کمی بیش از یک ماه به آغاز تعطیلات سال نو باقی مانده است و در کنار سفرها و حس و حال خوب ایام نوروز، خبرهای دلخراش فراوانی در مورد تصادفات جاده‌ای شنیده می‌شود. خبرهایی که تنها به روزهای نوروز منحصر نیست و همه سال گریبان‌مان را گرفته است. بر اساس آمارهای رسمی سالانه ۱۵ هزار و ۹۰۰ نفر در ایران در اثر حوادث ترافیکی فوت می‌کنند و ۷۶۸ هزار مصدوم این حوادث نیز به بیمارستان‌ها منتقل می‌شوند که از این تعداد ۳۸۰ هزار نفر در بیمارستان بستری می‌شوند. به عبارتی دیگر می‌توان گفت نیم درصد مردم ایران به دلیل حوادث ترافیکی در سال بستری می‌شوند. در حالی که کارشناسان مهم‌ترین عامل در تصادفات را خطاهای انسانی می‌دانند، برخی معتقدند، ایمنی جاده و البته ایمنی خودرو به راننده کمک می‌کند تا جاده‌های پرخطر را نیز با خطر کمتری پشت سر بگذارد. در ادامه گفت‌وگوی «توسعه‌ایرانی» با فربد زاوه، کارشناس حمل و نقل درخصوص دلایل تصادفات بالا در ایران و همچنین راه‌های ارتقای ایمنی خودروهای داخلی از نظرتان می‌گذرد.

سعیده علیپور

    

  سالانه شمار زیادی تصادف در کشور رخ می‌دهد که بیشتر این تصادفات منجر به فوت یا جرح می‌شود. دلایل این حجم تصادفات در کشور را که از استانداردهای جهانی فراتر است، چه می‌دانید؟ ایمنی پایین خودروها در این موضوع تا چه میزان موثر است؟

آمار سالانه تصادفات رانندگی در کشور ما در شهرها و جاده‌ها بسیار بالا و حتی بالاتر از متوسط جهانی است. در نخستین مورد انگشت اتهام ممکن است به سمت خودرو‌ها برود؛ اما شاید در این قسمت از ماجرا خودروها در ردیف اول متهمان نباشند، چراکه ایمنی خودرو هر چقدر هم با فناوری‌های روز دنیا مطابقت داشته باشد باز هم آن کسی که به خودرو فرمان می‌دهد راننده است و اشتباه راننده می‌تواند منجر به تصادف شود. حال اگر در کنار این خطای انسانی، مشکل ناامنی جاده‌ها مثل روشنایی یا دست‌انداز با یک پیچ غیراستاندارد هم قرار گیرد می‌تواند منجر به تصادف شدید و حتی جرح ‌شود. اگر نگاهی به آمار بیندازیم خواهیم دید که در بسیاری از موارد بی‌توجهی و ناآگاهی رانندگان منجر به تصادف و جرح شده است. خیلی از ما فراوان دیده‌ایم که معمولاً به علائم راهنمایی و رانندگی که در جاده‌ها وجود دارد توجه کافی نمی‌شود و رانندگان کمتر به سرعت‌های توصیه شده در جاده‌ها توجه می‌کنند. مستقل از اینکه خودروهای ما ایمنی لازم را دارند یا نه این بی‌توجهی و ناآشنایی به قوانین و فرهنگ ضعیف رانندگی در ایران منجر شده است که آمار تصادف در کشور خیلی زیاد شود.

آمار سالانه تصادفات رانندگی در کشور ما در شهرها و جاده‌ها بسیار بالا و حتی بالاتر از متوسط جهانی است. در نخستین مورد انگشت اتهام ممکن است به سمت خودرو‌ها برود؛ اما شاید در این قسمت از ماجرا خودروها در ردیف اول متهمان نباشند

