اثرِ در آستانه ثبت ملی زیر تیغه‌های لودر!

سعیده علیپور

 

لودر صبح ۱۸ شهریور بر سردر باشکوه بنایی در سبزوار فرود آمد که مردم آن را «کاروان‌سرای روس‌ها» یا «پادگان روس‌ها» می‌خواندند؛ بنایی که ارزش تاریخی آن پیش‌تر شناسایی شده و پرونده ثبت ملی‌اش نیز در دست بررسی بود. ساعتی بعد، تصاویر فروریختن دیوارها در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد و مسئولان میراث فرهنگی اعلام کردند تخریب بدون استعلام و مجوز این نهاد انجام شده است. دادستانی سبزوار نیز دستور توقف عملیات و شناسایی آمران و عاملان تخریب را صادر کرد. اما آنچه باید حفاظت می‌شد، پیش از رسیدن دستور توقف، زیر تیغه‌های لودر از میان رفته بود.

بنای تاریخی «تومانیان» در سبزوار، خانه‌ای با معماری متعلق به دوره پهلوی اول بود که در جریان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، مدتی محل استقرار نیروهای روس قرار گرفت و بعدها نیز کاربری پادگان و ژاندارمری پیدا کرد؛ از همین رو در میان مردم به «پادگان روس‌ها» و به‌اشتباه «کاروان‌سرای روس‌ها» شهرت یافت. 

هنوز روشن نیست دستور نهایی تخریب را چه کسی صادر کرده است. شهرداری سبزوار می‌گوید تنها برای رفع خطر دیوارهای جنوبی و شرقی به مالک اخطار داده و مجوزی برای تخریب سردر تاریخی صادر نکرده است. بااین‌حال وزارت میراث فرهنگی، شهرداری را به‌دلیل صدور اخطار و جلوگیری‌نکردن از تخریب مسئول می‌داند. دادستانی نیز با توقیف ادوات، شناسایی آمران و عاملان این تخریب را آغاز کرده است.

در میانه این روایت‌های متناقض، رجبعلی لباف‌خانیکی، باستان‌شناس پیشکسوت و پژوهشگر تاریخ خراسان، در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی» ثبت‌نشدن نهایی بنا را مجوز تخریب ندانست و گفت: «هر اثری که ارزش فرهنگی، باستانی یا ملی داشته باشد، قابلیت حفاظت و ثبت در فهرست آثار ملی را دارد. بنابراین اینکه بنا متعلق به شخص بوده، معاصر بوده یا هنوز ثبت نشده، نمی‌تواند گریزگاهی برای تخریب آن باشد».

او تخریب این بنا را «تخلفی واضح» خواند و تأکید کرد: «واقعیت این است که تخلف واضحی صورت گرفته و اشتباهی رخ داده است که باید پیگیری و جبران شود».

در ادامه متن کامل این گفت‌و گو را می‌خوانید:

    

این بنا با عنوان‌های متفاوتی از جمله «کاروان‌سرای روس‌ها»، «پادگان روس‌ها» و «ژاندارمری» معرفی شده است. پیشینه دقیق آن چیست و به چه دوره‌ای تعلق دارد؟

واقعیت این است که این بنا یک خانه بوده است. گویا وقتی روس‌ها بخشی از خراسان را تصرف کردند و به خراسان آمدند، قزاق‌های روسی محلی را برای خودشان در سبزوار ایجاد کردند و در آن اقامت داشتند. بعد از اینکه رفتند، اینجا ابتدا به پادگان تبدیل شد و بعد به‌صورت خانه‌ای تقریباً متروک باقی ماند. در افکار عمومی هم به آن «خانه روس‌ها» و هم «کاروان‌سرای روس‌ها» می‌گفتند.

اما این بنا کاروان‌سرا نبوده است. گویا بعضی‌ آن را با «کاروان‌سرای عرب‌ها» اشتباه گرفته‌اند و از کاروان‌سرای عرب‌ها صحبت کرده‌اند. کاروان‌سرای عرب‌ها بنای دیگری مربوط به دوره صفوی است، ارتباطی با این بنا ندارد و خوشبختانه اتفاقی هم برای آن نیفتاده است.

صرف‌نظر از این مسئله، این بنا به‌هرحال صفحه‌ای از تاریخ مملکت ما بوده است. مورد توجه میراث فرهنگی قرار داشته، شایستگی ثبت در فهرست آثار تاریخی را داشته و گویا در آستانه ثبت در فهرست آثار ملی هم بوده است.

این بنا از نظر معماری چه ویژگی‌هایی داشت که آن را واجد ارزش حفاظت می‌کرد؟

ویژگی خاصش این بود که به شیوه معماری روسی ساخته شده بود. به‌خصوص قسمت ورودی و پیشانی ورودی آن بسیار جالب و باشکوه بود. در دو طرف ورودی ستون‌هایی داشت، دارای پیش‌آمدگی بود و ورودی مجللی داشت که بسیار جلب توجه می‌کرد. متأسفانه همین قسمت را تخریب کردند و از بین بردند.

