ذبح امید برای معافیت جناب ستاره!

 آریا طاری

اینجا فوتبال ایران است؛ سرزمینی که شایعات در آن، نه یک دروغ گذرا، بلکه پیش‌درآمدی بر حقایق تلخ فردا هستند. وقتی زمزمه‌ای در راهروهای فدراسیون یا برنامه‌های تلویزیونی پیچید، نباید به سادگی از کنار آن گذشت. حالا شایعه‌ای عجیب، گزنده و تا حدودی ترسناک پیرامون تیم فوتبال امید ایران شکل گرفته است؛ حضور علیرضا بیرانوند در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ به عنوان سهمیه بزرگسال. شاید در نگاه اول، این تنها یک ایده تاکتیکی برای تقویت تیم تحت هدایت حسین عبدی به نظر برسد، اما وقتی لایه‌های پنهان این ماجرا را کنار می‌زنیم، به حقیقتی می‌رسیم که بوی ناخوشایند استعدادسوزی و دور زدن قانون می‌دهد. 

فوتبال ایران همواره از کمبود استعداد نالیده است، اما حقیقت این است که ما استعدادها را در مسلخ تصمیمات اشتباه ذبح می‌کنیم. جوانی که می‌بیند تلاش، شایستگی و آمادگی‌اش در برابر روابط و مصلحت‌های شخصی ستارگان هیچ ارزشی ندارد، چگونه باید به مسیرش ادامه دهد

سناریوی یک فرار؛ از معافیت تحصیلی تا سرباز قهرمان

بیایید با خودمان صادق باشیم. هدف از اختصاص دادن سه سهمیه بزرگسال به تیم‌های المپیک چیست؟ در تمام دنیا، این سهمیه برای تزریق تجربه، رهبری و ارتقای سطح کیفی بازیکنان جوان‌تر استفاده می‌شود تا در تورنمنت‌های مهم، اسیر فشار روانی نشوند. اما به نظر می‌رسد در فوتبال ما، این سهمیه در حال تبدیل شدن به یک رانت نجات‌بخش برای فرار از خدمت سربازی است. علیرضا بیرانوند سال‌هاست که در بالاترین سطح فوتبال ایران و آسیا درخشیده، قراردادهای نجومی بسته و به لحاظ مالی در نقطه‌ای ایستاده که شاید تا هفت نسل بعد از او هم نیازی به کار کردن نداشته باشند. 

او در تمام این سال‌ها از امتیاز معافیت تحصیلی استفاده کرده است؛ امتیازی که در محافل فوتبالی همواره با لبخندی تلخ همراه بوده، چراکه گاهی خود بازیکنان هم به درستی نمی‌دانند در کدام دانشگاه و در چه رشته‌ای در حال تحصیل‌اند! حالا که مهلت این معافیت‌های کش‌دار رو به پایان است و سایه اعزام به خدمت سربازی در زمستان پیش رو بر سر دروازه‌بان شماره یک تیم ملی و تراکتور سنگینی می‌کند، ناگهان یاد تیم امید افتاده‌اند. فرمول ساده و البته دردناک است؛ بیرانوند به ناگویا برود، یک مدال آسیایی (فارغ از رنگ آن) به دست بیاورد و با استفاده از قانون «سرباز قهرمان»، برای همیشه با کابوس پادگان خداحافظی کند. اما به چه قیمتی؟ این دیگر یک تصمیم فنی نیست؛ این استفاده ابزاری از تیم ملی امید برای حل مشکل شخصی یک ستاره است. تیمی که باید سکوی پرتاب جوانان باشد، نباید به پناهگاهی برای فرار از قانون  تبدیل شود. بیرانوند به ناگویا برود، یک مدال آسیایی (فارغ از رنگ آن) به دست بیاورد و با استفاده از قانون «سرباز قهرمان»، برای همیشه با کابوس پادگان خداحافظی کند. اگر قرار باشد بیرانوند درون دروازه تیم امید بایستد، محمد خلیفه باید چه کند؟ جوانی که تمام مسیر را با عرق ریختن و اثبات خودش طی کرده، حالا باید به خاطر پروژه معافیت جناب ستاره به حاشیه رانده شود؟ 

بیرانوند به ناگویا برود، یک مدال آسیایی (فارغ از رنگ آن) به دست بیاورد و با استفاده از قانون «سرباز قهرمان»، برای همیشه با کابوس پادگان خداحافظی کند. اگر قرار باشد بیرانوند درون دروازه تیم امید بایستد، محمد خلیفه باید چه کند؟ جوانی که تمام مسیر را با عرق ریختن و اثبات خودش طی کرده، حالا باید به خاطر پروژه معافیت جناب ستاره به حاشیه رانده شود؟ 

