کنفرانس امنیتی به صحنه برجستهسازی اختلافات اروپا و آمریکا تبدیل شد؛
مونیخ ۲۰۲۶ ؛ نماد تغییر در نظم جهانی
رامین پرتو
کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ در شرایطی آغاز به کار کرد که بسیاری از ناظران آن را نه صرفاً یک نشست سالانه، بلکه نقطه عطفی در تحول نظم نوین بینالمللی ارزیابی میکنند. این نشست که در هتل بایریشرهوف مونیخ و تحت مدیریت کنفرانس امنیتی مونیخ برگزار شد، میزبان بیش از هزار شرکتکننده از ۱۱۵ کشور جهان بود. حضور دهها رئیسجمهور، نخستوزیر، وزیر خارجه و فرمانده نظامی نشان میداد که این کنفرانس به مهمترین صحنه تبادل دیدگاهها درباره آینده امنیت جهانی تبدیل شده است. با این حال، آنچه کنفرانس امسال را از دورههای پیشین متمایز کرد، نه صرفاً حجم شرکتکنندگان، بلکه آشکار شدن اختلافات عمیق میان اروپا و ایالات متحده و طرح جدی ایده استقلال راهبردی اروپا بود. فضای نشست بیش از هر چیز تحت تأثیر بحران اعتماد در روابط فراآتلانتیک، ادامه جنگ اوکراین، اختلافات درباره غزه و نگرانی از فروپاشی نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد قرار داشت. سخنرانیها، مواضع رسمی و حتی بحثهای حاشیهای نشان داد که جهان وارد مرحلهای از رقابت قدرتهای بزرگ شده و اروپا دیگر مانند گذشته حاضر نیست صرفاً در چارچوب راهبردهای امنیتی واشنگتن حرکت کند.
بحران اعتماد و بازتعریف نقش اروپا
در نظم جهانی
یکی از مهمترین محورهای کنفرانس، طرح صریح موضوع پایان نظم جهانی مبتنی بر رهبری آمریکا بود. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان در سخنرانی افتتاحیه با صراحت اعلام کرد که نظم مبتنی بر قواعد و حقوق بینالملل دیگر وجود ندارد و جهان وارد عصر رقابت قدرتهای بزرگ شده است. این سخنان در واقع بیانگر نگرانی عمیق اروپا از آینده امنیت خود و کاهش قابلیت پیشبینی سیاستهای آمریکا بود.
در همین راستا، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه در کنفرانس امنیتی مونیخ و در سخنرانی خود بر ضرورت تبدیل اروپا به یک قدرت ژئوپلیتیک مستقل تأکید کرد. او تصریح کرد که اروپا باید از یک بلوک صرفاً اقتصادی به بازیگری تبدیل شود که قادر به تصمیمگیری مستقل در حوزه امنیت و دفاع باشد؛ این اظهارات بازتابدهنده تغییر مهمی در تفکر راهبردی اروپا بود؛ تغییری که نشان میدهد وابستگی امنیتی کامل به واشنگتن دیگر قابل اتکا
تلقی نمیشود.
اظهارات مقامات اروپایی در حالی مطرح شد که ولفگانگ ایشینگر، رئیس پیشین کنفرانس امنیتی مونیخ نیز اعلام کرده بود که اروپا اعتماد خود را به ایالات متحده تا حد زیادی از دست داده است و در مقابل ایوو دالدر، نماینده سابق آمریکا در ناتو هشدار داد که ماهیت روابط اروپا و آمریکا هرگز به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت.
اگرچه اروپا از ادامه حمایت از اوکراین دفاع میکند، اما همزمان بسیاری از رهبران اروپایی نگران هستند که سیاستهای متغیر آمریکا، امنیت بلندمدت این قاره را با عدم قطعیت مواجه کند که در مورد غزه هم چنین نگرشی در اروپا وجود دارد
در مقابل، واشنگتن تلاش کرد با اعزام هیأتی گسترده به کنفرانس مونیخ ریاست مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیامهایی اطمینانبخش درباره تعهد به امنیت اروپا ارسال کند؛ با این حال، این تلاشها نتوانست نگرانیهای عمیق اروپا را بهطور کامل برطرف کند. حتی برخی چهرههای سیاسی آمریکایی مانند گوین نیوسام و الکساندریا اوکازیو-کورتز در حاشیه نشست، سیاست خارجی واشنگتن را مورد انتقاد قرار دادند و آن را عامل تضعیف اتحادهای بینالمللی دانستند.
این مواضع نشان داد که بحران اعتماد میان اروپا و آمریکا تنها محدود به اختلافات خارجی نیست، بلکه ریشه در شکافهای داخلی سیاست آمریکا نیز دارد.
