ائتلاف برای امنیت دریایی یا اتحاد علیه ایران؟!

طهمورث گیلانی

در حالی که جغرافیای سیاسی خاورمیانه یکی از ملتهب‌ترین دوران‌های خود را سپری می‌کند، شواهد میدانی و تحرکات دیپلماتیک اخیر نشان‌دهنده گذاری معنادار و احتمالاً بازگشت‌ناپذیر در استراتژی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. ریاض که برای سال‌ها سیاست «صبر راهبردی» و «تنش‌زدایی محتاطانه» را در قبال تهران دنبال می‌کرد، اکنون به نظر می‌رسد در حال رهبری جریانی است که بسیاری از ناظران بین‌المللی آن را «ائتلاف نوین عربی» علیه نفوذ منطقه‌ای ایران می‌نامند. این تغییر رویکرد که با میزبانی از نشست‌های نظامی بین‌المللی، مشارکت در عملیات‌های هوایی در عراق و هم‌گرایی بی‌سابقه با واشنگتن همراه شده، منطقه را در وضعیتی قرار داده است که کوچک‌ترین جرقه می‌تواند به یک رویارویی فراگیر منجر شود.

خروج ریاض از سایه؛ امنیت دریایی بهانه یا استراتژی؟

نقطه عطف این تحولات، اعلامیه رسمی وزارت دفاع عربستان سعودی مبنی بر میزبانی از نشستی با حضور بیش از ۴۰ کشور برای بحث درباره ایجاد یک ائتلاف دریایی بود. هدف اعلامی این نشست، تضمین امنیت کشتیرانی و حفاظت از گذرگاه‌های حیاتی در تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و خلیج عدن عنوان شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، ۱۴ کشور از جمله بازیگران کلیدی نظیر مصر، ترکیه، قطر، پاکستان، کویت و اردن حمایت صریح خود را از این ابتکار اعلام کرده‌اند. 

در بیانیه مشترک این کشورها آمده است: «هدف این ائتلاف تقویت امنیت دریایی، حفاظت از آزادی کشتیرانی، حفظ امنیت خطوط تجارت بین‌المللی و مسیرهای انتقال انرژی و حفاظت از منافع دریایی مشترک در تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و خلیج عدن است.» اگرچه در متن این بیانیه تأکید شده که «مشارکت در فعالیت‌ها و عملیات ائتلاف یک تصمیم حاکمیتی برای هر کشوری خواهد بود. این مشارکت تنها ماهیت دفاعی دارد و هیچ‌گونه کشور یا ائتلاف یا سازمان بین‌المللی را هدف قرار نمی‌دهد»، اما تحلیل‌گران بر این باورند که مخاطب اصلی این آرایش نظامی، انصارالله یمن و به تبع آن، نفوذ دریایی ایران در منطقه است. این اقدام ریاض درست زمانی صورت گرفت که انصارالله در واکنش به فشارهای اقتصادی، محاصره دریایی خود را اعلام کرده و حملاتی را علیه نفتکش‌ها و زیرساخت‌های نفتی عربستان انجام داده بود.

عملیات مشترک در عراق؛ شکستن تابوی تقابل مستقیم

شاید جدی‌ترین نشانه تشکیل این ائتلاف را بتوان در آسمان عراق جستجو کرد. سه روز پیش ایالات متحده و عربستان سعودی در یک عملیات نظامی مشترک و بی‌سابقه، مواضع و مقرهای الحشدالشعبی را در خاک عراق هدف قرار دادند. این حملات که از نظر وسعت و شدت در سال‌های اخیر بی‌نظیر توصیف شده، نشان‌دهنده ورود علنی عربستان به جنگی است که پیش از این تنها در سطح نیابتی جریان داشت. انجام این عملیات در آستانه مراسم اربعین، گمانه‌زنی‌های امنیتی را تقویت کرده است که این زمان‌بندی تلاشی برای متوقف کردن جریان نیروهای مستشاری و هماهنگی‌های عملیاتی میان تهران و گروه‌های مسلح شیعه در عراق است.

