پیشنهاد قطر روی میز؛ صلح با ضمانت جنگ!

نهال فرخی 

در حالی که سایه ازسرگیری حملات نظامی آمریکا و اسرائیل همچنان بر ایران سنگینی می‌کند، قطر بار دیگر با پیشنهادی تازه برای پایان دادن به جنگ وارد میدان شده؛ پیشنهادی که از یک جدول زمانی هفت‌روزه، اقدامات متقابل اعتمادساز و تضمین چند کشور برای اجرای توافق سخن می‌گوید.

با این حال، هنوز جزئیات کامل این طرح منتشر نشده و تهران نیز دست‌کم در نخستین واکنش‌ها، ایده‌های مطرح‌شده از سوی دوحه را نپذیرفته است. هم‌زمان، نشست امنیتی ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران، طرح ایجاد پیمان عدم تجاوز منطقه‌ای و انتخابات بدون پیروز قطعی در اسرائیل، معادله توافق احتمالی را پیچیده‌تر کرده‌اند و اکنون پرسش فقط این نیست که آیا تهران و واشنگتن می‌توانند به توافق برسند؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا توافقی تازه، در منطقه‌ای که همچنان در معرض حملات نظامی و رقابت‌های امنیتی قرار دارد، اساساً می‌تواند دوام بیاورد؟

طرح هفت‌روزه؛ پیشنهاد تازه یا تکرار اختلاف‌های قدیمی؟

روز چهارشنبه، ششم آبان، رویترز به نقل از یک مقام مطلع از مذاکرات گزارش داد که میانجیگران قطری روز یکشنبه پیش‌نویس توافق تازه‌ای را برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تهران ارائه کرده‌اند. براساس این گزارش، پیشنهاد قطر شامل یک جدول زمانی هفت‌روزه است که در آن تهران و واشنگتن باید به‌صورت روزانه اقداماتی برای اعتمادسازی انجام دهند.

این مقام که ایرانی نیست، گفته اجرای جدول زمانی ممکن است از اوایل هفته آینده آغاز شود و چند کشور نیز ضمانت اجرای توافق را برعهده بگیرند. انتظار می‌رود ایران تا پایان هفته پاسخ خود را اعلام کند. اما انتشار این جزئیات با واکنش متفاوت یک مقام ارشد ایرانی همراه شد. او به رویترز گفت قطر تنها ایده‌هایی غیرقابل قبول مطرح کرده که اساساً در حد یک پیشنهاد تازه برای پایان خصومت‌ها نیستند. این اختلاف روایت، نخستین نشانه از فاصله میان برداشت میانجیگران و موضع تهران درباره پیشرفت مذاکرات است.

نکته مهم این که پیشنهاد هفت‌روزه، سابقه‌ای در مذاکرات اخیر دارد. اواخر شهریورماه نیز عباس عراقچی از ارائه طرحی هفت‌روزه از سوی ایران به آمریکا از طریق میانجیگران قطری خبر داده بود. آن طرح شامل پایان خصومت‌ها در ایران و لبنان، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، رفع تحریم‌های نفتی، پایان محاصره دریایی بنادر ایران و سپس بازگشایی هرمز و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای بود.

رویترز در آن زمان گزارش داده بود که اختلاف اصلی طرفین نه لزوماً بر سر اصل اقدامات، بلکه درباره ترتیب اجرای آنهاست. اکنون نیز این اختلاف پابرجاست؛ هرچند مقام مطلع از مذاکرات تأکید کرده که پیش‌نویس تازه قطر با پیشنهاد قبلی متفاوت است.

هرمز؛ قفل اصلی توافق

اما در مرکز اختلاف تهران و واشنگتن، همچنان تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که جنگ و محدودیت‌های عبور از آن، تجارت دریایی و بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است.

براساس گزارش تازه گاردین، ایران پیشنهاد کرده که در صورت رفع تحریم‌ها، ظرف چهار روز تنگه هرمز را بازگشایی کند. این زمان‌بندی نسبت به پیشنهاد هفت‌روزه پیشین کوتاه‌تر شده، اما مساله اصلی همچنان باقی است که کدام طرف باید نخستین اقدام عملی را انجام دهد؟

از سوی دیگر تهران خواستار رفع تحریم‌های نفتی و پایان محاصره بنادر خود پیش از اجرای تعهدات اصلی است و در مقابل، واشنگتن اصرار دارد برنامه هسته‌ای ایران از ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار گیرد. به نوشته گاردین، خواسته‌های آمریکا احتمالاً شامل بازگشت بازرسان بین‌المللی به تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده نیز می‌شود؛ موضوعی که ایران تاکنون با آن موافقت نکرده است.

این اختلاف صرفاً یک مشکل فنی در تنظیم جدول زمانی نیست. تجربه فروپاشی توافق موقت ماه ژوئن نشان داده که بدون سازوکار قابل اتکا برای اجرای تعهدات، حتی دستیابی به آتش‌بس نیز الزاماً به پایان پایدار جنگ منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پیشنهاد تضمین توافق از سوی چند کشور اهمیت پیدا می‌کند. با این حال، هنوز مشخص نیست این تضمین‌ها چه ماهیتی دارند، چه کشورهایی مسئول اجرای آنها خواهند بود و در صورت نقض توافق از سوی هر یک از طرف‌ها، چه سازوکاری فعال خواهد شد.

