پرسپولیس مقابل شمسآذر به برتری رسید، اما از لحاظ فنی انتظارات را برآورده نکرد
برد پرحرف و حدیث
آریا طاری
پیروزی دو بر یک پرسپولیس مقابل شمسآذر در قزوین، سه امتیاز حیاتی را برای تیم اوسمار ویرا به ارمغان آورد، اما این برد در هفته یازدهم لیگ برتر، بیشتر از آنکه یک نمایش قدرت باشد، یک فرار پرماجرا از یک تله تاکتیکی بود. پرسپولیس در مواجهه با تیمی باانگیزه و پرسکننده قرار گرفت که تحت هدایت وحید رضایی، با تمام توان برای کسب امتیاز مقابل مدعی قهرمانی میجنگید. این پیروزی نه با برتری مطلق تاکتیکی، بلکه با درخشش فردی ستارهها و در سایه ابهامات داوری رقم خورد تا تیم سرخپوش با مجموعهای از هشدارها و جنجالها، به استقبال دربی پایتخت برود.
اوسمار ویرا در این دیدار، تیمش را با ترکیبی مشابه دیدارهای قبلی به میدان فرستاد. از نظر فنی، بزرگترین چالش پرسپولیس، فقدان مکانیزمهای طراحی حمله واضح در میانه زمین بود. تیم در فاز ساخت بازی، به جای انتقال توپهای سریع و عمودی، اغلب به چرخشهای عرضی و پاسهای بیخطر روی میآورد که در مواجهه با خط میانی فشرده شمسآذر، راه به جایی نمیبرد. این امر، فشار غیرضروری را بر بازیکنانی چون سروش رفیعی و اوستون اورونوف تحمیل کرد تا وظایف سیستمی را با خلاقیتهای شخصی پوشش دهند.
شمسآذر تحت هدایت وحید رضایی، از لحاظ انگیزه و نظم تیمی، عملکرد بسیار قابل قبولی داشت. آنها به درستی تشخیص داده بودند که نقطه ضعف پرسپولیس، فشار بالا در منطقه میانی است. اگر دقت مهاجمان شمسآذر در نیمه اول کمی بیشتر بود، نتیجه بازی میتوانست بسیار متفاوت برای سرخپوشان رقم بخورد
پرسپولیس در این بازی، به وضوح نشان داد که از نظر دفاعی هنوز در شرایط ایدهآل قرار ندارد. گل تساوی شمسآذر از روی یک ضربه کرنر و با آشفتگی محض در یارگیری منطقهای و فردی محوطه جریمه پرسپولیس به ثمر رسید. این دومین یا سومین باری نیست که پرسپولیس در این فصل و حتی فصل گذشته روی ضربات ایستگاهی و توپهای هوایی آسیب میبیند. این نارسایی فنی، زنگ خطری جدی برای اوسمار است؛ چراکه تیمهای بزرگ و بهخصوص استقلال در دربی، به خوبی میتوانند از این نقطه ضعف واضح و تکراری بهرهبرداری کنند و هزینه شکست را بسیار سنگینتر سازند.
شمسآذر تحت هدایت وحید رضایی، از لحاظ انگیزه و نظم تیمی، عملکرد بسیار قابل قبولی داشت. آنها به درستی تشخیص داده بودند که نقطه ضعف پرسپولیس، فشار بالا در منطقه میانی است. شمسآذر با اجرای یک پرس شدید از بالا، اجازه نداد پیام نیازمند و مدافعان پرسپولیس با خیال راحت بازیسازی کنند و بارها با قطع پاسهای میانی، ضدحملات خطرناکی را طراحی کردند. اگر دقت مهاجمان شمسآذر در نیمه اول کمی بیشتر بود، نتیجه بازی میتوانست بسیار متفاوت برای سرخپوشان رقم بخورد.
یکی از جالبترین تحولات تاکتیکی پرسپولیس در فصول اخیر، تغییر نقش سروش رفیعی است. سروش دیگر محدود به وظایف یک شماره ۱۰ یا هافبک طراح کلاسیک (که در خط میانی میماند) نیست. در این بازی او با هوشمندی تاکتیکی، در نقش یک هافبک رونده ظاهر شد که وظیفه داشت با نفوذهای ناگهانی از خط دوم، خود را به محوطه جریمه برساند. گل اول پرسپولیس دقیقا نتیجه اجرای بینقص همین ایده بود. سروش با این مهارت، توانست خلأ حضور مهاجم کلاسیک در عمق را جبران کرده و بهعنوان عنصر غافلگیرکننده، وارد فضای خالی شود.
اوستون اورونوف در این مسابقه بازیکنی متناقض اما تعیینکننده بود. عملکرد او را میتوان در دو بخش بررسی کرد؛ از یک سو، او با دریبلهای ناگهانی، توانایی بالایی در بههم ریختن آرایش دفاعی حریف دارد و آمار دریبلهای موفق او در این بازی نسبت به سایر بازیکنان درخشان بود. اما از سوی دیگر، او همچنان در تصمیمگیری نهایی (شوتزنی یا پاس دادن) با عجله عمل میکند. این نوسان در بازی او، تیم را تا آستانه ناکامی برد.
اهمیت اورونوف، در توانایی او برای زدن گلهای نهچندان زیبا و در لحظات حساس است. گل پیروزیبخش دقیقه ۷۴، پس از یک صحنه شلوغ و برگشت توپ از خط دروازه به ثمر رسید. اورونوف با شم گلزنی و حضور بهموقع در موقعیتی قرار گرفت که بازیکنان دیگر از آن دور شده بودند. این گل نه نتیجه یک پاسِ دقیق، بلکه نتیجه فشار مداوم و حضور اورونوف در منطقه خطر بود. او ثابت کرد که حتی در روزی که از نظر فنی بهترین نمایش را ندارد، میتواند تیم را با یک ضربه دقیق و غافلگیرکننده نجات دهد.
