتی آمریکا، خلیجفارس را به میدان تقابل دو قدرت تبدیل میکند؛
تنگة هرمز؛ آوردگاه پکن و واشنگتن در جنگ انرژی
رامین پرتو
در حالی که بحران تنگه هرمز همچنان بهعنوان یکی از مهمترین تهدیدهای ژئوپلیتیکی جهان مطرح است، حالا ابعاد این بحران دیگر صرفاً محدود به صادرات نفت یا امنیت دریانوردی در خلیج فارس نیست و تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد که تنگه هرمز به نقطه اتصال چند بحران همزمان تبدیل شده و رقابت راهبردی میان ایالات متحده و چین را وارد مرحلهای جدید کرده است. اکنون دیگر مسئله فقط ایران و آمریکا نیست، بلکه رقابت دو قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی جهان بر سر انرژی، نفوذ ژئوپلیتیکی و آینده نظم بینالملل در حال آشکار شدن است.
در این میان، تصمیم کمسابقه چین مبنی بر نادیده گرفتن رسمی تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای پالایشگاهی این کشور، نشانهای مهم از تغییر رفتار پکن در برابر فشارهای واشنگتن محسوب میشود. تا پیش از این، چین تلاش میکرد میان حفظ روابط اقتصادی با ایران و جلوگیری از تنش مستقیم با آمریکا تعادل برقرار کند، اما اکنون به نظر میرسد که پکن وارد مرحلهای تازه از «مقاومت فعال» شده است.
چین بهخوبی میداند که امنیت انرژی برای ادامه رشد اقتصادی پکن حیاتی است. بخش عمدهای از نفت وارداتی این کشور از منطقه خلیج فارس تأمین میشود و هرگونه اختلال در تنگه هرمز مستقیماً اقتصاد چین را هدف قرار میدهد. از همین منظر، تحریم پالایشگاههای چینی به دلیل خرید نفت ایران، در نگاه پکن صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه تلاشی برای تحت فشار قرار دادن امنیت ملی و راهبرد انرژی این کشور تلقی میشود.
در مقابل، ایالات متحده نیز معتقد است که محدودسازی صادرات نفت ایران بخشی از راهبرد کلان مهار تهران و کنترل معادلات منطقهای است. اما واقعیت این است که فشار واشنگتن بر پالایشگاههای چینی عملاً رقابت انرژی میان دو قدرت را وارد فاز آشکارتر کرده است.
جنگ انرژی و آغاز فاز جدید
تقابل آمریکا و چین
یکی از مهمترین دلایل تشدید تقابل میان آمریکا و چین در حوزه انرژی، وابستگی شدید پکن به نفت خاورمیانه و تلاش واشنگتن برای کنترل مسیرهای حیاتی انتقال انرژی است. چین در سالهای اخیر به بزرگترین واردکننده نفت جهان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از این نفت از طریق تنگه هرمز عبور میکند و به همین دلیل، هرگونه بحران در خلیج فارس میتواند مستقیماً بر رشد اقتصادی، تولید صنعتی و ثبات مالی چین تأثیر بگذارد.
در سوی مقابل، آمریکا سالها است که تلاش میکند با استفاده از ابزار تحریم، نفوذ خود را بر بازار جهانی انرژی حفظ کند. تحریم شرکتهای چینی که نفت ایران را خریداری میکنند، در واقع بخشی از سیاست کلان واشنگتن برای جلوگیری از شکلگیری بلوکهای اقتصادی مستقل از آمریکا است. از نگاه دولت ترامپ، ادامه خرید نفت ایران توسط پالایشگاههای چینی نهتنها موجب تقویت اقتصاد ایران میشود، بلکه اقتدار تحریمی آمریکا را نیز تضعیف میکند.
اما واکنش چین به این تحریمها نشان داد که پکن دیگر تمایلی به عقبنشینی ندارد. وزارت بازرگانی چین اعلام کرد که تحریمهای یکجانبه آمریکا غیرقانونی است و شرکتهای چینی نباید از آنها تبعیت کنند. این موضعگیری، صرفاً یک پاسخ اقتصادی نبود، بلکه پیامی ژئوپلیتیکی به واشنگتن محسوب میشود؛ پیامی مبنی بر اینکه چین حاضر نیست امنیت انرژی و منافع راهبردی خود را قربانی فشارهای سیاسی آمریکا کند.
در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رقابت کنونی آمریکا و چین وارد مرحلهای فراتر از «جنگ تجاری» شده و اکنون ابعاد امنیتی و ژئوپلیتیکی پیدا کرده است و تنگه هرمز و خلیج فارس حالا به نقطه تلاقی این رقابت تبدیل شدهاند و در این جغرافیا هم امنیت انرژی جهان و هم موازنه قدرت میان دو ابرقدرت تحت تأثیر قرار گرفته است.
