کریدور میانی؛ مهم‌ترین خبر پنهان مذاکرات

نهال فرخی 

حالا دیگر تنگه هرمز تنها یک گذرگاه باریک میان خلیج فارس و دریای عمان نیست و این آبراه راهبردی امروز به صحنه رقابت دو روایت کاملاً متفاوت تبدیل شده است؛ از یک سو رسانه‌های آمریکایی از توافقی قریب‌الوقوع میان ایران، عمان و آمریکا برای مدیریت تردد کشتی‌ها سخن می‌گویند و آن را نتیجه فشارهای واشنگتن می‌دانند؛ و از سوی دیگر، تهران تأکید دارد مذاکرات صرفاً میان دو دولت ساحلی، یعنی ایران و عمان، در جریان است و آمریکا نه تنها نقشی در آن ندارد، بلکه با مداخلات خود روند رسیدن به تفاهم را نیز کند کرده است.

از آتش‌بس تا آغاز یک پرونده تازه

براساس اطلاعات منتشر شده از سوی منابع نزدیک به روند مذاکرات، ایران و عمان از همان روزهای نخست پس از آتش‌بس، رایزنی‌هایی را برای بررسی ترتیبات جدید عبور شناورها آغاز کردند؛ گفت‌وگوهایی که پس از تفاهم پایان جنگ در ۲۸ خرداد وارد مرحله جدی‌تری شد.

در روایت منتشر شده از سوی منابع ایرانی، تهران اجرای بند پنجم تفاهم را با جدیت دنبال کرده و همزمان با گفت‌وگو با عمان، رایزنی‌هایی را نیز با دیگر کشورهای منطقه انجام داده است تا سازوکاری تازه برای عبور کشتی‌ها طراحی شود؛ سازوکاری که از نگاه ایران، هم امنیت کشتیرانی را تضمین کند و هم حقوق حاکمیتی این کشور را در آبراهی که طی ماه‌های گذشته به صحنه عملیات نظامی تبدیل شده بود، تأمین کند. اما در همان زمانی که مذاکرات میان تهران و مسقط در سکوت ادامه داشت، روایت دیگری از واشنگتن منتشر شد.

در تمام روایت‌های منتشر شده، تنها بازیگری که تقریباً همه طرف‌ها بر نقش آن اتفاق نظر دارند، عمان است و مسقط در سال‌های گذشته بارها نقش واسطه میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده اما این بار جایگاه آن متفاوت به نظر می‌رسد.در روایت ایران، عمان صرفاً یک میانجی نیست، بلکه یکی از دو دولت ساحلی تنگه هرمز است

توافقی که قرار است اعلام شود

نخستین جرقه جدی، با گزارش رسانه آمریکایی آکسیوس زده شد دال بر اینکه ایران، عمان و آمریکا بر سر چارچوبی برای مدیریت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به توافق رسیده‌ و قرار است این توافق از سوی دولت آمریکا اعلام شود.

براساس این گزارش، توافق پیشنهادی یک آرایش موقت ۶۰ روزه را پیش‌بینی می‌کند؛ به این صورت که کشتی‌های ورودی به خلیج فارس از مسیر شمالی که در آب‌های ایران قرار دارد عبور کنند و شناورهای خروجی از مسیر جنوبی واقع در آب‌های عمان حرکت کنند. همچنین در این دوره، هیچ‌گونه عوارضی از کشتی‌ها دریافت نخواهد شد و همزمان عملیات پاکسازی مین‌ها برای بازگشت تدریجی تردد به وضعیت عادی آغاز می‌شود. اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، آمریکا تلاش می‌کند این تحول را نتیجه مذاکراتی بداند که خود نیز در آن نقش داشته است؛ روایتی که می‌تواند برای کاخ سفید یک دستاورد سیاسی و دیپلماتیک محسوب شود و اما این تنها روایت موجود نیست.

