افزایش هزینه‌های تحصیل در ایران، به دلیل فشارهای اقتصادی و تورم، می‌تواند به مانعی جدی بر سر راه میلیون‌ها دانش‌آموز تبدیل شود. این هزینه‌ها، از لوازم‌التحریر تا شهریه، نه تنها رویای تحصیل را از بسیاری سلب می‌کند، بلکه چرخه‌ای معیوب از فقر و نابرابری را بازتولید می‌کند. فقر والدین، نابرابری جنسیتی و کیفیت پایین آموزش، پدیده «بازماندگی از تحصیل» را به بحرانی خاموش تبدیل کرده که نه تنها به غیبت فیزیکی دانش‌آموزان می‌انجامد، بلکه تمرکز و کیفیت آموزش را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش گروه شهرنوشت «توسعه ایرانی» بازماندگی از تحصیل در ایران نتیجه عواملی شامل فقر، بیکاری، نابرابری جنسیتی، دسترسی جغرافیایی و کیفیت پایین نظام آموزشی است. این مسئله به‌ویژه در میان دختران روستایی و خانوارهایی با سرپرست بیکار یا با تحصیلات پایین، شدت بیشتری دارد.

در شرایطی که اقتصاد خانواده‌ها تحت فشارهای فزاینده قرار دارد، هزینه تحصیل شاید در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما در مجموع، بار سنگینی بر دوش خانواده‌های کم‌درآمد و حتی متوسط می‌گذارند. از هزینه حمل و نقل، لوازم‌التحریر، کتاب‌های کمک‌درسی، شهریه‌های مدارس غیردولتی، تا هزینه‌های پنهانی چون تغذیه مناسب و امکانات کمک‌ آموزشی، همگی می‌توانند به عاملی بازدارنده تبدیل شوند. این فشار اقتصادی، به ویژه در مناطق محروم و در میان اقشار آسیب‌پذیر، ممکن است به سرعت خود را در قالب افزایش نرخ ترک تحصیل نشان دهد.

اما تأثیر هزینه‌ها تنها به ابعاد مالی محدود نمی‌شود؛ این پدیده، با تشدید نابرابری‌های اجتماعی و فضایی، چرخه‌ای معیوب از محرومیت را بازتولید می‌کند. در خانواده‌هایی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند، تحصیل اغلب «لوکس» یا «هزینه اضافی» تلقی می‌شود که می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد تا نیازهای اولیه معیشتی تأمین شوند. 

اینجاست که شاهدیم نرخ فقر در خانوارهایی با فرزند بازمانده از تحصیل، به مراتب بالاتر از خانوارهای دارای فرزند دانش‌آموز است. به عنوان مثال، براساس گزارش وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و بررسی داده‌های هزینه-درآمد مرکز آمار در میان کودکان ۹ ساله، ۳۶ درصد از خانواده‌هایی که فرزند بازمانده از تحصیل دارند، زیر خط فقر زندگی می‌کنند، در حالی که این نرخ برای خانوارهای دارای فرزند مشغول به تحصیل در همین سن، تنها ۲۲ درصد است. این آمار به وضوح نشان می‌دهد که بازماندگی از تحصیل نه تنها نتیجه فقر است، بلکه خود به عاملی برای تعمیق و تداوم آن تبدیل می‌شود.

علاوه بر این، عوامل اجتماعی و جمعیتی نیز در تعامل با فشارهای اقتصادی، نقش پررنگی در این معضل ایفا می‌کنند. اشتغال سرپرست خانوار، سطح تحصیلات والدین، و حتی جنسیت فرزند، همگی می‌توانند تحت تأثیر شرایط اقتصادی، به عاملی برای بازماندگی از تحصیل تبدیل شوند. در خانواده‌هایی که سرپرست بیکار است یا تحصیلات پایینی دارد، احتمال ترک تحصیل فرزندان به مراتب بالاتر می‌رود. همچنین، شواهد حاکی از آن است که در برخی مناطق، به ویژه در سنین ۱۱ تا ۱۴ سال، احتمال بازماندگی دختران از تحصیل بیشتر از پسران است؛ واقعیتی که می‌تواند ناشی از ترجیحات جنسیتی و مسئولیت‌های خانگی تحمیل‌شده بر دختران در بستر محدودیت‌های اقتصادی باشد. 

