استقلال نفس راحت کشید

وحشت از ریزش صفرهای بانکی؟وقتی کلمه سربازی به گوش یک جوان عادی می‌رسد، تصاویری از بیداری در سپیده‌دم، پست دادن در برجک‌های سرد، دوری از خانواده و دو سال توقف کامل مسیر زندگی در ذهنش نقش می‌بندد. اما بیایید با خودمان و مخاطب روراست باشیم؛ خدمت سربازی برای یک ستاره فوتبال در سطح اول ایران چه معنایی دارد؟ آیا علیرضا بیرانوند قرار است در نقطه صفر مرزی اسلحه به دست بگیرد؟ قطعا خیر. حقیقت ماجرا این است که سربازی برای فوتبالیست‌های ملی‌پوش و لیگ برتری، در سخت‌ترین حالت ممکن، به معنای پوشیدن پیراهن یک تیم نظامی (مثل ملوان بندرانزلی) و ادامه فوتبال در همان مستطیل سبز همیشگی است. آنها همان تمرینات را می‌کنند، همان بازی‌ها را انجام می‌دهند و در همان هتل‌ها اقامت دارند. پس این همه دست و پا زدن، استفاده از تبصره‌های عجیب و غریب و حالا پناه بردن به تیم امید برای فرار از چیست؟ چرا علیرضا بیرانوند باید تا این حد از رسیدن موعد سربازی‌اش فراری باشد؟ در نگاه قانون، خون هیچ ورزشکاری از دیگران رنگین‌تر نیست. بیرانوند دروازه‌بانی است که لحظات تاریخی بزرگی برای فوتبال ما خلق کرده؛ از مهار پنالتی کریستیانو رونالدو تا درخشش در جام‌جهانی و جام ملت‌ها. این دستاوردها برای او احترام، شهرت و البته ثروتی افسانه‌ای به همراه داشته است. اما آیا درخشش در مستطیل سبز، به معنای دریافت یک بلیت طلایی برای عبور از روی قوانین کشوری است؟ در این سال‌ها، بازیکنان مستعد و جوان زیادی بوده‌اند که در اوج دوران فوتبال خود، ناچار شدند به تیم‌های نظامی بروند. آنها هم می‌توانستند بپرسند «مگر ما چه فرقی داریم؟»، اما رفتند و دوران خدمت خود را به عنوان یک «سرباز - ورزشکار» سپری کردند. تلاش برای ایجاد یک راه فرار ویژه برای بیرانوند، تنها این پیام تلخ را به جامعه مخابره می‌کند که اگر به اندازه کافی مشهور باشی، قانون برایت به شکل دیگری تفسیر می‌شود. واقعیت پنهان این هیاهو، نه ترس از پادگان است و نه نگرانی برای افت کیفی؛ تمام این سناریوها ریشه در یک کلمه دارد؛ پول. رفتن به خدمت سربازی برای یک ستاره فوتبال، یعنی تبدیل شدن یک قرارداد چند صدمیلیاردی (و شاید صدها میلیاردی با احتساب آپشن‌ها و اسپانسرها) به یک حقوق ماهانه ناچیز سازمانی. گذشتن از این کوه ثروت، حتی برای بازیکنی که سال‌هاست در بالاترین سطح دستمزد می‌گیرد و از لحاظ مالی بار خود و چندین نسل بعد از خود را بسته است، ظاهرا کار آسانی نیست. درد اصلی جناب ستاره، پوشیدن لباس سربازی نیست؛ درد اصلی، دست کشیدن از صفرهای حساب بانکی برای یک یا دو فصل است. وقتی بازیکنی در ۳۳سالگی، پس از سال‌ها استفاده از پوشش معافیت تحصیلی (که خود جای بحث و شگفتی فراوان دارد)، همچنان به دنبال راهی برای دور زدن قانون می‌گردد، یعنی چرتکه‌های مالی بر هر رسالت ملی و اخلاقی می‌چربد. در نهایت اینکه یک بازیکن نخواهد از درآمد میلیاردی‌اش چشم‌پوشی کند، از منظر اقتصاد شخصی قابل درک است؛ اما اینکه سیستم فوتبال کشور بخواهد با قربانی کردن استعدادهای جوانی مثل محمد خلیفه در تیم امید، راه را برای حفظ ثروت یک ستاره هموار کند، دیگر یک فاجعه مدیریتی و اخلاقی است. ستاره‌ها باید بدانند که شهرت، آنها را از انجام تکالیف قانونی‌شان معاف نمی‌کند؛ حتی اگر بهای آن، دل کندن موقت از قراردادهای نجومی باشد.