هر اثری که ارزش فرهنگی، باستانی یا ملی داشته باشد، قابلیت حفاظت و ثبت در فهرست آثار ملی را دارد. بنابراین اینکه بنا متعلق به شخص بوده، معاصر بوده یا هنوز ثبت نشده، نمی‌تواند گریزگاهی برای تخریب آن باشد. واقعیت این است که در ماجرای خانه تاریخی تومانیان تخلفی واضح صورت گرفته و اشتباهی رخ داده است که باید پیگیری و جبران شود

من می‌خواهم به بهانه این اتفاق بگویم که ما باید مراقب داشته‌هایمان، به‌خصوص داشته‌های فرهنگی، پیشینه فرهنگی و هویتمان باشیم. نباید چیزی را که فکر می‌کنیم به ضرر ماست، دشمن آن زمان ما ایجاد کرده یا مربوط به آدم بدی بوده است، خراب کنیم؛ چون همان‌ها هم جزئی از پیشینه و هویت کشور ما هستند و به اعتقاد من با بنایی که متعلق به خودی باشد، تفاوتی ندارند.

یک پل، کاروان‌سرا یا امامزاده، نحوه فکر و اندیشه ما را معرفی می‌کند. از آن طرف، اگر دشمن ما آمده و چیزی ساخته یا آدم بدی بنایی ایجاد کرده است، آن هم نمادی از وضعیت ما در آن دوره و نشانه‌ای از حضور بیگانه در کشورمان است. این اتفاق‌ها جای تأسف دارد و حتماً باید پیگیری شود تا این ذهنیت از بین برود که اگر از بنایی خوشمان نمی‌آید، چه مذهبی باشد، چه کاربرد تجاری داشته باشد و چه متعلق به بیگانه باشد، زود آن را خراب کنیم.

این بناها ورق‌های تاریخ ایران هستند. درست مثل یک انسان که هم خاطره خوش دارد و هم خاطره بد؛ اما هم خاطره خوش و هم خاطره بد، جزئی از زندگی آن شخص است. این آثار نیز جزئی از زندگی و تاریخ یک مملکت هستند.

گفته شده این بنا مالک خصوصی داشته، اما وقتی ارزش تاریخی بنا شناسایی شده و فرایند ثبت ملی آن در جریان بوده است، چگونه امکان تخریب آن وجود دارد؟ آیا ثبت‌نشدن بنا می‌تواند مجوز تخریب باشد؟

ما کمبود قانون نداریم؛ مجموعه‌ای جامع از قوانین، مقررات، لوایح و بخش‌نامه‌های مربوط به میراث فرهنگی وجود دارد. مشکل اصلی، ضعف و مسامحه در اجرای قانون، نبود نظارت، فقدان انگیزه و کمبود علاقه به حفاظت از آثار تاریخی است. تا زمانی که آثار تاریخی درست معرفی نشوند و مردم فلسفه وجودی و ارزش آنها را نشناسند، چنین تخریب‌هایی در سبزوار، نیشابور، توس و نقاط دیگر تکرار خواهد شد

من در مورد اینکه این بنا مالک شخصی داشته اطلاعی ندارم اما در تعریف میراث فرهنگی، هر بنا یا اثری که حداقل صد سال از عمر آن گذشته باشد، جزو میراث فرهنگی و اثر تاریخی به حساب می‌آید. گذشته از آن، حتی آثار دوره معاصر مانند میدان آزادی که یک نماد است یا نمونه‌های مشابه، اگر ارزش فرهنگی بالایی داشته باشند، دیگر مسئله قدمت و سال هم مطرح نیست.

برای نمونه، آثار نقاشی استاد فرشچیان معاصرند، اما آنها هم جزو آثار ملی به شمار می‌آیند. آرامگاه فردوسی و بناهایی که حتی در دوره معاصر ساخته شده‌اند نیز می‌توانند واجد ارزش باشند. بنابراین نمی‌شود کسی را با این استدلال تبرئه کرد که بنا ثبت نشده بود.

هر اثری که ارزش فرهنگی، باستانی یا ملی داشته باشد، جزو آثاری است که قابلیت حفاظت و ثبت در فهرست آثار ملی را دارد. بنابراین اینکه بنا متعلق به شخص بوده، معاصر بوده یا هنوز ثبت نشده، نمی‌تواند گریزگاهی برای تخریب آن باشد. واقعیت این است که تخلف واضحی صورت گرفته و اشتباهی شده است که باید جبران شود.

