تهران؛ مقاوم در بیلبوردها، بی‌پناه در جنگ!

سعیده علیپور

 

بیش از یک سال از جنگ ۱۲روزه گذشته و سایه شوم جنگ برای بار چندم بر سر ایران سنگینی می‌کند، اما شورای شهر تهران تازه طرح الزام شهرداری به احداث پناهگاه‌ها را بررسی می‌کند. شورایی یکدست اصولگرا و مدیریت شهری‌ای که شهردار و بخشی از حامیان اصلی‌اش به طیف‌های تندرو این جریان و گفتمان جبهه پایداری نزدیک‌اند.

همان جریانی که سال‌ها از «مقاومت»، تقابل و آمادگی برای نبرد سخن‌ها گفته است، اما وقتی جنگ به آسمان تهران رسید، برای حفاظت از مردم نه پناهگاه عمومی آماده‌ای در اختیار داشت، نه نقشه‌ای روشن از فضاهای امن و نه برنامه زمان‌بندی‌شده‌ای برای تجهیز و بهره‌برداری از آنها.

مدیریت شهری‌ تهران همان جریانی است که سال‌ها از «مقاومت»، تقابل و آمادگی برای نبرد سخن‌ها گفته است، اما وقتی جنگ به آسمان تهران رسید، برای حفاظت از مردم نه پناهگاه عمومی آماده‌ای در اختیار داشت، نه نقشه‌ای روشن از فضاهای امن و نه برنامه زمان‌بندی‌شده‌ای برای تجهیز و بهره‌برداری از آنها

شهرداری تهران سال‌ها برای نمایش تقابل روی بیلبوردها و دیوارهای شهری و اجرای انواع پروژه‌های به‌اصطلاح فرهنگی هزینه کرده، اما نشانی از این آمادگی عملی در کوچه‌ها، ایستگاه‌های مترو، مدارس و زیرزمین خانه‌های مردم دیده نمی‌شود. شهری که احتمال جنگ را جدی می‌گیرد، اما حفاظت از غیرنظامیان را به بعد از اصابت موشک موکول می‌کند.

حالا گویا خبر این بی‌پناهی مردم تازه به مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، رسیده است. آنجا که می‌گوید اگر جنگ ادامه پیدا کند، شاید بودجه آسفالت، جدول‌سازی و رنگ‌آمیزی حذف شود تا منابع به «ضرورت‌ها» اختصاص یابد. پرسش اما درست از همین نقطه آغاز می‌شود: برای مدیریتی که سال‌ها از مقاومت و احتمال جنگ سخن گفته، چرا حفاظت از جان مردم از ابتدا در شمار ضرورت‌های شهر نبوده است؟

ساخت پناهگاه از سر صبر

چهارصدوبیستمین جلسه شورای شهر تهران، دیروز چهارم مرداد ۱۴۰۵، در کنار گزارش درآمد و هزینه شهرداری، دو دستور جنگی داشت: ادامه بررسی لایحه حمایت از شهروندان و بررسی طرح الزام شهرداری به احداث و بهره‌برداری از پناهگاه‌ها و فضاهای امن شهری.

مهدی چمران نیز تأکید کرد که «نگاه شورا به این لایحه «نظامی» نیست و نیروهای نظامی نباید در محل حضور مردم مستقر شوند، زیرا ممکن است آن نقاط هدف قرار گیرند.» این سخن درست، در شرایطی مطرح می‌شود که در تهران و اغلب شهرهای کشور، مراکز نظامی و زیرساخت‌های حساس در مجاورت بافت‌های مسکونی قرار گرفته‌اند.

در چند جنگ اخیر شاهد بوده‌ایم که ساکنان اطراف این مراکز نمی‌توانند صرفا با توصیه به حفظ آرامش از خطر مصون بمانند، بلکه به هشدار به‌موقع، مسیر امن و پناهگاه واقعی نیاز دارند.

جدای از این تأکید رئیس شورای شهر، چمران یک روز پیش از جلسه دیروز اعلام کرده بود: «حتی جنگ هم مانع اجرای پروژه‌های عمرانی شهر نخواهد شد» و مدیریت شهری کار عمرانی را در کنار «کار انقلابی» ادامه می‌دهد. فردای آن روز اما از احتمال حذف آسفالت و برخی پروژه‌ها در صورت تداوم جنگ گفت.

