کوره‌های خاموش را نمی‌توان دستاورد جا زد

کاهش مصرف گاز در صنایع در نگاه اول می‌تواند نشانه مدیریت مصرف باشد، اما پشت این عدد تصویر دیگری دیده می‌شود؛ صنعتی که کمتر تولید می‌کند، طبیعتاً کمتر هم گاز می‌سوزاند. در آستانه زمستان، ناترازی گاز همزمان تولید، صادرات و امنیت انرژی کشور را تحت فشار قرار داده است.

به گزارش اقتصاد24، با نزدیک شدن به فصل سرما و افت دمای هوا، هشدار‌های کارشناسان و فعالان حوزه انرژی درباره ناترازی عمیق و تراز منفی گاز در کشور افزایش یافته است. در این میان، جانمایی و خوانش آمار‌های رسمی از سوی برخی متولیان اجرایی، بحث‌های فراوانی را میان صاحب‌نظران برانگیخته است. مسئولان طی ماه‌های اخیر بار‌ها با استناد به داده‌های آماری از «کاهش مصرف گاز و انرژی در بخش صنعتی» یاد کرده و آن را نشانه‌ای از کنترل بازار مصرف قلمداد می‌کنند. اما ارزیابی دقیق‌تر گواهی می‌دهد که این کاهش مصرف، نه حاصل مدیریت الگوی مصرف، نه نتیجه ارتقای تکنولوژی و بهینه‌سازی تجهیزات، بلکه پیامد مستقیم رکود، افت تولید و کوچک شدن سفره بخش مولد کشور است.

ایران به‌عنوان دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، امروز با بحرانی ساختاری در تامین نیازمندی‌های داخلی مواجه است. بر اساس آخرین برآورد‌های رسمی، فاصله میان تولید و مصرف گاز در روز‌های اوج سرما به ده‌ها میلیون مترمکعب در روز می‌رسد؛ شکافی که در سال‌های اخیر نه‌تنها برطرف نشده، بلکه با افزایش مصرف و محدودیت رشد تولید، به یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. ناترازی گاز که پیش‌تر تنها محدود به چند هفته دوره سرما در زمستان بود، اکنون به تمام فصول سال سرایت کرده و زیرساخت‌های اقتصادی را نشانه رفته است. در چنین شرایطی، گره خوردن ناترازی ساختاری با آسیب‌های ناشی از رکود اقتصادی و فشار‌های محیطی، زمستان سختی را پیش‌ روی بخش‌های خانگی، صنعتی و نیروگاهی قرار

 داده است.

گزارش‌های جدید و اظهارات صریح کارشناسان ارشد انرژی، ابعاد تازه‌ای از چرایی کاهش مصرف سوخت در کارخانه‌ها را فاش می‌سازد. هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران، با استناد به داده‌های مرکز آمار ایران تاکید می‌کند که کل اقتصاد کشور ۱۱ درصد و بخش صنعت به‌طور خاص ۵.۷ درصد کوچک‌تر شده است. وقتی خروجی خطوط تولید کاهش می‌یابد، کارگاه‌ها نیمه‌ تعطیل می‌شوند و ظرفیت فعال بنگاه‌های بزرگ افت می‌کند، طبیعی است که انرژی کمتری نیز در فرایند‌های صنعتی سوزانده شود. معنای این اعداد روشن است؛ اگر اقتصاد ۱۱ درصد کوچک‌تر شده و صنعت نیز افت ۵.۷ درصدی را تجربه کرده است، کاهش مصرف انرژی را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن کاهش سطح فعالیت اقتصادی، نشانه بهبود بهره‌وری دانست.

تلقّی این آفت اجباری به‌عنوان یک «دستاورد حمایتی یا مدیریتی»، نوعی مغالطه آماری در ساختار سیاست‌گذاری اقتصادی است. در ادبیات توسعه، کاهش شدت انرژی زمانی ارزشمند و دستاورد محسوب می‌شود که با ثابت ماندن یا افزایش نرخ رشد اقتصادی و حجم تولید، مصرف انرژی افت کند؛ پدیده‌ای که از آن به عنوان «ارتقای بهره‌وری» یاد می‌شود. اما آنچه امروز در صنعت ایران رخ می‌دهد، دقیقاً نقطه مقابل بهره‌وری است: تعمیق رکود، خاموشی کوره‌ها و افت تولید که خود را در قالب کاهش مصرف انرژی نشان داده است. به بیان ساده، اگر کارخانه‌ای با همان میزان تولید، گاز کمتری مصرف کند، می‌توان از افزایش بهره‌وری سخن گفت، اما اگر مصرف گاز به این دلیل پایین بیاید که همان کارخانه تولید خود را کاهش داده یا بخشی از خطوط را متوقف کرده است، این کاهش مصرف بیش از آنکه نشانه بهره‌وری باشد، علامتی از رکود است.

ادامه سیاست فعلی، یعنی دلخوش کردن به آمار‌های کاهش اجباری مصرف انرژی و مدیریت بحران از طریق خاموشی دادن به صنایع، دیگر ظرفیت اجرایی خود را از دست داده است. صورت‌مسئله شفاف است: اقتصاد ایران بدون تامین انرژی پایدار و مطمئن امکان رشد ندارد و ناترازی گاز، به سدی محکم در برابر هرگونه جهش تولید تبدیل شده است. زمان برای آزمون و خطا و متوسل شدن به راهکار‌های مسکن و مقطعی به پایان رسیده است. اگر امروز فکری اساسی برای جذب سرمایه و بازسازی زیرساخت‌های گازی کشور نشود، تاوان ناترازی انرژی در زمستان‌ها و فصول مختلف سال، سنگین‌تر از گذشته به بدنه نیمه‌جان صنعت و معیشت عمومی وارد خواهد آمد.