تنش تهران و دوحه؛ میانجی زیر سؤال رفت؟

هم‌زمان با انتشار خبر پیشنهاد تازه قطر، اما اختلاف لفظی میان مقام‌های دو کشور نیز آشکار شده است. وزارت خارجه ایران در واکنش به اظهارات یکی از مقام‌های قطری درباره ضرورت نشان دادن حسن نیت از سوی تهران، خواستار پایبندی دوحه به الزامات میانجی‌گری شد.

 هرچه تعداد بازیگران و موضوعات افزایش یابد، دستیابی به توافق پیچیده‌تر خواهد شد؛ اما مشارکت کشورهای منطقه می‌تواند زمینه نظارت و تضمین اجرای تعهدات را نیز گسترش دهد و اکنون قرار است تهران تا پایان هفته به پیشنهاد قطر پاسخ دهد؛ پاسخی که می‌تواند جهت مرحله بعدی میانجی‌گری را روشن‌تر کند

مقام قطری، نیز وقف تهدید علیه کشورهای عربی خلیج فارس و بازگشایی هرمز را از جمله اقداماتی دانسته بود که ایران باید انجام دهد. در مقابل، محمود ملکی، رئیس اداره روابط عمومی وزارت خارجه ایران، برگزاری نشست چهارجانبه تهران را نشانه حسن نیت جمهوری اسلامی معرفی کرد و از کشورهای منطقه خواست مانع استفاده از قلمرو و امکاناتشان برای حمله نظامی به ایران شوند.

اهمیت این تقابل در آن است که دو طرف، تعریف متفاوتی از اقدامات اعتمادساز دارند و قطر بر ضرورت کاهش تهدیدهای منطقه‌ای از سوی ایران تأکید می‌کند، در حالی که تهران امنیت خود را به جلوگیری از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل از خاک کشورهای همسایه پیوند می‌زند. البته این اختلاف به معنای توقف قطعی میانجی‌گری قطر نیست. دوحه در ماه‌های گذشته همراه با پاکستان یکی از مسیرهای اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن بوده است. با این حال، واکنش علنی ایران نشان می‌دهد که حتی درباره نقش و حدود مسئولیت میانجی نیز اختلاف‌هایی وجود دارد.

از تهران تا مسقط؛ معماری تازه امنیت منطقه؟

در کنار مذاکرات قطر، تحرکات دیپلماتیک دیگری نیز جریان دارد که می‌تواند بر آینده توافق تأثیر بگذارد. نشست امنیتی اخیر تهران با حضور مقام‌های ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه، یکی از مهم‌ترین این تحولات است و چهار کشوری که هر یک با بخشی از بحران‌های منطقه‌ای ارتباط مستقیم دارند، در شرایطی درباره امنیت گفت‌وگو کرده‌اند که نگرانی از گسترش دوباره جنگ افزایش یافته است. هم‌زمان، ، وزیر خارجه عمان، در اظهاراتی خواستار شکل‌گیری پیمان عدم تجاوز با مشارکت شش کشور شورای همکاری خلیج فارس، ایران و عراق شده است. بدر البوسعیدی معتقد است تداوم نگاه به ایران به‌عنوان تهدید امنیتی، مانع شکل‌گیری سازوکار مستقل همکاری منطقه‌ای شده است.

هم چنین گاردین گزارش داده که کشورهای خلیج فارس در حال بررسی توافقی چندبخشی هستند؛ توافقی که بازگشایی هرمز، کاهش تنش در یمن، رفع تحریم‌ها و ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه‌ای را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در این چارچوب، موضوع یمن نیز اهمیت تازه‌ای یافته است. حملات اخیر حوثی‌ها به عربستان، نگرانی از گسترش دامنه جنگ را افزایش داده و موضوع امنیت عربستان را به مذاکرات گسترده‌تر منطقه‌ای مرتبط کرده است.

با این همه، هنوز نمی‌توان نشست چهارجانبه تهران، ابتکار عمان و میانجی‌گری قطر را اجزای یک توافق هماهنگ و نهایی دانست. آن چه از تحولات اخیر برمی‌آید، افزایش تلاش بازیگران منطقه‌ای برای یافتن ترتیباتی است که امنیت آنها را صرفاً به تصمیم‌های نظامی واشنگتن وابسته نکند.

انتخابات اسرائیل؛ توافق در سایه بن‌بست سیاسی

در میانه این تحولات، انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر اسرائیل نیز متغیر تازه‌ای به معادلات افزوده است. براساس نتایج اولیه، حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو پیشتاز است، اما هیچ‌یک از دو بلوک اصلی سیاسی اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست نیاورده‌اند.

نتانیاهو در مواضع پس از انتخابات بر ادامه مقابله با ایران تأکید کرده و گادی آیزنکوت، رقیب او، نیز مدعی شده رأی‌دهندگان خواستار تغییر شده‌اند. این وضعیت می‌تواند تشکیل دولت جدید را به مذاکرات ائتلافی طولانی بکشاند.

