پرسپولیس و معمای قوی سپید

نازنین دشتی 

در دنیای پرالتهاب و بی‌رحم فوتبال ایران، زمان مفهومی به شدت نسبی است. گاهی یک فصل کامل به سرعت برق و باد می‌گذرد و گاهی، تنها سه هفته کافی است تا سرمربی یک تیم بزرگ، سنگینی تمام کوه‌های جهان را روی شانه‌های خود احساس کند. مهدی تارتار، سکاندار جدید نیمکت پرسپولیس، اکنون دقیقا در چنین هزارتوی پیچیده‌ای گرفتار شده است. او که با رویاپردازی و امیدهای فراوان هدایت سرخ‌پوشان پایتخت را بر عهده گرفت، احتمالا در کابوس‌های شبانه‌اش هم نمی‌دید که تقابل با ملوان بندرانزلی در هفته چهارم رقابت‌های لیگ برتر، برایش به یک دوئل حیثیتی و سرنوشت‌ساز تبدیل شود. تیمی که به بردن و تسلط بر بازی خو گرفته، حالا در شرایطی روز شنبه به مصاف ملوان می‌رود که تنها یک گزینه روی میز دارد؛ پیروزی. آن هم نه یک پیروزی اقتصادی، بلکه بردی با چاشنی یک فوتبال زیبا و تماشاگرپسند. اما این فشار خردکننده و زودرس از کجا سرچشمه می‌گیرد و چرا برای تارتار، خیلی زود دارد دیر می‌شود؟

رویاپردازی روی ابرها؛ طلوع یک پرسپولیس حریص

روزهای ابتدایی حضور مهدی تارتار روی نیمکت پرسپولیس، شبیه به یک ماه عسل رویایی و بی‌نقص بود. او تیمی را تحویل گرفت که فصل گذشته، زمانی که با وحید هاشمیان لیگ را استارت زد، هرگز نتوانست آن چهره حریص، تهاجمی و ترسناک همیشگی را از خود به نمایش بگذارد. اما تارتار آمد تا این معادلات و پیش‌فرض‌ها را برهم بزند. او با یک استراتژی جذاب، خون تازه‌ای به رگ‌های تیم تزریق کرد و پرسپولیس جدیدی را به فوتبال ایران معرفی کرد. در دو هفته نخست، همه چیز طبق برنامه پیش رفت. استفاده جسورانه از نیروی جوانی، دوندگی بی‌امان در میانه میدان و از همه مهم‌تر، اجرای یک پرس ویرانگر و از بالا در ۲۰دقیقه ابتدایی مسابقات، باعث می‌شد تا رقبا عملا در همان دقایق نخست خلع سلاح شوند. این معجون تاکتیکی جدید، ریتم بازی را به سود سرخ‌پوشان حفظ می‌کرد و در نیمه‌های دوم نیز با تزریق انرژی بازیکنان جوان، اجازه افت به تیم داده نمی‌شد. هواداران روی سکوها از این پوست‌اندازی رضایت کامل داشتند و تارتار در قامت یک تئوریسین شجاع، نترس و مدعی، در حال ساختن یک امپراتوری جدید بود. او با پرسپولیس روی ابرها قدم می‌زد. 

فروپاشی در یادگار؛ سایه شوم محافظه‌کاری

اما فوتبال، بازی لحظه‌ها و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز است. تمام آن کاخ زیبایی که در دو هفته اول بنا شده بود، در جریان سفر هفته سوم به تبریز و جدال با تراکتور در هم شکست. تقابل با یکی از رقبای مستقیم در مسیر قهرمانی، آزمون بزرگی برای تارتار بود تا عیار واقعی تیمش را در یک نبرد حساس خارج از خانه نشان دهد. اما در کمال ناباوری، آن مربی شجاع و نترس، در ورزشگاه یادگار امام جای خود را به یک سرمربی به شدت محتاط و دست‌به‌عصا داد. پرسپولیس با یک تاکتیک کاملا محافظه‌کارانه پا به زمین مسابقه گذاشت. از بد روزگار، تراکتور میزبان نیز چندان هجومی و بی‌گدار به آب نمی‌زد و بیشتر به نظر می‌رسید در حال مدیریت بازی و کنترل فضا است. با این حال تاکتیک ترسوی پرسپولیس در نیمه دوم کار دست این تیم داد و اولین شکست فصل رقم خورد. این باخت، تنها از دست دادن سه امتیاز نبود؛ بلکه خدشه‌دار شدن تصویر تارتار در ذهن سکوها بود. مربی‌ای که تا دیروز نماد بازی هجومی بود، ناگهان متهم به ترس شد. او فرصت طلایی برای تثبیت محبوبیتش با ارائه یک بازی هجومی در تبریز را به سادگی هرچه تمام‌تر از دست داد. 