**این بناها ورق‌های تاریخ ایران هستند؛ درست مانند انسانی که هم خاطره خوش دارد و هم خاطره بد، اما هر دو جزئی از زندگی اوست. اگر بیگانه‌ای در دوره‌ای از تاریخ کشور ما بنایی ساخته باشد، آن بنا نیز نشانه‌ای از وضعیت کشور و حضور بیگانه در آن دوره است. نباید هر اثری را که دوست نداریم یا متعلق به خودی نمی‌دانیم، خراب کنیم

آیا امکان بازسازی قسمت‌های تخریب‌شده وجود دارد؟

خوشبختانه مسئول میراث فرهنگی سبزوار در مصاحبه‌ای گفته بود آثار، شواهد، عکس‌ها و نقشه‌هایی از این بنا وجود دارد و کاملاً قابل بازپیرایی و بازسازی است. این بازسازی باید صورت بگیرد. ساخت دوباره آن امکان‌پذیر است و کاری نیست که نتوان انجام داد؛ اما هر کاری که بکنند، دیگر اثر اولیه نمی‌شود.

اثر اولیه روح خاصی داشت؛ فلسفه، گفتار و حدیث خاصی در آن بود که اگر بخواهند دوباره آن را بازسازی کنند، دیگر وجود ندارد. از طرف دیگر، قاعدتاً بودجه لازم هم به‌آسانی برای بازسازی آن اختصاص داده نمی‌شود.

متاسفانه شاهد هستیم که در جای جای کشور اتفاقات مشابه‌ رخ می‌دهد. دلیل آن را چه می‌دانید؟

این مسائل به همان موضوع آگاهی برمی‌گردد. اگر آثار تاریخی به‌درستی معرفی شوند، درباره چگونگی، چرایی و فلسفه وجودی آنها بحث شود، میزگردها و بحث‌های دانشگاهی برگزار شود و کارشناسان موافق و مخالف صحبت کنند، مردم با آثار تاریخی خود آشنا می‌شوند و اجازه نمی‌دهند این آثار تخریب شوند.

دلیل وقوع چنین اتفاق‌هایی این است که آگاهی کم و اطلاع‌رسانی بسیار محدود است. میراث فرهنگی برای مردم مهم نشده، چون آن را نمی‌شناسند. شما این همه آگهی گنج و گنج‌یابی را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌بینید؛ حتی آموزش حفاری قاچاق می‌دهند. اینها واقعاً مایه شرمساری است. تمام این حرکت‌ها خلاف قاعده، قانون، اخلاق، هویت و منافع مملکت است، اما کسی نیست که جلوی آنها را بگیرد. البته این اتفاق هم منحصر به خانه روس‌ها نیست و شاهد نمونه‌های بسیار دیگری در شهرستان‌ها و روستاها هستیم.

در خراسان چه بناها و محوطه‌های دیگری در معرض آسیب قرار دارند و ممکن است به سرنوشت مشابهی دچار شوند؟

خیلی اماکن در معرض آسیب هستند. برای نمونه، شهر کهن نیشابور وسعت بسیار زیادی دارد و تاریخ نیشابور هم برای ما مشخص است؛ اما عمده این شهر کهن اکنون زیر ساختمان‌ها رفته است و این روند همچنان ادامه دارد.

توس هم همین‌طور است. توس با وسعت ۳۶۰ هکتاری‌اش، اکنون با ساخت‌وساز روبه‌روست. همه‌جا را ساخته‌اند، تأسیسات آب، برق و تلفن داده‌اند و همچنان ساخته می‌شود.

در بسیاری از نقاط دیگر هم همین وضعیت وجود دارد. به هر محوطه باستانی که بروید، می‌بینید این اتفاق‌ها در حال رخ‌دادن است.

از سوی دیگر همه آثار که نباید روی زمین دیده شوند! آنچه زیر زمین و در لایه‌های تمدنی قرار دارد نیز شامل معماری، اشیا، میراث فرهنگی و آثار تاریخی است که در حال تخریب و از بین رفتن‌ هستند.

برای جلوگیری از این تخریب‌ها با کمبود قانون روبه‌رو هستیم یا مشکل اصلی، اجرا ‌نشدن قوانین است؟

فکر می‌کنم یکی از جامع‌ترین و کامل‌ترین مجموعه قوانین و مقررات مربوط به میراث فرهنگی و حفاظت از میراث فرهنگی را داریم. کتاب قطوری با عنوان «قوانین و مقررات میراث فرهنگی» وجود دارد که تمام لوایح، قوانین و بخش‌نامه‌ها در آن آمده است.

اصلاً کمبود قانون نداریم. مشکل، کمبود و ضعف در اجرای قانون، مسامحه در اجرای آن، نبود نظارت، فقدان انگیزه و نبود علاقه است که باعث می‌شود این اتفاق‌ها رخ بدهد. باید در این زمینه بیشتر وارد عمل شد و از سطح نظری فراتر رفت. فعالیت و نوشتن درباره این مسائل لازم است، اما کافی نیست.