بازگشت با ناامیدی

آریا طاری

ساعت ۰۴:۳۰ بامداد به وقت تهران، در دل درخشش خیره‌کننده هالیوود و زیر سقف شگفت‌انگیز ورزشگاه ۷۰‌ هزار نفری سوفای لس‌آنجلس، قرار بود تیم ملی ایران یک شروع مقتدرانه را در جام‌جهانی ۲۰۲۶ رقم بزند. روی کاغذ، همه‌چیز برای یک پیروزی روحیه‌بخش مهیا بود؛ رویارویی با نیوزیلند، تیمی که در میان ۴۸‌تیم حاضر در تورنمنت، پایین‌ترین رنکینگ فیفا را یدک می‌کشید و تاریخش در جام‌های جهانی با حسرت یک پیروزی گره خورده بود. اما آنچه در این ۹۰‌دقیقه به علاوه حواشی عجیب‌وغریب قبل و بعد از آن گذشت، نه یک نمایش مقتدرانه، بلکه یک درام هالیوودی تمام‌عیار بود؛ ترکیبی از اشتباهات تاکتیکی، درخشش‌های فردی، کمدی‌های رسانه‌ای و البته یک تراژدی لجستیکی تمام‌نشدنی. تساوی دو-دو مقابل نیوزیلند، نتیجه‌ای نیست که بتوان از آن دفاع کرد. وقتی تیمی نمی‌تواند از سد ضعیف‌ترین هم‌گروه خود بگذرد، زنگ خطر برای رویارویی با غول‌هایی چون بلژیک و مصر با صدای بلندتری به صدا درمی‌آید. اما برای درک چرایی این نتیجه، باید به لایه‌های پنهان این ماراتن نفس‌گیر نفوذ کرد. 

وقتی ترکیب ۱۱‌نفره تیم ملی اعلام شد، ابروها از تعجب بالا رفت. حضور هفت ‌بازیکنی که سابقه پوشیدن پیراهن پرسپولیس را داشتند، نشان از یک هارمونی آشنا می‌داد، اما سورپرایزهای امیر قلعه‌نویی چیز دیگری بود. شهریار مغانلو در نوک خط حمله قرار گرفته بود و علی نعمتی، جانشین محمدحسین کنعانی‌زادگان در قلب خط دفاعی شد. 

ایران بازی را هجومی آغاز کرد، اما فوتبال بی‌رحم‌تر از این حرف‌هاست. در دقیقه‌ هفت، در حالی که مدافعان ایران هنوز در حال تطبیق خود با اتمسفر سنگین ورزشگاه بودند، یک شروع مجدد از دروازه‌بان نیوزیلند و هنرنمایی کریس وود، الی جاست را در موقعیت گلزنی قرار داد و طاق دروازه بیرانوند فرو ریخت. شوک اول به تیمی وارد شد که پیش از سوت آغاز بازی، از نظر ذهنی و فیزیکی در فرودگاه‌ها و گیت‌های بازرسی خرد شده بود. نیوزیلند، تیمی که انتظار می‌رفت در لاک دفاعی فرو برود، با جسارت تمام نبض بازی را در دست گرفت. آمارها می‌گویند امید گل (xG) ایران ۱.۵۰ و نیوزیلند ۱.۲۴ بود، اما خط دفاعی ایران در برابر حملات سریع حریف، شکننده و سردرگم نشان می‌داد. 