جولان رقبا؛ وقتی استقلال و تراکتور بی‌نقص می‌تازند

در فوتبال ایران، مصائب هرگز به تنهایی از راه نمی‌رسند. ماجرا برای تارتار فقط به یک شکست تلخ در تبریز ختم نمی‌شود. روی کاغذ، نتیجه‌گیری و نسخه‌پیچی برای تیمی که تنها سه هفته از مسابقاتش گذشته، بسیار زود و غیرمنطقی است، اما در عمل، عملکرد خیره‌کننده رقبای سنتی، زمان را برای پرسپولیس به سرعت برق جلو می‌برد. درست در روزهایی که هواداران سرخ کمی از اعتمادشان به کادر فنی جدید را از دست داده‌اند، استقلال و تراکتور با قدرت در حال تاخت و تاز هستند. استقلال، رقیب دیرینه، هر سه بازی ابتدایی خود را با بردهای بی‌نقص و فرمی فوق‌العاده پشت سر گذاشته است. تراکتور نیز با پیروزی مقابل پرسپولیس، خود را ۹امتیازی کرد تا مشترکا در صدر جدول قرار بگیرد. درخشش این دو رقیب، شکست تارتار را بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار داده است. شاید اگر وضعیت استقلال و تراکتور تا این حد آرمانی نبود، هجمه‌ها علیه نیمکت پرسپولیس تا این اندازه فزونی نمی‌گرفت، اما حالا هر لغزشی به معنای جا ماندن در کورس بی‌رحم قهرمانی است.

دروازه دربی؛ فرصتی که نباید سوخت شود

با کنار هم قرار دادن پازل‌های این بحران زودرس، می‌توان به وضوح درک کرد که چرا نبرد روز شنبه مقابل ملوان، حساسیتی دوچندان و حیاتی دارد. پرسپولیس باید با کسب پیروزی در این دیدار خانگی، آن هم ترجیحا با یک نمایش تماشاگرپسند و مقتدرانه، دوباره اعتماد از دست رفته سکوها را به دست بیاورد. از آن مهم‌تر، این جدال، آخرین ایستگاه و بازی مانده به دربی بزرگ پایتخت است. رویارویی با استقلالی که در اوج آمادگی قرار دارد، نیازمند روحیه‌ای پولادین است و پیروزی مقابل ملوان، برای حفظ این روحیه و اعمال فشار بر رقیب سنتی، از نان شب واجب‌تر به نظر می‌رسد. البته در این هفته، تقویم مسابقات یک فرصت استراتژیک را در اختیار تارتار قرار داده است. هر دو رقیب ۹امتیازی او  روز جمعه و در دیدارهایی خارج از خانه به میدان رفته‌اند. تراکتور در خانه چادرملو صف‌آرایی کرد و استقلال در گرمای طاقت‌فرسای اهواز رودرروی فولاد قرار گرفت. هرچند با ریتم فعلی این دو تیم، امتیاز دادن‌شان سخت به نظر می‌رسد، اما این بازی‌های بیرون از خانه می‌تواند فرصتی برای پرسپولیس باشد تا فاصله‌اش را با صدر کاهش دهد. با این همه، حتی اگر رقبا پیروز شده باشند، در ماموریت اصلی تارتار خللی ایجاد نمی‌شود؛ او محکوم به بردن ملوان است تا ثابت کند مرد روزهای سخت نیمکت پرسپولیس است.