انحلال کنست، اسرائیل را وارد فاز بیثباتی سیاسی کرد؛
نتانیاهو در آستانه انتخابات زودهنگام؛ بقا یا شکست حزبی؟
رامین پرتو
پس از کش و قوسهای متعدد، بالاخره کنست اسرائیل (بامداد جمعه) با رأی ۶۲ نماینده، به بیستوپنجمین دوره خود رأی انحلال داد تا اسرائیل بار دیگر در کمتر از چهار سال گذشته به سمت انتخابات زودهنگام حرکت کند. انتخابات جدید قرار است پنجم آبان ۱۴۰۵ برگزار شود؛ انتخاباتی که نهتنها رقابتی معمولی برای تعیین ترکیب پارلمان نیست، بلکه بهنوعی همهپرسی درباره آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو و ساختار قدرت در اسرائیل به شمار میرود.
مهمتر از تعداد کرسیها، تغییر فضای روانی انتخابات است و برای نخستینبار، بخشی از جامعه اسرائیل آیزنکوت را گزینهای قابلاعتمادتر از نتانیاهو برای اداره دولت میداند. پیشی گرفتن او در نظرسنجی شایستگی نخستوزیری، ضربهای نمادین به تصویر «رهبر بیرقیب» نتانیاهو وارد کرده است
رأی به انحلال کنست پس از ساعتها اختلاف میان آریه درعی، رهبر حزب شاس، و مخالفان بر سر بودجه و تأمین مالی احزاب سیاسی انجام شد. همزمان، کنست قانونی را تصویب کرد که کاهش خدمت اجباری نظامی و تعویق اجرای آن برای حریدیها را برای پنج سال تمدید میکند؛ اقدامی که خشم احزاب میانهرو، چپ و حتی بخشی از فرماندهان ارتش را برانگیخت.
این تحولات نشان میدهد که بحران سیاسی اسرائیل دیگر صرفاً یک اختلاف حزبی نیست، بلکه به مرحلهای رسیده که شکاف میان دولت، ارتش، دستگاه قضایی و بخش مهمی از افکار عمومی بهصورت همزمان فعال شده است.
سه بحران همزمان
پس از عملیات طوفانالاقصی در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، انتظار میرفت فضای سیاسی اسرائیل به سمت نوعی اجماع داخلی حرکت کند، اما روند تحولات مسیر دیگری را طی کرد. مخالفان نتانیاهو، از جمله بنی گانتس و یائیر لاپید، او را به شکست در پیشبینی حمله حماس و مدیریت نادرست جنگ متهم کردند. در مقابل، ائتلاف راستگرای حاکم با محوریت نتانیاهو، ایتمار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ بر ادامه جنگ و رد هرگونه راهکار سیاسی تأکید داشت.
در ماههای اخیر سه بحران بهطور همزمان بر سر کابینه فرود آمد: نخست، ادامه مناقشه بر سر اصلاحات قضایی که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده بود؛ دوم، بحران معافیت حریدیها از خدمت سربازی؛ و سوم، اختلافات بودجهای میان احزاب ائتلاف. تصویب قوانین مورد مطالبه حریدیها، از جمله قانون توقف بازداشت فراریان از سربازی و قانون پایه «مطالعه تورات»، این تصور را در جامعه اسرائیل تقویت کرد که اولویت دولت نه تأمین نیازهای جنگی، بلکه حفظ ائتلاف سیاسی است.
اهمیت بحران سربازی زمانی بیشتر میشود که ارتش اسرائیل اعلام کرده در شرایط جنگی با کمبود حدود ۱۲ هزار نیروی انسانی روبهرو است. به همین دلیل، مخالفت ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش، با تعویق اعزام حریدیها به سربازی، به رویارویی کمسابقه میان ارتش و رهبران مذهبی انجامید. آریه درعی در واکنشی تند، زمیر را به دخالت در سیاست متهم کرد و گفت: «او به ارتش آسیب زده و عقلش را از دست داده است.» چنین ادبیاتی از سوی یکی از نزدیکترین متحدان نتانیاهو علیه عالیترین مقام نظامی اسرائیل، نشاندهنده عمق شکاف در رأس هرم قدرت است.
چرا کنست در این مقطع منحل شد؟
انحلال کنست حاصل یک عامل واحد نبود، بلکه نتیجه تلاقی چند بحران ساختاری بود. نخستین عامل، ناتوانی نتانیاهو در ایجاد تعادل میان خواستههای متناقض شرکای ائتلاف بود. احزاب حریدی خواهان تثبیت معافیتهای مذهبی و دریافت امتیازات مالی بودند، در حالی که ارتش و بخش بزرگی از جامعه اسرائیل اجرای خدمت اجباری برای همه شهروندان را مطالبه میکردند.
