فاجعه!

نگار رشیدی 

صدای سوت پایان بازی‌های جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۶ در استرالیا هنوز در گوش دختران فوتبالیست ایرانی زنگ می‌زد. آنها در گروه مرگ ایستاده بودند، جنگیده بودند و با وجود پذیرش سه شکست پیاپی، برای دومین‌بار در تاریخ، نام ایران را در میان ۱۲‌تیم برتر قاره کهن ثبت کرده بودند. وقتی هواپیمای حامل کاروان تیم ملی زنان در فرودگاه تهران به زمین نشست، فلاش دوربین‌ها چشم را می‌زد. مسئولان فدراسیون فوتبال، با لبخندهایی که پهنای صورت‌شان را پوشانده بود، در صف اول استقبال ایستاده بودند. وعده‌ها قطار شده بود؛ از مراسم‌ تقدیر در شهرهای مختلف تا حمایت‌های همه‌جانبه برای آینده. اما در همان لحظات پر زرق و برق، یک ترس پنهان در دل ناظران و دلسوزان فوتبال وجود داشت؛ آیا این وعده‌های مهدی تاج و رفقا، پیش از خشک شدن عرق دختران ملی‌پوش به دست فراموشی سپرده نخواهد شد؟ حالا در اردیبهشت ۱۴۰۵، زمان به صریح‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن به این سوال پاسخ داده است. شاهکار جدید فدراسیون فوتبال روی پرده رفته و سناریوی آن، چیزی جز تعلیق خاموش و تعطیلی چهار ساله تیم ملی زنان نیست. هدفی که با خط زدن نام این تیم از کاروان اعزامی به بازی‌های آسیایی ناگویا کلید خورده است. 

بازی‌های آسیایی همیشه میدانی برای تلاقی تجربه و رقابت در بالاترین سطح قاره بوده است. برای تیم ملی زنان ایران که در مسیر ناهموار رشد و توسعه قدم برمی‌دارد، حضور در آوردگاه ناگویا می‌توانست یک کلاس درس تمام‌عیار باشد. جایی که ۱۱‌تیم حاضر در جام ملت‌های آسیا به اضافه هنگ‌کنگ در آن رقابت می‌کنند و تنه به تنه شدن با این قدرت‌ها، تنها راه بالا بردن کیفیت فنی تیمی است که تشنه بازی‌های بین‌المللی است. 

اما ناگهان، آب پاکی روی دست همه ریخته شد. فریده شجاعی، نایب‌رئیس زنان فدراسیون فوتبال، در گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر»، تصمیمی را اعلام کرد که بیشتر شبیه به یک طنز تلخ مدیریتی بود. او گفت:«با توجه به سیاست کمیته ملی المپیک مبنی بر اعزام کیفی و تمرکز بر رشته‌های مدال‌آور، تیم ملی فوتبال زنان در این دوره حضور نخواهد داشت. چانه‌زنی زمانی معنا دارد که شانس واقعی برای کسب نتیجه داشته باشیم و رسیدن به سکو در این سطح دور از دسترس است.» 

این استدلال، یک فرافکنی آشکار و یک فرار رو به جلو است. از چه زمانی شرط اعزام یک تیم در حال توسعه به مسابقات قاره‌ای، تضمین کسب مدال بوده است؟ اگر منطق «فقط مدال‌آوران اعزام شوند» بر ورزش کشور حاکم است، مهدی تاج و همکارانش باید پاسخ دهند که چرا تیم ملی مردان در چهار دوره اخیر بازی‌های آسیایی هیچ مقامی کسب نکرده و در مدال‌آوری ناکام مطلق بوده، اما همیشه بلیت اعزام‌شان در جیب‌شان است؟

اینجاست که پرده از نگاه به شدت تبعیض‌آمیز فدراسیون‌نشینان برداشته می‌شود. برای آنها، فوتبال زنان نه یک پروژه ملی، بلکه یک رفع تکلیف اجباری در برابر الزامات فیفاست. وقتی پای هزینه کردن و میدان دادن برای کسب تجربه به میان می‌آید، دختران ایران به راحتی با برچسب عدم شانس مدال به حاشیه رانده می‌شوند. 

اگر فکر می‌کنید فاجعه به انصراف از بازی‌های آسیایی ختم می‌شود، سخت در اشتباهید. شاه‌بیت غزل ناکارآمدی فدراسیون، در بخش دیگری از مصاحبه خانم فریده شجاعی نهفته است؛ جایی که او با اعتماد به نفسی مثال‌زدنی از برنامه‌های آینده تیم ملی سخن می‌گوید:«به‌زودی رقابت‌های انتخابی المپیک و فیفادی‌ها آغاز خواهد شد و تلاش ما این است که تیم ملی با برنامه‌ریزی دقیق در این مسابقات حاضر شود!» این جمله، برای هر کسی که حداقل آشنایی را با قوانین فعلی فوتبال زنان در آسیا داشته باشد، یک شوک ویرانگر است. بیایید با هم ساختار مسابقات انتخابی المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس را مرور کنیم تا عمق فاجعه و ناآگاهی نفر اول فوتبال زنان ایران مشخص شود. اول اینکه تنها هشت تیم برتر جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۶ حق حضور در مسابقات انتخابی المپیک را دارند. دوم اینکه تیم ملی ایران در استرالیا با سه شکست در مرحله گروهی حذف شد و جایی در میان ۸هشت تیم برتر ندارد. از بین آن هشت تیم هم، دو تیم مستقیما به لس‌آنجلس می‌روند و بهترین تیم دوم مرحله گروهی برای یک پلی‌آف بین‌قاره‌ای به مصاف تیم ملی زنان آرژانتین خواهد رفت. نتیجه‌گیری ساده است؛ تیم ملی زنان ایران هیچ‌گونه فرصتی، شانسی و حتی امکانی برای حضور در مسابقات انتخابی المپیک ۲۰۲۸ ندارد! 

حذف از رنکینگ فیفا. فدراسیون جهانی فوتبال تیم‌هایی را که برای مدت مشخصی بازی رسمی یا دوستانه در تقویم فیفادی نداشته باشند، از رده‌بندی جهانی خارج می‌کند. فوتبال زنان ایران پیش از این نیز طعم تلخ این سقوط و حذف از رنکینگ را به دلیل بی‌توجهی مدیران وقت چشیده است

اینکه نایب‌رئیس زنان فدراسیون فوتبال، روی صندلی مدیریت نشسته و از برنامه‌ریزی دقیق برای مسابقاتی حرف می‌زند که تیمش اصلا در آن حضور ندارد، یک رسوایی تمام‌عیار مدیریتی است. این نشان می‌دهد سکان‌دار کشتی فوتبال زنان، حتی نقشه راه و تقویم مسابقات کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) را یک‌بار هم مطالعه نکرده است. وقتی مدیر ارشد از الفبای مسیر پیش‌رو بی‌اطلاع است، چگونه می‌توان انتظار داشت که از حق دختران فوتبالیست برای اعزام به بازی‌های آسیایی دفاع کند؟

تصمیم فدراسیون تاج برای حذف تیم ملی زنان از بازی‌های آسیایی ناگویا، در کنار محرومیت قطعی (به دلیل رتبه) از مسابقات انتخابی المپیک، یک معادله وحشتناک را خلق می‌کند؛ تیم ملی زنان ایران تا زمان مسابقات انتخابی جام ملت‌های آسیا ۲۰۳۰، هیچ رویداد رسمی مهمی در تقویم خود ندارد. چهار سال در فوتبال، یک عمر است. یک بازیکن ۲۰‌ساله پدیده، در ۲۴‌سالگی بدون هیچ تجربه بین‌المللی مفیدی به اوج پختگی می‌رسد و عملا بهترین سال‌های ورزشی‌اش در اردوهای بی‌هدف و تمرینات خسته‌کننده تلف می‌شود. در خوش‌بینانه‌ترین و البته بی‌اهمیت‌ترین حالت ممکن، شاید تورنمنت منطقه‌ای کافا برگزار شود که آن هم با توجه به سطح کیفی پایین تیم‌های آسیای مرکزی، کمکی به پیشرفت فوتبال زنان ایران نخواهد کرد و برگزاری‌اش نیز همواره در هاله‌ای از ابهام است. 

اما خطر بزرگ‌تر، تکرار یک فاجعه تاریخی است؛ حذف از رنکینگ فیفا. فدراسیون جهانی فوتبال تیم‌هایی را که برای مدت مشخصی بازی رسمی یا دوستانه در تقویم فیفادی نداشته باشند، از رده‌بندی جهانی خارج می‌کند. فوتبال زنان ایران پیش از این نیز طعم تلخ این سقوط و حذف از رنکینگ را به دلیل بی‌توجهی مدیران وقت چشیده است. حالا با توجه به سابقه تاریک فدراسیون فعلی، بسیار بعید است که آنها وقتی از اعزام تیم به مسابقات رسمی سر باز می‌زنند، حاضر شوند برای برگزاری بازی‌های دوستانه تدارکاتی در فیفادی‌ها هزینه کنند. نتیجه؟ تقویم خالی، زنگ‌زدگی ساق‌های بازیکنان، و در نهایت پاک شدن نام ایران از جدول رده‌بندی فوتبال زنان جهان. این به معنای واقعی کلمه، یک تعطیلی چهار ساله و بازگشت به نقطه صفر است. 

در روزهای گذشته، مسعود پزشکیان در مقام رئیس‌جمهور و احمد دنیامالی به عنوان وزیر ورزش و جوانان، در محافل مختلف صحبت‌های امیدوارکننده‌ای در خصوص حمایت از ورزش زنان و رفع تبعیض‌ها مطرح کرده‌اند. آنها از لزوم دیده شدن دختران ورزشکار و فراهم کردن بسترهای رشد برای آنان سخن گفته‌اند. اما امروز، زمان حرف زدن به پایان رسیده و وقت عمل است. تصمیم کمیته زنان و فدراسیون فوتبال در خصوص عدم اعزام تیم به بازی‌های آسیایی ناگویا، دقیقا در تضاد با سیاست‌های اعلامی دولت در حمایت از زنان است. این یک تصمیم فنی نیست، بلکه یک قتل عام استعدادها در سکوت است. 

وزارت ورزش و جوانان باید فورا به این پرونده ورود کند. آقای دنیامالی! این تصمیم نیازمند یک وتوی قاطع از سوی شماست. اجازه ندهید نگاه‌های تقلیل‌گرایانه و آماتور در فدراسیون فوتبال، سرنوشت نسلی از دختران را که با هزاران امید و آرزو روی چمن‌های سبز می‌دوند، تباه کند. اعزام به ناگویا، نه برای کسب مدال طلا، بلکه برای حفظ حیات، کسب تجربه و روشن نگه‌داشتن چراغ فوتبال زنان یک الزام ملی است. 

اگر امروز جلوی این فاجعه خاموش گرفته نشود، فردا روزی باید در سوگ استعدادیابی، انگیزه و رویای دخترانی بنشینیم که تنها گناه‌شان، انتخاب توپ چهل‌تکه در کشوری بود که مدیران فوتبالش، حتی نمی‌دانند تیم‌شان در کدام مسابقات حضور دارد و در کدام حضور ندارد. توپ اکنون در زمین دولت است؛ آیا سوت نجات به صدا در خواهد آمد، یا سوت پایان برای چهار سال سکوت و تاریکی؟