تهران؛ توافق با عمان، نه آمریکا

تقریباً همزمان با انتشار گزارش آکسیوس، رسانه‌های نزدیک به منابع رسمی ایران تصویری متفاوت ارائه کردند. نخست یک منبع آگاه به صداوسیما اعلام کرد مذاکرات درباره ترتیبات عبور شناورها، صرفاً میان ایران و عمان در جریان است و هیچ ارتباطی با آمریکا ندارد. همان منبع تأکید کرد حتی در صورت دستیابی تهران و مسقط به تفاهم، این موضوع به معنای باز شدن فوری تنگه هرمز نخواهد بود و تصمیم درباره ازسرگیری کامل تردد، همچنان به رفتار آمریکا بستگی دارد. اندکی بعد، خبرنگار شبکه المیادین در تهران نیز از «فضای مثبت و خوش‌بینانه» در مذاکرات خبر داد، اما او نیز همانند منابع ایرانی تأکید کرد که اگر مداخلات آمریکا متوقف شود، ایران و عمان می‌توانند به توافق برسند. در ادامه، پرس‌تی‌وی جزئیات بیشتری از روند مذاکرات منتشر کرد؛ گزارشی که نه تنها زمان آغاز گفت‌وگوها را به روزهای پس از آتش‌بس نسبت می‌داد، بلکه برای نخستین‌بار از هدف نهایی این مذاکرات نیز پرده برداشت؛ ایجاد «کریدور میانی» برای عبور شناورها از تنگه هرمز.

اختلاف فقط بر سر یک توافق نیست

در نگاه نخست شاید چنین به نظر برسد که اختلاف تهران و واشنگتن تنها بر سر این است که آیا توافق انجام شده یا نه؛ اما بررسی دقیق‌تر روایت‌ها نشان می‌دهد اختلاف اصلی، بسیار عمیق‌تر از این است.  در واقع آمریکا می‌خواهد توافق احتمالی را نتیجه فشارهای سیاسی و نظامی خود معرفی کند؛ گویی ایران پس از هفته‌ها فشار، ناچار شده با ترتیبات جدید موافقت کند اما روایت ایران برعکس است.

تهران می‌گوید این مذاکرات از ماه‌ها قبل آغاز شده، بر پایه تفاهم پایان جنگ پیش رفته و موضوعی کاملاً دوجانبه میان ایران و عمان است؛ بنابراین آمریکا نه تنها طرف مذاکره نیست، بلکه با مداخلات خود، روند رسیدن به تفاهم را نیز دشوارتر کرده و به همین دلیل در همه مواضع منتشر شده از سوی منابع ایرانی، بر یک نکته تأکید می‌شود؛ که ایران برنامه خود را براساس اولتیماتوم‌ها یا جدول زمانی اعلام شده از سوی دونالد ترامپ تنظیم نمی‌کند و اجازه نخواهد داد نتیجه مذاکرات به عنوان دستاورد سیاسی واشنگتن معرفی شود.

همین اختلاف در روایت‌ها نشان می‌دهد رقابت امروز تنها بر سر باز شدن یا بسته ماندن تنگه هرمز نیست؛ بلکه بر سر این است که چه کسی روایت پیروزی را در پایان این پرونده خواهد نوشت.در همین حال، خبر تازه‌ای که از «کریدور میانی» سخن می‌گوید، نشان می‌دهد مذاکرات وارد مرحله‌ای فراتر از مدیریت موقت تردد شده و ممکن است به بازطراحی کامل مسیرهای عبور در این آبراه راهبردی منجر شود؛ موضوعی که می‌تواند مهم‌ترین تحول ژئوپلیتیکی تنگه هرمز در چند دهه گذشته باشد.

ایران و عمان و میزی چیده شده  بر کریدور میانی 

در میان انبوه خبرهایی که طی روزهای اخیر درباره تنگه هرمز منتشر شده، شاید مهم‌ترین نکته، نه زمان اعلام توافق و نه حتی اختلاف روایت تهران و واشنگتن، بلکه اصطلاحی باشد که برای نخستین بار از سوی منابع نزدیک به مذاکرات مطرح شد و آن «کریدور میانی» است.

در میان انبوه خبرهایی که طی روزهای اخیر درباره تنگه هرمز منتشر شده، شاید مهم‌ترین نکته، نه زمان اعلام توافق و نه حتی اختلاف روایت تهران و واشنگتن، بلکه اصطلاحی باشد که برای نخستین بار از سوی منابع نزدیک به مذاکرات مطرح شد و آن «کریدور میانی» است

اگر گزارش منتشر شده از سوی منابع ایرانی را مبنا قرار دهیم، هدف نهایی مذاکرات دیگر صرفاً تقسیم تردد میان مسیر شمالی و جنوبی نیست. آنچه اکنون دنبال می‌شود، ایجاد یک مسیر جدید در میانه تنگه هرمز است؛ کریدوری که پس از پاکسازی کامل مین‌ها و فراهم شدن زیرساخت‌های لازم، جایگزین الگوی فعلی عبور شناورها شود.

