قفل شدن دارایی‌ها؛ ضربه به اعتماد عمومی

تمدید دوباره تعطیلی بازار سرمایه برای هفته آینده نشانه‌ای از سردرگمی در سیاست‌گذاری اقتصادی است و با انتقاد‌های بسیاری همراه شده است. بازاری که باید آینه انتظارات و ضربان اقتصاد باشد، هفته‌هاست خاموش مانده و همین سکوت، پرسش‌های جدی‌تری را درباره تبعات این وضعیت مطرح کرده است.

به گزارش اقتصاد24، بورس یک هفته دیگر هم تعطیل شد و به این ترتیب، تصمیمی که در ابتدا یک واکنش کوتاه‌مدت برای کنترل هیجانات بازار به نظر می‌رسید، حالا به یک وضعیت کشدار تبدیل شده که نه پایانش مشخص است و نه چارچوبی برای خروج از آن ارائه شده است. به اضافه اینکه «تمدید‌های پیاپی» این تعطیلی، اعتبار روایت رسمی درباره چرایی این تصمیم را نیز به‌تدریج از میان برده است. برای درک اهمیت این مسئله و چرایی انتقادات گسترده باید توجه داشت که این تعطیلی، صرفاً یک وقفه در معاملات نبوده و به معنای توقف یکی از مهم‌ترین سازوکار‌های تخصیص سرمایه در اقتصاد است. بازاری که قرار بود محلی برای کشف قیمت، جذب سرمایه و هدایت نقدینگی باشد، حالا خود به منبعی از ابهام 

تبدیل شده است.

از سوی دیگر، هرچه زمان می‌گذرد، هزینه بازگشت به وضعیت عادی نیز افزایش پیدا می‌کند. به گفته کارشناسان، بازاری که برای مدت طولانی خاموش بماند، هنگام بازگشایی با شوکی مضاعف مواجه خواهد شد؛ شوکی که نه‌تنها ناشی از عوامل اقتصادی، بلکه نتیجه بی‌اعتمادی انباشته نیز هست. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ادامه این روند، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه آن را به مرحله‌ای پیچیده‌تر منتقل خواهد کرد.

تعطیلی طولانی‌مدت بورس، عملاً به معنای توقف یکی از مهم‌ترین نبض‌های اقتصاد است. بازار سرمایه فقط محلی برای خرید و فروش سهام نیست؛ بلکه سازوکاری برای انتقال اطلاعات، تنظیم انتظارات و تخصیص منابع است. وقتی این سازوکار متوقف می‌شود، بخشی از اقتصاد نیز دچار وقفه می‌شود. در شرایط فعلی، شرکت‌ها امکان استفاده از بازار برای تأمین مالی را از دست داده‌اند، سرمایه‌گذاران نمی‌توانند پرتفوی خود را مدیریت کنند و مهم‌تر از همه، فرآیند کشف قیمت متوقف شده است. این یعنی اقتصاد در حال حرکت است، اما یکی از مهم‌ترین ابزار‌های سنجش و تنظیم آن خاموش شده است.

این وضعیت، پیامد‌های متعددی دارد. نخست، افزایش عدم شفافیت؛ چراکه قیمت‌ها دیگر در یک فضای رقابتی و واقعی شکل نمی‌گیرند. دوم، افزایش ریسک تصمیم‌گیری برای فعالان اقتصادی؛ چون داده‌های قابل اتکا در دسترس نیست؛ و سوم، کاهش کارایی کل اقتصاد؛ چراکه منابع به‌درستی تخصیص پیدا نمی‌کنند. منتقدان معتقدند که ادامه این وضعیت، می‌تواند به نوعی «اقتصاد دوگانه» منجر شود؛ جایی که در یک بخش، بازار‌های غیررسمی و موازی فعال هستند و در بخش دیگر، بازار رسمی در حالت تعلیق قرار دارد. چنین شکافی، نه‌تنها کارایی را کاهش می‌دهد، بلکه زمینه‌ساز بی‌ثباتی‌های بیشتر نیز می‌شود. از این منظر، تعطیلی بورس فقط یک تصمیم در حوزه بازار سرمایه نیست؛ بلکه تصمیمی است که اثرات آن به کل اقتصاد سرایت می‌کند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران، ادامه این روند را «هزینه‌زا و غیرقابل دفاع» توصیف می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین تبعات تعطیلی طولانی بورس، قفل شدن دارایی میلیون‌ها سهامدار است. در شرایطی که بازار فعال نیست، سرمایه‌گذاران نه می‌توانند دارایی خود را نقد کنند و نه می‌توانند موقعیت خود را تغییر دهند. این وضعیت، به‌طور طبیعی احساس ناامنی و بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد. اعتماد، مهم‌ترین سرمایه هر بازار مالی است. وقتی سرمایه‌گذار احساس کند که در شرایط بحرانی، امکان دسترسی به دارایی خود را ندارد، تمایل او به حضور در آن بازار کاهش می‌یابد. این مسأله، به‌ویژه در مورد سرمایه‌گذاران خرد که بخش قابل توجهی از بازار را تشکیل می‌دهند، اهمیت بیشتری دارد.

در چنین فضایی، سرمایه‌ها به‌سمت بازار‌های دیگر حرکت می‌کنند؛ بازار‌هایی که شاید ریسک بیشتری داشته باشند، اما از نقدشوندگی بالاتری برخوردارند. این جابه‌جایی، به معنای تضعیف بیشتر بازار سرمایه و کاهش نقش آن در اقتصاد است.