محورهای اصلی اختلاف چه بود؟
جنگ اوکراین همچنان یکی از مهمترین موضوعات کنفرانس بود و ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین بر ضرورت تضمینهای امنیتی قوی و افزایش فشار بر روسیه تأکید کرد. اگرچه اروپا از ادامه حمایت از اوکراین دفاع میکند، اما همزمان بسیاری از رهبران اروپایی نگران هستند که سیاستهای متغیر آمریکا، امنیت بلندمدت این قاره را با عدم قطعیت مواجه کند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا نیز با تأکید بر ضرورت افزایش توان دفاعی اروپا اعلام کرد که این قاره باید روی پای خود بایستد و نسخهای اروپاییتر از ناتو ایجاد کند. او اروپا را «غول خفته» توصیف کرد و خواستار افزایش هزینههای دفاعی و هماهنگی بیشتر میان کشورهای اروپایی شد.
در کنار اوکراین، موضوع غزه نیز به یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان اروپا و آمریکا تبدیل شد. مقامات اروپایی از جمله کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا به شدت از طرح پیشنهادی واشنگتن برای اداره غزه انتقاد کردند و آنرا فاقد مشروعیت بینالمللی دانستند.
در مقابل، مقاماتی مانند مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد از این طرح دفاع کردند و آن را بخشی از تلاش برای ایجاد ثبات در منطقه معرفی کردند و حالا این اختلاف نشان داد که اروپا و آمریکا حتی در موضوعات خاورمیانه نیز دیگر هماهنگی کامل گذشته را ندارند.
کنفرانس مونیخ ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری، این واقعیت را آشکار ساخت که عصر جدیدی در سیاست جهانی آغاز شده که در آن اتحادهای قدیمی بازتعریف میشوند و بازیگران جدید برای تعیین قواعد آینده رقابت میکنند
از سوی دیگر، چهرههایی مانند نیکولای ملادینوف، فرستاده مسکو به این نشست بر ضرورت اقدام فوری برای جلوگیری از بازگشت جنگ تأکید کردند، در حالی که فعالانی مانند مصطفی برغوثی، فعال برجسته فلسطینی نسبت به آینده راهحل دو دولتی ابراز بدبینی کردند.
همزمان، اورزولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا تلاش کرد از یک سو روابط با آمریکا را حفظ کند و از سوی دیگر بر ضرورت تقویت توان راهبردی اروپا تأکید کند. این رویکرد نشان میدهد که اروپا به دنبال ایجاد توازن میان حفظ اتحاد با آمریکا و افزایش استقلال خود است.
پیام مونیخ ۲۰۲۶: آغاز دوران جدید
در روابط فراآتلانتیک
کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ حامل پیامهای مهمی درباره آینده نظم جهانی بود. نخستین پیام، پایان دوران اعتماد مطلق اروپا به رهبری امنیتی آمریکا است. اروپا اکنون به این نتیجه رسیده که باید ظرفیتهای دفاعی مستقل خود را تقویت کند تا در صورت تغییر سیاستهای واشنگتن، امنیت خود را تضمین کند.
دومین پیام، ورود جهان به مرحلهای از چندقطبی شدن است. در این مرحله، دیگر هیچ قدرتی قادر نیست بهتنهایی نظم جهانی را تعیین کند و حالا اروپا، چین و دیگر بازیگران بینالمللی به دنبال افزایش نقش خود در تعیین قواعد جهانی هستند.
سومین پیام، افزایش اهمیت استقلال راهبردی اروپا است. این مفهوم که پیش از این بیشتر یک ایده نظری بود، اکنون به یک ضرورت عملی تبدیل شده است. اروپا تلاش میکند با تقویت توان نظامی، کاهش وابستگی به آمریکا و توسعه همکاریهای دفاعی داخلی، جایگاه خود را در نظام جهانی ارتقا دهد.
چهارمین پیام، تغییر ماهیت روابط فراآتلانتیک است. اگرچه اروپا و آمریکا همچنان متحد باقی خواهند ماند، اما این اتحاد دیگر بر پایه وابستگی یکجانبه نخواهد بود؛ بلکه بهتدریج به رابطهای مبتنی بر تقسیم مسئولیت و استقلال نسبی تبدیل خواهد شد.
در نهایت، کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ را میتوان نمادی از گذار تاریخی در نظام بینالملل دانست. این نشست نشان داد که نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه رهبری آمریکا شکل گرفته بود، اکنون در حال تحول است. اروپا دیگر صرفاً یک شریک تابع نیست، بلکه به دنبال ایفای نقش مستقل در تعیین آینده امنیت
جهانی است.
این تحول نه تنها آینده روابط اروپا و آمریکا را تغییر خواهد داد، بلکه تأثیرات گستردهای بر ساختار قدرت در جهان خواهد داشت. جهان در حال ورود به مرحلهای است که در آن، قدرت میان چند قطب تقسیم خواهد شد و اروپا یکی از مهمترین این قطبها خواهد بود. کنفرانس مونیخ ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری، این واقعیت را آشکار ساخت که عصر جدیدی در سیاست جهانی آغاز شده که در آن اتحادهای قدیمی بازتعریف میشوند و بازیگران جدید برای تعیین قواعد آینده رقابت میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید