ایستگاه تعلیق

هوای بهاری تهران در نخستین روزهای اردیبهشت ۱۴۰۵، رنگ و بوی همیشگی را نداشت. در راهروهای ساختمان سئول، مقر وزارت ورزش و جوانان، سکوتی پرالتهاب حکم‌فرما بود؛ سکوتی که نه از سر آرامش، بلکه پیش‌درآمدی بر یکی از تاریخی‌ترین و پیچیده‌ترین تصمیمات تاریخ ورزش ایران به شمار می‌رفت. در سالن اجتماعات، چهره‌هایی دور یک میز بیضی‌شکل جمع شده بودند که بار سنگین یک دوگانه تاریخی را بر دوش می‌کشیدند؛ دوگانه میدان ورزش و میدان جنگ. اینجا دومین جلسه ستاد جام‌جهانی فوتبال ۲۰۲۶ بود. مهدی تاج با چهره‌ای متفکر، امیر قلعه‌نویی با دغدغه‌های فنی یک سرمربی که تیمش در برزخ بلاتکلیفی گیر افتاده، و در رأس میز، احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان نشسته بود. جلسه‌ای که قرار بود درباره لجستیک، بلیت‌فروشی و هتل‌های محل اقامت تیم ملی باشد، خیلی زود به مانیفستی تند و صریح علیه میزبان مسابقات تبدیل شد. 

ماجرا از آنجا آغاز شد که فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش، در یک تلاش دیپلماتیک پنهان و آشکار، از فیفا خواسته بودند تا به دلیل شرایط جنگی اخیر و تنش‌های بی‌سابقه میان ایران و ایالات متحده، بازی‌های تیم ملی ایران از خاک آمریکا به مکزیک (دیگر میزبان مشترک جام جهانی) منتقل شود. پاسخی که صبح سه‌شنبه روی میز وزیر قرار گرفت، یک «نه» قاطع از سوی نهاد حاکم بر فوتبال جهان بود. 

همزمان در نقطه‌ای دیگر از شهر، مینی‌کمپ تیم ملی با حضور ۳۰‌ستاره لیگ برتری در حال برگزاری بود. بازیکنانی که به جای تمرکز روی تاکتیک‌ها، چشم به اخبار دوخته بودند. آیا اصلا بلیتی برای این سفر صادر خواهد شد؟ پاسخ این سوال نه در ساق پای بازیکنان، که در راهروهای شورای عالی امنیت ملی گره خورده بود. 

وقتی نوبت به سخنرانی احمد دنیامالی رسید، لحن او از یک مدیر ورزشی به یک مقام زخم‌خورده و خشمگین تغییر کرد. او که پیش‌تر نیز سیگنال‌هایی مبنی بر مخالفت با اعزام تیم داده بود، این‌بار شمشیر را از رو بست. کلمات او در فضای جلسه طنین‌انداز شد؛ کلماتی که بوی باروت می‌داد. دنیامالی با اشاره به استانداردهای دوگانه نهادهای بین‌المللی گفت:«اگر هر کشور دیگری به جز شیطان بزرگ میزبان بازی‌های جام جهانی بود، مجامع جهانی خیلی زود این امتیاز را از آن می‌گرفتند.» 

اوج خشم وزیر، متوجه جانی اینفانتینو، رئیس فیفا بود. او با یادآوری روزهای تلخ و خونین جنگ تحمیلی ۱۲‌روزه اخیر، رفتار رئیس فیفا را به باد انتقاد گرفت و تصویری از یک تقابل تمام‌عیار را ترسیم کرد:«رئیس فیفا حتی بعد از جنگ تحمیلی ۱۲‌روزه علیه ایران، به رئیس جمهور قاتل آمریکا جام صلح و مدال داد. این افراد عوامل آمریکا هستند. ما نیازی به این نداریم که اینفانتینو به رختکن ما بیاید و برای‌مان خوش‌رقصی کند. او حتی این جنگ را محکوم هم نکرد.» 

هرچه جلسه پیش می‌رفت، فضای احساسی و تراژیک بر جنبه‌های ورزشی غلبه می‌کرد. وزیر ورزش با صدایی که رگه‌هایی از تاثر عمیق در آن موج می‌زد، از خطوط قرمزی سخن گفت که عبور از آنها برایش غیرممکن می‌نمود. او صراحتا اعلام کرد که در دادگاه وجدان خود، رای به تحریم این مسابقات داده است. دنیامالی با تاکید بر اینکه نمی‌توان در برابر خون‌های ریخته شده بی‌تفاوت ماند، اظهار داشت:«نمی‌توانیم در برابر چند هزار شهیدی که دادیم، بی‌تفاوت باشیم. در موضع شخصی خودم قطعا مخالف شرکت در جام جهانی هستم. مگر می‌توانیم نسبت به جنایات اخیر آمریکا غیرت نداشته باشیم و بگوییم خیلی راحت به جام جهانی می‌رویم؟!» 

او در ادامه به تناقض بزرگ المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس اشاره کرد و از انفعال کمیته بین‌المللی المپیک گلایه کرد. از نگاه او، کشوری که در کمتر از ۹‌ماه، دو بار حمله نظامی انجام داده و عالی‌ترین مقامات را به شهادت رسانده، هیچ سنخیتی با شعار «صلح و دوستی» المپیک و جام جهانی ندارد، در حالی که کشورهای دیگر به محض آغاز یک درگیری، به سرعت از دهکده جهانی ورزش اخراج می‌شوند. 

اما داستان در اینجا به پایان نرسید. تراژدی واقعی در بخش پایانی سخنان وزیر نهفته بود؛ جایی که مردی با تمام مخالفت‌های قلبی‌اش، باید به عنوان یک دولتمرد به وظایف قانونی خود عمل می‌کرد. این یک پارادوکس دردناک بود؛ آماده کردن لشکری برای رفتن به سرزمینی که وزیر آرزوی نرفتنش را داشت. دنیامالی با نگاهی به امیر قلعه‌نویی و مهدی تاج، آب پاکی را روی دست همه ریخت و گفت که تصمیم نهایی با مراجع بالاتر و مصلحت‌اندیشی دولت است. او با ادبیاتی که ترکیبی از اندوه و انجام وظیفه بود، گفت:«مردم بدانند که ما با دلی از خون، کارهای تدارکات تیم ملی را انجام می‌دهیم. فکر نکنند که درد آنها را نمی‌دانیم.» 

با وجود این دل پر خون، چرخ‌های لجستیک تیم ملی از حرکت نایستاده است. اردوهای آماده‌سازی در ترکیه با موفقیت برگزار شده و حمایت و همدلی میزبانان ترکیه‌ای در روزهای سخت جنگ، نقطه قوتی برای روحیه بازیکنان بوده است. وزیر در پایان تاکید کرد که برای عزت و افتخار ایران، از هیچ تلاشی برای تامین امکانات و بودجه تیم ملی کوتاهی نخواهد کرد. 

جلسه به پایان رسید. حاضران در حالی اتاق را ترک می‌کردند که می‌دانستند این جام جهانی، شبیه هیچ تورنمنت دیگری در تاریخ فوتبال ایران نخواهد بود. تیمی که شاید چمدان‌هایش را ببندد، تمرین کند و آماده رویارویی با حریفان شود، اما هنوز نمی‌داند سوت آغاز مسابقات برای آنها در مستطیل سبز به صدا در خواهد آمد، یا در راهروهای تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی، نقطه پایانی بر این سفر پرماجرا گذاشته خواهد شد. مسافران جام جهانی ۲۰۲۶، فعلا در ایستگاه «تعلیق» ایستاده‌اند.