تخفیف‌های نامتعارف فروشگاه‌های برخط، کتابفروشی‌ها را در رقابتی نابرابر قرار داده و ضرورت تدوین قوانین مشخص برای سقف تخفیف و ساماندهی بازار کتاب را بیش از پیش آشکار کرده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بازار کتاب ایران، سال‌های اخیر با پدیده‌ای روبه‌رو شده که هرچند به نفع مصرف‌کننده به نظر می‌رسد اما گویا، درحال برهم زدن تعادل چرخه نشر است؛ پدیده گسترش فروشگاه‌های برخط، با تخفیف‌های سنگین و نامتعارف. هرچند ظهور فروشگاه‌های برخط، نشانه توسعه فناوری و تسهیل دسترسی مخاطبان به کتاب معرفی می‌شد، امروزه به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کتابفروشان تبدیل شده است.

تخفیف‌هایی که گاه از حاشیه سود واقعی کتاب فراتر می‌روند، رقابتی نابرابر ایجاد کرده‌اند؛ رقابتی که بسیاری از کتابفروشی‌های فیزیکی، توان ایستادگی در برابر آن را ندارند.

چند سال گذشته، به‌ویژه پس از همه‌گیری کرونا، ایجاد فروشگاه‌های برخط کتاب با سرعت چشمگیری افزایش پیدا کرد. این رشد سریع، بدون شکل‌گیری سازوکارهای نظارتی و صنفی متناسب، به بازاری آشفته انجامیده است.

فردین زمانی، مدیر کتابسرای بهنام، می‌گوید: «طی چند سال اخیر عده زیادی بدون سازوکار محکم و قاعده، بسیار راحت به ایجاد فروشگاه برخط کتاب اقدام کرده‌اند.» به گفته وی، پیش از این اعتماد عمومی به خرید اینترنتی چندان زیاد نبود، اما تغییر الگوی مصرف به‌ویژه در دوران کرونا، مسیر را برای گسترش این فروشگاه‌ها هموار کرد. فروشگاه‌های برخط کتاب را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: فروشگاه‌هایی که ازسوی افراد کم‌تجربه در حوزه نشر ایجاد شده‌اند، فروشگاه‌های متعلق به ناشران یا کتابفروشان، همچنین صفحات فروش کتاب در پلتفرم‌های بزرگ تجارت الکترونیک. هرچند حضور فناوری در صنعت نشر اجتناب‌ناپذیر است، اما مسئله اصلی به نحوه «قیمت‌گذاری» و «سیاست‌های تخفیف» بازمی‌گردد. زمانی کتابفروش تاکید می‌کند که «در عصر فناوری نمی‌توان مانع فعالیت فروشگاه‌های برخط شد» اما در عین حال معتقد است نبود دستورالعمل مشخص درباره سقف تخفیف‌ها، زمینه رقابت مخرب را فراهم کرده است.

مشکل، زمانی حاد می‌شود که ناشر، کتاب را با درصد مشخصی تخفیف در اختیار کتابفروش قرار می‌دهد، اما همان عنوان را در فروشگاه‌های برخط خود با تخفیف بیشتری عرضه می‌کند. در چنین شرایطی، در عمل کتابفروش امکان رقابت قیمتی را از دست می‌دهد.

به گفته این فعال صنفی، «کتابفروش نمی‌تواند با این تخفیف‌ها با ناشر رقابت کند.» نتیجه این وضعیت در رفتار مشتریان نیز قابل مشاهده است: مخاطب پس از دیدن قیمت در کتابفروشی، خرید را به امید یافتن نسخه ارزان‌تر در فضای آنلاین به تعویق می‌اندازد.

این اختلاف قیمت، فقط به کتاب‌های جدید محدود نمی‌شود. فروش نسخه‌های قدیمی‌تر با قیمت‌های کمتر در سایت ناشر، در کنار عرضه کتاب‌ها با قیمت به‌روز به کتابفروشان، شکاف بیشتری ایجاد می‌کند. کتابفروش با پدیده‌ای روبه‌روست که در آن ویترین فروشگاهش به نمایشگاهی برای انتخاب کتاب تبدیل می‌شود، اما خرید نهایی در فضای برخط انجام می‌گیرد. این روند، مدل اقتصادی کتابفروشی‌های فیزیکی را که بر گردش سریع سرمایه و فروش حضوری استوار است، تضعیف می‌کند.

از منظر صنفی، یکی از انتقادهای اصلی به ضعف نظارت و صدور آسان مجوز برای فروشگاه‌های برخط مربوط می‌شود. مدیر کتابسرای بهنام، با انتقاد از وضعیت موجود می‌گوید: «نباید به راحتی مجوز پایگاه فروش برخط کتاب صادر شود.» به اعتقاد وی، متقاضیان ایجاد چنین فروشگاه‌هایی باید دست‌کم دارای پروانه نشر یا جواز کسب کتابفروشی باشند تا شناخت حداقلی از ساختار بازار کتاب داشته باشند. ورود بازیگران متعدد بدون تجربه کافی، به تشدید رقابت قیمتی و بی‌ثباتی بازار دامن زده است.

