حمله اسرائیل به ناوگان صمود، مجازات جمعی امدادگران جهان ارزیابی شد؛
راهزنی دریاییِ حقوقبشر
رامین پرتو
محاصره نوار غزه و جلوگیری از ورود کمکهای انسانی، طی نزدیک به دو دهه گذشته به یکی از ابزارهای ثابت فشار اسرائیل علیه فلسطینیان تبدیل شده و این سیاست همواره با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم ایالات متحده همراه بوده و در بسیاری از موارد، به تشدید درگیری میان اسرائیل و گروههای مقاومت فلسطینی از جمله حماس و جهاد اسلامی انجامیده است. با این حال، بحران اخیر پیرامون «ناوگان جهانی صمود» نشان میدهد که این بار مسئله صرفاً به فلسطینیان محدود نمانده و دامنه آن به یک چالش فرامنطقهای و بینالمللی تبدیل شده که افکار عمومی جهان، فعالان حقوق بشر، دولتهای اروپایی و حتی بخشی از جریانهای سیاسی داخل اسرائیل را درگیر کرده است.
ناوگان جهانی «صمود» با هدف شکستن محاصره غزه و رساندن کمکهای انسانی، پزشکی و غذایی به ساکنان این منطقه، طی هفتههای اخیر حرکت گستردهای را از مسیر زمینی و دریایی آغاز کرد. این ناوگان متشکل از دهها کشتی و صدها فعال حقوق بشر از بیش از ۴۰ کشور جهان بود و تلاش داشت با عبور از مدیترانه، خود را به سواحل غزه برساند. اما اسرائیل بار دیگر با توسل به قدرت نظامی، عملیات گستردهای را برای توقیف کشتیها و بازداشت فعالان آغاز کرد؛ اقدامی که نه تنها با محکومیت گسترده بینالمللی همراه شد بلکه شکافهای سیاسی جدیدی را نیز در روابط تلآویو با متحدان غربیاش آشکار ساخت.
در جریان این عملیات، نیروهای دریایی اسرائیل دهها کشتی ناوگان صمود را در آبهای بینالمللی توقیف کردند و صدها فعال خارجی را بازداشت و به بندر اشدود منتقل کردند. گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از بازداشتشدگان شامل پزشکان، خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و شهروندان اروپایی و آسیایی بودهاند و اسرائیل این اقدام را بخشی از اجرای «محاصره دریایی غزه» عنوان کرده، اما منتقدان، آن را مصداق آشکار نقض قوانین بینالمللی و «راهزنی دریایی» توصیف میکنند.
چرا اسرائیل به ناوگان صمود حمله کرد؟
واقعیت آن است که تلآویو مسئله ناوگان صمود را صرفاً یک کاروان امدادی نمیبیند، بلکه آن را تهدیدی سیاسی و رسانهای علیه مشروعیت راهبرد محاصره غزه تلقی میکند. اسرائیل طی سالهای اخیر تلاش کرده محاصره غزه را به عنوان یک «ضرورت امنیتی» به افکار عمومی غرب معرفی کند؛ اما حضور صدها فعال بینالمللی از کشورهای مختلف در ناوگان صمود، این روایت را با چالش جدی مواجه کرده است.
اسرائیل به خوبی میداند که عبور حتی بخشی از این ناوگان و رسیدن آن به غزه، به معنای شکسته شدن نمادین محاصره خواهد بود؛ رخدادی که میتواند به الگویی برای تکرار کاروانهای مشابه در آینده تبدیل شود. به همین دلیل، تلآویو تلاش کرد با برخورد سخت، پیام بازدارندهای به فعالان مدنی و دولتهای حامی آنان ارسال کند.از سوی دیگر، شرایط داخلی اسرائیل نیز در این مسئله نقش مهمی دارد. کابینه بنیامین نتانیاهو در ماههای اخیر تحت فشار شدید داخلی و خارجی قرار داشته و ادامه جنگ غزه، افزایش تلفات انسانی، فشار اقتصادی و همچنین اختلافات سیاسی داخلی موجب شده تا جریانهای افراطی حاضر در دولت، بیش از گذشته بر سیاست «نمایش قدرت» تاکید کنند. در این میان، افرادی مانند ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل تلاش دارند با اتخاذ مواضع تند و رفتارهای تحقیرآمیز علیه فعالان خارجی، پایگاه سیاسی جریان راست افراطی را حفظ کنند.
بسیاری از دولتهای اروپایی تلاش میکردند میان حمایت سیاسی از اسرائیل و انتقادهای محدود حقوق بشری تعادل ایجاد کنند، اما جنگ غزه و بحران انسانی ناشی از آن، این موازنه را بر هم زد و حالا تصاویر مربوط به بازداشت فعالان خارجی در آبهای بینالمللی، فشار افکار عمومی اروپا بر دولتها را افزایش داده است
واکنشهای داخلی اسرائیل نیز نشان میدهد که حتی بخشی از ساختار سیاسی اسرائیل، نسبت به تبعات بینالمللی این رفتارها نگران است. انتقادهای گدعون ساعر، یائیر لاپید، بنی گانتس و گادی آیزنکوت از رفتار بنگویر بیانگر آن است که بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی معتقدند این اقدامات، بیش از آنکه بازدارنده باشد، به تخریب چهره جهانی اسرائیل منجر شده است.