احتمال افزایش بازماندگان از تحصیل  فیزیکی و غیرفیزیکی

محمدرضا نیک‌نژاد کارشناس آموزش در گفت‌و‌گو با «توسعه ایرانی» درباره تاثیر افزایش هزینه‌های تحصیلی بر احتمال بازماندگی از تحصیل دانش‌آموزان گفت: ما دو نوع بازمانده از تحصیل داریم، بازماندگان از تحصیل فیزیکی که به مدرسه نمی‌آیند و بازماندگان از تحصیل غیرفیزیکی که به دلیل دغدغه‌های اقتصادی خانواده‌ها، حضور ذهنی و غیرفیزیکی ندارند.

یک کارشناس آموزش: مسائل اقتصادی یکی از ریشه‌های اصلی بازماندگی از تحصیل است. به ادعای دولتی‌ها، نزدیک به 900هزار دانش‌آموز از آموزش بازمانده‌اند، اما بر اساس آمار غیررسمی، این تعداد ممکن است بیش از این نیز باشد. در مناطق محروم، معمولاً پسران به عنوان نان‌آور خانواده و دختران به عنوان افرادی که باید زودتر ازدواج کنند، در نظر گرفته می‌شوند و به‌ این ترتیب کودکان از سنین پایین از آموزش جا می‌مانند

وی ادامه داد: شرایط اقتصادی خانواده‌ها، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، بر کودکان تأثیر می‌گذارد. حتی اگر دانش‌آموزان در مدرسه حضور داشته باشند، ممکن است از نظر ذهنی درگیر مشکلات اقتصادی خانواده باشند و نتوانند به طور کامل تمرکز کنند. 

این کارشناس آموزش گفت: پژوهش‌هایی که در سال گذشته‌های انجام شده، به ویژه پژوهش‌هایی که متمرکز بر وضعیت اقتصادی خانواده و تأثیر آن بر آموزش کودکان است، نشان می‌دهد که وضعیت اقتصادی بر این موضوع تاثیرگذار است. در حال حاضر جامعه ما با مشکلات اقتصادی مواجه است و این مشکلات به طور خاص بر هفت دهک کم‌درآمد تأثیر می‌گذارد و طبقه متوسط نیز به زیر متوسط سقوط کرده است و خانواده‌های کم‌درآمد نیز با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

بخش بزرگی از جامعه ما درگیر تأمین  نیازهای فیزیولوژیکی خود است

نیک‌نژاد تصریح کرد: وقتی اقتصاد یک خانواده آسیب می‌بیند، یکی از اولین آثار آن کاهش کنش‌های فرهنگی و اجتماعی است. آموزش و پرورش هم از کنش‌های فرهنگی و اجتماعی خانواده است. وقتی شرایط اقتصادی یک خانواده آسیب ببیند کنش‌های فرهنگی به ویژه در خانواده‌های متوسط، به تدریج کاهش می‌یابد. دلیل این امر نیز این است که طبق هرم مازلو، نیازهای فیزیولوژیکی در سطح اول نیازها قرار دارند و زمانی که این نیازها برآورده نشود، توجه به نیازهای بالاتر ممکن نیست. 

وی ادامه داد: بخش بزرگی از جامعه ما در حال حاضر درگیر تأمین نیازهای فیزیولوژیکی خود است و این موضوع به طور طبیعی بر آموزش تأثیر منفی می‌گذارد.