انحلال کنست نه حاصل یک عامل واحد، بلکه نتیجه تلاقی چند بحران ساختاری بود. نخستین عامل، ناتوانی نتانیاهو در ایجاد تعادل میان خواستههای متناقض شرکای ائتلاف بود، چراکه احزاب حریدی خواهان تثبیت معافیتهای مذهبی و دریافت امتیازات مالی بودند، در حالی که ارتش اجرای خدمت اجباری برای همه شهروندان را مطالبه میکرد
دومین عامل، کاهش شدید محبوبیت نتانیاهو بود. نظرسنجی شبکه ۱۳ نشان میدهد ۶۴ درصد اسرائیلیها عملکرد او را نامطلوب ارزیابی میکنند. در همین نظرسنجی، احزاب مخالف مجموعاً ۶۱ کرسی به دست میآورند و میتوانند دولت تشکیل دهند، در حالی که ائتلاف حاکم به حدود ۵۰ کرسی سقوط میکند.
عامل سوم، ظهور گادی آیزنکوت بهعنوان یک رقیب جدی است. او که رئیس پیشین ستاد کل ارتش بوده، در برخی نظرسنجیها از نتانیاهو در شاخص شایستگی برای نخستوزیری پیش افتاده است. این موضوع برای نخستین بار احتمال تشکیل دولتی بدون اتکا به احزاب عرب یا حریدی را مطرح کرده و معادلات سنتی سیاست اسرائیل را تغییر داده است. در چنین شرایطی، انحلال کنست بیش از آنکه یک تصمیم برنامهریزیشده باشد، به «فرار به جلو» شباهت دارد؛ تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی کنترلنشده ائتلاف و انتقال بحران به میدان انتخابات.
نتانیاهو امیدوار است با امتیازدهی گسترده به حریدیها، انسجام بلوک راستگرای خود را تا انتخابات حفظ کند. تصویب قوانین مربوط به مدارس مذهبی، یارانه مهدکودکها، لغو اصلاحات «کوشروت» و توقف بازداشت فراریان از سربازی، همگی بخشی از معامله سیاسی او با احزاب شاس و یهودیت متحد توراتی بود.
این اقدامات احتمالاً مانع فروپاشی فوری بلوک حامی نتانیاهو میشود و او را از خطر شورش داخلی در اردوگاه راست نجات میدهد، اما هزینه سیاسی سنگینی نیز دارد. بسیاری از اسرائیلیها این امتیازها را ناعادلانه میدانند، زیرا در حالی که هزاران نیروی ذخیره ماهها در جنگ حضور دارند، بخش بزرگی از جوانان حریدی همچنان از خدمت معاف میشوند.
پیامدهای انحلال برای لیکود و انتخابات آینده
لیکود اکنون در دشوارترین موقعیت خود از زمان بازگشت نتانیاهو به قدرت قرار دارد. این حزب همچنان بزرگترین حزب منفرد اسرائیل است و حدود ۲۲ کرسی در نظرسنجیها دارد، اما فاصله آن با رقبای اصلی به حداقل رسیده است. حزب «یاشار» به رهبری آیزنکوت و حزب «بیاحد» به رهبری نفتالی بنت، هر دو در محدوده ۲۱ تا ۲۳ کرسی قرار دارند و میتوانند محور ائتلافی جایگزین شوند.
مهمتر از تعداد کرسیها، تغییر فضای روانی انتخابات است. برای نخستین بار، بخشی از جامعه اسرائیل آیزنکوت را گزینهای قابلاعتمادتر از نتانیاهو برای اداره دولت میداند. پیشی گرفتن او در نظرسنجی شایستگی نخستوزیری، ضربهای نمادین به تصویر «رهبر بیرقیب» نتانیاهو وارد کرده است.
از سوی دیگر، مخالفان تلاش میکنند با تشکیل ائتلافی گسترده، از تکرار بنبستهای سیاسی سالهای اخیر جلوگیری کنند. اگر آیزنکوت بتواند حمایت احزاب میانهرو، بخشی از راست میانه و برخی چهرههای جداشده از لیکود را جلب کند، برای نخستین بار سناریوی تشکیل دولتی بدون نتانیاهو و بدون اتکا به احزاب عربی یا حریدی واقعبینانه خواهد شد.
در مجموع، انحلال کنست اسرائیل را وارد مرحلهای از بیثباتی عمیقتر کرده است. این رخداد نه پایان بحران، بلکه آغاز دور تازهای از رقابت بر سر آینده نظام سیاسی اسرائیل است.
دیدگاه تان را بنویسید