واکنشهای تند جریانهای خاص به واقعگرایی رئیسجمهور و مشاور قالیباف ادامه دارد؛
برانگیختگی از تصویر بدون رتوش «پوشک و بنزین»!
طهمورث گیلانی
در حالی که سایه سنگین تحریم، محاصره دریایی و شرایط جنگی بر اقتصاد ایران سنگینی میکند، صراحت مسعود پزشکیان در ترسیم سیمای بحرانی کشور و همصدایی برخی چهرههای جریان رقیب با این روایت، فضای سیاسی را به میدان تقابل «واقعگرایان» و «آرمانگرایان تندرو» تبدیل کرده است. فضای سیاسی و رسانهای کشور در روزهای اخیر تحت تأثیر شدیدترین موج از اظهارنظرهای متناقض درباره وضعیت معیشتی و امنیتی قرار گرفته است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در گفتوگوی زنده تلویزیونی خود به مناسبت هفته دولت، تصویری بدون روتوش از ناترازیها و بنبستهای اجرایی ارائه داد که بسیاری آن را پایانی بر عصر پنهانکاری آماری توصیف کردهاند. دولت چهاردهم در شرایطی سکان اداره کشور را به دست گرفته که نه تنها با تحریمهای سنتی، بلکه با یک محاصره دریایی و شرایط جنگی تمامعیار دستوپنجه نرم میکند. در این میان، واکنشها به این سخنان، از اتهام عدم کفایت سیاسی تا شجاعت در بیان حقیقت، متغیر بوده و بار دیگر شکاف عمیق میان جناحهای سیاسی بر سر تعریف منافع ملی را آشکار کرده است.
روایت پاستور از میدان
جنگ اقتصادی و ناترازیها
بخش عمدهای از مصاحبه ۸۵ دقیقهای رئیسجمهور به تشریح وضعیت ناترازی انرژی و کالاهای اساسی اختصاص داشت. به گزارش فرارو، پزشکیان ریشه مشکلات بنزین را نه صرفاً در مدیریت داخلی، بلکه در انسداد مسیرهای بینالمللی و کاهش درآمدهای ارزی دانست. او در این باره تصریح کرد: «ما در جنگ هستیم. اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمیشود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید میکنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.» رئیسجمهور در پاسخ به پرسشهای مجری درباره چرایی تداوم تورم و گرانی کالاهای اساسی، به وابستگی شدید بازار داخلی به نهادههای دامی و کالاهای وارداتی اشاره کرد و گفت: «کدامیک از مواردی که میگویید منشأ خارجی و وارداتی ندارند؟ کنجاله، شکر، گندم و سویا؛ کدامیک از اینها را وارد نمیکنیم؟ وقتی کالا از خارج وارد نمیشود، برخی افراد نه همه از کمبود سوءاستفاده میکنند.» او همچنین با انتقاد از کسانی که منکر تأثیر تحریمها بر سفره مردم هستند، افزود: «بین ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش داشتهایم. صادراتمان کم شده، اما واردات بیشتر کاهش پیدا کرده است. معنای این آمار برای کسانی که اقتصاد میدانند، روشن است و من نمیخواهم آن را بیشتر باز کنم. این آمار چه معنایی دارد؟ بعد عدهای میگویند تحریم اصلاً تأثیری ندارد! واقعاً نمیدانم به این افراد چه بگویم. عقل چیز خوبی است؛ فقط همین را میخواهم بگویم.» پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود به احتمال افزایش نرخ دلار و تورم صد در صدی در ایران نیز اشاره کرده است.
رئیسجمهور با ترسیم دقیق وضعیت «محاصره دریایی» و «شرایط جنگی»، هشدار میدهد که نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی نظیر کاهش شدید صادرات و ناترازیهای انرژی، کشور را به سمت ابربحرانهای اجتماعی سوق خواهد داد؛ رویکردی که در بدنه مجلس نیز با هشدار مشاور قالیباف درباره شکاف میان «آرمانهای سیاسی» همصدا شده است تا لزوم انطباق شعارها با معیشت مردم را یادآوری کند
همصدایی بهارستان و پاستور
نکتهای دیگر که باید به آن توجه ویژه داشت، همسویی میان روایت دولت و برخی چهرههای کلیدی در جبهه اصولگرایان میانهرو است. امیرابراهیم رسولی، مشاور و دستیار محمدباقر قالیباف، در یک برنامه تلویزیونی با بیانی که شباهت زیادی به رویکرد واقعگرایانه پزشکیان داشت، به شکاف میان آرمانهای سیاسی و واقعیتهای معیشتی اشاره کرد. او گفت: «ما تا آخرین روز خونخواه رهبرمان هستیم؛ اما پوشکی که من برای فرزندم قبل از جنگ میخریدم ۳۶۰ هزار تومان بود. امروز همان پوشک ۸۶۵ هزار تومان است... باید آرمان و شعار را با واقعیات جامعه تطابق بدهیم.» این اظهارنظر که با واکنشهای گستردهای روبرو شد، آینه تمام نمای نفوذ بحران اقتصادی به لایههایی است که پیش از این کمتر از هزینههای ملموس مقاومت سخن میگفتند.