بازیگران فرامنطقه‌ای، پهپادهای اوکراینی و ناتو

پیچیدگی این ائتلاف زمانی بیشتر می‌شود که پای بازیگران خارج از منطقه نیز به میان می‌آید. حضور هم‌زمان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین در واشنگتن و دیدارهای فشرده آن‌ها با دونالد ترامپ، فرضیه تشکیل یک «جبهه متحد جهانی» علیه ایران را تقویت کرده است. میرقاسم مومنی، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل، بر این باور است که حضور هم‌زمان این دو رهبر عادی نبوده و نشان‌دهنده یک هماهنگی پیشینی است. او در گفت‌وگو با ایلنا،‌ می‌گوید: «آمریکایی‌ها سعی دارند با تحریک اوکراینی‌ها و استفاده از فناوری پهپادی آن‌ها که در جنگ با روسیه آزموده شده، سناریوی جدیدی را علیه ایران عملیاتی کنند. اوکراین به فناوری پهپادی دست یافته که سرنگون کردن آن دشوار است و می‌تواند این توانمندی را در اختیار ائتلاف عربی-آمریکایی قرار دهد.»

آرایش نظامی جدید منطقه که با خریدهای تسلیحاتی کلان از هند و گمانه‌زنی‌ها درباره ورود فناوری پهپادی اوکراین به معرکه تقویت شده، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک جبهه متحد فرامنطقه‌ای تحت حمایت واشنگتن است. این تحرکات، خاورمیانه را در آستانه یک بازآرایی بزرگ قرار داده که در آن دیپلماسی سنتی جای خود را به ائتلاف‌های نظامی تهاجمی و استراتژی «فشار حداکثری میدانی» داده است

علاوه بر این، امارات متحده عربی نیز با خریدهای تسلیحاتی کلان از هند، از جمله موشک‌های کروز فوق‌سریع «براهموس» و سامانه‌های دفاع هوایی «آکاشتیر»، در حال آماده‌سازی برای یک رویارویی احتمالی است. این تحرکات در کنار ورود انگلستان، فرانسه و ایتالیا به موضوع خلیج فارس تحت عنوان تأمین امنیت، نشان می‌دهد که ناتو نیز به صورت غیرمستقیم در حال برنامه‌ریزی برای  ایران است. طبق دکترین ناتو، هرگونه درگیری که پای اعضای این پیمان یا متحدان استراتژیک آن‌ها را باز کند، می‌تواند به یک مداخله جمعی منجر شود.

نقش ترامپ و استراتژی «تغییر خاورمیانه»

در مرکز این تحرکات، دونالد ترامپ قرار دارد که با ادبیاتی تهاجمی، از شکست قریب‌الوقوع ایران سخن می‌گوید. ترامپ در دیدارهای اخیر خود با مقامات عربستان و اسرائیل، بر لزوم یک توافق تاریخی میان واشنگتن و ریاض تأکید کرده که شامل همکاری‌های هسته‌ای صلح‌آمیز و تضمین‌های امنیتی متقابل است. وی درباره ایران گفته است: «ما قرار است ضربه بسیار سختی به آن‌ها بزنیم، چون نوبت ماست که به آن‌ها ضربه بزنیم. آن‌ها می‌دانند که این حمله در راه است.» این اظهارات در کنار گزارش‌های وال‌استریت ژورنال مبنی بر اینکه ترامپ در حال بررسی گزینه‌های مختلف برای حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران است، نشان می‌دهد که واشنگتن به دنبال ایجاد یک «نظم نوین» در منطقه است. پروژه‌ای که یمنی‌ها آن را «تغییر خاورمیانه» به سبک اسرائیلی می‌نامند. 

میانجی‌گری در بن‌بست

در حالی که طبل‌های جنگ بلندتر از همیشه به صدا درآمده‌اند، کشورهایی مانند عمان، قطر و پاکستان همچنان به عنوان میانجی فعالیت می‌کنند. اما تحلیل‌گران داخلی و خارجی نسبت به ماهیت این میانجی‌گری‌ها تردید جدی دارند. مومنی معتقد است که این کشورها نه به صورت مستقل، بلکه در چارچوب سیاست‌های آمریکا عمل می‌کنند تا ایران را ترغیب به پذیرش خواسته‌های واشنگتن کنند. او می‌گوید: «این میانجی‌گری‌ها در واقع با هدف هدایت ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا انجام می‌شود.» وی درباره مذاکرات ایران و عمان گفت:«خواسته ما با آن‌ها متفاوت است؛ ما بر کنترل تنگه هرمز تأکید داریم، در حالی که آن‌ها به دنبال خلع سلاح منطقه‌ای ایران هستند.»

از سوی دیگر، روسیه به عنوان یکی از متحدان استراتژیک تهران، نسبت به تشکیل چنین ائتلافی هشدار داده است. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، اعلام کرد که «نظریه ائتلاف احتمالی کشورهای عربی علیه ایران اقدامی اشتباه بوده و مسکو خرسند است که تاکنون هیچ‌کس چنین ایده‌های مخربی را به طور رسمی مطرح نکرده است.» با این حال، واقعیت‌های روی زمین، از جمله همکاری‌های نظامی اردن در رهگیری موشک‌های ایرانی و بیانیه‌های مشترک کشورهای حوزه خلیج فارس، نشان می‌دهد که سخنان لاوروف بیشتر جنبه دیپلماتیک دارد تا توصیف دقیق وضعیت میدانی.

جنگ نابرابر و آرایش دفاعی تهران

در داخل ایران، چهره‌های سیاسی نیز نسبت به وخامت اوضاع هشدار می‌دهند. حمیدرضا جلایی‌پور، فعال سیاسی، وضعیت فعلی را یک «جنگ نابرابر» توصیف می‌کند که در آن ایران در برابر دو قدرت اتمی، یک ابرقدرت نظامی و ناتو قرار گرفته است. او معتقد است که ایران بیش از یک سال است در شرایط «جنگی-دفاعی» قرار دارد و درگیری‌های اخیر در جنوب و بسته شدن غیررسمی تنگه هرمز، نشانه‌هایی از یک انفجار بزرگ قریب‌الوقوع است.

آنچه از مجموع این وقایع برمی‌آید، شکل‌گیری یک ائتلاف چندلایه است. لایه اول شامل کشورهای عربی (عربستان، امارات، کویت، اردن) است که وظیفه پشتیبانی لجستیکی، مالی و عملیات محدود منطقه‌ای را برعهده دارند. لایه دوم، بازیگران تکنولوژیک و نظامی نظیر اسرائیل و اوکراین هستند که فناوری‌های تهاجمی را فراهم می‌کنند. و لایه سوم، ایالات متحده و قدرت‌های اروپایی هستند که چتر حمایتی و فرماندهی کل عملیات را برعهده دارند.

در مقابل، ایران با تکیه بر «دفاع مشروع» و شبکه‌ای از متحدان غیردولتی در عراق، یمن و لبنان، سعی در ایجاد بازدارندگی دارد. اما ورود مستقیم عربستان به این منازعه، قواعد بازی را تغییر داده است. اگر پیش از این ریاض به عنوان یک میانجی یا بازیگر بی‌طرف در سایه عمل می‌کرد، اکنون با مشارکت در بمباران مواضع حشدالشعبی و تشکیل ائتلاف دریایی، خود را در خط مقدم جبهه‌ای قرار داده است که هدف نهایی آن، تغییر موازنه قدرت در قلب خاورمیانه است.

در روزهای آتی، مشخص خواهد شد که آیا این ائتلاف می‌تواند انسجام خود را در برابر پاسخ‌های احتمالی تهران حفظ کند یا اینکه هزینه‌های سنگین یک جنگ فراگیر، این اتحاد نوپا را پیش از رسیدن به اهداف نهایی‌اش متلاشی خواهد کرد. آنچه قطعی است، خاورمیانه دیگر به دوران پیش از جنگ آمریکا علیه ایران باز نخواهد گشت.

تشکیل ائتلاف دریایی چندملیتی به رهبری ریاض و مشارکت مستقیم در حملات هوایی علیه مواضع الحشدالشعبی در عراق، نشان‌دهنده خروج رسمی عربستان از سیاست «صبر راهبردی» و ورود به فاز تقابل علنی برای مهار نفوذ منطقه‌ای ایران است. این چرخش ناگهانی در کنار میزبانی از نشست‌های نظامی بین‌المللی، پیامی روشن مبنی بر آمادگی کشورهای عربی برای تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس و دریای سرخ مخابره می‌کند

ابعاد نظامی و لجستیکی ائتلاف جدید

برای درک بهتر عمق این ائتلاف، باید به جزئیات نظامی که در گزارش‌های اخیر فاش شده است، توجه کرد. عربستان سعودی نه تنها میزبان نشست‌های دیپلماتیک است، بلکه طبق گزارش روزنامه گاردین، «در حال آماده‌سازی یک عملیات نظامی گسترده علیه انصارالله است؛ عملیاتی که ممکن است هم شامل عملیات دریایی در دریای سرخ و هم یک حمله زمینی در مناطق مرکزی یمن باشد.» این آمادگی نظامی نشان می‌دهد که ائتلاف دریایی تنها یک پوشش برای عملیات‌های تهاجمی گسترده‌تر است.

از سوی دیگر، همکاری‌های امنیتی میان کشورهای کوچک‌تر حوزه خلیج فارس نیز شدت یافته است. دیدار رئیس ستاد مشترک ارتش کویت با رئیس امارات متحده عربی و بررسی «همکاری و هماهنگی نظامی دو کشور و تحولات مرتبط با امور نظامی و امنیتی» نشان‌دهنده آن است که این کشورها در حال یکپارچه‌سازی سیستم‌های دفاعی خود هستند. امارات با خرید سامانه‌های «آکاشتیر» که یک سیستم دفاع هوایی کاملاً خودکار است، به دنبال ایجاد یک سپر دفاعی نفوذناپذیر در برابر حملات پهپادی و موشکی است که پیش از این تأسیسات تجاری و نفتی این کشور را هدف قرار داده بودند.

سناریوهای پیش رو

با توجه به داده‌های فعلی، سه سناریوی اصلی برای آینده منطقه متصور است: اول تشدید تدریجی و فرسایشی است.  در این سناریو، ائتلاف عربی-آمریکایی به حملات نقطه‌ای علیه گروه‌های هم‌پیمان ایران در عراق و یمن ادامه می‌دهد تا قدرت بازدارندگی تهران را به صورت پلکانی کاهش دهد. این همان تاکتیکی است که تحلیل‌گران نظامی آن را «از بین بردن لایه‌های نفوذ» می‌نامند. دومین سناریو احتمال رویارویی مستقیم و فراگیراست که با توجه به تهدیدات صریح دونالد ترامپ و آمادگی نظامی عربستان، احتمال وقوع یک درگیری مستقیم میان ایران و ائتلاف جدید وجود دارد. در این صورت، جنگ از مرزهای عراق و یمن فراتر رفته و زیرساخت‌های انرژی در کل منطقه را دربرخواهدگرفت. سومین احتمال هم توافق تحت فشار است. ائتلاف با نشان دادن قدرت نظامی و بستن مسیرهای تنفسی ایران در دریا و زمین، تهران را به پای میز مذاکره‌ای می‌کشاند که در آن خواسته‌های واشنگتن و ریاض (از جمله خلع سلاح گروه‌های مقاومت و محدودیت توان موشکی) دیکته خواهد شد. با توجه به دکترین سیاست خارجی ایران این سناریو دور از ذهن به نظر می رسد.

هر کدام از این سناریوها محقق شود، یک واقعیت غیرقابل انکار باقی می‌ماند: کشورهای عربی منطقه، با عبور از محافظه‌کاری سنتی خود، اکنون به عنوان یک بلوک نظامی واحد در برابر ایران قد علم کرده‌اند. این ائتلاف که با حمایت تسلیحاتی هند، فناوری پهپادی اوکراین و فرماندهی سیاسی واشنگتن تقویت شده، خاورمیانه را به سمتی می‌برد که در آن «امنیت» دیگر نه از طریق گفت وگو، بلکه از لوله تفنگ‌ها و رادارهای پیشرفته جستجو می‌شود. بیانیه حزب‌الله لبنان در محکومیت این اقدامات و هشدار نسبت به «بی‌ثبات‌سازی منطقه و تجزیه امت اسلامی» نشان‌دهنده عمق شکافی است که این ائتلاف جدید در قلب جهان اسلام ایجاد کرده است. روزهای آینده برای صلح جهانی و امنیت انرژی، حیاتی و سرنوشت‌ساز خواهد بود.