شاخصی‌های مرتبط با ویژگی های صنایع با فناوری برتر را دارای دو خصوصیت عمده می دانند که استفاده گسترده از نیروی انسانی با مهارت فنی بالا، استفاده از دانشمندان و مهندسان و نیز بالا بودن سطح مخارج تحقیق و توسعه را شامل می شود برخی شرکت های ایرانی دانش بنیان که وارد عرصه تولید محصولات های-تک شده اند، می گویند؛ تنها دولت، مشتری این محصولات است و به ندرت در بخش خصوصی، مشتری دارند

حامد شایگان، روزنامه نگار

چرا بسیاری از محصولات ایران، بازار صادراتی چندانی ندارد؟ پاسخ روشن است؛ وجود نمونه مشابه با کیفیت بالاتر، مانع از فروش محصولات ایرانی در بازار بین المللی میشود و دلیل آن هم چیزی نیست جز «تولید با فناوری کهنه و از رده خارج» و «غفلت از گسترش برنامههای تحقیق و توسعه» در کشور.

براساس آنچه در سازمان اقتصاد جهانی پیش‌بینی شده، تا سال ۲۰۳۰، حدود ۹۰ درصد رشد اقتصادی کشورها، مبتنی بر تکنولوژی خواهد بود که ۸۵ درصد آن، سهم صنایع‌ هایتک است. این رویکرد اقتصاد دنیا به سوی بهره‌مندی از «های‌تک» در حالی است که دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن مرکز پژوهش‌های مجلس ایران نیز اعلام کرده است که در سال‌های اخیر، سهم صادرات محصولات صنایع «های‌تک» از کل صادرات صنعتی کشور بسیار اندک و در برخی سال‌ها، کمتر از یک درصد بوده است و نسبت صادرات فناورانه به مجموع آن از سال ۱۳۸۴ تاکنون کاملا سیر نزولی به خود گرفته است، به گونه‌ای که از حدود یک و نیم درصد به حدود ۷۳/ ۰درصد در سال ۱۳۹۲ و کمتر از این میزان در سال ۱۳۹۳ کاهش پیدا کرده است. همچنین طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، درصد تولید محصولات با فناوری متوسط به بالا در سال 96 نزدیک به ۳۹ درصد بوده که تا سال 1400 باید به ۵۰ درصد برسد. همچنین سهم محصولات با فناوری متوسط به بالا در تولید ناخالص داخلی در این مدت باید از سهم یک و نیم، به پنج درصد برسد. از سوی دیگر، طبق برنامه‌ریزی‌ها سهم صادرات این محصولات نسبت به کل صادرات باید از رتبه ۶ به ۳ ارتقا یابد، تمام اینها در حالی است که بر پایه آمارها، صادرات صنایع «های‌تک» کشور اصلا وضعیت مناسبی ندارد. نگاهی به روند رو به توسعه هایتک در دیگر کشورها، موقعیت ما را روشن میکند. سهم کل فناوری از صادرات هند از 4 درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی به ۲۵ درصد در ۲۰۱۲ میلادی رسیده است. در آمریکا صنعت فناورانه، طی سال ۲۰۱۵، سهمی بیش از هفت درصد، در کل تولید ناخالص داشته است. درآمد فناوری در اقتصاد آلمان 5 سال پیش، حدود ۸۰۰ میلیارد یورو بود که با روند صعودی سال های اخیر از مرز 1000 میلیارد عبور کرده است. در همین بخش، شرکت‌های چینی درآمدی بیش از 130000میلیارد یوآن داشته اند.

روند رو به رشد فناوری در اقتصادهای بزرگ، روی کشورهای نوظهور نیز تاثیر گذاشته است. با افزایش سهم فناوری در اقتصاد کره جنوبی، سهم 5 درصدی از تولید ناخالص داخلی این کشور به تحقیق و توسعه اختصاص یافته است. سنگاپور نیز که جزو کشورهای پیشرو در این بخش است 3 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به تحقیق و توسعه این بخش اختصاص داده است. این در حالی است که سهم اعتبارات ایران برای تحقیق و توسعه هنوز کمتر از یک درصد است و حتی بخشی از اعتبارات آن در پایان سال مالی محقق نمی شود. البته نباید نادیده گرفت که میزان تولید ناخالص داخلی سنگاپور دو برابر تولید ناخالص داخلی ایران است و به تبع آن، میزان اعتبار سه درصدی آن کشور، در واقع، 6 برابر سهم ایران خواهد بود. از این رو میتوان نتیجه گرفت؛ کشورهای توسعه یافته و نوظهور با تکیه بر تحقیق و توسعه و با اتکا به شرکتهای دانش بنیان، به دنبال توسعه صنایع هایتک هستند، تا علاوه بر ایجاد انحصار در بازار این محصولات ، کیفیت تولید و قدرت رقابتی آنها را در بازارهای بین المللی بالا ببرند.

سهم فناوری «هایتک» در اقتصاد

آمارها نشان میدهد رشد سهم خدمات تجاری دانش محور به ویژه خدمات مالی و کسب و کار در آمریکا نسبت به اروپا و ژاپن شدت بیشتری داشته است. همچنین افزایش سهم صنایع فناورانه در اقتصادهای کره جنوبی و تایوان نسبت به افزایش رخ داده در صنایع خدماتی و کارخانهای، بسیار بیشتر بوده است. به همین دلیل کره و تایوان در این دوره، رشد اقتصادی بسیار بالایی را تجربه کردهاند. در واقع در اقتصادهای در حال توسعه نیز سهم صنایع دانش و فناوری محور افزایش یافته است. به طوری که سهم صنایع دانش بنیان در اقتصاد چین همزمان با افزایش سهم صنایع کارخانهای با فناوری برتر و افزایش آموزش، تا 3 درصد افزایش یافته است. در هندوستان و روسیه نیز به ترتیب، سهم خدمات دانش محور تجاری و عمومی، 2 و 4 درصد و سهم صنایع دانش و فناوری به ترتیب تا 19 و 20 درصد افزایش یافته است.

در دنیای امروز، توسعه فناوریهای دانش بنیان تا جایی اهمیت پیدا کرده که معیارهایی برای رشد و سنجش سالانه آن تعریف شده است، به گونه ای که برای نشان دادن درجه پیشرفت و قدرت رقابت محصولات یک کشوراز شاخص سهم صنایع با فناوری برتر در ارزیابی تولید و صادرات آن کشور استفاده میشود. از آنجا که این صنایع اغلب با نوآوری و ابداع همراه هستند، قدرت رقابت پذیری بالایی در تجارت دارند. در صنایع با فناوری پایین نسبت مخارج R&D به تولید حدود 4/0 درصد ومخارج  R&D نسبت به ارزش افزوده یک درصد مخارج است. در صنایع با فناوری متوسط به پایین درصد مخارج R&D به تولید حدود 8/ 0درصد و نسبت به ارزش افزوده حدود 3 درصد است. در صنایع با فناوری برتر نسبت مخارج R&D به تولید حدود 10 درصد بوده و این درصد نسبت به ارزش افزوده حدود 30 درصد است. این موضوع حکایت از آن دارند که هرچقدر صنایع، پیشرفتهتر باشد، سودآوری بیشتری خواهد داشت، زیرا ارزش افزوده بیشتری تولید میکند.

در اقتصاد آمریکا، بازدهی اختراعات بین 20 تا 30 درصد و بازدهی اجتماعی آن نزدیک به 50 درصد است. صنایع و خدمات دانش بنیان، از عوامل اصلی تحول ساختاری در اقتصادهای توسعه یافتهاند، به گونه ای که آثار این تحول به سرعت وارد فرایندهای اجتماعی می شود. بر این اساس، انتظار میرود که در فرایند توسعه، سهم صنایع با فناوری سطح پایین، کاهش و سهم صنایع دارای فناوری متوسط و برتر افزایش یابد. از این رو ارزیابی دقیق میزان فناورانه بودن صنایع، اهمیت بالایی دارد. در واقع دانش بری صنایع و فعالیت ها را با معیارهایی بر اساس هزینههای تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی، مورد بررسی قرار میدهند. به طوری که سهم هزینههای تحقیق و توسعه به عنوان عامل نوآوری، سهم افراد شاغل در تحقیق و توسعه نسبت به سطح کل شاغلان و سهم شاغلان حرفه ای در کل شاغلان تحقیق و توسعه به عنوان سه شاخص ارزیابی فعالیتهای مبتنی بر دانش محاسبه میشود. شاخصهای مرتبط با ویژگیهای صنایع با فناوری برتر را دارای دو خصوصیت عمده میدانند که استفاده گسترده از نیروی انسانی با مهارت فنی بالا، استفاده از دانشمندان و مهندسان و نیز بالا بودن سطح مخارج تحقیق و توسعه را شامل میشود.

سرمایه اجتماعی مبتنی بر سرمایه فناوری

صنایع با فناوری برتر، مبتنی بر فعالیتهای فکری و مهارتی بالا هستند. تغییرات سریع فناوری، از مشخصات بارز این صنایع است و نوآوری، هسته اصلی قدرت ارزشزایی این صنایع به شمار میرود، بنابراین دارای ارزش افزوده بالایی هستند. از این روست که ﺻﻨایع هایتک ﻏیر اﺯ درﺁمدهای مستقیمی که از طریق صادرات برای کشور به همراه دارد، می تواند به ارتقای کیفیت سایر تولیدات داخلی نیز بینجامد. افزایش نیازمندی سایر صنایع به آنها باعث رشد سریع این صنایع در دنیا شده است. به عبارت دیگر هر صنعتی که بخواهد رقابت پذیر باشد، ناگزیر است از این صنایع در فرایند تولیدی خود (به منظور افزایش بهره وری و توسعه نوآوری) و همچنین از محصولات آن (برای افزایش کارایی و کاهش هزینهها) استفاده کند. بنابراین توسعه صنایع مبتنی بر فناوری پیشرفته و گسترش کاربرد این صنایع در بخشهای مختلف صنعت در حال افزایش است. به عبارت دیگر، این صنایع را نمی توان هم عرض سایر بخشهای صنعت، همانند فولادسازی، نساجی، صنایع خودرو و غیره قرار داد.

حال برای توسعه صنعت هایتک در ایران باید از مقدمات آن آغاز کرد و سپس گام به گام به توسعه این فناوریها اندیشید. برای مثال در حوزه خودرو، بر پایه برخی بررسیها، داخلی سازی یا بومی سازی صنایع هایتک طی سه مرحله یا به سه شکل  انجام میشود، نخست بعضی قطعات با فناوری پایین که به دانش زیادی نیاز ندارند مانند رینگ خودرو و...، بخش دوم قطعات مربوط به فناوری متوسط و دسته سوم قطعات با فناوری بالا که نیازمند دانش فنی  بالا هستند. برای نمونه در قراردادهای خارجی که پس از برجام در صنعت خودرو بسته شده روی تولید قطعات های‌تک پافشاری زیادی نشده است،  به‌طوری‌که اگر تحریم‌ها دوباره همچون سال‌های 90 تا 92 علیه کشور اعمال شده و شرایط سختی حاکم شود، به‌دلیل نبود فعالان حوزه های‌تک، روند تولید، دوباره خدشه‌دار شده و افت پیدا می‌کند؛ در واقع قطعاتی مانند سیستم ترمز ای‌دی‌اس، سیستم ای‌ام‌اس، سیستم هیدرولیک فرمان و...محدود میشود، زیرا وابستگی صنعت خودروهای داخلی به این قطعات زیاد است.

موانع داخلی سازی

 صنعت «های تک»

برخی شرکتهای دانش بنیان که وارد عرصه تولید محصولات هایتک شدهاند، میگویند؛ تنها دولت، مشتری این محصولات است و به ندرت در بخش خصوصی، مشتری دارند. این بدان معناست که در کشور به توانمندی دانش بنیانها به طور کامل اعتماد وجود ندارد. این در حالی است که سهم داخلی‌سازی بالای این محصولات باعث افزایش اشتغال و رونق اقتصادی می‌شود. اگر این بومی‌سازی مربوط به محصولات «های‌تک» انجام شود، به طور قطع، شاهد رشد و توسعه صنعت خواهیم بود و تا زمانی که این فناوری در اختیار شرکت‌های مادر و زنجیره تامین آنها باشد، می‌توانند از شرکت‌های داخلی سود بیشتری طلب کنند.پیش از این علی رشیدی عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس انجمن علمی پارکها و مراکز رشد علم و فناوری ایران در این باره گفته بود« از نظر برنامه ریزی در زمینه محصولات پیشرفته و مبتنی بر فناوری، اقدامات خوبی صورت گرفته است و جایگاه ایران در حوزه های فناوری به موقعیت خوبی دست یافته است». با این حال تا زمانی که نگرش کارآفرینان و سرمایه گذاران در ایران نسبت به تولیدات هایتک اصلاح نشود، نمیتوان انتظار داشت که یکباره با استفاده از ظرفیت شرکتهای دانش بنیان، صنعت «های تک» در ایران متحول شود. بنابراین در گام نخست باید روی مقوله ارزشمند سرمایه گذاری در تولید محصولات پیشرفته و «های تک» برنامهریزی کرد، سپس با تقویت زیربنای آموزشی، باید فرصتهای سرمایه گذاری و تولید را افزایش داد. البته نباید از مشوقهای دولتی چشم پوشی کرد چراکه بیتردید این عامل میتواند بر حفظ انگیزه تولیدکنندهها در این مسیر پرریسک اثرگذار باشد.