 

قربانگاهی به نام تیم امید؛ سهم محمد خلیفه چیست؟

در سمت دیگر این ماجرا، تراژدی اصلی در حال وقوع است؛ سلاخی رویاهای یک جوان. محمد خلیفه، دروازه‌بان جوانی که پله‌پله بالا آمده، در لیست رزرو جام‌جهانی بوده و حالا پس از درخشش در لیگ برتر و ثبت کلین‌شیت‌های پیاپی، پیراهن شماره یک تیم امید را به تن دارد. خلیفه بلافاصله پس از بازگشت از جام‌جهانی، بدون یک روز استراحت، راهی اردوی تیم امید در ترکیه شد. او در این دو سال، پای ثابت تمام اردوها، تمرینات و بازی‌های تدارکاتی بوده است. جوانی که در تیم بزرگسالان زیر سایه نام‌های بزرگ فرصت بازی پیدا نمی‌کند، تنها امیدش برای درخشش و نشان دادن توانایی‌هایش، همین مسابقات آسیایی ناگویاست. اگر قرار باشد علیرضا بیرانوند درون دروازه تیم امید بایستد، محمد خلیفه باید چه کند؟ دوباره روی نیمکت بنشیند و تماشاچی باشد؟ جوانی که تمام مسیر را با عرق ریختن و اثبات خودش طی کرده، حالا باید به خاطر پروژه معافیت جناب ستاره به حاشیه رانده شود؟ این اتفاق اگر رخ دهد، یک فاجعه تمام‌عیار در مدیریت استعدادهاست. ما با دست خودمان انگیزه، اعتماد به نفس و آینده یک استعداد ناب را می‌کشیم تا یک بازیکن ۳۳ساله بتواند از زیر بار خدمت سربازی  شانه خالی کند. 

 

آقای عبدی، شریک این بی‌عدالتی نشوید! 

حسین عبدی همواره به عنوان مربی‌ای اصول‌گرا و حامی جوانان شناخته می‌شود. کسی که تیم نوجوانان را باصلابت هدایت کرد و حالا سکان‌دار امیدهاست. اما مطرح شدن این درخواست از سوی او (چنانچه روایت محمدحسین میثاقی صحت داشته باشد)، یک علامت سوال بزرگ مقابل نام او قرار می‌دهد. آیا کادر فنی تیم امید حاضر است استقلال رای خود را فدای مصلحت‌اندیشی‌های فدراسیون کند؟ دعوت از امیرحسین حسین‌زاده به عنوان مهاجمی که می‌تواند گره‌گشای خط حمله باشد قابل درک است، اما پست دروازه‌بانی، پستی نیست که تیم امید در آن دچار بحران باشد. محمد خلیفه با آمادگی کامل درون دروازه است. آوردن بیرانوند، هیچ توجیه فنی‌ای جز استفاده از تبصره‌های قانونی برای  معافیت ندارد.

عدالتی که در زمین چمن جا ماند

فوتبال ایران همواره از کمبود استعداد نالیده است، اما حقیقت این است که ما استعدادها را در مسلخ تصمیمات اشتباه ذبح می‌کنیم. جوانی که می‌بیند تلاش، شایستگی و آمادگی‌اش در برابر روابط و مصلحت‌های شخصی ستارگان هیچ ارزشی ندارد، چگونه باید به مسیرش ادامه دهد. علیرضا بیرانوند ستاره بزرگی است و زحماتش برای فوتبال ایران قابل کتمان نیست. او در جام‌جهانی درخشیده، پنالتی رونالدو را گرفته و بارها دل مردم را شاد کرده است. اما این افتخارات، مجوزی برای پایمال کردن حق یک جوان نیست. قانون سربازی برای همه یکسان است. اگر قرار است ستاره‌ها از امتیازاتی بهره‌مند شوند، این امتیاز نباید به قیمت نابودی فرصت‌های یک نسل جوان تمام شود. اگر این شایعه رنگ واقعیت بگیرد، مسابقات ناگویا ۲۰۲۶ دیگر برای ما نماد امید و جوانی نخواهد بود؛ بلکه ویترینی است از بی‌عدالتی محض، جایی که پیراهن تیم امید، قاتل امیدهای یک جوان می‌شود. آیا فدراسیون فوتبال و کادر فنی تیم المپیک، حاضرند مسئولیت تاریخی این استعدادسوزی بزرگ را به گردن بگیرند؟