آن‌چه در این دربی بیشتر از هر چیزی به چشم آمد، اصرار بیش از حد یحیی گل‌محمدی و فرهاد مجیدی به «مظلوم» واقع ‌شدن خودشان و تیم‌های‌‌شان بود. حتی اگر این مربیان حق داشتند و درست می‌گفتند، باز هم غرور و افتخاری در مظلومیت وجود نداشت اما حقیقت آن است که چنین ژست‌هایی اصلا به یحیی و فرهاد نمی‌آید. اگر واقعا قرار باشد فوتبال ایران را بر اساس مظلوم واقع شدن تیم‌های مختلف تقسیم‌بندی کنیم، بدون شک این دو مربی هرگز در صدر فهرست مظلوم‌ها قرار نمی‌گیرند. پس بهتر است هرچه زودتر، چنین ژست‌هایی را ترک کنند.

آریا رهنورد

در روزهای منتهی به برگزاری دربی، همه تلاش و تمرکز مربیان دو تیم، روی یک مفهوم استوار شده بود. اینکه ثابت کنند تیم خودشان تنهاست و تیم حریف، حمایت‌های زیادی دارد. هر چقدر که کنفرانس مطبوعاتی یحیی و فرهاد را گشتیم، هیچ نشانی از صحبت‌های جذاب فنی یا حداقل کری‌های شنیدنی برای حریف پیدا نکردیم. همه حرف این دو مربی در این موضوع خلاصه می‌شد که باشگاه‌شان، مورد ستم واقع شده و از هیچ حمایتی برخوردار نبوده است. یحیی گل‌محمدی، در کنفرانس خبری قبل از شهرآورد به جای همه حرف‌‌های مهم و اثرگذاری که می‌توانست در مورد این مسابقه بزرگ به زبان بیاورد، به سراغ این موضوع رفت که مجریان تلویزیون، «استقلالی» هستند! برای یک لحظه تصور کنید پپ گواردیولا قبل از دربی شهر منچستر، علاقه رنگی «گری نویل» را به عنوان بهترین کارشناس تلویزیونی در این کشور زیر سوال ببرد. در فوتبال ایران اما ظاهرا حواشی، خیلی مهم‌تر از متن شده‌اند. یحیی در شرایطی این حرف را به زبان می‌آورد که در همین چند سال اخیر بسیاری از مجریان تلویزیونی در ایران به خاطر کری‌های تند و حتی گاهی بی‌ادبانه علیه استقلال و مربیانش، روی آنتن از هواداران فوتبال عذرخواهی کرده‌اند. اصلا به فرض که حرف یحیی صحت داشت و همه مجریان رسانه ملی هوادار سرسخت باشگاه استقلال بودند. حتی در این صورت هم نمی‌شد این نکته را یک نکته مهم و کلیدی برشمرد. اصلا چه اهمیتی دارد که مجری فلان برنامه صبحگاهی در فلان شبکه دلباخته کدام تیم فوتبال است. این موضوع نمی‌تواند هیچ تاثیری در شرایط تیمی مثل پرسپولیس داشته باشد. یحیی علاوه بر این موضوع، به برنامه‌ریزی سازمان لیگ هم معترض است. جالب اینکه در نیم‌فصل اول وقتی استقلالی‌ها و محمود فکری چنین اعتراضی را مطرح کرده بودند، خود گل‌محمدی این صحبت‌ها را بی اساس می‌دانست اما همین حالا، خود این مربی در مسیری قرار گرفته که روزی منتقد آن به شمار می‌رفت.

هر چقدر که کنفرانس مطبوعاتی یحیی و فرهاد را گشتیم، هیچ نشانی از صحبت‌های جذاب فنی یا حداقل کری‌های شنیدنی برای حریف پیدا نکردیم. همه حرف این دو مربی در این موضوع خلاصه می‌شد که باشگاه‌شان، مورد ستم واقع شده و از هیچ حمایتی برخوردار نبوده است

موقعیت فرهاد مجیدی هم اصلا متفاوت نیست. او در یک اظهارنظر باورنکردنی، به «ایفمارک» حمله کرده و آنها را در مظان اتهام تلاش برای کمک به پرسپولیس قرار داده و با لحنی حق به جانب، مدعی شده که یحیی و پرسپولیسی‌ها به چنین کارهایی نیاز ندارند! اینکه بین مجیدی و ایفمارک دقیقا چه چیزی گذشته، مربوط به خودشان است. اینکه ایفمارک تاکید دارد که پزشک معرفی‌شده از سوی فرهاد برای آبی‌ها دارای مدرک تخصصی نیست و اساسا مدرک دندانپزشکی دارد، موضوع دیگری است که آن‌ هم باید در مجامع قانونی مورد بررسی قرار بگیرد. آنچه مهم به نظر می‌رسد، این است که اساسا چنین موضوع کم‌اهمیتی نباید در چنین جلسه مهمی به زبان آورده شود. اگر واقعا باور داریم که دربی مسابقه مهم و تاثیرگذاری است، نباید دامن این بازی را به چنین حرف‌هایی آلوده کنیم. علاوه بر این، فرهاد تاکید دارد که به جز انتخاب «سرپرست» همه اعضای دیگر نیمکت باید با تصمیم شخص او انتخاب شوند. این اولین بار است که یک مربی حتی انتخاب پزشک باشگاه را نیز راسا بر عهده می‌گیرد. اینکه فرهاد روی کار خودش حساس است و به کسی هم اجازه دخالت نمی‌دهد، اتفاق مثبتی به نظر می‌رسد اما معلوم نیست که چرا یک مربی باید با وجود همه دغدغه‌ها و مشغله‌های بزرگی که در ذهن دارد، وقتش را با تلاش برای انتخاب اعضای باشگاه پشت سر بگذارد. او نهایتا باید اعضای کادر فنی را انتخاب کند اما ظاهرا تصمیم دارد همه چهره‌های حاضر روی نیمکت تیم را تنها با تصمیم خودش کنار هم قرار بدهد. روندی که ممکن است بخشی از زمان و تمرکز لازم برای پیشرفت دادن تیم را از این مربی بگیرد. ساختن استقلال در زمین، باید اولویت اول فرهاد باشد اما ظاهرا انتخاب افراد مختلف برای پست‌های مختلف در باشگاه، به دغدغه مهم‌تری برای او تبدیل شده است.

اگر چنین صحبت‌هایی را از مربیان سنتی در فوتبال ایران می‌شنیدیم، تا این اندازه ناامید نمی‌شدیم اما شنیدن این حرف‌ها از دو مربی جوان و به روز که مدعی علم‌گرایی هم هستند، واقعا ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد. تاسف‌بار است که در این فوتبال، هنوز ژست مظلومیت خریدار دارد و هنوز، افرادی بر سر «بدبخت‌تر» بودن با هم مسابقه می‌گذارند! کاش مربیان مختلف، دست از چنین رفتارهایی بردارند و فقط کمی به خود فوتبال برگردند. همه این مسائل بیرونی، تاثیری به جز لطمه زدن به خود فوتبال ندارند.