موضوع تفاهمنامه اسلامآباد به عنوان تنها راه خروج از بنبست فعلی بار دیگر توسط رئیسجمهور مطرح شد. پزشکیان با تأکید بر اینکه این تفاهمنامه پیش از این در شورای عالی امنیت ملی با اکثریت آرا از جمله با موافقت رؤسای قوا به تصویب رسیده بود، دفاع تمامقدی از آن کرد. این در حالی است که مخالفان، هرگونه تفاهم را به مثابه عقبنشینی از اصول میدانند. در این میان، یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور نیز در یادداشتی تصریح کرد: «حیات ما به غنیسازی وابسته نیست. غنیسازی نکنیم نمیمیریم. انرژی هستهای ما وابسته به غنیسازی نیست. همین امروز هم سوخت نیروگاه بوشهر محصول خودمان نیست و از روسیه وارد میشود. فناوریهای مهمتر داریم که بدون آنها امنیت و حکمرانی ما دچار مشکل خواهد شد ولی هیچ برنامهای براش نداریم.»
جبهه پایداری و اتهام
«پاس گل به دشمن»
واکنشها به این موج از واقعگرایی، در جبهه مقابل بسیار تند و گزنده بوده است. خبرگزاری فارس و چهرههای نزدیک به جبهه پایداری، سخنان رئیسجمهور را نوعی یأسآفرینی و همکاری با دشمن قلمداد کردند. پیشتر نیز غضنفری، عضو کمیسیون امور داخلی کشور در مجلس، در این باره گفته بود: «اینکه رئیسجمهور، رئیس مجلس یا برخی مسئولان دیگر مدام بگویند: نداریم... نمیتوانیم... در واقع پاس گل دادن به دشمن است. این اظهارنظرها نهتنها خدمت به کشور نیست، بلکه ضربه زدن به کشور و در شرایط جنگی همکاری کردن با دشمن تلقی میشود. دشمن از این اظهارنظرها نتیجه میگیرد که آنها تحت فشار هستند بنابراین باید محدودیتهای اقتصادی را بیشتر کنیم.» حمید رسایی، نماینده تهران، نیز با لحنی تندتر، رئیسجمهور را به یار دوازدهم دشمن بودن متهم کرد و گفت: «جنگ و صلح از اختیارات نایب امام زمان است. از رئیسجمهوری که در هفته اول جنگ از دشمنی که متجاوز است، عذرخواهی میکند، اظهارنظر درباره جنگ و صلح پذیرفته نیست. عدم کفایت سیاسی به معنی ضد انقلاب بودن نیست. اظهارات علنی رئیسجمهور درباره لزوم پایان جنگ، نوعی فشار بر رهبری است. اگر کسی نمیتواند باید صادقانه صندلی را تحویل دهد.»
