سایه سنگین انسداد شریان انرژی دریای سرخ بر روابط تهران با کشورهای منطقه
ضرورت سنجش بابالمندب در ترازوی منافع ملی
طهمورث گیلانی
منطقه غرب آسیا در حالی به لحظات حساس و سرنوشتساز خود نزدیک میشود که تنشهای دیرینه میان جنبش انصارالله یمن و ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی، با ورود به فاز جدیدی از درگیریهای مستقیم و تهدیدات فرامرزی، امنیت انرژی و ثبات ژئوپلیتیک جهان را در آستانه یک بحران بیسابقه قرار داده است. در حالی که طی ماههای اخیر مقامات نظامی و سیاسی ایران بارها در محافل مختلف هشدار داده بودند که در صورت هرگونه حمله گسترده و ماجراجویی نظامی ایالات متحده علیه زیرساختهای حیاتی کشور، تنگه راهبردی بابالمندب به عنوان یکی از شریانهای اصلی تجارت جهانی توسط نیروهای همسو مسدود خواهد شد، اکنون شواهد میدانی و جابهجایی نیروها در خطوط مقدم یمن نشان میدهد که این تهدید بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است. این موضوع که به باور ناظران سیاسی، اکنون از یک درگیری داخلی در یمن فراتر رفته و ابعادی کاملاً فرامنطقهای یافته است، واکنش تند و هماهنگ کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی، کویت و امارات را برانگیخته است. ریاض که پیش از این تمام توان خود را صرف خروج از باتلاق یمن و تمرکز بر طرحهای توسعهای بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» کرده بود، اکنون خود را در برابر واقعیتی میبیند که در آن پهپادها و موشکهای حوثی، قلب تپنده اقتصادش یعنی تأسیسات نفتی آرامکو در جیزان و ینبع را هدف قرار دادهاند.
به گزارش رویترز، حوثیها که تا پیش از این عمدتاً در حاشیه درگیریهای مستقیم ایران و جبهه غربی-اسرائیلی قرار داشتند، اکنون با افزایش نفوذ خود بر تنگه بابالمندب، به دنبال دستیابی به اهرم فشاری به سبک تهران بر یکی از گذرگاههای حیاتی جهان هستند. این خبرگزاری در گزارش تحلیلی خود تاکید کرده است که تهران از حوثیها خواسته تا در صورت حمله احتمالی آمریکا به زیرساختهای ایران، این تنگه را به طور کامل مسدود کنند؛ اقدامی که میتواند روزانه بر میلیونها بشکه نفتی که از طریق خط لولههای عربستان به سواحل دریای سرخ پمپاژ میشود، تاثیر مخرب و فلجکننده بگذارد. این مسیر دقیقاً همان راهکاری است که ریاض برای دور زدن انسداد احتمالی تنگه هرمز توسط ایران بر آن سرمایهگذاری سنگینی کرده بود و اکنون با تهدید بابالمندب، عملاً امنیت صادرات انرژی عربستان در یک بنبست راهبردی کامل قرار گرفته است. براء شیبان، تحلیلگر یمنی و عضو پژوهشی اندیشکده «موسسه سلطنتی خدمات متحد» در بریتانیا، در این باره میگوید: «از سال ۲۰۲۲ تاکنون، این جدیترین تحرکات و آمادهسازیها برای آغاز یک درگیری است که من شاهد آن بودهام.» او معتقد است که حوثیها با گسترش نفوذ خود بر این تنگه، به دنبال تحمیل یک واقعیت امنیتی جدید هستند که در آن عربستان و ایالات متحده مجبور به امتیازدهیهای کلان سیاسی و مالی شوند.
پافشاری تهران بر مواضع فرامنطقهای و ریشههای بحران
در جبهه دیپلماتیک، مقامات ایران همچنان بر مواضع اصولی و سنتی خود پافشاری کرده و ریشه اصلی بحران را نه در اقدامات نیروهای یمنی، بلکه در مداخلات خارجی، حمایتهای تسلیحاتی غرب از ائتلاف و محاصره ظالمانه یمن میدانند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مصاحبهای تفصیلی با ایران دیلی با تاکید بر اینکه هیچ راهحل نظامی برای مناقشه یمن وجود ندارد، اظهار کرد که وضعیت فعلی را نمیتوان به سادگی به ایران نسبت داد. وی در این خصوص تصریح کرد: «ما معتقدیم که هیچ راهحل نظامی برای مسئله یمن، بابالمندب و سایر مسائل منطقهای وجود ندارد. بابالمندب در حقیقت تاحدودی برای ما موضوعی فرامنطقهای محسوب میشود و مشکلاتی که در این حوزه وجود دارد، ریشه در اختلافات و مسائل قدیمی میان یمن، عربستان و کشورهای منطقه دارد. به اعتقاد ما، این مسأله باید در همان چارچوب منطقهای و از طریق گفتوگو حلوفصل شود. این مسائل باید از مسیر گفتوگو پیش برود؛ چه گفتوگو میان عربستان و یمن، چه گفتوگوهای داخلی در یمن و چه تعامل میان یمن و دیگر کشورهای منطقه.» این سخنان نشاندهنده تمایل تهران به حفظ فاصله دیپلماتیک از اقدامات میدانی حوثیها در عین حمایت سیاسی از آنهاست.
