نظامی‌گری و مذاکره؛ بازی پیچیده واشنگتن در شرق‌آسیا

رامین پرتو

شرق آسیا در روزهایی که بخش بزرگی از توجه جهانی به بحران‌های غرب آسیا معطوف شده، در حال ورود به مرحله‌ای تازه از رقابت امنیتی است؛ مرحله‌ای که در آن ایالات متحده تلاش می‌کند همزمان بازدارندگی در برابر کره شمالی را حفظ کند، ائتلاف‌های خود با ژاپن و کره جنوبی را منسجم نگه دارد و در محیط پیرامونی چین حضور فعال‌تری داشته باشد. 

اعلام برگزاری رزمایش سه‌جانبه «لبه آزادی» از ۹ تا ۱۱ سپتامبر، آن هم با تمرکز بر تهدیدهای موشکی و هسته‌ای پیونگ‌یانگ، نشانه همین رویکرد چندلایه است. ستاد مشترک ارتش کره جنوبی اعلام کرده این رزمایش در آب‌های بین‌المللی جنوب و شرق جزیره ججو برگزار می‌شود و هدف آن ارزیابی آمادگی در برابر تهدیدهای موشکی و هسته‌ای کره شمالی است. این تصمیم در شرایطی گرفته شده که دونالد ترامپ همزمان ابعاد رزمایش بزرگ آمریکا و کره جنوبی را کاهش داده و یک تمرین مشترک تفنگداران دریایی را نیز لغو کرده است؛ اقدامی که بخشی از آن به اختلاف واشنگتن و سئول بر سر مشارکت کره جنوبی در جنگ ایران نسبت داده شده است. 

روی کاغذ، این دو اقدام متناقض به نظر می‌رسند، اما در سطح راهبردی می‌توان آنها را مکمل یکدیگر دانست که ریشه در کاهش تمرین‌های دوجانبه برای ایجاد فضای سیاسی جهت گفت‌وگو با پیونگ‌یانگ و حفظ رزمایش سه‌جانبه برای جلوگیری از تضعیف بازدارندگی منطقه‌ای دارد. رویترز نیز گزارش داده است که سئول ضمن حمایت از تلاش ترامپ برای ازسرگیری گفت‌وگو با کیم جونگ اون، خواهان آن است که آمادگی امنیتی و نقش این کشور در روند مذاکرات تضعیف نشود.

پکن به احتمال زیاد این رزمایش را بخشی از روند گسترش شبکه‌های امنیتی آمریکا در اطراف چین می‌بیند، حتی اگر مأموریت رسمی آن مقابله با برنامه موشکی و هسته‌ای کره شمالی باشد. اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که روابط چین و پیونگ‌یانگ بار دیگر در حال تقویت بوده و حالا روسیه نیز به عنوان ضلع سوم وارد این روابط شده است

چرا رزمایش موشکی و هسته‌ای  ادامه دارد؟

اما سوال این است که چرا این رزمایش برگزار می‌شود؟ نخستین دلیل، تفاوت میان «پیام سیاسی» و «نیاز عملیاتی» است. واشنگتن ممکن است برای فراهم کردن شرایط دیدار ترامپ و کیم، از شدت برخی رزمایش‌های دوجانبه بکاهد، اما نمی‌تواند به سادگی شبکه همکاری نظامی آمریکا، ژاپن و کره جنوبی را متوقف کند. رزمایش «لبه آزادی» دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا درون‌مایه آن صرفاً نمایش قدرت نیست، بلکه تمرین هماهنگی، تبادل داده، هشدار موشکی و آمادگی در برابر سناریوهای هسته‌ای است. چنین تمرین‌هایی به متحدان آمریکا اجازه می‌دهد بدون برگزاری یک رزمایش بزرگ زمینی در شبه‌جزیره، قابلیت‌های مشترک خود را حفظ کنند.

دلیل دوم، محاسبات کره جنوبی و ژاپن است. سئول نمی‌خواهد کاهش رزمایش‌های آمریکا به معنای کاهش تعهد امنیتی واشنگتن تعبیر شود و توکیو نیز در شرایط افزایش توانمندی‌های موشکی کره شمالی، گسترش همکاری‌های دفاعی را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند. واکنش تند کیم یو جونگ نیز نشان می‌دهد پیونگ‌یانگ میان اندازه رزمایش و اصل برگزاری آن تفاوتی بنیادین قائل نیست. از نگاه کره شمالی، حتی رزمایشی محدودتر نیز می‌تواند تمرینی برای جنگ آینده تلقی شود. بنابراین، کاهش مقیاس رزمایش الزاماً به کاهش برداشت تهدید در پیونگ‌یانگ منجر نمی‌شود.

دلیل سوم، پیام بازدارندگی به چین است؛ هرچند واشنگتن رسماً این تمرین را علیه چین تعریف نمی‌کند. پیوند عملیاتی سه کشور در حوزه موشکی و هسته‌ای، زیرساختی ایجاد می‌کند که در صورت بروز بحران‌های همزمان در شبه‌جزیره کره و شرق آسیا، قابلیت واکنش هماهنگ آمریکا و متحدانش را افزایش می‌دهد. از این منظر، کره شمالی تنها یک تهدید مستقل نیست، بلکه بخشی از معماری امنیتی گسترده‌تری است که آمریکا برای مدیریت رقابت با چین در اقیانوس آرام ایجاد می‌کند.