علاوه‌بر مسئله تخفیف، درهم‌آمیختگی نقش‌ها در زنجیره نشر نیز به پیچیده‌تر شدن وضعیت، انجامیده است. مرز میان ناشر، پخش‌کننده و کتابفروش کمرنگ شده و بسیاری از فعالان، همزمان چند نقش را بر عهده گرفته‌اند. به گفته این فعال حوزه کتاب، «کتابفروش، شده ناشر، ناشر شده فروشنده و پخش‌کننده شده ناشر.» این تداخل وظایف، اگرچه می‌تواند از منظر اقتصادی برای برخی بازیگران سودآور باشد، اما تعادل سنتی زنجیره تامین کتاب را بر هم می‌زند.

یکی از پیامدهای مستقیم این وضعیت، تضعیف چرخه سنتی است که ناشر، پخش‌کننده و کتابفروش هرکدام وظیفه مشخصی داشتند. می‌دانیم، ناشر برای تامین نقدینگی، به فروش از طریق شبکه کتابفروشی‌ها متکی بود و پخش‌کننده، نقش واسطه را ایفا می‌کرد؛ در حالی که اکنون با گسترش فروش برخط و مستقیم، این چرخه دچار اختلال شده است. همان‌طور که زمانی، کتابفروش هشدار می‌دهد، «چرخه‌ای که بین ناشر، پخش‌کننده و کتابفروش وجود داشت، در حال نابودی است.»

پیامدهای این نابسامانی تنها به رقابت برخط محدود نمی‌شود. کتابفروشان همزمان با چالش‌های دیگری نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ ازجمله حذف از برخی رویدادهای بزرگ، تعطیلی‌های مقطعی ناشی از آلودگی هوا یا بحران‌های بهداشتی مثل کووید ۱۹ و نوسانات اقتصادی.

در چنین شرایطی، فشار مضاعف ناشی از تخفیف‌های نامتعارف می‌تواند بقای بسیاری از کتابفروشی‌های مستقل را تهدید کند. این فعال صنفی یادآور می‌شود که آسیب به هر حلقه از این زنجیره، کل بازار را متاثر می‌کند، زیرا «وقتی یک نفر آسیب ببیند، همه دچار مشکل می‌شوند.»

با وجود این انتقادها، به نظر می‌رسد کمتر کسی اصل «فروش برخط» نادیده بگیرد؛ بنابراین راه‌حل اصلی، ضرورت تنظیم‌گری هوشمندانه و ایجاد قواعد مشترک برای حفظ رقابت سالم است؛ به عبارت دیگر تعیین سقف منطقی برای تخفیف‌ها، شفاف‌سازی روابط مالی میان ناشر و کتابفروش، و تقویت حضور نمایندگان کتابفروشان در نهادهای صنفی می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. پیشنهاد تشکیل اتحادیه‌ای با نمایندگی واقعی کتابفروشان نیز در همین چارچوب مطرح می‌شود تا صدای این بخش از بازار بیشتر شنیده شود.

تجربه بازارهای دیگر کشورها نشان می‌دهد، حمایت از کتابفروشی‌های محلی، نه صرفاً براساس ملاحظات صنفی، بلکه به دلیل نقش فرهنگی و اجتماعی آن‌ها اهمیت دارد. کتابفروشی‌ها تنها محل فروش کالا نیستند؛ آن‌ها فضاهایی برای ترویج کتابخوانی، برگزاری رویدادهای فرهنگی و شکل‌گیری ارتباط اجتماعی‌اند. اگر رقابت قیمتی افسارگسیخته به حذف تدریجی این فضاها بینجامد، زیان آن عمیق‌تر از یک مسئله اقتصادی خواهد بود.

در نهایت، مسئله تخفیف‌های نامتعارف فروشگاه‌های برخط کتاب را باید نشانه‌ای از یک گذار پُرتنش صنعت نشر به عصر دیجیتال دانست. گذری که بدون سیاست‌گذاری دقیق، می‌تواند به تمرکز بازار در دست چند بازیگر بزرگ و تضعیف شبکه گسترده کتابفروشی‌ها منجر شود.

برقراری توازن بین نوآوری‌های فناورانه و حفظ زیرساخت‌های فرهنگی، موضوعی است که نیازمند گفت‌وگو میان ناشران، کتابفروشان، نهادهای صنفی و سیاست‌گذاران فرهنگی است؛ گفت‌وگویی که نباید بیش از این نسبت به آن بی‌توجهی کرد، چون ممکن است بخشی از سرمایه فرهنگی شهرها را برای همیشه حذف کند.