از منظر نظریهپردازانی مانند جان مرشایمر، چنین روندی کاملاً قابل پیشبینی است. در نظام بینالملل آنارشیک، قدرتهای بزرگ همواره برای افزایش نفوذ و جلوگیری از برتری رقیب وارد رقابت میشوند. همچنین باید توجه داشت که بحران تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با نظم جهانی تبدیل شده است.
تبعات جهانی تقابل پکن و واشنگتن
در خلیج فارس
بدون شک ادامه تقابل میان آمریکا و چین در حوزه انرژی، تبعات گستردهای در سطوح اقتصادی، سیاسی و امنیتی خواهد داشت. نخستین پیامد، افزایش بیثباتی در بازار جهانی انرژی است و هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را بهشدت افزایش دهد و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، بهویژه در اروپا و آسیا، را وارد بحران کند.
چین در سالهای اخیر به بزرگترین واردکننده نفت جهان تبدیل شده که بخش قابل توجهی از این نفت از تنگه هرمز عبور میکند؛ به همین دلیل، هرگونه بحران در خلیج فارس میتواند بهطورمستقیم بر رشد اقتصادی، تولید صنعتی و ثبات مالی این کشور اثرگذار باشد
در سطح سیاسی نیز شکاف میان قدرتهای بزرگ عمیقتر خواهد شد. چین و روسیه احتمالاً بیش از گذشته در برابر سیاستهای آمریکا هماهنگ خواهند شد و کشورهای دیگری نیز ممکن است به سمت ایجاد سازوکارهای اقتصادی مستقل از واشنگتن حرکت کنند و این روند میتواند به تضعیف تدریجی نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا منجر شود.
در حوزه امنیتی و نظامی نیز خطرات قابل توجهی وجود دارد. افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، تقویت همکاریهای نظامی چین با برخی کشورهای منطقه و احتمال بروز درگیریهای چندضلعی، میتواند خاورمیانه را وارد مرحلهای جدید از ناامنی کند. حتی اگر واشنگتن و پکن مستقیماً وارد جنگ نشوند، رقابت آنها میتواند از طریق بازیگران منطقهای به بحرانهای خطرناکتری منجر شود.
همزمان، مسئله تایوان نیز این معادلات را پیچیدهتر میکند. چین معتقد است که آمریکا از بحرانهای منطقهای برای مهار پکن استفاده میکند، در حالی که واشنگتن نیز نگران گسترش نفوذ چین در غرب آسیا است. بنابراین، بحران تنگه هرمز ممکن است به پروندههایی مانند تایوان، دریای جنوبی چین و رقابت فناوری نیز گره بخورد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که رقابت کنونی آمریکا و چین وارد مرحلهای فراتر از «جنگ تجاری» شده و اکنون ابعاد امنیتی و ژئوپلیتیکی پیدا کرده است؛ تنگه هرمز و خلیج فارس حالا به نقطه تلاقی این رقابت تبدیل شدهاند و در این جغرافیا هم امنیت انرژی جهان و هم موازنه قدرت میان دو ابرقدرت تحت تأثیر قرار گرفته است
تنگه هرمز، آزمون بزرگ ترامپ در سفر به پکن
در چنین فضایی، سفر احتمالی دونالد ترامپ به چین اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این سفر در شرایطی انجام میشود که بحران تنگه هرمز و تنشهای ناشی از آن به یکی از مهمترین موضوعات سیاست جهانی تبدیل شده است. به همین دلیل، انتظار میرود مسئله انرژی و امنیت خلیج فارس در صدر مذاکرات ترامپ و شی جینپینگ قرار گیرد. برای ترامپ، این دیدار صرفاً یک نشست دیپلماتیک نیست، بلکه آزمونی مهم برای مدیریت همزمان چند بحران بزرگ جهانی است. او باید از یک سو فشار بر ایران را حفظ کند و از سوی دیگر مانع از تشدید تقابل با چین شود که میتواند اقتصاد جهانی را وارد رکود جدیدی کند.
اما چین نیز با دست پر وارد این مذاکرات خواهد شد. پکن اکنون نشان داده که آماده نادیده گرفتن تحریمهای آمریکا است و در حوزه انرژی حاضر به عقبنشینی نیست. در واقع، تصمیم چین برای حمایت آشکار از پالایشگاههای تحریمشده، نوعی تعیین خطوط قرمز پیش از مذاکره با ترامپ محسوب میشود.
در نهایت، آنچه اکنون در خلیج فارس و تنگه هرمز جریان دارد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه بخشی از بازآرایی بزرگ نظم جهانی است. آمریکا و چین در حال ورود به مرحلهای از رقابت هستند که انرژی، تجارت، امنیت و ژئوپلیتیک را بهطور همزمان دربر میگیرد. در این میان، خاورمیانه بار دیگر به صحنه اصلی تقابل قدرتهای بزرگ تبدیل شده؛ تقابلی که میتواند آینده اقتصاد جهانی و معادلات امنیت بینالملل را دگرگون کند.
دیدگاه تان را بنویسید