اهمیت این تحول برای مذاکرات منطقه‌ای آن است که توافق احتمالی تهران و واشنگتن باید در شرایطی اجرا شود که آینده ترکیب دولت اسرائیل هنوز روشن نیست. البته بن‌بست انتخاباتی به معنای توقف تصمیم‌های نظامی نیست و دولت موقت همچنان می‌تواند در حوزه امنیتی اقدام کند. 

در میانه تحولات منطقه، انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر اسرائیل نیز متغیر تازه‌ای به معادلات افزوده است، اما هیچ‌یک از دو بلوک اصلی سیاسی اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست نیاورده‌اند .نتانیاهو در مواضع پس از انتخابات بر ادامه مقابله با ایران تأکید کرده و گادی آیزنکوت، رقیب او، نیز مدعی شده رأی‌دهندگان خواستار تغییر شده‌اند

از این منظر، میانجیگران منطقه‌ای با پرسشی فراتر از دستیابی به توافق روبه‌رو هستند: چگونه می‌توان ترتیباتی ایجاد کرد که در برابر تحولات سیاسی داخلی اسرائیل و احتمال ازسرگیری حملات نظامی دوام بیاورد؟

تهدید نظامی؛ اهرم فشار یا مقدمه جنگ؟

در این میان رویترز گزارش داده که پیش از ارائه پیشنهاد روز یکشنبه قطر، نگرانی‌هایی درباره احتمال ازسرگیری حملات اسرائیل علیه ایران در همین هفته وجود داشته است. دونالد ترامپ نیز روز جمعه بار دیگر احتمال حمله نظامی آمریکا را مطرح کرده بود.

در مقابل، مقام‌های امنیتی ایران به رویترز گفته‌اند که تهران برای واکنش به حملات احتمالی، برنامه‌ریزی کرده است. این مجموعه تحولات نشان می‌دهد که تلاش‌های دیپلماتیک در فضایی جریان دارد که تهدید نظامی همچنان بخشی از معادله است.

از منظر تحلیلی، این وضعیت دو برداشت متفاوت را ممکن می‌کند. نخست اینکه افزایش احتمال تشدید جنگ، کشورهای منطقه را برای دستیابی سریع‌تر به توافق فعال کرده است. برداشت دوم آن است که تهدیدهای نظامی می‌توانند هم‌زمان با مذاکرات، ابزاری برای افزایش فشار بر طرف مقابل باشند. با این حال، هیچ‌یک از این دو برداشت به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که حمله تازه قطعی است یا توافق در آستانه امضا قرار دارد.

هفت روز برای پایان جنگ

اما آن چه پیشنهاد تازه قطر را از یک ابتکار دیپلماتیک معمولی متمایز می‌کند، تلاش برای تعیین اقدامات روزانه و معرفی کشورهای تضمین‌کننده توافق است. اما تجربه ماه‌های گذشته نشان داده است که مشکل اصلی تنها دستیابی به تفاهم اولیه نیست؛ مساله، اجرای تعهدات و جلوگیری از بازگشت جنگ است.

تهران رفع تحریم‌ها و پایان محاصره را پیش‌شرط اقدامات اساسی خود می‌داند. واشنگتن خواستار ورود فوری پرونده هسته‌ای به مذاکرات است. کشورهای عربی نگران امنیت زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای دریایی هستند و اسرائیل نیز در میانه تحولات سیاسی داخلی، همچنان بر مقابله با ایران تأکید می‌کند. در چنین وضعیتی، توافقی که فقط بر توقف موقت حملات استوار باشد، ممکن است اختلاف‌های بنیادی را به آینده منتقل کند؛ بی‌آنکه سازوکاری برای حل آنها ایجاد کرده باشد.

از سوی دیگر، پیوند دادن توافق ایران و آمریکا به ترتیبات امنیتی گسترده‌تر منطقه‌ای نیز چالش‌های تازه‌ای به همراه دارد. هرچه تعداد بازیگران و موضوعات افزایش یابد، دستیابی به توافق پیچیده‌تر خواهد شد؛ اما مشارکت کشورهای منطقه می‌تواند زمینه نظارت و تضمین اجرای تعهدات را نیز گسترش دهد و اکنون قرار است تهران تا پایان هفته به پیشنهاد قطر پاسخ دهد؛ پاسخی که می‌تواند جهت مرحله بعدی میانجی‌گری را روشن‌تر کند. با این حال، هنوز نه متن کامل پیش‌نویس منتشر شده، نه نام کشورهای تضمین‌کننده مشخص است و نه درباره ترتیب اجرای تعهدات توافقی اعلام شده است.

بنابراین، پرسش اصلی فراتر از جدول زمانی هفت‌روزه باقی می‌ماند که آیا میانجیگران می‌توانند توافقی فراهم کنند که هم به جنگ پایان دهد و هم مانع تکرار آن شود؟ یا خاورمیانه بار دیگر با آتش‌بسی روبه‌رو خواهد شد که پیش از تبدیل شدن به صلح، زیر فشار اختلاف‌های حل‌نشده فرومی‌پاشد؟