واشنگتن ممکن است برای فراهم کردن شرایط دیدار ترامپ و کیم، از شدت برخی رزمایش‌های دوجانبه بکاهد، اما نمی‌تواند به سادگی شبکه همکاری نظامی آمریکا، ژاپن و کره جنوبی را متوقف کند؛ بر همین اساس ایالات متحده به صورت همزمان به دنبال آن است تا هر دو سناریو را پیش ببرد

چین، ترامپ و معادله کیم جونگ اون

پکن به احتمال زیاد این رزمایش را بخشی از روند گسترش شبکه‌های امنیتی آمریکا در اطراف چین می‌بیند، حتی اگر مأموریت رسمی آن مقابله با برنامه موشکی و هسته‌ای کره شمالی باشد. اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که روابط چین و پیونگ‌یانگ بار دیگر در حال تقویت است. سفر شی جین‌پینگ به کره شمالی در ژوئن ۲۰۲۶، نخستین سفر او به این کشور طی نزدیک به هفت سال، نشانه تلاش پکن برای تثبیت روابط با تنها متحد پیمانی خود بود. بنابراین، چین نمی‌تواند تحولات شبه‌جزیره را صرفاً یک پرونده میان واشنگتن و پیونگ‌یانگ تلقی کند.

از نگاه پکن، مشکل اصلی این است که رزمایش‌های سه‌جانبه می‌توانند به تدریج همکاری‌های امنیتی آمریکا، ژاپن و کره جنوبی را نهادینه کنند. هرچه این همکاری‌ها منسجم‌تر شود، امکان شکل‌گیری یک معماری امنیتی چندجانبه در شرق آسیا بیشتر خواهد شد؛ معماری‌ای که چین آن را محدودکننده آزادی عمل خود می‌داند. در نتیجه، پکن احتمالاً ضمن مخالفت با نظامی‌سازی بیشتر منطقه، تلاش می‌کند همزمان کانال ارتباطی خود با پیونگ‌یانگ را تقویت کند تا نفوذش در محاسبات کیم حفظ شود.

اما اثر این رزمایش بر دیدار احتمالی ترامپ و کیم، پیچیده‌تر است. از یک سو، رزمایش می‌تواند فضای مذاکرات را دشوار کند؛ زیرا پیونگ‌یانگ آن را نشانه ادامه سیاست خصمانه آمریکا خواهد دانست. از سوی دیگر، همین رزمایش می‌تواند برای ترامپ اهرم مذاکره باشد و واشنگتن می‌تواند کاهش یا تغییر ماهیت برخی تمرین‌های نظامی را به عنوان امتیاز احتمالی مطرح کند و در مقابل، از پیونگ‌یانگ انتظار امتیاز سیاسی یا امنیتی داشته باشد. 

پیامدها برای چین و ژاپن

نکته دیگر این است که این روند می‌تواند رقابت چین و ژاپن را وارد مرحله حساس‌تری کند. ژاپن در سال‌های اخیر تهدید موشکی کره شمالی را با نگرانی‌های خود درباره چین پیوند زده و تقویت همکاری با آمریکا و کره جنوبی را راهی برای افزایش عمق دفاعی خود می‌داند. در مقابل، چین گسترش توان نظامی ژاپن را بخشی از تغییر موازنه منطقه‌ای تلقی می‌کند. هشدارهای کیم یو جونگ درباره افزایش توانمندی نظامی ژاپن نیز نشان می‌دهد پیونگ‌یانگ، توکیو را دیگر صرفاً یک بازیگر ثانویه نمی‌بیند.

در چنین شرایطی، رزمایش سه‌جانبه می‌تواند دو اثر همزمان داشته باشد. نخست، همکاری امنیتی ژاپن و کره جنوبی را افزایش می‌دهد؛ همکاری‌ای که به دلیل اختلافات تاریخی و سیاسی دو کشور همیشه آسان نبوده است. دوم، حساسیت چین را نسبت به شکل‌گیری یک بلوک امنیتی نزدیک به مرزهایش بیشتر می‌کند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است پکن برای حفظ توازن، همکاری نظامی و سیاسی خود با روسیه و کره شمالی را نیز تقویت کند و در نتیجه، چرخه امنیتی منطقه تشدید شود.

در نهایت، مسئله اصلی شرق آسیا صرفاً یک رزمایش سه‌روزه نیست. این رزمایش در نقطه تلاقی سه هدف قرار گرفته است؛ به گونه‌ای که تلاش ترامپ برای باز کردن مسیر مذاکره با کیم، ضرورت سئول و توکیو برای حفظ بازدارندگی، و نگرانی چین از گسترش شبکه امنیتی آمریکا. همین تضاد توضیح می‌دهد چرا واشنگتن از یک سو رزمایش‌های دوجانبه را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر رزمایش سه‌جانبه موشکی و هسته‌ای را حفظ می‌کند.