اعضای کمیته فنی فدراسیون فوتبال ایران رای به برکناری دراگان اسکوچیچ از هدایت تیم ملی دادند. این اعضا در نشست تازه، صلاحیت مربیانی مثل کی‌روش و برانکو را نیز برای حضور در تیم ملی تایید نکردند. سوال کلیدی اما اینجاست که چه کسی صلاحیت خود آنها را برای قرار گرفتن در این موقعیت تایید کرده است؟ چراکه از آخرین تجربه جدی تک تک این اعضا در فوتبال زمان زیادی گذشته و بعضی از آنها شاید خیلی از مفاهیم جدی در مورد این ورزش را هم دیگر از یاد برده‌اند!

آریا   رهنورد

فلسفه ایجاد «کمیته فنی» به طور معمول «سلب مسئولیت» از فدراسیون فوتبال است. روسای فدراسیون در دوره‌های مختلف تصمیم‌های خاصی برای تیم ملی داشتند اما از آن‌جا که نمی‌خواستند با این تصمیم‌ها سنجیده شوند و مورد قضاوت قرار بگیرند، همه چیز را به کمیته فنی محول می‌کردند. خروجی جلسات کمیته فنی البته معمولا همیشه همان چیزی است که خود فدراسیون می‌خواهد. این بار هم کمیته فنی رای به پایان همکاری با دراگان اسکوچیچ داده است. ادبیاتی که آنها برای این موضوع انتخاب کرده‌اند هم در نوع خودش جالب به نظر می‌رسد. به گفته اعضای کمیته فنی، دراگان اسکوچیچ «صلاحیت» سرمربیگری تیم ملی ایران را ندارد. اگر این صلاحیت وجود نداشت، چرا اسکوچیچ این همه مدت سرمربی تیم ملی ایران بود؟ چرا همین کمیته که از فروردین‌ماه تشکیل شده، زودتر موضوع به این مهمی را تشخیص نداد؟ برای آن‌که بیشتر به عمق فاجعه پی ببریم، کافی است بدانیم که این افراد در کنار هم حتی صلاحیت کارلوس کی‌روش برای حضور در تیم ملی را تایید نکرده‌اند. مردی که هشت سال مداوم سرمربی تیم ملی بود و ایران را به دو دوره مختلف جام جهانی برد. شاید تصور کنید اعضای کمیته فنی بیش از حد سخت‌گیر هستند و تنها به مربیان خاصی صلاحیت می‌دهند. برای خراب شدن این ذهنیت، کافی است بدانید خروجی جلسه قبلی این کمیته، انتخاب صمد مرفاوی به عنوان سرمربی تیم ملی جوانان بوده است. یعنی از نظر آنها صلاحیت صمد خان برای کار کردن در فوتبال ایران بیشتر از کی‌روش و اسکوچیچ است. با چنین کمیته شاهکاری، باید به پیشرفت فوتبال ایران در تمامی ابعاد امیدوار باشیم! خیلی از افراد حاضر در این جلسه، شاید حتی بدیهیات فنی در مورد فوتبال را نیز از یاد برده باشند. در غیر این صورت به همین راحتی چنین حکمی صادر نمی‌کردند.

اعضای کمیته «فنی» فدراسیون فوتبال چه کسانی هستند؟ یکی از آنها «ابراهیم قاسم‌پور» است که از آخرین تجربه مربیگری‌اش در  فوتبال ایران یک دهه گذشته و هیچ موفقیت خاصی هم به عنوان مربی نداشته است. جالب اینکه قاسم‌پور به گفته خودش از همان ابتدا نیز با اسکو مخالف بوده است. ظاهرا قرار نیست نتیجه و عملکرد این مربی معیار قضاوت در موردش باشد و این مخالفت در هر شرایطی ادامه داشته است. عضو دیگر این کمیته، پرویز مظلومی است که این اواخر همه جا حضور دارد و برای استقلال هم تصمیم‌هایی کلیدی می‌گیرد. این مربی هم از قدیم دل خوشی از مربیان خارجی نداشته است. اگر قرار بود کمیته فنی خودش راسا برای تیم ملی سرمربی انتخاب کند، مظلومی خودش را به عنوان گزینه مطلوب به این کمیته پیشنهاد می‌داد! نفر بعدی «نادر عزت‌اللهی» است که پیشینه مربیگری خاصی ندارد. جالب اینکه پسر او یکی از نفراتی به شمار می‌رود که خواهان برکناری اسکوچیچ از تیم ملی هستند. پس رای عزت‌اللهی پدر در کمیته فنی نیز کاملا مشخص به نظر می‌رسد. اصغر مدیرروستا نیز عضو دیگر این کمیته است که آخرین بار 10 سال قبل سرمربی یک تیم لیگ برتری بود و بعد از آن به عنوان مدیرفنی در چند باشگاه کار کرده است. در بین اعضای این کمیته احتمالا حمید استیلی تنها موافق دراگان اسکوچیچ بوده است. جالب اینکه مرتضی محصص نیز در این کمیته حضور دارد. مردی که برای سال‌ها به عنوان کارشناس فعالیت کرده اما هنوز تلفظ درست اسم بازیکن‌ها را یاد نگرفته است. محصص که هرگز به دنیای مربیگری وارد نشده، چطور می‌تواند جزئیات عملکرد یک مربی در تیم ملی را بسنجد و چنین تصمیم سرنوشت‌سازی برای تیم ملی بگیرد؟ واضح به نظر می‌رسد که نه این کمیته فنی است و نه تصمیم برکناری سرمربی تیم ملی یک تصمیم منفی محسوب می‌شود. انگیزه‌های پنهان زیادی برای ایجاد این تغییر در این کمیته وجود داشته است.

اگر فدراسیون فوتبال تصمیم به قطع همکاری با اسکوچیچ گرفته، باید مسئولیت این تصمیم را بپذیرد. آنها اما در عمل به جای انجام این کار، همه چیز را به کمیته فنی محول کرده‌اند. کمیته شخصیت‌های بازنده‌ای که هیچکدام امروز چهره‌های موفقی در فوتبال ایران نیستند. افرادی که صلاحیت نظر دادن در مورد یک مربی بزرگ مثل کی‌روش را ندارند. این روند برای برکناری سرمربی تیم ملی در نوع خودش خجالت‌آور است. با مردی که حداکثر امتیاز و حداقل ادعا را در فوتبال ایران داشته، مثل یک بازنده سریالی برخورد می‌کنند و به همین سادگی، عذرش را می‌خواهند.