بر اساس این روایت، مسیرهای شمالی و جنوبی تنها می‌توانند بخشی از یک راهکار موقت باشند و پس از عملیاتی شدن کریدور میانی، هر دو مسیر پیشین متوقف خواهند شد.

اگر این طرح به مرحله اجرا برسد، برای نخستین بار پس از دهه‌ها، نقشه تردد دریایی در مهم‌ترین آبراه انرژی جهان دستخوش تغییر خواهد شد.

البته هنوز جزئیات فنی این طرح به طور رسمی منتشر نشده و مشخص نیست کریدور میانی دقیقاً چه مختصاتی خواهد داشت یا چه سازوکار حقوقی و عملیاتی بر آن حاکم خواهد بود، اما همین که مذاکرات از بحث «بازگشایی تنگه» به سمت «طراحی یک کریدور جدید» حرکت کرده، نشان می‌دهد موضوع از یک توافق مقطعی بسیار فراتر رفته است.

چرا  ایران به دنبال تغییر  نظم دریایی است؟

در این میان باید توجه داشت که از نگاه تهران، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسیر تجاری نیست. در جریان جنگ، این آبراه به محلی برای عملیات نظامی، استقرار شناورها و عبور نیروهایی تبدیل شد که ایران آنها را بخشی از عملیات علیه خود می‌داند.

به همین دلیل، در روایت رسمی ایران، بارها بر این نکته تأکید شده که آمریکا و برخی هم‌پیمانان منطقه‌ای از وضعیت موجود تنگه برای اهداف نظامی سوءاستفاده کرده‌اند. همین برداشت باعث شده تهران اکنون استدلال کند که بازگشت به ترتیبات گذشته، بدون بازنگری در شیوه مدیریت تردد، نمی‌تواند امنیت و منافع ملی ایران را تأمین کند.

در واقع، اگر پیش از جنگ، بحث اصلی «آزادی کشتیرانی» بود، اکنون از نگاه ایران، مسئله به «امنیت کشتیرانی» و «حقوق دولت ساحلی» تغییر کرده است.

به همین دلیل، هدف مذاکرات صرفاً باز کردن مسیر عبور کشتی‌ها نیست، بلکه طراحی الگویی است که هم تردد ایمن را تضمین کند و هم امکان سوءاستفاده نظامی از این آبراه را کاهش دهد.

جنگ روایت‌ها میان واشنگتن و تهران 

هرچه مذاکرات جلوتر آمده، شکاف میان روایت‌های سیاسی نیز عمیق‌تر شده است. رسانه آمریکایی آکسیوس مدعی است که آمریکا، عمان و ایران به توافقی نزدیک شده‌اند و دولت واشنگتن قصد دارد آن را به عنوان یکی از دستاوردهای مهم خود اعلام کند. در مقابل، تهران تأکید می‌کند که مذاکرات صرفاً میان ایران و عمان انجام شده و آمریکا نه تنها طرف این گفت‌وگوها نیست، بلکه با مداخلات خود روند رسیدن به تفاهم را نیز دشوار کرده است.

این اختلاف، صرفاً یک بازی رسانه‌ای نیست. برای دولت آمریکا، اعلام چنین توافقی می‌تواند نشانه‌ای از موفقیت سیاست فشار و بازگشت ثبات به بازار انرژی باشد. اما برای ایران، پذیرفتن چنین روایتی به معنای پذیرش این ادعا خواهد بود که تغییرات احتمالی در تنگه هرمز، نتیجه فشارهای واشنگتن بوده است؛ موضوعی که تهران به طور آشکار آن را رد می‌کند. به همین دلیل است که تقریباً در همه مواضع منتشر شده از سوی منابع ایرانی، یک جمله تکرار می‌شود؛ اینکه «ایران برنامه‌های خود را بر اساس اولتیماتوم یا جدول زمانی ترامپ تنظیم نمی‌کند و مذاکرات مسیر مستقل خود را طی کرده است». در واقع، امروز نزاع اصلی فقط بر سر عبور نفتکش‌ها نیست؛ بلکه بر سر این است که چه کسی مالک روایت سیاسی این توافق خواهد بود؟

تهران می‌گوید این مذاکرات از ماه‌ها قبل آغاز شده و موضوعی کاملاً دوجانبه میان ایران و عمان است؛ بنابراین آمریکا نه تنها طرف مذاکره نیست، بلکه با مداخلات خود، روند رسیدن به تفاهم را نیز دشوارتر کرده است

عمان معلق میان میانجی  یا شریک در طراحی نظم جدید

در تمام روایت‌های منتشر شده، تنها بازیگری که تقریباً همه طرف‌ها بر نقش آن اتفاق نظر دارند، عمان است. مسقط در سال‌های گذشته بارها نقش واسطه میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده بود، اما این بار جایگاه آن متفاوت به نظر می‌رسد.در روایت ایران، عمان صرفاً یک میانجی نیست، بلکه یکی از دو دولت ساحلی تنگه هرمز است که باید درباره آینده این آبراه با تهران به تفاهم برسد .همین موضوع باعث شده مذاکرات رنگ و بویی متفاوت پیدا کند.اگر تفاهم نهایی میان تهران و مسقط شکل بگیرد، این نخستین بار خواهد بود که دو کشور ساحلی به طور مستقیم درباره بازطراحی یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان به توافق می‌رسند؛ توافقی که آثار آن تنها به ایران و عمان محدود نخواهد ماند، بلکه بر تجارت جهانی، بازار انرژی و امنیت دریایی خلیج فارس نیز اثر  خواهد گذاشت.

آیا توافق نهایی نزدیک است؟

مجموع خبرهای منتشر شده طی روزهای اخیر یک پیام مشترک دارند؛ مذاکرات وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً رایزنی‌های مقدماتی دانست. از یک سو، رسانه‌های آمریکایی از توافق قریب‌الوقوع سخن می‌گویند. از سوی دیگر، منابع ایرانی و رسانه‌هایی مانند المیادین نیز از فضای مثبت مذاکرات خبر می‌دهند، هرچند همچنان بر وجود موانع سیاسی و نقش مخرب مداخلات آمریکا تأکید دارند. این مجموعه نشانه‌ها بیانگر آن است که چارچوبی برای تفاهم تا حد زیادی شکل گرفته، اما اعلام رسمی و اجرای آن همچنان به تصمیمات سیاسی و رفع برخی اختلاف‌ها  وابسته است.

به بیان دیگر، پرونده تنگه هرمز از مرحله تقابل نظامی وارد مرحله چانه‌زنی دیپلماتیک شده است، اما هنوز به ایستگاه پایانی نرسیده است.

پایان یک بحران یا آغاز نظمی تازه؟

شاید مهم‌ترین اشتباه این باشد که تحولات امروز را صرفاً با پرسش «آیا تنگه هرمز باز می‌شود یا نه؟» تحلیل کنیم. چرا که آن چه اکنون در تهران و مسقط در حال مذاکره است، بسیار فراتر از بازگشایی یک آبراه است. اگر کریدور میانی به نتیجه برسد و ترتیبات جدید عبور شناورها اجرایی شود، تنها مسیر حرکت کشتی‌ها تغییر نخواهد کرد؛ بلکه یکی از مهم‌ترین معادلات ژئوپلیتیکی خلیج فارس نیز وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. در آن صورت، تنگه هرمز دیگر همان آبراهی نخواهد بود که پیش از جنگ شناخته می‌شد؛ بلکه به الگویی تازه از مدیریت مشترک، ملاحظات امنیتی و بازتعریف حقوق دولت‌های ساحلی تبدیل خواهد شد.

با این حال، تا زمانی که توافقی رسمی از سوی تهران و مسقط اعلام نشده و جزئیات حقوقی و اجرایی آن روشن نشود، باید میان گزارش‌های رسانه‌ای، اظهارات منابع آگاه و مواضع رسمی تفاوت قائل شد. آنچه تاکنون قابل مشاهده است، بیش از آنکه از پایان قطعی این پرونده حکایت کند، نشان‌دهنده ورود آن به مرحله‌ای حساس و تعیین‌کننده است؛ مرحله‌ای که نتیجه آن می‌تواند نه فقط بر آینده تنگه هرمز، بلکه بر معماری امنیتی خلیج فارس و یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای تجارت جهانی انرژی اثر بگذارد.