وقتی فدراسیون قانون را اجرا کرد تا خیلیها غافلگیر شوند
سوت پایان مصلحتاندیشی
نازنین دشتی
سکوهای ملتهب، شعارهای کرکنندهای که مرزهای اخلاق را درنوردید و بازیکنانی که تصمیم گرفتند به جای دویدن روی چمن سبز، راهی رختکن شوند؛ این تمام تصویری بود که از هفته نهم لیگ برتر و یکی از حساسترین تقابلهای جدول، یعنی نبرد ملوان و تراکتور در ذهن فوتبال ایران ثبت شد. دیداری که پیش از آنکه به جریان بیفتد و عرق بازیکنان در آن دربیاید، در همان دقایق ابتدایی به یک بنبست تمامعیار رسید و سوت داور به جای اعلام خطای بازی، پایان زودهنگام یک جنجال بزرگ را اعلام کرد. اما آنچه در روزهای پس از این اتفاق رخ داد و حکمی که در نهایت از اتاقهای ساختمان سئول بیرون آمد، به مراتب از خود اتفاقات داخل استادیوم تاریخیتر و البته جذابتر بود.
در روزهایی که پرونده جنجالی انزلی روی میز کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال قرار داشت، بازار شایعات داغتر از همیشه بود. فوتبال ایران که دهههاست با واژه آشنا و البته مخرب مصلحتاندیشی خو گرفته، منتظر بود تا دوباره شاهد یک حکم بینابین و خنثی باشد. در راهروهای فدراسیون زمزمههایی شنیده میشد که مقامات برای خواباندن این غائله و فرار از فشار خردکننده هواداران ۲تیم پرطرفدار شهرستانی، به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستند. ایده برگزاری مجدد بازی در یک زمین بیطرف، راهکاری بود که به عنوان جذابترین میانبر برای فدراسیوننشینان مطرح شد. تصمیمی که میتوانست نه سیخ را بسوزاند و نه کباب را؛ اما باشگاه ملوان با ایستادگی تمامقد، هیچجوره زیر بار این داستان نرفت و اعلام کرد که حق میزبانیاش در انزلی تحت هیچ شرایطی قابل مذاکره نیست. این پافشاری، فدراسیون را در یک دوراهی تاریخی قرار داد؛ بازگشت به آغوش مصلحت یا ایستادن در پناه قانون؟ سرانجام، خروجی جلسه سیام مهرماه و بررسی دقیق مستندات، در قالب یک بیانیه رسمی منتشر شد؛ یک متن حقوقی که بیشتر شبیه به یک زلزله چند ریشتری در ساختار انضباطی فوتبال ایران بود. فدراسیون فوتبال اینبار در اقدامی که جای تقدیر و تحسین فراوان دارد، چشم بر روی رنگها، فشار سکوها و قدرت لابی باشگاهها بست و تیغ برنده قانون را بدون لرزش دست، بر پیکره تخلفات هر دو تیم فرود آورد.
در بخش اول این رای تاریخی، باشگاه تراکتور به عنوان مقصر و مسئول اصلی عدم برگزاری مسابقه شناخته شد. قانون فوتبال در سراسر جهان یک اصل بدیهی دارد؛ هیچ تیمی تحت هیچ شرایطی حق ندارد شخصا اجرای عدالت را به دست بگیرد و زمین بازی را ترک کند. اعتراض به شعارهای توهینآمیز تماشاگران، هرچند به حق و قابل درک باشد، مجوزی برای تعطیل کردن یک مسابقه رسمی نیست. کمیته انضباطی با ثبت نتیجه ۳ بر صفر به سود ملوان، این پیام قاطع را به تمامی تیمهای لیگ برتر مخابره کرد که ترک زمین، خط قرمزی است که عبور از آن تاوان سنگینی دارد. شاگردان جواد نکونام با این رای، دومین شکست فصل خود را در شرایطی تجربه کردند که حتی یک قطره عرق هم برای آن نریخته بودند. اما ماجرا برای تبریزیها به همین جا ختم نشد. جریمه نقدی ۲میلیارد ریالی (۲۰۰ میلیون تومانی) و محرومیت هواداران پرشور این تیم از حضور در یک دیدار خارج از خانه فصل آینده مقابل ملوان، در کنار محرومیتهای جداگانه برای ۲تن از لیدرهای باشگاه، نشان داد که فدراسیون هیچ مماشاتی با برهمزنندگان نظم بازی ندارد.