در میان تمام سردرگمی‌های تاکتیکی، یک ستاره جور همه را کشید؛ رامین رضاییان. داستان او در این فصل، خود یک فیلم سینمایی است. بازیکنی که در استقلال ریکاردو ساپینتو به یک نیمکت‌نشین مغضوب تبدیل شده بود و برای احیای خود به فولاد پناه برد، در لس‌آنجلس به بهترین بازیکن زمین تبدیل شد. در دقیقه‌۳۲، وقتی ضربه مغانلو بلوکه شد، این هوش و جایگیری رامین بود که با یک ضربه بیرون پای نرم، ایران را به بازی برگرداند. رامین به این گل بسنده نکرد و در نیمه دوم، وقتی ایران دوباره با گل دقیقه‌۵۴ الی جاست در شوک فرو رفته بود، با یک ارسال خط‌کشی‌شده، پایه‌گذار گل تساوی‌بخش محمد محبی شد. رضاییان با این عملکرد، نام خود را به عنوان اولین بازیکن تاریخ فوتبال ایران که در یک مسابقه جام‌جهانی هم گل زده و هم پاس گل داده است، جاودانه کرد. او نشان داد که چرا گاهی انگیزه اثبات خود، از هر تاکتیک تیمی قدرتمندتر 

عمل می‌کند. 

ضربه سر تماشایی محمد محبی در دقیقه‌۶۴ که پس از برخورد به تیرک عمودی به تور بوسه زد، او را به دوازدهمین گلزن تاریخ ایران در جام‌های جهانی تبدیل کرد. اما این گل، آغازگر یکی از ملتهب‌ترین حواشی مسابقات بود. شادی پس از گل محبی که به «شلیک با اسلحه» تعبیر شد، در فضای به شدت حساس و امنیتی مسابقه، بلافاصله به سوژه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. تا جایی که برخی کاربران خواستار محرومیت او شدند. محبی اما در میکس‌زون، با تسلط به زبان انگلیسی و اجرای یک پانتومیم دقیق، توضیح داد که این حرکت صرفا یک ادای احترام دلی به هواداران بوده و هیچ بار سیاسی نداشته است. اما جالب‌ترین بخش ماجرا، ورود دو اسطوره بزرگ جهان فوتبال، تیری آنری و زلاتان ایبراهیموویچ به این پرونده بود. در شبکه فاکس اسپورت، زلاتان ضمن تمجید از اعتمادبه‌نفس محبی، به او هشدار داد که در صحنه‌ای به وسعت جام‌جهانی نباید درامای اضافه بسازد. اما این تیری آنری بود که با درک عمیق از فشارهای روی تیم ایران، تمام‌قد پشت ستاره تیم ملی ایستاد و گفت:«وقتی هر گل و هر حرکتی به یک بحث سیاسی تبدیل شود، فوتبال زیبایی‌اش را از دست می‌دهد. بیایید فوتبالیست‌ها را بر اساس کاری که در زمین انجام می‌دهند قضاوت کنیم. محبی قصد بدی نداشت.»

در حالی که هواداران در استادیوم در تب‌وتاب کامبک‌های ایران بودند، بینندگان شبکه دولتی TRT ترکیه شاهد یک کمدی خالص بودند! مورات اکرم چیمن، گزارشگر باسابقه ترکیه‌ای، در چهار ‌دقیقه ابتدایی بازی، نام تیم‌ها را جابه‌جا می‌گفت. او نفوذهای رامین رضاییان را به نام مدافع نیوزیلند گزارش می‌کرد و حملات حریف را به نام ایران می‌خواند! این فاجعه رسانه‌ای زمانی متوقف شد که تصویر بسته مهدی طارمی روی مانیتور نقش بست و گزارشگر تازه فهمید تیمی که پیراهن سفید بر تن دارد، ایران است. واکنش‌ها در فضای مجازی ترکیه به قدری تند و تمسخرآمیز بود که شبکه TRT در پایان بازی، در بیانیه‌ای رسمی ضمن عذرخواهی، از اخراج مورات اکرم چیمن از تیم پوشش‌دهنده جام جهانی خبر داد. اشتباهی که نشان داد بی‌نظمی فقط مختص اردوی ایران نیست، بلکه تا کابین گزارشگران در آن سوی دنیا هم کشیده شده است! 

