رئال و سیتی بازهم در لیگ قهرمانان اروپا به هم رسیدند
تکرار شد
نقطه عطف این قرعهکشی، بدون شک شخص آلوارو آربلوا است. او که روزگاری در دفاع راست رئالمادرید با تعصب بیمثالش شناخته میشد، حالا باید مغز متفکر تیمی باشد که مقابل پیچیدهترین تیم جهان قرار میگیرد. بسیاری میگویند او «گوشت دم توپ» برای پپ گواردیولاست. اما تاریخ لیگ قهرمانان پر است از جوانانی که بزرگان را به زانو درآوردهاند. آربلوا میداند که اگر سیتی را حذف کند، در یک شب از یک مربی کمتجربه به یک اسطوره تبدیل خواهد شد. او در رختکن رئال از شرف و غرور حرف میزند، در حالی که پپ در دفترش در منچستر، در حال رسم کردن زوایای پاسکاری و فضاهای خالی برنابئو است. لیگ قهرمانان امسال، آزمون تابآوری است. در سمتی از جدول، ما شاهد یک جنگ تمامعیار هستیم که در آن غولها یکدیگر را میدرند. در سمت دیگر، شاهد یک رقابت استراتژیک هستیم که در آن نظم و تمرکز، حرف اول را میزند. آرسنال و بارسا مسیر همواری دارند، اما نباید فراموش کنند که در فوتبال، همواری مسیر گاهی خطرناکترین تله است. نیوکاسل و لورکوزن تیمهایی نیستند که به راحتی تسلیم شوند. فوریه که از راه برسد، دیگر صدای قرعهکشی و گویها شنیده نخواهد شد؛ جای آن را فریاد هواداران و صدای برخورد استوکها با چمن پر خواهد کرد. مسیری که از نیون آغاز شد، سفری طولانی است که قهرمانش را نه با شانس، بلکه با قدرت بقا انتخاب خواهد کرد. جامی که در نهایت بالای سر برده میشود، معتبرترین جام سالهای اخیر خواهد بود؛ چراکه برای رسیدن به آن، باید از جهنمی گذشت که قرعهکشی امسال ساخته است.
آریا طاری
در غروبی که عقربههای ساعت در نیون سوئیس به وقت سرنوشت تنظیم شده بود، گویهای نقرهای لیگ قهرمانان اروپا بار دیگر چرخیدند تا داستانی را روایت کنند که بیش از آنکه شبیه یک تورنمنت ورزشی باشد، به یک درام چندپردهای کلاسیک شباهت دارد. قرعهکشی مرحله یکهشتم نهایی، نه فقط تقابل تیمها، که ترسیم یک نقشه جنگی بود؛ نقشهای که در آن نیمی از اروپا در آتش و خون میسوزد و نیمی دیگر، در مسیری سبز و هموار به سوی فینال قدم میزند. فینالی که برخلاف تمام پیشبینیها و شایعات ماه گذشته، قرار است در بوداپست به ایستگاه آخر برسد.
اگر فوتبال یک سریال طولانی بود، اپیزود رئال-سیتی حالا تکراریترین و در عین حال پربینندهترین سکانس آن میشد. برای ششمینبار در هفت سال اخیر، قرعهکشی لیگ قهرمانان این دو غول را مقابل هم قرار داد. اما اینبار، بوی خون متفاوتی به مشام میرسد. در یک سوی میدان، پپ گواردیولا ایستاده است؛ مردی که با کولهباری از نبوغ، وسواسهای تاکتیکی و ویترینی پر از جام، حالا به پدربزرگ این رقابتها تبدیل شده است. در سوی دیگر اما، دیگر خبری از آرامش فیلسوفانه آنچلوتی یا لبخندهای مرموز زیدان نیست. حالا آلوارو آربلوا، پسر متعصب و جوان مادریدیستا، سکان هدایت کاخ سفید فوتبال را بر عهده گرفته است. آربلوا که هنوز ردای جوانی و کمتجربگی بر تن دارد، باید در اولین آزمون بزرگ قارهای خود، مقابل هیولای مرحله حذفی بایستد. این نبرد، تقابل تجربه مطلق و انگیزه بیحد است. سیتی که حالا به بلوغی ترسناک رسیده، به رئال به چشم یک رقیب سنتی نگاه میکند که باید هر سال از سر راه برداشته شود. اما رئالمادرید در لیگ قهرمانان، هویتی فرای تاکتیک دارد. آنها حتی با مربیان جوانشان هم بوی خون را حس میکنند. آیا آربلوا میتواند با تکیه بر دیانای مادریدی، پپ را در شطرنج تاکتیکیاش مات کند؟
درست در زیر سایه نبرد رئال و سیتی، قرعهای دیگر لرزه بر اندام هواداران انداخت؛ آتالانتا و بایرن مونیخ. آتالانتا، تیمی که با یک کامبک اساطیری و فراموشنشدنی در مرحله گروهی، از دهان گرگ بیرون آمد و به این مرحله رسید، حالا باید با ماشین گلزنی آلمان روبهرو شود. بایرن مونیخ تشنه، که هر سال به چیزی جز قهرمانی فکر نمیکند، حالا برابر تیمی قرار گرفته که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد و دورتموند، دیگر تیم آلمانی را به خانه فرستاده است. اما فاجعه برای این دو تیم زمانی آغاز میشود که به نمودار نگاه کنند. برنده این دیدار، در مرحله یکچهارم نهایی باید مستقیما به مصاف برنده بازی رئالمادرید و منچسترسیتی برود. این یعنی اگر بایرن از سد آتالانتا بگذرد، پاداشش چیزی جز یک قرعه مرگ دیگر نخواهد بود. این سمت جدول، به معنای واقعی کلمه، یک کشتارگاه است که تنها یک تیم جان سالم از آن به در خواهد برد.
