فروپاشی معادلات امنیتی میان پاکستان - افغانستان، از مبدأ دیورند
اسلامآباد و کابل وارد جنگ تمامعیار شدهاند؟
رامین پرتو
درگیریهای نظامی میان حکومت سرپرست افغانستان و پاکستان طی روزهای اخیر، یکی از خطرناکترین و بیسابقهترین بحرانهای امنیتی در جنوب آسیا طی دهههای اخیر را رقم زده است. آنچه در ابتدا بهعنوان یک تنش مرزی محدود تلقی میشد، به سرعت به تبادل حملات گسترده زمینی و هوایی، تصرف پاسگاههای مرزی و تهدیدهای آشکار نظامی تبدیل شد که بسیاری از تحلیلگران آن را آغاز یک جنگ اعلام نشده میان دو همسایه در منطقه پر چالش جنوب آسیا میدانند.
این بحران با حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در شرق افغانستان آغاز شد و اسلامآباد اعلام کرد که این حملات در پاسخ به حضور و فعالیت گروههای تروریستی، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، در خاک افغانستان انجام شده است. در مقابل حکومت طالبان این حملات را تجاوز آشکار به حاکمیت ملی افغانستان دانست و در پاسخ، عملیات تلافیجویانهای را در امتداد خط مرزی دیورند آغاز کرد.
به گفته مقامهای طالبان، نیروهای این گروه در ولایتهای خوست، پکتیا، کنر و ننگرهار عملیات نظامی گستردهای علیه مواضع پاکستان انجام داده و تعدادی از پاسگاههای مرزی را تصرف کردهاند. همچنین ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان اعلام کرد که نیروهای این گروه با استفاده از تجهیزات پیشرفته و فناوریهای هدفگیری دقیق، حملات شبانهای را علیه اهداف پاکستانی انجام دادهاند. در مقابل، ارتش پاکستان با آغاز عملیات موسوم به «غضب الحق» حملات متقابل گستردهای را آغاز کرد. مقامهای پاکستانی اعلام کردند که دهها پاسگاه طالبان منهدم شده و صدها نفر از نیروهای این گروه کشته یا زخمی شدهاند. همچنین گزارشهایی از حملات هوایی پاکستان به کابل، قندهار و پکتیا منتشر شده است.
در این میان خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان این وضعیت را «جنگی آشکار» توصیف کرد و طالبان را متهم به تبدیل افغانستان به پناهگاه تروریسم و نیروی نیابتی قدرتهای منطقهای کرد. از سوی دیگر آصف علی زرداری، رئیسجمهور پاکستان نیز هشدار داد که کشورش برای دفاع از تمامیت ارضی خود از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. با این تفاسیر این سطح از درگیری، که شامل استفاده از جنگندهها، پهپادها و تجهیزات سنگین است، نشان میدهد که روابط دو کشور وارد مرحلهای بیسابقه از تقابل مستقیم شده است.
چرا پاکستان برای نخستین بار
مستقیماً افغانستان را هدف گرفت؟
حمله مستقیم پاکستان به خاک افغانستان، نقطه عطفی در سیاست امنیتی اسلامآباد محسوب میشود. برای دههها، پاکستان از نفوذ غیرمستقیم و ابزارهای نیابتی برای تأثیرگذاری بر افغانستان استفاده میکرد، اما اکنون به نظر میرسد که این کشور تصمیم گرفته است وارد فاز اقدام نظامی مستقیم شود.
مهمترین عامل این تحول، افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در داخل پاکستان است. اسلامآباد معتقد است که این گروه از خاک افغانستان بهعنوان پایگاه عملیاتی استفاده میکند و حکومت طالبان نه تنها مانع فعالیت این گروه نشده، بلکه در برخی موارد با آن همکاری داشته است.
از نگاه پاکستان، خروج نیروهای ناتو از افغانستان و به قدرت رسیدن طالبان، نه تنها امنیت این کشور را افزایش نداده، بلکه تهدیدهای جدیدی ایجاد کرده است. افزایش حملات تروریستی در شهرهای پاکستان، از جمله حملات به مساجد و مراکز نظامی، فشار داخلی بر دولت پاکستان را برای اتخاذ رویکردی تهاجمی افزایش داده است. عامل دیگر، تغییر محاسبات راهبردی پاکستان است. اسلامآباد اکنون به این نتیجه رسیده است که طالبان دیگر یک متحد قابل اعتماد نیستند. در گذشته، پاکستان طالبان را بهعنوان ابزاری برای حفظ نفوذ در افغانستان میدید، اما اکنون این گروه به یک بازیگر مستقل تبدیل شده که لزوماً منافع پاکستان را دنبال نمیکند.
از سوی دیگر، پاکستان تلاش دارد با نشان دادن قدرت نظامی خود، پیام روشنی به طالبان و سایر گروههای مسلح ارسال کند که اجازه نخواهد داد امنیت داخلی اسلامآباد از خارج تهدید شود. در واقع، حملات اخیر نشان دهنده تغییر از سیاست نفوذ غیرمستقیم به سیاست بازدارندگی مستقیم است که میتواند پیامدهای گستردهای برای آینده منطقه داشته باشد.