اگر از اشکالات فنی خط دفاعی و فرصت‌سوزی‌های مهاجمان بگذریم، نمی‌توان چشمان را روی ظلم لجستیکی بی‌سابقه‌ای که به تیم ملی ایران در این تورنمنت تحمیل شده، بست. تساوی مقابل ضعیف‌ترین تیم جام، زمانی منطقی‌تر جلوه می‌کند که بدانیم بازیکنان ایران، خسته‌ترین پاهای تورنمنت را دارند. مصاحبه‌های طوفانی بعد از بازی، عمق فاجعه را نشان داد. مهدی طارمی، کاپیتان تیم، با چهره‌ای کلافه رو به دوربین‌ها گفت:«همه‌چیز فاجعه است. ما نه رئیس فدراسیون داریم، نه مدیر رسانه‌ای. آنالیزور ما مجبور است کارهای رسانه‌ای را انجام دهد!» وقتی ویزای سینگل مهدی ترابی در لس‌آنجلس منقضی می‌شود و مهدی طارمی و سعید الهویی باز هم در گیت فرودگاه برای بازگشت به مکزیک ساعت‌ها گروگان گرفته می‌شوند، صحبت از تمرکز و ریکاوری یک شوخی تلخ است. 

امیر قلعه‌نویی در رختکن و در حضور جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، بغض تیمش را فریاد زد:«ما مظلوم‌ترین تیم تاریخ ادوار جام‌جهانی هستیم. به ما اجازه ندادند زودتر بیاییم تا با شرایط آداپته شویم و حالا بلافاصله بعد از یک بازی سنگین، به جای ریکاوری، مجبورمان کرده‌اند سوار هواپیما شویم و به مکزیک برگردیم.» اینفانتینو با لبخندی دیپلماتیک به بازیکنان وعده حمایت داد، اما وعده‌های پوشالی، اسید لاکتیک جمع شده در عضلات بازیکنانی که چهار نفرشان به دلیل گرفتگی عضلانی تعویض شدند را دفع نمی‌کند. 

تساوی دو-دو مقابل نیوزیلند، دو روی یک سکه بود. از یک سو، رسانه‌های بزرگ جهان مانند مارکا، موندو دپورتیوو و آ.اس، از این بازی با عنوان یک تساوی در حد فیلم‌های هالیوودی یاد کردند و جنگندگی و غرور بازیکنان ایران را در دل محدودیت‌های خفه‌کننده ستودند. ثبت رکورد تاریخی ۱۰‌بازی در جام‌جهانی برای احسان حاج‌صفی و حمایت ۷۰‌هزار نفری ایرانیان حاضر در لس‌آنجلس، قاب‌های زیبایی از این مسابقه بود. اما از سوی دیگر، واقعیت جدول بی‌رحم است. ایران مقابل تیمی امتیاز از دست داد که باید به عنوان پل صعود به آن نگاه می‌کرد. ضعف در تقابل‌های نفر به نفر، جا ماندن مدافعان میانی در ضدحملات سریع و وابستگی بیش از حد به خلاقیت‌های فردی، پاشنه آشیل تیمی است که حالا باید به مصاف بلژیک پرستاره و مصر جنگنده برود. 

تیم ملی ایران در نخستین گام خود در جام‌جهانی ۲۰۲۶، هم با حریف درون زمین جنگید، هم با گیت‌های فرودگاه و هم با خستگی مفرط. این تیم شاید روی کاغذ مدعی پیروزی برابر نیوزیلند بود، اما وقتی نبرد نابرابر باشد، ایستادن روی پاهای خود نیز نوعی پیروزی است. حال باید دید آیا قلعه‌نویی می‌تواند در میان این هرج‌ومرج فرساینده، از لحاظ ذهنی و تاکتیکی، تیمش را برای خلق معجزه مقابل بلژیک و مصر بازسازی کند، یا این قطار در همین ایستگاه‌های ابتدایی متوقف خواهد شد؟ جام‌جهانی برای ایران، تازه به سخت‌ترین بخش خود رسیده است.