اعتراض اروپا و دولتهای منطقه
حمله اسرائیل به ناوگان صمود، واکنشهای کمسابقهای را در سطح منطقهای و اروپایی به همراه داشت. اسپانیا، ایتالیا، ترکیه، قطر، اندونزی و چند کشور دیگر بهصراحت اقدام اسرائیل را محکوم کردند و آن را نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند.
احضار کاردار سفارت اسرائیل در مادرید و همچنین موضع تند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، نشانهای از افزایش نارضایتی اروپا نسبت به عملکرد تلآویو است.
در سالهای گذشته، بسیاری از دولتهای اروپایی تلاش میکردند میان حمایت سیاسی از اسرائیل و انتقادهای محدود حقوق بشری تعادل ایجاد کنند، اما جنگ غزه و بحران انسانی ناشی از آن، این موازنه را بر هم زده است. تصاویر مربوط به قحطی، بمباران مناطق غیرنظامی و اکنون بازداشت فعالان خارجی در آبهای بینالمللی، فشار افکار عمومی اروپا بر دولتها را افزایش داده است.
در این میان، ترکیه تلاش کرده بار دیگر خود را به عنوان یکی از مهمترین حامیان سیاسی مسئله فلسطین معرفی کند. مواضع تند وزارت خارجه ترکیه و مقامات ارشد این کشور علیه اسرائیل، علاوه بر جنبه انسانی، دارای ابعاد ژئوپلیتیکی نیز هست. آنکارا در تلاش است تا از خلأ رهبری جهان اسلام در مسئله فلسطین بهرهبرداری کرده و جایگاه منطقهای خود را تقویت کند.
تلآویو مسئله ناوگان صمود را صرفاً یک کاروان امدادی نمیبیند، بلکه آن را تهدیدی سیاسی و رسانهای علیه مشروعیت راهبرد محاصره غزه تلقی میکند و اسرائیل طی سالهای اخیر تلاش کرده محاصره غزه را به عنوان یک «ضرورت امنیتی» به افکار عمومی غرب معرفی کند
قطر نیز ضمن محکوم کردن حمله اسرائیل، بر ضرورت پایان محاصره غزه تاکید کرده است. در سطح حقوقی نیز، بسیاری از نهادهای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری، اقدام اسرائیل را ناقض کنوانسیونهای بینالمللی دانستهاند. عفو بینالملل این عملیات را «شرمآور و غیرانسانی» توصیف کرده و مرکز حقوقی «عدالت» نیز توقیف کشتیها در آبهای بینالمللی را مصداق مجازات جمعی و نقض آشکار حقوق بشردوستانه دانسته است.
جامعه ملل چه اهرمهایی علیه اسرائیل دارد؟
اگرچه اسرائیل طی دهههای گذشته توانسته با اتکا به حمایت آمریکا، بسیاری از فشارهای بینالمللی را خنثی کند، اما جامعه جهانی همچنان ابزارهایی برای اعمال فشار سیاسی و حقوقی علیه تلآویو در اختیار دارد.
نخستین اهرم، فشار دیپلماتیک و سیاسی است. احضار سفرا، کاهش سطح روابط، تعلیق همکاریهای نظامی و اعمال محدودیتهای اقتصادی از جمله اقداماتی است که کشورهای مختلف میتوانند علیه اسرائیل انجام دهند. هرچند تاکنون اروپا در استفاده گسترده از این ابزارها محتاط بوده، اما ادامه جنگ غزه ممکن است این روند را تغییر دهد.
دومین اهرم، سازوکارهای حقوق بینالملل است. دیوان کیفری بینالمللی میتواند پروندههایی درباره جنایات جنگی، محاصره غیرقانونی و حمله به غیرنظامیان بررسی کند. اشاره رئیسجمهور کره جنوبی به احتمال بازداشت بنیامین نتانیاهو بر اساس حکم دیوان کیفری بینالمللی، نشان میدهد که این موضوع به تدریج وارد فضای رسمی سیاست بینالملل شده است.
سومین ابزار، فشار افکار عمومی جهانی است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که جنبشهای مردمی، تحریمهای دانشگاهی، کمپینهای حقوق بشری و فشار رسانهای میتوانند هزینه سیاسی اقدامات اسرائیل را افزایش دهند. ناوگان صمود نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ حرکتی که هدف اصلی آن، شکستن انحصار روایت اسرائیل درباره غزه بود.
با این حال، مهمترین مانع در برابر فشار مؤثر بر اسرائیل، حمایت گسترده آمریکا از تلآویو است؛ حمایتی که نه تنها در عرصه نظامی و سیاسی ادامه دارد، بلکه اکنون به حوزه مقابله با نهادهای حامی فلسطین نیز کشیده شده است.
دیدگاه تان را بنویسید