نازنین دشتی

در مستطیل سبز، گاهی اوقات نبردها با سوت پایان داور به اتمام نمی‌رسند، بلکه تازه روی کاغذ و در راهروهای کمیته‌های انضباطی آغاز می‌شوند. دیدار استقلال و مس شهربابک که با برتری قاطع و چهار بر صفر آبی‌پوشان پایتخت به پایان رسید، دقیقا از همین جنس مسابقات بود. مس شهربابک که در زمین مسابقه نتیجه را واگذار کرده بود، بلافاصله پس از بازی، پیکان حملات حقوقی خود را به سمت حضور یاسر آسانی، وینگر آلبانیایی استقلال نشانه گرفت. اما آیا این شکایت می‌تواند نتیجه‌ای در بر داشته باشد؟ پاسخ مراجع داخلی تا این لحظه یک «خیر» قاطع است.

رمزگشایی از قرارداد جنجالی در سازمان لیگ

محور اصلی اعتراض باشگاه مس شهربابک به شرایط نقل‌وانتقالاتی استقلال برمی‌گشت. با توجه به بسته بودن پنجره نقل‌وانتقالاتی استقلال، بازگشت آسانی پس از حواشی مربوط به نامه فسخ قراردادش، شائبه‌های زیادی را در فضای رسانه‌ای ایجاد کرد. با این حال، حجت‌الله بهمنی، سخنگوی سازمان لیگ، در اظهارنظری شفاف و صریح، آب پاکی را روی دست تمام منتقدان ریخت. بهمنی در خصوص این پرونده پرالتهاب توضیح داد که یاسر آسانی هیچ قرارداد جدیدی برای فصل تازه ثبت نکرده است. ماجرا از این قرار است که این بازیکن از فصل گذشته یک قرارداد معتبر دو ساله با استقلال به امضا رسانده بود. سال اول این قرارداد به پایان رسیده و اکنون او در حال سپری کردن سال دوم همان تعهد حقوقی است. سخنگوی سازمان لیگ با تاکید بر اینکه قرارداد جدیدی در کار نیست، روشن کرد که از نگاه این نهاد، رابطه بازیکن و باشگاه بر اساس همان تفاهم‌نامه پیشین ادامه دارد و هرگونه مشکلی در این مسیر، صرفا یک اختلاف درون‌خانوادگی بین دو طرف محسوب می‌شود. 

راز فسخی که هرگز ثبت نشد

اما سوال بزرگ اینجاست؛ پس ماجرای نامه فسخ قرارداد چه بود؟ محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، پرده از این راز حقوقی برداشت. بر اساس روایتی که از سوی مسئولان کمیته انضباطی مطرح شده، تا زمانی که یک بازیکن فسخ قرارداد خود را به صورت رسمی در مراجع داخلی سازمان لیگ ثبت نکند، آن برگه فسخ از نظر قانونی فاقد اعتبار اجرایی برای پایان دادن به رابطه قراردادی است. به عبارت ساده‌تر، آسانی شاید در مقطعی قصد جدایی داشته و نامه‌نگاری‌هایی نیز صورت گرفته باشد، اما چون این فسخ هرگز در سیستم ثبت نشده و متعاقبا قرارداد جدیدی هم به امضا نرسیده است، او با بازگشت به تهران و پوشیدن مجدد پیراهن آبی، عملا به همان قرارداد دو ساله قبلی خود متعهد مانده است. از دیدگاه کمیته انضباطی، این پروسه هیچ مانع قانونی برای حضور او در زمین مسابقه ایجاد نمی‌کند. 

دادگاه حکمیت ورزش؛ آخرین ایستگاه امید شاکیان

اکنون با توجه به جمع‌بندی‌های صورت‌گرفته، می‌توان گفت دژ حقوقی استقلال در داخل کشور کاملا نفوذناپذیر است. کمیته انضباطی و سازمان لیگ متفق‌القول هستند که حضور یاسر آسانی کاملا قانونی است و هیچ تخلفی در ثبت قرارداد او رخ نداده است. این یعنی اگر مس شهربابک یا هر تیم دیگری در لیگ بخواهد روی این پرونده پافشاری کند، اعتراض آنها در مراجع قضایی داخل کشور راه به جایی نخواهد برد. تنها کورسوی امید برای شاکیان این پرونده، کشاندن ماجرا به فراسوی مرزها و ارجاع پرونده به دادگاه حکمیت ورزش (CAS) در سوئیس است. ممکن است در آن مرجع بین‌المللی، حقوق‌دانان برداشت متفاوتی از نامه‌های مبادله‌شده و قوانین فسخ داشته باشند. اما تا زمان وقوع چنین اتفاق نادر و غیرمنتظره‌ای، یاسر آسانی با خیالی آسوده و قراردادی معتبر، استقلال را در مستطیل سبز همراهی خواهد کرد. به نظر می‌رسد رویای تغییر نتایج بازی‌های استقلال از طریق این پرونده، حداقل در شرایط فعلی، تنها یک سراب حقوقی است.