آمریکا تنها می‌تواند نقش مکمل در بازار نفت داشته باشد، نه جایگزین

یک کارشناس ارشد انرژی در مورد تنگه هرمز، عنوان کرد: تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان باقی خواهد ماند، اما تحولات اخیر می‌تواند طی یک دهه آینده، بخشی از تمرکز و وابستگی جهانی به آن را کاهش دهد.

عبدالله باباخانی در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز، درباره احتمال بازتعریف نقش تنگه هرمز، اظهار کرد: اختلال در نظم تنگه هرمز، همانند هر شوک ژئوپلیتیکی، منجر به بازنگری در کارکرد این گذرگاه در دو افق کوتاه‌مدت و بلندمدت شده و خواهد شد. در افق کوتاه‌مدت، بخشی از صادرات منطقه در حال دور زدن هرمز است؛  حدود ۵ تا ۸ میلیون بشکه در روز از ظرفیت صادراتی عربستان و امارات از طریق مسیرهای غیرهرمزی (خطوط لوله به دریای سرخ و فجیره) قابل انتقال است. احتمال فعال‌سازی یا توسعه مسیرهای مکمل (از جمله اتصال‌های منطقه‌ای) نیز وجود دارد. عربستان بخش مهمی از صادرات نفتی، پتروشیمی و حتی واردات خود را به بندر ینبع منتقل کرده است. امارات نقش بندر فجیره را به‌عنوان هاب جایگزین تقویت می‌کند. عراق وابستگی بیشتری به مسیر ترکیه پیدا کرده است. در این میان، کشورهایی مانند قطر، بحرین و کویت به دلیل محدودیت گزینه‌های جایگزین، آسیب‌پذیرتر باقی می‌مانند.

او درباره افق بلندمدت، بیان داشت: در افق بلندمدت، توسعه کریدور موسوم به جنوب (هند- خاورمیانه- اروپا) شتاب خواهد گرفت. این کریدور اکنون علاوه بر توجیه اقتصادی، توجیه امنیتی قوی‌تری نیز پیدا کرده است. مان‌بندی اولیه برخی زیرساخت‌ها ممکن است از ۳-۵ سال به ۱-۳ سال (برای بهره‌برداری محدود) کاهش یابد. در این چارچوب، کشورهایی مانند قطر، بحرین و کویت نیز احتمالاً به جمع بازیگران فعال این کریدور (در کنار امارات و عربستان) اضافه خواهند شد.

این تحلیلگر اقتصاد انرژی مطرح کرد: تجربه جنگ روسیه و اوکراین نشان داد که شوک‌های انرژی می‌توانند به‌عنوان شتاب‌دهنده گذار انرژی عمل کنند. این جنگ موجب شد سرعت توسعه تجدیدپذیرها در اروپا و برخی اقتصادهای بزرگ، به ‌طور محسوسی افزایش یابد. در صورت بروز اختلال جدی در تنگه هرمز، این روند می‌تواند یک پله دیگر شتاب بگیرد؛ چرا که ریسک امنیت عرضه، انگیزه سرمایه‌گذاری در منابع بومی و کم‌ریسک‌تر را تقویت می‌کند.

باباخانی در پاسخ به سوالی درباره نقش آمریکا برای تامین نفت اقتصاد جهانی، گفت: آمریکا نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین نفت عبوری از تنگه هرمز شود. از نظر حجمی، صادرات نفت آمریکا حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز است، در حالی‌که عبور از هرمز به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه می‌رسد. از نظر فنی نیز نفت آمریکا عمدتاً سبک و شیرین است، در حالی‌که بسیاری از پالایشگاه‌های آسیا برای نفت‌های متوسط و سنگین خلیج فارس (از جمله ایران) طراحی شده‌اند. علاوه بر این، فاصله جغرافیایی، هزینه حمل و قراردادهای بلندمدت نیز مانع جایگزینی کامل می‌شوند. بنابراین، آمریکا تنها می‌تواند نقش مکمل داشته باشد، نه جایگزین.

او همچنین درباره سازوکار تعیین تعرفه برای تنگه هرمز، بیان کرد: عمان تاکید دارد، از لحاظ قانونی این کشور نمی‌تواند تعرفه بر تنگه هرمز ببندد. ‌وزیر حمل و نقل عمان گفته: در مورد تنگه هرمز، موضع عمان روشن است: عمان تمام توافق‌نامه‌های بین‌المللی مربوط به حمل و نقل دریایی را امضا کرده است. ‌تنگه هرمز یک گذرگاه طبیعی است که با دخالت انسان ایجاد نشده است و بنابراین، طبق توافق‌نامه‌های بین‌المللی امضا شده توسط سلطنت عمان، هیچ هزینه‌ای نمی‌توان بر آن اعمال کرد. ‌با توجه به اینکه حدود ۹۰ درصد کشتی‌ها از مسیرهای واقع در بخش عمانی تنگه هرمز عبور می‌کنند و با در نظر گرفتن موضع اعلامی عمان، گزینه‌های عملی ایران برای دریافت هرگونه وجوه از تردد دریایی محدود به مواردی مانند هزینه‌های مرتبط با آلودگی دریایی در خلیج فارس، خدمات راهنمایی کشتی (Pilotage) و برخی خدمات ایمنی و نظارتی دریایی خواهد بود. با این حال، حتی این گزینه‌ها نیز در شرایط عادی و زمان صلح، به‌دلیل الزامات حقوق بین‌الملل دریایی و اصل عبور ترانزیتی، به‌سادگی قابل اعمال و اجرایی 

نخواهند بود.