تغییر اولویت در شرایط جنگی فی‌نفسه ایراد نیست. ایراد آنجاست که بودجه حفاظت غیرنظامی از پیش طراحی نشده باشد و هر بحران، مدیریت شهری را میان نگهداری روزمره شهر، که وظیفه ذاتی آن است، و نجات جان مردم مخیر کند.

معبری که تعمیرش متوقف می‌شود، فقط آسایش راننده را مختل نمی‌کند، بلکه حرکت آمبولانس، آتش‌نشانی و خودروهای امدادی را هم دشوارتر می‌سازد.

از پارکینگ خانه تا وعده پارکینگ- پناهگاه

در روزهای جنگ ۱۲روزه، مقام‌های شهری آشکارا پذیرفتند که زیرساخت آماده‌ای وجود ندارد. رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران تهران از مردم خواست به‌جای رفتن به مترو، از پارکینگ‌ها و فضاهای ساختمان‌های مسکونی و تجاری استفاده کنند و گفت سوله‌های مدیریت بحران برای زلزله ساخته شده‌اند، نه موشک و بمب. چمران نیز تصریح کرد که در تهران و دیگر شهرها «پناهگاه کامل و آماده‌ای»  وجود ندارد.

نقد مدیریت شهری به این معنا نیست که شهرداری باید به‌تنهایی مسئول همه پیامدهای جنگ باشد. حفاظت غیرنظامی بدون همکاری دولت، نیروهای امدادی، وزارتخانه‌ها، اپراتورهای ارتباطی و نهادهای امنیتی ممکن نیست. اما شهرداری و شورای شهر نزدیک‌ترین سطح حکومت به زندگی روزمره مردم‌اند و نمی‌توانند پس از هر حمله، شهروندان را به «فضاهای موجود ساختمان» حواله دهند

یعنی در لحظه خطر، مدیریت شهری مسئولیت حفاظت را به ساختمان‌هایی واگذار کرد که نه مقاومت آنها در برابر انفجار سنجیده شده بود، نه تهویه و خروج اضطراری‌شان و نه ظرفیت پذیرش جمعیتشان.

پس از جنگ، وعده‌ها یکی پس از دیگری رسید. شهردار تهران از طرح «پارکینگ- پناهگاه» گفت، اما در زمستان ۱۴۰۴ توضیح داد که تنها دو نقطه برای اجرای آزمایشی مشخص شده و گسترش آن به همه محله‌ها پروژه‌ای چندساله است. در بودجه ۱۴۰۵ شهرداری، از مجموع ۳۲۲ هزار میلیارد تومان، پنج هزار میلیارد تومان برای شرایط جنگی کنار گذاشته شد و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورا گفت ۸۰۰ میلیارد تومان برای ساخت پناهگاه پیش‌بینی شده است (رقمی حدود یک‌چهارم درصد بودجه کل).

 بااین‌حال، «پیش‌بینی اعتبار» با قرارداد، اجرا، تحویل و بهره‌برداری فاصله دارد.

علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، نیز روز گذشته در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد که ۵۱۸ پناهگاه قدیمی مدارس شناسایی، شناسنامه‌دار و در سامانه GIS ثبت شده‌اند. بااین‌حال، بررسی‌های میدانی نشان داده است تنها ۱۸۱ مورد از آنها، آن هم پس از استحکام‌بخشی، مرمت، بهسازی و تجهیز، قابلیت استفاده دارند. به گفته او، ۲۵۳ مجتمع تجاری و اداری، پارکینگ و فضای زیرسطحی دیگر نیز شناسایی شده‌اند که «قابلیت تبدیل» به پناهگاه را دارند.

این آمار اگرچه نشان می‌دهد اقداماتی برای شناسایی ظرفیت‌های موجود آغاز شده، اما به معنای وجود صدها پناهگاه آماده نیست. شناسایی و ثبت یک زیرزمین در سامانه GIS آن را به پناهگاه تبدیل نمی‌کند. هنوز روشن نیست چند مورد از این فضاها به‌طور کامل ارزیابی و تجهیز شده‌اند، چند ورودی محافظت‌شده، برق اضطراری، آب، سرویس بهداشتی، تهویه مستقل، تجهیزات امدادی و مسئول آموزش‌دیده دارند و ظرفیت هرکدام چقدر است.

آمارهای پیشین نیز آشفتگی در تعریف پناهگاه را نشان می‌دهد. اسفند ۱۴۰۴ سخنگوی شهرداری گفت ۸۱ ایستگاه مترو و تعدادی مدرسه و ساختمان تجاری مناسب تشخیص داده شده‌اند، اما فقط ۳۲ ایستگاه در همان زمان قابلیت استفاده داشتند. تیر ۱۴۰۵ نیز رئیس کمیته ایمنی شورا از ۸۲ ایستگاه مترو و ۲۵۳ مجتمع اداری و تجاری زیرسطحی، در مجموع ۳۳۵ فضا، به‌عنوان مکان‌های «قابل استفاده» نام برد.

نصیری اما اکنون تأکید کرده است که خطوط هفت‌گانه موجود مترو از ابتدا با استانداردهای پدافند غیرعامل ساخته نشده‌اند و تا زمان تکمیل الزامات لازم، معرفی آنها به‌عنوان پناهگاه عمومی می‌تواند خطرآفرین باشد. او گفته است خطوط ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ مترو با ملاحظات پدافندی در حال طراحی و اجرا هستند.

آژیرهایی که مردم صدایشان را نشنیدند

سرنوشت سامانه هشدار عمومی نیز همین مسیر را پیمود. مرداد ۱۴۰۴ خبر نصب بلندگوها و آژیرهای وضعیت قرمز منتشر شد، اما چمران همان زمان گفت فعلا موافق نصب آژیر نیست و ابتدا باید پیامدهای اجتماعی و امنیتی آن بررسی شود. چند ماه بعد، علیرضا زاکانی مدعی شد در ۶۰ نقطه تهران آژیر خطر نصب شده است و گفت پناهگاه بدون آژیر معنا ندارد.

بااین‌حال، در بررسی منابع رسمی و خبرهای در دسترس، نقشه پوشش این ۶۰ نقطه، برد سامانه، نتیجه آزمون سراسری، معنای انواع علامت‌ها و پروتکل فعال‌سازی آن منتشر نشده است.

آژیری که شهروند نداند با شنیدنش باید به کجا برود، بیش از آنکه ابزار حفاظت باشد، تولیدکننده اضطراب است.

 مسئولان شهری ظاهرا چندان به ضرورت شفافیت در امور عمومی اعتقاد ندارند. چنان‌که محمد آخوندی، رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه شورای شهر تهران، هنگام اعلام اختصاص ۸۰۰ میلیارد تومان برای ساخت پناهگاه‌ها گفته بود: «اگر تصمیماتی برای پناهگاه‌ها هم گرفته شود، نباید اعلام شود»

به اعتقاد کارشناسان شهری، مدیریت بحران فقط ساخت سازه نیست، بلکه زنجیره‌ای است از ارزیابی خطر، هشدار، راهنمایی، دسترسی، اسکان کوتاه‌مدت، امداد، ارتباطات و بازگشت ایمن. بخشی از اطلاعات نظامی می‌تواند محرمانه بماند، اما محل پناهگاه عمومی، ظرفیت آن، مسیر دسترسی افراد سالمند و دارای معلولیت، علائم هشدار و دستورالعمل رفتاری نباید راز  تلقی شود.

محرمانه‌ماندن جزئیات امنیتی قابل فهم است، اما مخفی‌ماندن مکانی که مردم باید در چند دقیقه خود را به آن برسانند، نقض غرض است.

مسئولان شهری ظاهرا چندان به ضرورت شفافیت در امور عمومی اعتقاد ندارند. چنان‌که محمد آخوندی، رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه شورای شهر تهران، هنگام اعلام اختصاص ۸۰۰ میلیارد تومان برای ساخت پناهگاه‌ها گفته بود: «اگر تصمیماتی برای پناهگاه‌ها هم گرفته شود، نباید اعلام شود.»

شهرهایی که در زمان صلح

 برای جنگ آماده‌اند

مقایسه تهران با چند کلان‌شهر نشان می‌دهد پناهگاه نه پروژه‌ای نمایشی و صرفا جنگی، بلکه بخشی از زیرساخت روزمره شهر است.

