دستمزد روزانه کارگر کمتر از قیمت ۲۵۰ گرم گوشت قرمز
«شهر» در تب نان میسوزد
نسرین هزاره مقدم
طوفان تند گرانیها، زندگی آبرومند و ساده طبقه کارگر ایران را جاروب کرده است. امروز، نه خانهدار شدن و داشتن سرپناه شخصی، نه خرید یک خودروی ساده حتی یک پراید با کمترین امکانات و نه حتی یک سفر کوتاه آخر هفته به شمال، هیچیک جزو برنامههای زندگی خانوادههای کارگری نیست. طبقه کارگر در تقلای زنده ماندن و تامین نیازهای سادهای که خانواده را به عنوان یک ارگان حیاتی اجتماع سر پا نگه دارد، روز را با دو یا سه شیفت کار به نیمه شب گره میزنند اما باز هم گرههای کور زندگی باز نمیشود.
بعد از جنگ با افزایش چندباره قیمتهای خوراکی مواجهیم و اگر فکری برای رسیدگی به وضعیت اقتصادی مردم نکنند، اوضاع به سمت وخامت حداکثری میرود. امروز مردم از وضع زندگیشان به شدت ناراضیاند
در تقلای ناکام برای زنده ماندن
نمونهای از تنزل شدید سطح مطالبات و دغدغههای طبقه کارگر ایران، صحبتهای «سعید» کارگر جوانیست که بعد از یک سال بیمهپردازی در یکی از شرکتهای خدماتی تهران، از آرزوهای رنگباخته خود میگوید: «ماهی ۲۵ میلیون تومان حقوق میگیرم. مجردم و پول رهن آپارتمان نقلیام را از خانواده گرفتهام و هیچ خرج جانبی ندارم اما با این حال، مدتهاست توقع خرید خانه و ماشین را از ذهنم پاک کردهام. آرزوی من خرید یک موتور ساده است که قیمتش زیر ۲۵۰ میلیون تومان نیست یعنی 10 ماه حقوق کامل من. الان مدتیست که روزی یک وعده غذا میخورم تا پول موتورسیکلت فراهم شود ولی باور میکنید در سه ماه اخیر، یک ریال هم پسانداز نکردهام، تازه مقروض هم هستم».
سعید در پاسخ به این سوال که چه فکری برای تشکیل خانواده و ازدواج دارد، با لبخندی تلخ میگوید: چنین چیزهایی حتی به مخیلهام خطور هم نمیکند. من برای خودم هم نان شب را به زور تهیه میکنم.
وقتی این روزگار کارگری جوان و مجرد با مدرک کارشناسی است، کارگران متاهل و صاحب فرزند چه روزگاری دارند؟ «شهر» در تب نان میسوزد و گرانی چندین و چندباره کالاهای ضروری خوراکی ازجمله لبنیات، برنج، گوشت، مرغ و تخممرغ و البته دارو، جایی برای دغدغههای فراتر نگذاشته است. همه چیز خلاصه شده است در تقلای ناکام برای زنده ماندن.
سقوط تند معیشت
سقوط معیشتی طبقه کارگر از میانه دهه ۹۰ شمسی و با یارانهزدایی از اقتصاد و باز گذاشتن دست سودجویان برای بالا بردن قیمتها و سودآوری از جیب مردم آغاز شد. آن زمان، هدفمندی یارانهها، نام رمز آزادسازی و شوکدرمانی ارزی بود اما شیب تند این سقوط، از سالهای پایانی دهه ۹۰ تشدید شد. در یکی دو سال اخیر، قیمت ارز بیمحابا بالا رفت و زندگی بیتوقف، سقوط کرد. در این میانه، جنگ ماههای اخیر، تیر خلاصی بود که به سفرههای بیجان و در حال نزع کارگران شلیک شد.
در واقع با افزایش ۶۰درصدی دستمزد که دولتیها و مشخصاً وزرای کار و اقتصاد، آن را گامی بلند در جهت بهبود معنادار وضع معاش کارگران توصیف کردهاند، قدرت خرید به نسبت سالهای قبل به شدت افول کرده است
حالا برای تحلیل آماری این سقوط، فقط در نظر گرفتن یک مولفه از سبد خوراکیها کفایت میکند. اگر «قیمت گوشت قرمز» را فقط در سه سال اخیر در نظر بگیریم، متوجه میشویم که چه ضربهای به پیکره معیشت کارگران وارد آمده است.