اما شاهکار کمیته انضباطی و اوج بلوغ حقوقی این رای، در برخورد با باشگاه میزبان رقم خورد. در حالی که ملوانیها تصور میکردند با ثبت نتیجه ۳ بر صفر به سود تیمشان، پیروز مطلق این پرونده جنجالی هستند، فدراسیون روی دیگر سکه قانون را به آنها نشان داد. ملوان شاید در زمین فوتبال پیروز شده باشد، اما در کنترل سکوها، برقراری امنیت روانی و جلوگیری از ناهنجاریهای کلامی یک بازنده تمامعیار بود. کمیته انضباطی در اقدامی کمسابقه و بسیار شجاعانه، ۲امتیاز از سهمیه امتیازی این فصل ملوان کسر کرد. این کسر امتیاز، همان حلقه مفقودهای است که سالها در فوتبال ایران به دنبال آن بودیم؛ جریمهای که مستقیما در جدول ردهبندی تاثیر میگذارد و مدیران باشگاهها را مجبور میکند تا مسئولیت رفتار هوادارانشان را به طور جدی بپذیرند. در کنار این کسر امتیاز، جریمه سنگین ۱۰میلیارد ریالی (یک میلیارد تومانی) نشان از عمق فاجعهای داشت که روی سکوهای انزلی رخ داده بود. اما یکی از جذابترین و مترقیترین بخشهای این رای، الزام باشگاه ملوان به برگزاری ۲بازی آینده خانگی با حضور تماشاگران زن بود. این رویکرد تنبیهی-فرهنگی که در پی تلطیف فضای خشن و مردانه استادیومهاست، نشان میدهد که کمیته انضباطی فراتر از جریمههای مالی و محرومیتهای خشک، به دنبال اصلاح ساختاری اتمسفر ورزشگاههاست. محرومیت ۴جلسهای ۶تن از لیدرهای ملوان و منع ورود یکساله ۷هوادار به ورزشگاه، در کنار محرومیت هواداران انزلیچی از حضور در دیدار برگشت مقابل تراکتور در تبریز، پکیج تنبیهی فدراسیون را برای میزبان تکمیل کرد تا هیچکس در انزلی احساس مصونیت نکند.
آنچه این پرونده را به یک نقطه عطف در تاریخ لیگ برتر تبدیل میکند، نه فقط اعداد و ارقام جرایم، بلکه رویکرد جسورانه فدراسیون فوتبال است. سالهاست که اهالی رسانه، کارشناسان و عاشقان واقعی فوتبال از انفعال کمیته انضباطی در مواجهه با تیمهای بزرگ گلهمندند. همیشه عادت داشتیم که در چنین پروندههای ملتهبی، فدراسیون با صدور یک رای پنجاه-پنجاه، جریمههای مالی خرد و محرومیتهای تعلیقی، تلاش کند تا دل همه را به دست بیاورد. مصلحتاندیشی آفت بزرگی بود که باعث میشد لیدرها گستاختر، مدیران بیمسئولیتتر و بازیکنان در ترک زمین جسورتر شوند. اما اینبار، فدراسیون زیر بار فشار خردکننده ۲قطب قدرتمند فوتبال ایران در شمال و شمالغرب نرفت. صدور این حکم قطعی و کوبنده، یک پیام واضح داشت؛ دوران باجدهی به سکوها و ترس از بیانیههای باشگاهی به سر آمده است. این اقدام مثبت و قاطعانه فدراسیون، دقیقا همان داروی تلخی بود که پیکر بیمار فوتبال ایران برای درمان ناهنجاریهایش به آن نیاز داشت و شایسته ایستاده تشویق کردن است.
حالا فوتبال ایران مانده و یک فرصت ۷روزه برای تجدیدنظرخواهی. بیشک در روزهای آینده، ماشین بیانیهنویسی هر دو باشگاه با تمام توان روشن خواهد شد و فشارهای رسانهای برای شکستن این رای در کمیته استیناف به اوج خود خواهد رسید. اما آنچه تا همین لحظه ثبت شده، پیروزی بزرگ قانون بر مصلحت است. اگر فدراسیون فوتبال و کمیته استیناف در روزهای آینده نیز روی این رای محکم بایستند و اسیر مصلحتاندیشیهای ثانویه نشوند، میتوان امیدوار بود که پرونده انزلی، به عنوان یک نقطه عطف، مسیر فوتبال ایران را از حاشیههای تاریک به سمت متن روشن قانونمداری تغییر دهد. طوفان هنوز تمام نشده، اما حداقل حالا میدانیم که در این طوفان، ناخدایی هست که قطبنمایش را روی قانون تنظیم کرده است.
دیدگاه تان را بنویسید