خنجر نفت به شاهرگ بخش زنده هورالعظیم رسید

برای فهمیدن اینکه نفت چه بلایی می‌تواند سر هورالعظیم بیاورد، لازم نیست راه دوری برویم. کافی است از جاده آزادگان به سمت حوضچه‌های جنوبی تالاب برویم؛ جایی که روزگاری آب، نی‌زار و زندگی بود و امروز چیزی جز زمین خشک و شور باقی نمانده است.

عصر ایران ؛ حسن ظهوری- یک فعال محیط‌زیست خوزستان، می‌گوید: «نرویم از بخش حوضچه شماره یک وارد بشیم، بیایم از حوضچه‌های ۴ و ۵ وارد بشیم که ببینیم چه دردی، چه مصیبتی، چه فاجعه‌ای آنجا رخ داده. آنجا دیگر شما چیزی نخواهید دید. من ندیدم و بعید می‌دانم کسی هم اینجا برود و متوجه شود که اصلاً اینجا سیستم بوده، جریان آبی بوده، نیزار بوده، پوششی بوده و زندگی بوده.»

او درباره نفت هورالعظیم و بحرانی که در پیشه است صحبت می‌کند. حالا همین سرنوشت ممکن است در انتظار حوضچه شماره یک باشد؛ مهم‌ترین و زنده‌ترین بخش باقی‌مانده هورالعظیم.

اوایل شهریور ۱۴۰۵، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در سفر به اهواز اعلام کرد که مجوز میدان نفتی سهراب در اواخر مردادماه صادر شده است؛ مجوزی که سال‌ها با مخالفت کارشناسان، کنشگران و خبرنگاران محیط‌زیست روبه‌رو بود.

طهماسبی می‌گوید پیش‌تر نیز درخواست وزارت نفت برای دریافت این مجوز، با ورود فعالان محیط‌زیست و هشدار درباره پیامدهای آن متوقف شده بود.

میدان نفتی سهراب در مجاورت مرز ایران و عراق و در محدوده هورالعظیم قرار دارد. قرار است در حوضچه شماره یک، پدهای نفتی و چاه‌های جدید ایجاد شود.

طهماسبی درباره طرح می‌گوید: «در این طرح سهراب قرار هست شش پد یا محوطه در حوضچه شماره یک، با حدود تقریبی سه تا چهار هکتار، سکو‌بندی بشه؛ سکوهایی که دکل‌ها روی اونها مستقر میشن.»

او می‌گوید دو حلقه چاه نیز در دهه ۸۰ بدون مجوز در این محدوده حفر شده و در برنامه فعلی، ۲۰ حلقه چاه دیگر پیش‌بینی شده است. مشکل فقط خود چاه‌ها نیست. ساخت پدها، خاک‌ریزی، جاده‌کشی و احداث مسیرهای انتقال لوله، بخش دیگری از این طرح است.

به گفته طهماسبی، حدود ۱۸ هکتار به‌صورت مستقیم و با خاک‌ریزی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و با احتساب کریدورها و مسیرهای انتقال لوله، این رقم احتمالاً به حدود ۴۰ هکتار می‌رسد.

اما اهمیت حوضچه شماره یک بسیار بیشتر از این اعداد است. این حوضچه در شمال هورالعظیم و در محدوده هویزه و دشت آزادگان قرار دارد و بخش اصلی آب ورودی رود کرخه از همین مسیر وارد تالاب می‌شود.

حوضچه شماره یک هنوز آب، نی‌زار، پوشش گیاهی و حیات جانوری خود را حفظ کرده و یکی از آخرین بخش‌های هورالعظیم است که کارکرد اکولوژیک قابل‌قبولی دارد.

در مقابل، در حوضچه‌های شماره سه، چهار و پنج، نتیجه ورود صنعت نفت به تالاب را می‌توان به چشم دید: پدهای نفتی، لوله‌هایی که از دل تالاب عبور کرده‌اند، زمین‌های خشک و شوره‌زارهایی که جای آب و نیزار را گرفته‌اند. و این فقط یک مشکل محلی نیست.

طهماسبی می‌گوید: «در حوضچه‌های شماره چهار و پنج، به علت تخریبی که صورت گرفته، کانون ریزگرد تولید کرده‌ایم. این کانون ریزگرد نفس مردم محلی و به صورت کلی‌تر خوزستان و حتی بخش‌های مرکزی فلات ایران را گرفته.»

خطر دیگر، آب شور و آلاینده‌هایی است که ممکن است از چاه‌های نفتی خارج شوند.

طبق اطلاعات مطرح‌شده از سوی طهماسبی، روزانه حدود ۱۰ هزار و ۵۹۰ مترمکعب آب شور همراه با سیالات و مشتقات نفتی تولید خواهد شد؛ آبی با غلظت حدود ۲۸۸ هزار پی‌پی‌ام، یعنی حدود هشت برابر شورتر از آب دریا.

این آب قرار است به مرکز نمک‌زدایی منتقل شود، اما نگرانی اصلی احتمال نشت آن و ورود مشتقات نفتی به تالاب است؛ اتفاقی که در حوضچه شماره یک می‌تواند پیامد گسترده‌ای داشته باشد، چون جریان آب از همین حوضچه به بخش‌های دیگر هورالعظیم می‌رود.

از سوی دیگر، این پروژه را نمی‌توان جدا از توسعه گسترده صنعت نفت در هورالعظیم دید. به گفته طهماسبی، تاکنون بیش از ۳۰۰ حلقه چاه در مجموعه میادین آزادگان و یاران حفر شده و برنامه توسعه‌ای بیش از ۵۰۰ حلقه چاه در هورالعظیم مطرح است.

حالا سهراب قرار است در حساس‌ترین نقطه تالاب آغاز شود؛ جایی که هنوز آب و زندگی باقی مانده است.

تصاویر حوضچه‌های جنوبی هورالعظیم شاید بهترین پاسخ به این سؤال باشند که اگر نفت وارد حوضچه شماره یک شود، چه چیزی ممکن است باقی بماند.

یک طرف، تالابی زنده با آب و نی‌زار؛ طرف دیگر، زمین‌هایی خشک و شور که زمانی تالاب بودند.

سهراب می‌تواند آخرین ضربه به هورالعظیم باشد؛ تالابی که پیش از این هم بخش بزرگی از خود را از دست داده است.