منتقدان سرسخت دولت با بستن چشم بر آمارهای رسمی تورم ۱۰۰ درصدی، هرگونه شفافیت در بیان کمبودها را «پاسگل به دشمن» و «فشار بر نهادهای بالادستی» تعبیر میکنند؛ این جریان با تمسخر تلاشهای دولت برای مدیریت ناترازیها، عملاً جامعه را در میانهی جنگ روایتها اسیر کرده و با ایستادگی در برابر تصمیمات عقلایی، هزینههای سنگین بنبستهای دیپلماتیک را به سفرهی لرزان مردم تحمیل میکنند
همچنین قاسم روانبخش، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری، در شبکه اجتماعی ویراستی خطاب به پزشکیان نوشت: «آقای پزشکیان! اگر گزارش کار نمیدادید شاید مناسبتر بود؛ یعنی همین که در سایهسار دولت وفاق قحطی نیامده مهمترین دستاورد شماست؟!» این واکنشها نشان میدهد که بخشی از بدنه سیاسی کشور، اساساً پذیرش واقعیتهای اقتصادی را نوعی شکست سیاسی میداند و ترجیح میدهد به جای تغییر در سیاستها، به تغییر در روایتها بپردازد. فارس نیز در مطلبی طعنهآمیز نوشت: «ببخشید آقای پزشکیان که تورم آمریکا ۲درصد و تورم ایران ۱۰۰درصد است. ما مردم شریف ایران بابت این موضوع از شما عذرخواهی میکنیم.» این فضای دوقطبی، امکان هرگونه تفاهم ملی بر سر راهکارهای اقتصادی را به حداقل رسانده است. در مقابل، جوادی یگانه معتقد است سخن پزشکیان بیان علنی مشکلاتی است که سالها دغدغه مسئولان نبوده است. او میگوید پزشکیان کنار مردم معمولی و به زبان آنها از نگرانیها و رنجهای روزانه سخن میگوید.
مردم در میانه جنگ
روایتها و ابربحران
در حالی که نخبگان سیاسی در حال جدال بر سر واژهها و مفاهیم هستند، تحلیلگران مستقلی نظیر علی نظری معتقدند که کشور در آستانه یک ابر بحران قرار دارد که ریشه در تصمیمات اشتباه گذشته و نفوذ جریانهای خاص دارد. نظری در یادداشتی نوشت: «امروز مشخص شده که حمله به کشتیهای تجاری بعد از کوچکترین اختلاف حقوقی بر سر تفاهمنامه اسلامآباد، اقدام خائنانهای بود که افراطیون بر مردم و دولت ایران تحمیل کردند! کسانی که این روزها با تحلیلهای مهمل کار کشور را به آستانه قحطی کشاندهاند، اکنون بجای عذرخواهی به پزشکیان حمله میکنند تا رئیسجمهور استعفا بدهد!»
همچنین مجید مرادی، تحلیلگر سیاسی، به تغییر فاز برخی جریانهای فشار اشاره کرد و نوشت: «آن پشتصحنهایها فهمیدهاند که با عادی شدن اوضاع و پایان دوره نه جنگ نه صلح، بهانهای برای ماندن اینها نخواهد ماند. از الآن دنبال پروژه بعدی هستند. از جنگ با آمریکا به جنگ داخلی و خیابانی با بیحجابان روی آوردهاند. مشکلشان این است که همیشه باید با یکی دست به یقه شوند.» این تحلیل نشاندهنده آن است که بخشی از بحرانهای اجتماعی فعلی، نه ریشه در مسائل فرهنگی، بلکه ریشه در تلاش جریانهای خاص برای حفظ وضعیت اضطراری و جلوگیری از عادیسازی روابط بینالمللی دارد. در این میان، حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تفسیری متفاوت از پیام رهبری، خواستار همکاری با دولت شده و تأکید کرده است که نباید تجمعات را وسیلهای برای اختلاف قرار داد، هرچند که او نیز بر لزوم حفظ عزت و قدرت در برابر دشمن پای میفشارد.
آنچه از مجموع این تحولات برمیآید، این است که ایران در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار گرفته است. روایت رئیسجمهور از وضعیت جنگی و محاصره، نه یک بیانیه سیاسی، بلکه یک هشدار استراتژیک برای تمام ارکان نظام است. وقتی پزشکیان میگوید «عقل چیز خوبی است»، در واقع به دنبال فراخوانی برای بازگشت به خردورزی در حکمرانی است. او با اشاره به اینکه طرحهای روی کاغذ فراوانند اما مجری توانمند کم است، به نوعی به بنبست مدیریتی در دهههای اخیر اشاره میکند. این روزها جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تصمیم شجاعانه است تا از گزند آسیبهای بیشتر در امان بماند؛ تصمیمی که به نظر میرسد در فضای غبارآلود فعلی و با وجود مقاومتهای شدید جریانهای تندرو، اتخاذ آن دشوارتر از همیشه شده است، اما برای بقای اقتصادی و اجتماعی کشور، گریزی از آن نیست. واقعگرایی پزشکیان و همسویی مشاور قالیباف، شاید اولین گام برای پذیرش واقعیتهایی باشد که نادیده گرفتن آنها، کشور را به لبه پرتگاه کشانده است.
دیدگاه تان را بنویسید