اما مورد دیگری که باید به آن توجه جدی شود، آمار تلفات ناشی از تصادف است. متأسفانه بسیاری از تصادفات در کشور منجر به فوت یا جرح می‌شود. اینجاست که موضوع ناامنی خودروها آزاردهنده می‌شود؛ یعنی وقتی که راننده در هنگام رانندگی اشتباهی می‌کند؛ این اشتباه منجر به فوت او می‌شود. در واقع ناوگان ما در شرایطی است که خیلی اجازه اشتباه به راننده نمی‌دهد و معمولاً نخستین اشتباه آخرین اشتباه خواهد بود. راه‌حل این ماجرا در کلام ساده است. به طوری که با تغییر فناوری و اجرای استانداردهای روز دنیا می‌توانیم امیدوار باشیم که میزان فوت و جرح ناشی از تصادف کمتر شود؛ اما این موضوع باعث نمی‌شود که میزان تصادفات کاهش پیدا کند.

  اگر بخواهیم برای کاهش تصادفات اقدامی بهبوددهنده انجام دهیم چه باید بکنیم؟

اگر ما بخواهیم در حوزه تصادفات کاری کنیم، باید فرهنگ رانندگی را تغییر دهیم. چندی پیش آماری دیدم که نشان می‌داد سالانه بیش از 365 هزار تصادف در کشور ثبت می‌شود و نزدیک به ۱۶ هزار نفر بر اثر تصادفات در دم جان خودشان را از دست می‌دهند. ولی موضوع این است که همان ۳۶۰ هزار عدد بسیار بزرگی است و صرفاً با گذاشتن دوربین در جاده یا پنهان شدن پلیس برای جریمه رانندگان و جلوگیری از تخطی آنها از سرعت مجاز، مشکل حل نمی‌شود. چرا که خطاهای منجر به تصادفات ما صرفاً سرعت نیست و عمدتاً به دلیل رعایت نکردن فاصله طولی، حق تقدم، رانندگی نکردن بین خطوط، بی‌توجهی به شرایط جاده و ایمنی خودرو و جاده برمی‌گردد. از سوی دیگر شاهد ناآگاهی پلیس از تخلفات یا حتی بی‌توجهی آنها به برخی از تخلفات هستیم. مثلاً در خیلی از مواقع، بسیاری از تخلفات به چشم پلیس نمی‌آید که از جمله آن می‌توان به سبقت از راست یا رعایت نکردن فاصله طولی یا سرعت کمینه و ... اشاره کرد. این موضوع نشان می‌دهد علاوه بر اینکه ما نیاز داریم تا به شهروندانمان در خصوص رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی آموزش دهیم، باید به مأموران راهنمایی و رانندگی نیز در مورد انواع تخلفات آموزش دهیم.

مستقل از اینکه خودروهای ما ایمنی لازم را دارند یا نه؛ بی‌توجهی و ناآشنایی به قوانین و فرهنگ ضعیف رانندگی در ایران منجر شده است که آمار تصادف در کشور خیلی زیاد شود

راهنمایی و رانندگی اگر قصد دارد تا تعداد تصادفات را کاهش دهد، باید در صدور گواهینامه و فرهنگ رانندگی کار کند و در همین راستا اقداماتی نیز برای افزایش ایمنی خودروها صورت گیرد. مخصوصاً در خصوص اقلام ارزان قیمت و پرتیراژ که ضریب جرح آنها نسبت به خودروهای گران‌قیمت بیشتر است؛ اما واقعیت این است که اگر همین امروز همه خودروها را استاندارد و ایمنی‌شان را به‌روز کنیم، باز هم در کوتاه مدت نمی‌توانیم آمار فوت و جرح را کاهش دهیم، چراکه حدود ۱۹ میلیون خودرو در ایران تردد می‌کنند که از این ۱۹ میلیون خودرو حدود ۱۷ تا ۱۸ میلیون خودرو ایمنی پایینی دارد، یعنی اگر تصادف کنند ضریب فوت و جرح آنها بالا خواهد بود. به همین دلیل به یک بازه زمانی بیش از 10 سال زمان نیاز داریم تا آمار فوت و جرح را کاهش دهیم. برای این موضوع نیز نیازمندیم تا هرچه سریع‌تر اقدامات ابتدایی را آغاز کنیم. در هر حال باید صنعت خودروسازی ما با تحول همراه شود چرا که فوت و جرح‌های ناشی از تصادفات هزینه‌های زیادی برای کشور و خانواده‌ قربانیان ایجاد می‌کند.

  در سال‌هایی که خودرو در کشور تولید شد، شاید بیش از هر چیز ایمنی خودروها نادیده گرفته شد. شرکت‌های معتبر مسیر ایمنی خودروهایشان را چطور پیمودند؟ آیا امیدی هست که ما نیز در ایران این مسیر را بپیماییم؟

افزایش ایمنی خودرو از لحاظ فنی تعریف مشخصی دارد و کاملاً کمی است. معنی آن این است که برای ساخت اتاق ایمن برای خودرو باید از فولاد ضخیم‌تر و باکیفیت‌تری استفاده کرد، تعداد ایربگ‌ها را زیاد کرد و سیستم‌های کنترل‌کننده را افزایش داد، همه اینها به معنای آن است که قیمت تمام شده خودرو افزایش پیدا می‌کند.

با گذاشتن دوربین در جاده یا پنهان شدن پلیس برای جریمه رانندگان و جلوگیری از تخطی آنها از سرعت مجاز، مشکل حل نمی‌شود، چراکه تصادفات ما علاوه بر سرعت؛ به رعایت نکردن فاصله طولی، حق تقدم، رانندگی نکردن بین خطوط، بی‌توجهی به شرایط جاده و ایمنی خودرو و جاده برمی‌گردد

امکان ندارد شما موفق شوید تا خودرویی بسازید که پنج ستاره ایمنی اروپا را داشته باشد و قیمت آن ۵ هزار دلار باشد. خودرویی که یورو ۶ داشته باشد، آلایندگی آن در حد استاندارد باشد، حتی پنج ستاره هم نه بلکه سه ستاره ایمنی را نیز گرفته باشد و قیمت آن از ۵ هزار دلار تجاوز نکند، وجود ندارد. پس وقتی سخن از تولید خودروی باکیفیت می‌شود، معنی آن این است که ما باید خودروهایی تولید کنیم که گران‌تر هستند. این گران‌تر کردن خودروها به قیمت افزایش ایمنی یک اثر جانبی دارد و آن‌ هم این است که چون قدرت خرید اغلب مردم به چنین ماشین‌هایی نمی‌رسد، مجبور می‌شوند تا از خودروهای قدیمی‌تری استفاده کنند و در نتیجه ایمنی کلان نه تنها ممکن است بهبود پیدا نکند که حتی بدتر هم بشود؛ یعنی به‌رغم اینکه شما قصد دارید ناوگان جدیدتری را وارد کنید، استفاده مکرر از خودروهای قدیمی‌تر موجب می‌شود که ایمنی پایین بیاید.

  آیا برای عبور از این بحران راهی وجود دارد؟

 برای اینکه بتوانیم از لحاظ اقتصادی این هزینه‌ها را برای مردم قابل تحمل کنیم، باید شرایط مالی خرید خودرو را تغییر دهیم. بین شرایط بانکی کشور و ایمنی خودروها رابطه ساده‌ای وجود دارد. اگر خودرویی را به ‌جای 30 میلیون تومان با 50 میلیون تومان  و با کیفیت و ایمنی بهتر تولید کردیم باید بتوانیم با شرایطی که در همه جای دنیا حاکم است، آن را به دست مشتری برسانیم، به طوری که با اقساط کم‌بهره طویل‌المدت و لیزینگ‌های کم‌بهره، این امکان در اختیار مشتریان قرار گیرد تا خودرو گران‌تر؛ اما با ایمنی و کیفیت بهتر خریداری کنند. اگر به این شیوه شروع به فروش خودرو کنیم این مشکل قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند. قضیه تصادفات تنها مربوط به ایمنی خودرو خودروساز نیست و شامل بحث آموزش و فرهنگ‌سازی و حتی اصلاح صدور گواهینامه می‌شود. باید این زنجیره اصلاح شود تا بتوانیم مشکل تصادفات را به‌صورت کلی حل کنیم.