شوک ۲۴۰ هزار تومانی به بازار ارز

دلار روز گذشته از مرز ۲۴۰ هزار تومان عبور کرد و به بالاترین نرخ ثبت‌شده در بازار آزاد رسید؛ هم‌زمان یورو به حدود ۲۷۴ هزار و پوند به ۳۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان رسید. این رکورد تازه در شرایطی ثبت شده که چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا همچنان مبهم است و فشار‌های تورمی و اقتصادی، انتظارات درباره آینده ارزش ریال را تشدید کرده است.

به گزارش رویداد24، اهمیت اتفاق دیروز فقط در شکسته‌شدن یک مرز روانی نیست. دلار در هفته‌های اخیر چند بار سقف‌های قیمتی تازه‌ای ساخته و فاصله میان رکورد‌ها نیز کوتاه‌تر شده است؛ روندی که نشان می‌دهد بازار ارز بیش از گذشته نسبت به آینده اقتصادی و سیاسی کشور حساس شده است.

افزایش اخیر را نمی‌توان به یک عامل نسبت داد. بازار ارز از یک سو تحت تأثیر تورم مزمن و کاهش قدرت خرید ریال قرار دارد و از سوی دیگر، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، تحریم‌ها و نااطمینانی درباره درآمد‌های ارزی کشور بر انتظارات فعالان اقتصادی اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، هرگاه چشم‌انداز سیاسی تیره‌تر شود، تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. بخشی از خانوار‌ها و فعالان اقتصادی تلاش می‌کنند دارایی خود را از ریال به دارایی‌هایی منتقل کنند که تصور می‌کنند در برابر تورم ارزش خود را بهتر حفظ می‌کنند. به همین دلیل، بازار ارز در ایران فقط به عرضه و تقاضای واقعی تجارت خارجی واکنش نشان نمی‌دهد؛ انتظار درباره آینده نیز به یکی از عوامل مهم تعیین‌کننده قیمت تبدیل شده است.

این رکورد در شرایطی ثبت شده که سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا همچنان روشن نیست. در روز‌های گذشته، تهران پیشنهاد‌هایی برای پایان جنگ، کاهش فشار نظامی و بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرده و از سوی دیگر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ضمن رد پیشنهاد هفت‌روزه ایران، از ادامه مذاکرات با تهران سخن گفته است. این وضعیت یک پیام دوگانه به بازار می‌دهد؛ کانال مذاکره هنوز کاملاً بسته نشده، اما توافقی که بتواند چشم‌انداز اقتصادی را تغییر دهد نیز شکل نگرفته است. تفاوت این دو وضعیت برای بازار بسیار مهم است، زیرا کاهش تنش و دستیابی به توافق می‌تواند انتظارات را تغییر دهد و در مقابل، ادامه جنگ، تحریم یا شکست دیپلماسی می‌تواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.

اثر دلار ۲۴۰ هزار تومانی، اما فقط در تابلو‌های ارز دیده نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های انتقال التهاب ارزی به اقتصاد واقعی، دشوارشدن قیمت‌گذاری کالاهاست. برخی کسبه در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها از شرایطی می‌گویند که حتی با وجود مشتری، فروش برایشان دشوار شده است چراکه نمی‌دانند کالایی را که امروز می‌فروشد، فردا با چه قیمتی می‌تواند جایگزین کند. این مشکل برای کالا‌های وارداتی و محصولاتی که مواد اولیه یا قطعات خارجی دارند، شدیدتر است. در چنین شرایطی، فروشنده ناچار است ریسک افزایش دوباره قیمت ارز را در قیمت کالا لحاظ کند یا فروش را تا روشن‌شدن وضعیت بازار به تعویق بیندازد. نتیجه می‌تواند کاهش عرضه و افزایش بیشتر قیمت‌ها باشد؛ چرخه‌ای که در نهایت فشار آن به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

در تحلیل جهش دلار، تحریم و تنش خارجی مهم‌اند، اما همه ماجرا نیستند. اقتصاد ایران سال‌هاست با تورم بالا، کسری بودجه، رشد نقدینگی و ناترازی‌های ساختاری روبه‌روست. حتی اگر یک گشایش سیاسی کوتاه‌مدت باعث کاهش نرخ ارز شود، بدون تغییر در این متغیرها، حفظ ثبات ارزی دشوار خواهد بود. به همین دلیل، دو سناریو را باید از یکدیگر تفکیک کرد: کاهش مقطعی قیمت ارز در واکنش به یک خبر سیاسی و تغییر پایدار روند بازار. اولی می‌تواند با یک خبر مثبت رخ دهد؛ دومی به اصلاح مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی نیاز دارد.

عبور دلار از ۲۴۰ هزار تومان به‌تنهایی پیش‌بینی نمی‌کند که نرخ در روز‌های آینده دقیقاً به کدام سمت خواهد رفت. اما این واقعیت را روشن کرده که بازار دیگر سقف‌های قبلی را به‌عنوان مرز‌های پایدار قیمت نمی‌شناسد. به این ترتیب اگر یک گشایش سیاسی جدی یا تغییر محسوسی در متغیر‌های اقتصادی رخ دهد، بخشی از این افزایش می‌تواند تعدیل شود. در غیر این صورت، ماندگاری نرخ‌های جدید می‌تواند فشار بیشتری را به بازار کالا و قدرت خرید خانوار‌ها منتقل کند.