اگر فوتبال یک سریال طولانی بود، اپیزود رئال-سیتی حالا تکراریترین و در عین حال پربینندهترین سکانس آن میشد. برای ششمینبار در هفت سال اخیر، قرعهکشی لیگ قهرمانان این دو غول را مقابل هم قرار داد. اما اینبار، بوی خون متفاوتی به مشام میرسد
داستان نبرد پاریسنژرمن و چلسی، داستانی است که ریشه در خاطرات تلخ پاریسیها دارد. هنوز هم در راهروهای ورزشگاه پارک دو پرنس، زمزمههای شکست سه بر صفر مقابل چلسی در فینال جام باشگاههای جهان شنیده میشود. چلسی برای پاریس، نماد یک حسرت بزرگ است. حالا ناصر الخلیفی و ارتش ستارگانش، این قرعه را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یک فرصت برای رستگاری میبینند. پاریس میخواهد ثابت کند که دوران تحقیر شدن توسط تیمهای لندنی به پایان رسیده است. برنده این نبرد کلاسیک، باید منتظر برنده بازی گالاتاسرای و لیورپول باشد. لیورپول که همیشه در اروپا به عنوان یک مدعی ترسناک شناخته میشود، حالا باید در جهنم استانبول به مصاف گالاتاسرایی برود که در خانهاش به هیچ تیمی رحم نمیکند. مسیر رسیدن به نیمهنهایی برای لیورپول یا پاریس، از میان مینهای تاکتیکی و جوهای سنگین ورزشگاهها میگذرد.
اما وقتی چشم از آن سمت خونین جدول برمیداریم و به نیمه دیگر نگاه میکنیم، گویی وارد دنیای دیگری شدهایم. در اینجا، خورشید به روی بزرگان از نفسافتاده لبخند زده است. بارسلونا، تیمی که در سالهای اخیر دوران پرفراز و نشیبی را سپری کرده، حالا با قرعه نیوکاسل روبهرو شده است. با تمام احترامی که برای پروژه نفتی و جاهطلبانه نیوکاسل باید قائل شد، اما آنها برای بارسای احیا شده، رقیب آسانی به نظر میرسند. بارسا که تحت هدایت نسل جدیدش دوباره به تیکیتاکای معروف خود بازگشته، راه همواری را تا مراحل پایانی میبیند. برنده این مسابقه به مصاف برنده تاتنهام و اتلتیکومادرید خواهد رفت. نبردی که تقابل دو سبک کاملا متضاد است؛ فوتبال هجومی و جسورانه تاتنهام برابر صخرههای دفاعی و ضدحملات زهرآگین دیگو سیمئونه. با این حال، هیچکدام از این تیمها در سطح آمادگی فعلی، به اندازه غولهای سمت دیگر جدول ترسناک نیستند.
در گوشهای دیگر از این نیمه جدول، بوده گلیمت، تیمی که نامش با سرما و شگفتی گره خورده، باید به مصاف اسپورتینگ لیسبون برود. بوده نروژ که با بودجهای ناچیز و فوتبالی مدرن تمام معادلات را به هم زده، حالا بعد از حذف اینتر در رویای صعود به یکچهارم نهایی است. اما برنده این بازی، با یکی از آمادهترین تیمهای حال حاضر اروپا برخورد خواهد کرد؛ آرسنال یا بایر لورکوزن. آرسنال میکل آرتتا که حالا به پختگی کامل رسیده، برابر لورکوزنی قرار میگیرد که با میراث ژابی آلونسو هنوز هم بوی خطر میدهد. با این حال، آرسنال و بارسلونا به خوبی میدانند که اگر از این مراحل عبور کنند، در فینال با تیمی روبهرو میشوند که احتمالا در جنگهای خونین سمت دیگر جدول، تمام توانش را از دست داده است.
وقتی به نقشه کلی نگاه میکنیم، با یک عدم توازن آشکار روبهرو هستیم. در یک سمت، تیمی که میخواهد به فینال برسد باید به ترتیب از سد سیتی، بایرن و احتمالا لیورپول یا پاریس بگذرد. این مسیری است که حتی برای برزیل ۱۹۷۰ هم دشوار به نظر میرسد! در سمت مقابل، آرسنال و بارسا در وضعیتی قرار دارند که میتوانند با چرخشی کردن ترکیب خود در برخی بازیها، انرژیشان را برای مراحل حساستر ذخیره کنند. این قرعهکشی، شانس رسیدن یک فینالیست غیرمنتظره از سمت دوم را به شدت افزایش داده است. تیمی مثل اتلتیکو مادرید یا حتی لورکوزن، حالا بیش از هر زمان دیگری به حضور در بازی نهایی نزدیک هستند.
دیدگاه تان را بنویسید