فرشاد احمدزاده در این بازی به عنوان یکی از بازیکنان پرتلاش و با دوندگی بالا، فشار زیادی روی کنارههای دفاع شمسآذر وارد کرد. اما عملکرد او تحتالشعاع جنجال بزرگ داوری قرار گرفت. در دقایق پایانی، او موفق به زدن گل سوم شد که در صورت پذیرفته شدن، خیال پرسپولیس را راحت میکرد. اما کمکداور پرچم آفساید خود را بالا برد. صرف نظر از صحت یا عدم صحت این تصمیم، اعلام آفساید، این بازی را تا دقیقه ۹۶ در وضعیت استرس بالا و احتمال تساوی نگه داشت و بر حواشی آن افزود.
پرسپولیس در این بازی، به وضوح نشان داد که از نظر دفاعی هنوز در شرایط ایدهآل قرار ندارد. این دومین یا سومین باری نیست که پرسپولیس در این فصل و حتی فصل گذشته روی ضربات ایستگاهی و توپهای هوایی آسیب میبیند. این نارسایی فنی، زنگ خطری جدی برای اوسمار است
جنجالیترین صحنه، گل مردود احمدزاده بود. کارشناسان داوری در تحلیل این صحنه اختلافنظر دارند؛ برخی معتقدند که در لحظه ارسال پاس، پای احمدزاده یا حداقل شانهاش جلوتر از مدافع بوده و تصمیم کمکداور صحیح است. در مقابل، عدهای اعتقاد دارند که با توجه به عدم دخالت مستقیم احمدزاده در روند اولیه و تاثیر بر دروازهبان، این آفساید بسیار میلیمتری و قابل اغماض بوده است. فارغ از نظر نهایی، در نبود VAR، این قبیل تصمیمات نزدیک، همواره منبعی برای ایجاد تنش و اتهامزنی خواهد بود.
صحنه مشکوک دیگری نیز در محوطه جریمه پرسپولیس اتفاق افتاد که بازیکنان شمسآذر به شدت اعتقاد به خطای پنالتی داشتند. داور مسابقه تصمیم به ادامه بازی گرفت و این در حالی بود که کمکداور ویدیویی اعتقاد به پنالتی داشت. عدم قطعیت در این صحنهها، حتی اگر تصمیم داور درست باشد، باعث میشود که تیم بازنده احساس تضییع حق کند. این احساس، دقیقا همان چیزی است که به فضای دربی تزریق میشود. هواداران و رسانههای رقیب، بلافاصله این صحنهها را مستمسک قرار داده و داور آینده دربی را تحت فشار قرار میدهند. فراموش نکنیم که پرسپولیسیها هم اعتقاد دارند تکگل شمسآذر هم باید مردود اعلام میشد.
حساسیت بالای این ابهامات داوری، دقیقا به دلیل نزدیکی به دربی پایتخت، وارد فاز جدیدی میشود. در فضای رقابتی ایران، هرگونه خطای داوری به نفع یا ضرر یکی از دو تیم بزرگ، بلافاصله تبدیل به یک نارضایتی عمومی و سازماندهیشده میشود. رسانهها، کانالهای هواداری و بازیکنان سابق، این جنجالها را بزرگنمایی میکنند تا زمینهسازی روانی برای بازی دربی انجام شود. این امر مستقیما فشار را روی داور آینده دربی افزایش میدهد؛ زیرا او میداند که کوچکترین سوت مشکوک، میتواند بهانهای برای جنجالهای پس از بازی و حتی حمله به کمیته داوران باشد.
سرمربی برزیلی پرسپولیس، اوسمار ویرا، در این بازی با ریسک بالایی پیروز شد. او در تغییرات تاکتیکی و تعویضها، سرعت عمل لازم را نداشت و پرسپولیس پس از دریافت گل تساوی، زمان زیادی را صرف سازماندهی مجدد کرد. این نوع مدیریت بحران کُند، در بازیهای کماهمیتتر قابل قبول است، اما در دربی، هر تصمیم دیرهنگام یا اشتباه در تعویض، میتواند به قیمت از دست رفتن نتیجه تمام شود. اوسمار باید راهی برای القای آرامش و ساختار مشخص به تیم در شرایط فشار
پیدا کند.
هدف اصلی از بزرگنمایی حواشی داوری پرسپولیس و شمسآذر این است که تیم رقیب (استقلال) با برجسته کردن این خطاها، به صورت غیرمستقیم، این پیام را به داور دربی ارسال کند که ما همه اشتباهات شما را زیر نظر داریم و کوچکترین خطا به نفع تیم رقیب را نخواهیم بخشید. این جنگ روانی، جزئی جداییناپذیر از مسابقات حساس پایتخت است و بازی مقابل شمسآذر، سوخت لازم برای روشن کردن این آتش را فراهم کرد.
پیروزی دو بر یک پرسپولیس مقابل شمسآذر یک پیروزی با طعم شانس و مهارت فردی بود. این بازی نشان داد که پرسپولیس در مسیر قهرمانی همچنان نیاز به اصلاحات تاکتیکی و افزایش تمرکز در فاز دفاعی دارد. اورونوف و رفیعی، دو ستارهای بودند که پرسپولیس را در این گرداب نجات دادند، اما در دربی، یک تیم صرفا با درخشش فردی به پیروزی نمیرسد. اوسمار ویرا باید هرچه سریعتر با ایجاد ثبات در دفاع و تنوع در حمله، تیم را از وابستگی به جادوی لحظهای اورونوف نجات دهد تا در نبرد بزرگ پایتخت، سربلند
بیرون آید.
دیدگاه تان را بنویسید