در سال ۱۴۰۲، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز، ۷۰۰هزار تومان بود. سال ۱۴۰۳، نرخ هر کیلو ران به ۹۰۰هزار تومان رسید. در سال ۱۴۰۴، قیمت آن یک میلیون و ۳۰۰هزار تومان شد و اکنون در بهار ۱۴۰۵، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز، ۲ میلیون و ۳۸۰هزار تومان است.
در سال ۱۴۰۲، دستمزد روزانه کارگران ۱۷۶هزار و ۹۴۲ تومان بود. در آن سال با دستمزد روزانه کارگر میشد ۲۵۰ گرم ران گوسفندی ممتاز خرید. در سال ۱۴۰۳، دستمزد روزانه ۲۳۸هزار تومان تصویب شد و باز هم با دستمزد روزانه میشد ۲۶۰ گرم ران گوسفند خرید. در سال بعدتر (۱۴۰۴)، دستمزد روزانه کارگران حداقلبگیر، ۳۴۶هزار تومان به تصویب رسید که باز هم با این پول، امکان خرید ۲۶۰ گرم ران گوسفندی وجود داشت.
اما در سال جاری، رقم ۵۵۴هزار تومان به عنوان دستمزد روزانه کارگران در شورای عالی کار به تصویب رسید. این مبلغ پول خرید ۲۳۰ گرم گوشت ران گوسفندی ممتاز است. در واقع با افزایش ۶۰درصدی دستمزد که دولتیها و مشخصاً وزرای کار و اقتصاد، آن را گامی بلند در جهت بهبود معنادار وضع معاش کارگران توصیف کردهاند، قدرت خرید به نسبت سالهای قبل به شدت افول کرده است تا حدی که دستمزد یک روز کارگر برای ۸ ساعت کار پیاپی، پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نیست!
این در حالیست که یک وعده غذای گوشتی برای یک خانواده سه نفره، حداقل به ۲۵۰ گرم گوشت نیاز دارد بنابراین کارگر اگر کل حقوق روز خود را بدهد، بازهم نمیتواند فقط گوشت ناهار خانواده را تامین کند، بماند که طبخ یک غذای بسیار ساده بدون مخلفات جنبی، به اقلام دیگری ازجمله برنج، سیبزمینی، پیاز و سیر هم نیاز دارد و هر کیلو برنج امروز بیش از ۴۰۰هزار تومان قیمت دارد.
معادلات معیشتی نابرابر در کشور
«یدالله فرجی» فعال صنفی بازنشستگان و رئیس اسبق شورای اسلامی کار شرکت جنرال استیل، در رابطه با این معادلات نابرابر معیشتی که هیچ وقت نتیجه آنها به نفع طبقه کارگر نیست، میگوید: پایه حقوق ۱۶ میلیون تومانی و حقوق نهایت ۲۲ میلیون تومانی یک بازنشسته بعد از 30 سال کار، هیچ تناسبی با قیمتها و کف بازار ندارد. کارگران و بازنشستگان در آرزوی این هستند که نیمی از ماه یا حتی بیشتر، در حسرت یک غذای ساده نباشند، در حسرت اینکه مدام شرمنده خانواده نشوند.
این فعال صنفی با تاکید بر اینکه وقتی آزادسازی را شروع و زمام تورم را رها میکردند، هیچ در فکر معیشت مزدبگیران با حقوق ثابت نبودند و فقط میخواستند درآمدزایی کنند، افزود: گوشت قرمز یک کالای «کاملاً لوکس» است. حتی قیمت مرغ و تخممرغ هم نجومی شده است. بعد از جنگ اخیر با افزایش چندباره قیمتهای خوراکی مواجه بودیم و اگر فکری برای رسیدگی به وضعیت اقتصادی مردم نکنند، اوضاع به سمت وخامت حداکثری میرود. امروز مردم از وضع زندگیشان به شدت ناراضیاند».
مردمان فراموششده در شهر خاکستری
«شهر» در تب نان میسوزد. در چند ماه اخیر، برخی قیمتها به شدت نجومی شده و در همین مدت کوتاه، اقلامی مانند لبنیات، دو یا حتی سه بار گران شدند. داروها و ضروریات زندگی مردم نیز از دسترس خارج شده و در این میان، دولت و تصمیمسازان، در اظهارنظرها و جهتگیریها، میلیونها انسان درگیر بحران جدی را فراموش کردهاند و یادشان نمیافتد که اگر اوضاع تغییر اساسی نکند، شهر در تب نان، خاکستر میشود.
دیدگاه تان را بنویسید