مسائل اقتصادی یکی از ریشه‌های اصلی 

بازماندگی از تحصیل است

این کارشناس آموزش گفت: مسائل اقتصادی یکی از ریشه‌های اصلی بازماندگی از تحصیل است. به ادعای دولتی‌ها، نزدیک به 900 هزار دانش‌آموز از آموزش بازمانده‌اند، اما بر اساس آمار غیررسمی، این تعداد ممکن است بیش از این نیز باشد. در واقع، شرایط اقتصادی خانواده‌ها به گونه‌ای است که اولویت اصلی آن‌ها تأمین معیشت و حفظ بقاست. در مناطق محروم، معمولاً پسران به عنوان نان‌آور خانواده و دختران به عنوان افرادی که باید زودتر ازدواج کنند، در نظر گرفته می‌شوند. این مسائل باعث می‌شود که کودکان از سنین پایین از آموزش جا بمانند. 

محمدرضا نیک نژاد در گفت و گو با «توسعه ایرانی»: وقتی اقتصاد یک خانواده آسیب می‌بیند، یکی از اولین آثار آن کاهش کنش‌های فرهنگی و اجتماعی است. آموزش و پرورش هم از کنش‌های فرهنگی و اجتماعی خانواده است. به عبارت دیگر بخش بزرگی از جامعه ما در حال حاضر درگیر تأمین نیازهای فیزیولوژیکی خود است و این موضوع به طور طبیعی بر آموزش تأثیر منفی می‌گذارد

نیک‌نژاد گفت: در نهایت، باید توجه داشت که وضعیت اقتصادی و اجتماعی کنونی نه تنها بر کیفیت آموزش تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند به نابرابری‌های اجتماعی و فرهنگی نیز دامن بزند چراکه اولویت اول در وهله اول تامین معاش است. وقتی یک خانواده تنها به اندازه خط فقر درآمد دارد برای آموزش بهتر فرزندش هزینه‌ای درنظرنمی‌گیرد. البته باید هزینه‌های جانبی تحصیل دانش‌آموزان شامل مواردی همچون لباس فرم، سرویس مدرسه و دفتر، خودکار و قلم نیز را به این سبد اضافه کرد. 

وی ادامه داد: این هزینه‌ها به همراه وضعیت کنونی آموزشی، به شدت بر کیفیت آموزش اثر دارد و همچنین ممکن است بر میزان بازماندگی از تحصیل تأثیرگذار باشد. در شرایط فعلی، نگرانی‌های اقتصادی و انتظار برای وقوع حوادث بد، مانند افزایش تورم، به این مشکلات دامن می‌زند. 

این کارشناس آموزش در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره اینکه افزایش تعداد دانش‌آموزان در کلاس‌های دولتی به دلیل افزایش هزینه‌های مدارس غیرانتفاعی و تاثیر آن بر افت تحصیلی دانش‌آموزان گفت: با توجه به تجربیات جهانی و پژوهش‌های داخلی، مشخص شده است که دانش‌آموزانی که از پایه در مدارس غیرانتفاعی تحصیل می‌کنند، به سختی می‌توانند به مدارس دولتی منتقل شوند. این امر به دلیل شرایط خاص مدارس غیرانتفاعی و تعداد کم دانش‌آموزان در کلاس‌ها است. این دانش‌آموزان به تعداد کم دانش‌آموزان در کلاس عادت کرده‌اند و به سختی می‌توانند با شرایط مدارس دولتی که معمولاً با تعداد دانش‌آموزان بیشتری مواجه‌اند، سازگار شوند.

احتمال افت سطح آموزش به دلیل افزایش 

تعداد دانش آموزان در مدارس دولتی

نیک نژاد گفت: کیفیت آموزشی که در گذشته وجود داشت و حداقل سطحی از دانش را به دانش‌آموزان ارائه می‌داد، ممکن است به دلیل تراکم بالای کلاس‌ها و ورود دانش‌آموزان از مدارس غیردولتی، دچار افت شوند. دانش‌آموزانی که بناچار به مدارس دولتی می‌آیند، در مقایسه با همکلاسی‌های خود در مدارس غیردولتی، احساس نابرابری و فخرفروشی می‌کنند و این مسأله بر روحیه آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد.