رامین پرتو

پرونده جنگ اوکراین پس از گذشت نزدیک به چهار سال، اکنون به نقطه‌ای رسیده که بسیاری از تحلیلگران آن را حساس‌ترین مرحله این بحران می‌دانند؛ مرحله‌ای که می‌تواند آغاز پایان یک جنگ فرسایشی باشد یا برعکس، زمینه‌ساز ورود به فاز جدیدی از تقابل گسترده‌تر میان روسیه و غرب شود. در چنین شرایطی، همزمان با تشدید حملات متقابل در میدان نبرد و افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر طرفین، مذاکرات سه‌جانبه میان روسیه، آمریکا و اوکراین در ژنو آغاز شده است؛ مذاکراتی که به باور بسیاری، سرنوشت آینده این جنگ را تعیین خواهد کرد.

اظهارات اخیر ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، مبنی بر موافقت کی‌یف با پیشنهادهای آمریکا از جمله آتش‌بس طولانی‌مدت، نشان‌دهنده تغییر مهمی در رویکرد اوکراین است. زلنسکی تأکید کرده که اوکراین با همه پیشنهادهای واقع‌بینانه برای توقف جنگ موافقت کرده، اما روسیه این پیشنهادها را رد کرده و حتی در حال آماده‌سازی برای حملات گسترده‌تر علیه زیرساخت‌های انرژی اوکراین است. این موضع‌گیری در حالی مطرح شده که همزمان گزارش‌هایی از تشدید حملات اوکراین به مناطق تحت کنترل روسیه و همچنین حملات روسیه به زیرساخت‌های حیاتی اوکراین منتشر شده است.

در سوی دیگر، روسیه نیز اوکراین را به تشدید حملات پهپادی علیه اهداف غیرنظامی متهم کرده و تأکید دارد که این اقدامات همزمان با آغاز مذاکرات صلح، نشان‌دهنده عدم جدیت کی‌یف در مسیر حل‌وفصل بحران است. این تبادل اتهامات نشان می‌دهد که جنگ همچنان به‌عنوان ابزاری برای تقویت مواضع طرفین در میز مذاکره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مذاکرات ژنو، که با حضور نمایندگان بلندپایه روسیه، اوکراین و ایالات متحده برگزار می‌شود، به‌عنوان ادامه روند گفت‌وگوهایی است که پیش‌تر در ابوظبی آغاز شده بود. این مذاکرات طیفی گسترده از مسائل، از جمله وضعیت سرزمین‌های اشغالی، ترتیبات امنیتی، وضعیت نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا و چارچوب‌های آتش‌بس احتمالی را در بر می‌گیرد و اهمیت این مذاکرات از آن جهت است که برای نخستین بار، موضوعات اساسی و راهبردی جنگ، نه صرفاً مسائل تاکتیکی، در دستور کار قرار  گرفته است.

با وجود این تلاش‌های دیپلماتیک، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که جنگ هنوز پایان نیافته است. روسیه همچنان حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را تحت کنترل دارد و اوکراین نیز بر بازپس‌گیری این مناطق تأکید می‌کند و این اختلاف بنیادین، مهم‌ترین مانع بر سر راه دستیابی به توافق صلح محسوب می‌شود.

چرا اوکراین با پیشنهاد آتش‌بس آمریکا

 موافقت کرد؟

پذیرش پیشنهاد آتش‌بس از سوی اوکراین را باید در چارچوب مجموعه‌ای از عوامل نظامی، سیاسی، اقتصادی و راهبردی تحلیل کرد. نخستین و مهم‌ترین عامل، شرایط دشوار میدانی برای اوکراین است. جنگ فرسایشی با روسیه، که از نظر نظامی و اقتصادی قدرتی بزرگ‌تر محسوب می‌شود، فشار سنگینی بر نیروهای مسلح اوکراین وارد کرده است. حملات مداوم روسیه به زیرساخت‌های انرژی، صنعتی و نظامی اوکراین، توان دفاعی و اقتصادی این کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

مذاکرات ژنو می‌تواند زمینه‌ساز پایان یکی از مهم‌ترین بحران‌های ژئوپولیتیکی قرن بیست‌ویکم باشد یا برعکس، شکست آن می‌تواند به تداوم جنگ و افزایش بی‌ثباتی در اروپا منجر شود و در این راستا به هر ترتیب مولفه‌های متضاد بیش از حد در حال عیان شدن هستند

در چنین شرایطی، آتش‌بس می‌تواند فرصتی حیاتی برای اوکراین فراهم کند تا توان نظامی خود را بازسازی کرده و از فرسایش بیشتر جلوگیری کند. توقف موقت جنگ، به کی‌یف اجازه می‌دهد تا سامانه‌های دفاعی خود را تقویت کرده، نیروهای خود را بازسازی کند و حمایت‌های نظامی و مالی غرب را با کارآمدی بیشتری جذب کند.

عامل دوم، فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی است. جنگ طولانی‌مدت، اقتصاد اوکراین را به شدت تضعیف کرده و زیرساخت‌های حیاتی این کشور را تخریب کرده است. قطع برق، اختلال در سیستم گرمایش و تخریب زیرساخت‌ها، شرایط زندگی را برای میلیون‌ها شهروند اوکراینی دشوار کرده است. در چنین شرایطی، دولت زلنسکی نیاز دارد نشان دهد که برای پایان دادن به جنگ و کاهش فشار بر مردم، آماده اتخاذ راهکارهای دیپلماتیک است.

عامل سوم، فشارهای سیاسی بین‌المللی و به‌ویژه از سوی ایالات متحده و متحدان غربی است. آمریکا، به‌عنوان اصلی‌ترین حامی نظامی و مالی اوکراین، اکنون به دنبال یافتن راه‌حلی برای پایان دادن به جنگ است. تداوم جنگ، نه تنها هزینه‌های مالی سنگینی برای آمریکا و متحدانش دارد، بلکه خطر گسترش بحران به سطحی وسیع‌تر را نیز افزایش می‌دهد. پذیرش پیشنهاد آتش‌بس از سوی اوکراین، می‌تواند به حفظ حمایت‌های غربی کمک کرده و نشان دهد که کی‌یف به دنبال صلح است.

عامل چهارم، مسائل مربوط به مشروعیت سیاسی و بحران‌های داخلی است. گزارش‌های مربوط به فساد مالی و سوءاستفاده از کمک‌های غربی، فشارهای سیاسی بر دولت زلنسکی را افزایش داده است. پذیرش آتش‌بس می‌تواند به زلنسکی کمک کند تا از تشدید بحران‌های داخلی جلوگیری کرده و موقعیت سیاسی خود را تثبیت کند.

چرا روسیه حملات را تشدید کرده است؟

در مقابل، مخالفت روسیه با آتش‌بس را نیز باید در چارچوب اهداف راهبردی این کشور تحلیل کرد. روسیه از آغاز جنگ، اهداف مشخصی را دنبال کرده است که مهم‌ترین آنها، تثبیت کنترل بر مناطق اشغالی، جلوگیری از گسترش نفوذ ناتو و تضمین امنیت راهبردی خود است.

از دیدگاه مسکو، پذیرش آتش‌بس بدون تحقق اهداف موردنظر روسیه، به معنای از دست دادن فرصت تثبیت دستاوردهای نظامی است، چراکه اکنون بخش‌های مهمی از شرق و جنوب اوکراین را تحت کنترل دارد و تلاش می‌کند این مناطق را به‌عنوان بخشی از قلمرو خود تثبیت کند

از دیدگاه مسکو، پذیرش آتش‌بس بدون تحقق این اهداف، به معنای از دست دادن فرصت تثبیت دستاوردهای نظامی است. روسیه اکنون بخش‌های مهمی از شرق و جنوب اوکراین را تحت کنترل دارد و تلاش می‌کند این مناطق را به‌عنوان بخشی از قلمرو خود تثبیت کند. لذا آتش‌بس در شرایطی که وضعیت سرزمین‌ها تعیین تکلیف نشده باشد، می‌تواند این دستاوردها را در معرض خطر قرار دهد.

عامل دوم، برتری نسبی نظامی روسیه در میدان نبرد است. با وجود مقاومت اوکراین، روسیه همچنان از نظر منابع انسانی، تجهیزات و ظرفیت صنعتی برتری دارد. در چنین شرایطی، مسکو ممکن است معتقد باشد که ادامه جنگ می‌تواند به بهبود موقعیت این کشور در مذاکرات منجر شود.

عامل سوم، استفاده از جنگ به‌عنوان ابزار فشار سیاسی است. تشدید حملات همزمان با مذاکرات، می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر اوکراین و غرب مورد استفاده قرار گیرد. این راهبرد، که به «دیپلماسی مبتنی بر قدرت» معروف است، به روسیه امکان می‌دهد تا شرایط مطلوب خود را بر مذاکرات تحمیل کند. در مجموع، مخالفت روسیه با آتش‌بس را باید نتیجه محاسبات راهبردی این کشور دانست که بر اساس آن، ادامه جنگ در شرایط فعلی، می‌تواند موقعیت روسیه را تقویت کند.

مذاکرات ژنو؛ آخرین فرصت 

برای پایان جنگ  یا آغاز مرحله‌ای جدید؟

مذاکرات ژنو را باید یکی از مهم‌ترین تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ اوکراین دانست. این مذاکرات با هدف بررسی ابعاد نظامی، سیاسی و انسانی بحران و یافتن چارچوبی برای توافق صلح برگزار می‌شود.

مهم‌ترین موضوعات مورد بحث در این مذاکرات شامل تعیین وضعیت مناطق اشغالی، ترتیبات امنیتی، سرنوشت نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا و چارچوب آتش‌بس احتمالی است. این موضوعات، به‌دلیل اهمیت راهبردی خود، از پیچیدگی بالایی برخوردارند و دستیابی به توافق درباره آنها نیازمند امتیازدهی متقابل است. آینده این مذاکرات به عوامل متعددی بستگی دارد. نخست، وضعیت میدانی جنگ. هرگونه تغییر در موازنه قدرت نظامی می‌تواند بر مواضع طرفین تأثیر بگذارد. دوم، نقش ایالات متحده. آمریکا به‌عنوان میانجی اصلی، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به توافق احتمالی دارد. سوم، وضعیت داخلی اوکراین و روسیه. فشارهای سیاسی و اقتصادی می‌تواند طرفین را به سمت توافق یا ادامه جنگ سوق دهد.

با این حال، حتی در صورت دستیابی به آتش‌بس، پایان کامل جنگ ممکن است زمان‌بر باشد. اختلافات عمیق بر سر مسائل سرزمینی و امنیتی، دستیابی به توافقی جامع را دشوار کرده است.

در مجموع، مذاکرات ژنو را می‌توان نقطه عطفی در مسیر جنگ اوکراین دانست. این مذاکرات می‌تواند زمینه‌ساز پایان یکی از مهم‌ترین بحران‌های ژئوپولیتیکی قرن بیست‌ویکم باشد یا برعکس، شکست آن می‌تواند به تداوم جنگ و افزایش بی‌ثباتی در اروپا منجر شود. اکنون، همه نگاه‌ها به ژنو دوخته شده است؛ شهری که شاید سرنوشت جنگ اوکراین در آن رقم بخورد.