واکنش طالبان و تغییر موازنه قدرت در منطقه
طالبان در پاسخ به حملات پاکستان، تلاش کردهاند نشان دهند که برخلاف گذشته، دیگر یک نیروی وابسته نیستند، بلکه یک حکومت مستقل با توانایی دفاع از حاکمیت خود محسوب میشوند. عملیات تلافیجویانه طالبان در امتداد مرز، تصرف پاسگاههای پاکستانی و استفاده از فناوریهای جدید نظامی، نشاندهنده تلاش این گروه برای ایجاد بازدارندگی در برابر پاکستان است.
از نظر راهبردی، طالبان به احتمال زیاد از ورود به یک جنگ تمامعیار با پاکستان اجتناب خواهند کرد، زیرا چنین جنگی میتواند اقتصاد شکننده افغانستان را نابود کند اما در عین حال، این گروه تلاش خواهد کرد با اقدامات محدود نظامی، هزینه اقدامات پاکستان را افزایش دهد
طالبان همچنین تلاش کردهاند از این بحران برای تقویت مشروعیت داخلی خود استفاده کنند. دفاع از تمامیت ارضی افغانستان و مقابله با حملات خارجی، میتواند حمایت داخلی از حکومت طالبان را افزایش دهد و موقعیت سیاسی این گروه را تثبیت کند.
از نظر راهبردی، طالبان به احتمال زیاد از ورود به یک جنگ تمامعیار با پاکستان اجتناب خواهند کرد، زیرا چنین جنگی میتواند اقتصاد شکننده افغانستان را نابود کند. اما در عین حال، این گروه تلاش خواهد کرد با اقدامات محدود نظامی، هزینه اقدامات پاکستان را افزایش دهد. در واقع، طالبان به دنبال ایجاد یک تعادل میان جلوگیری از تشدید جنگ و حفظ اعتبار خود بهعنوان یک حکومت مستقل هستند.
واکنش قدرتهای منطقهای
و تبعات ژئوپلیتیک جنگ
درگیری میان افغانستان و پاکستان با نگرانی گسترده قدرتهای منطقهای و جهانی مواجه شده است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نسبت به ادامه این درگیریها هشدار داده و خواستار خویشتنداری طرفین شده است.
روسیه نیز نگرانی خود را از تشدید درگیریها اعلام کرده و خواستار حل اختلافات از طریق دیپلماسی شد؛ چراکه مسکو نگران است که بیثباتی در افغانستان به آسیای مرکزی گسترش یابد و امنیت متحدانش را تهدید کند.
چین، بهعنوان متحد نزدیک پاکستان، به احتمال زیاد از اسلامآباد حمایت سیاسی خواهد کرد، اما در عین حال از تشدید جنگ نگران است، زیرا بیثباتی میتواند پروژههای اقتصادی چین در منطقه را تهدید کند.
هند، که روابط پرتنشی با پاکستان دارد، حملات پاکستان به افغانستان را محکوم کرده و دهلینو ممکن است از این بحران برای افزایش فشار سیاسی بر پاکستان استفاده کند.
پاکستان تلاش دارد با نشان دادن قدرت نظامی خود، پیام روشنی به طالبان و سایر گروههای مسلح ارسال کند که اجازه نخواهد داد امنیت داخلی اسلامآباد از خارج تهدید شود و در واقع، حملات اخیر نشان دهنده تغییر از سیاست نفوذ غیرمستقیم به سیاست بازدارندگی مستقیم است
کشورهایی مانند ایران، ترکیه و قطر نیز تلاش کردهاند نقش میانجی را ایفا کنند، زیرا ادامه این درگیری میتواند ثبات منطقه را به خطر بیندازد.
پیامدهای سیاسی و امنیتی ادامه جنگ
بدون هیچ شک و تردیدی ادامه درگیری میان افغانستان و پاکستان میتواند پیامدهای خطرناکی برای منطقه داشته باشد. نخست، این جنگ میتواند به بیثباتی گسترده در جنوب آسیا منجر شود و زمینه را برای فعالیت بیشتر گروههای تروریستی فراهم کند. دوم، این بحران میتواند روابط منطقهای را پیچیدهتر کند و رقابت میان قدرتهای منطقهای را تشدید کند.
سوم، ادامه جنگ میتواند بحران انسانی جدیدی ایجاد کند و موج جدیدی از آوارگان را به وجود آورد. چهارم، این درگیری میتواند به تغییر موازنه قدرت در منطقه منجر شود و ساختار امنیتی جنوب آسیا را دگرگون کند. در نهایت، درگیری میان افغانستان و پاکستان نشاندهنده ورود منطقه به مرحلهای جدید از بیثباتی است. اگرچه احتمال وقوع یک جنگ تمامعیار همچنان محدود است، اما ادامه تنشها میتواند منطقه را وارد یک بحران طولانیمدت کند.
آنچه مسلم است، این بحران نشان میدهد که روابط میان طالبان و پاکستان، که زمانی مبتنی بر همکاری بود، اکنون به یک تقابل راهبردی تبدیل شده است؛ تقابلی که آینده امنیت جنوب آسیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
دیدگاه تان را بنویسید