هلسینکی حدود پنج‌هزار و ۵۰۰ پناهگاه دفاع غیرنظامی با ظرفیت نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر دارد. ظرفیتی که برای ساکنان و حتی جمعیت شناور شهر کافی اعلام شده است.

بسیاری از پناهگاه‌های سنگی در روزهای عادی پارکینگ، سالن ورزش یا فضای تفریحی‌اند، اما باید ظرف ۷۲ ساعت تخلیه و عملیاتی شوند. مسئولیت نگهداری پناهگاه ساختمان برعهده مالک است، فرد مسئول تعیین و آموزش داده می‌شود و هشدار عمومی و اطلاع‌رسانی رسمی بخشی از سازوکار بهره‌برداری است.

سنگاپور از سال ۱۹۸۳ با مقاوم‌سازی ایستگاه‌های زیرزمینی مترو، شبکه پناهگاه‌های عمومی را آغاز کرد و از سال ۱۹۹۷، بر اساس قانون، ساختمان‌های مسکونی جدید باید پناهگاه خانگی یا طبقه‌ای داشته باشند. اکنون بیش از ۵۹۰ پناهگاه عمومی در مترو، مجتمع‌های مسکونی، مدارس، مراکز اجتماعی و ساختمان‌های دولتی ادغام شده‌اند.

بیش از یک سال از جنگ ۱۲روزه گذشته و سایه شوم جنگ برای بار چندم بر سر ایران سنگینی می‌کند، اما شورای شهر تهران تازه طرح الزام شهرداری به احداث پناهگاه‌ها را بررسی می‌کند! شورایی یکدست اصولگرا و مدیریت شهری‌ای که شهردار و بخشی از حامیان اصلی‌اش به طیف‌های تندرو این جریان و گفتمان جبهه پایداری نزدیک‌اند

این فضاها فقط روی کاغذ «شناسایی» نشده‌اند. گروه‌های مشخص برای تبدیل و اداره آنها تمرین می‌کنند و هنگام فعال‌شدن، سامانه تهویه، آب پاک و برق راه‌اندازی می‌شود. نشانی پناهگاه‌ها روی نقشه عمومی در دسترس است و شبکه آژیر، علامت ورود و «رفع خطر» تعریف‌شده دارد.

سئول نیز حفاظت غیرنظامی را به اطلاعات قابل استفاده برای شهروند تبدیل کرده است. اپلیکیشن رسمی Emergency Ready هشدار بحران، راهنمای ایمنی و مکان پناهگاه‌های دفاع غیرنظامی را به چند زبان ارائه می‌کند. شهروند می‌تواند نزدیک‌ترین پناهگاه را در سامانه رسمی شهر، پرتال ملی ایمنی و حتی نقشه‌های عمومی پیدا کند.

در این الگو، دانستن بخشی از ایمنی است. نه امتیازی که پس از حمله و با جست‌وجو در کانال‌های خبری، آن هم در شرایط فیلتر یا قطعی سراسری اینترنت، به دست آید.

نقد مدیریت شهری به این معنا نیست که شهرداری باید به‌تنهایی مسئول همه پیامدهای جنگ باشد. حفاظت غیرنظامی بدون همکاری دولت، نیروهای امدادی، وزارتخانه‌ها، اپراتورهای ارتباطی و نهادهای امنیتی ممکن نیست. اما شهرداری و شورای شهر نزدیک‌ترین سطح حکومت به زندگی روزمره مردم‌اند و نمی‌توانند پس از هر حمله، شهروندان را به «فضاهای موجود ساختمان» حواله دهند.

وظیفه فوری آنها انتشار نقشه عمومی فضاهای تأییدشده، اعلام ظرفیت و استاندارد هر مکان، تعیین نقاط اولویت‌دار برای محله‌های مجاور زیرساخت‌های حساس، ایجاد سامانه هشدار چندلایه، برگزاری مانور محله‌ای و ارائه گزارش دوره‌ای و قابل راستی‌آزمایی از هزینه‌کرد بودجه است.

مردمی که هزینه سیاست‌ها و بودجه شهر را می‌پردازند، در لحظه خطر نباید به حال خود رها شوند تا خودشان تشخیص دهند پارکینگ کدام ساختمان کمتر مرگبار است.