در حالی که پافشاری بر انسداد تنگه بابالمندب به عنوان ابزاری برای بازدارندگی فرامنطقهای از سوی برخی محافل در تهران مطرح میشود، تحلیلگران هشدار میدهند که هزینههای این پافشاری ممکن است به انزوای دیپلماتیک و فرار سرمایهگذاران از منطقه منجر شود. ثمره نهایی این دخالت باید در ترازوی منافع ملی سنجیده شود تا از شکلگیری یک اجماع بینالمللی خطرناک علیه تمامیت ارضی و ثبات اقتصادی کشور جلوگیری به عمل آید
همزمان با این اظهارات، سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در پیامی از دولت عربستان سعودی خواست تا به آنچه «محاصره ۱۱ ساله یمن» خوانده، پایان دهد. سردار قاآنی در این پیام تاکید کرد که ریاض باید از رفتارهای غیرعاقلانه و پرهزینه آمریکا عبرت بگیرد و به جای ادامه فشار بر کشوری با جمعیتی بیش از ۳۸ میلیون نفر، امکانات خود را در حمایت از مردم فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی به کار گیرد. او در بخشی از پیام خود آورده است: «عربستان باید به محاصره کشوری که مردمش در سختترین شرایط ایستادگی کردهاند پایان دهد و اجازه دهد کمکهای بشردوستانه و اقلام اساسی به دست این مردم برسد.» از سوی دیگر، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز روز شنبه ۳ مرداد، با ابراز نگرانی شدید از تنشهای اخیر میان عربستان سعودی و یمن، بر ضرورت تلاش برای رسیدن به راه حل عادلانه برای بحران یمن و جلوگیری از تشدید ناامنی و بیثباتی در منطقه تأکید کرد. اسماعیل بقایی، با اشاره به سیاستهای آمریکا در منطقه که موجب پیچیدگی بیشتر وضعیت موجود شده است، تأکید کرد که امنیت و ثبات منطقه باید از طریق گفتگو، همکاری و تفاهم میان کشورهای منطقه تأمین شود. او همچنین خاطرنشان کرد: «جمهوری اسلامی ایران از هرگونه ابتکار سازنده و کمک به پیشبرد گفتوگوها و حلوفصل سیاسی بحران یمن، بر اساس نقشه راه مورد توافق و با هدف کمک به اعاده صلح، امنیت و ثبات پایدار در این کشور حمایت خواهد کرد.»
هزینهها و ثمرات پافشاری
بر مواضع سختگیرانه
مسئله اصلی و چالشبرانگیزی که اکنون ذهن بسیاری از تحلیلگران داخلی و بینالمللی را به خود مشغول کرده، این است که پافشاری بر مواضعی که منجر به تقابل مستقیم یا غیرمستقیم با کشورهای منطقه میشود، در نهایت چه عایدی و ثمرهای برای منافع ملی ایران خواهد داشت. به گزارش روزنامه شرقالاوسط، عبدالرحمان الراشد در گزارشی تند و تحلیلی مدعی شده است که ایران با شعلهور کردن جبهههای جدید در جنوب دریای سرخ و شمال خلیج فارس، در حال بازترسیم نقشه راهبردی منطقه بر اساس روایت جدید خود است. او معتقد است که تهدیدهای اخیر علیه کویت و بحرین و تلاش برای تبدیل بابالمندب به یک ابزار باجگیری راهبردی، باعث شده تا کشورهای منطقه به سمت تشکیل یک ائتلاف رسمی، منسجم و نظامی علیه ایران حرکت کنند. الراشد در این باره نوشت: «ایران در عرصه میدانی، اجرای بخشی از تهدیدهای خود برای گسترش دامنه درگیری را آغاز کرده است؛ بهگونهای که با شعلهور کردن ۲ جبهه مرزی جدید، بر وسعت این منازعه افزوده است. نخست در جنوب دریای سرخ، از طریق تهدید به بستن تنگه بابالمندب بهوسیله حوثیها، و دوم در شمال خلیج{قطعا فارس}، از طریق تهدیدهای مستقیم و بیسابقه علیه کویت. خطر این تحول تنها به کویت یا دریای سرخ محدود نمیشود، بلکه کل ساختار امنیت منطقهای را دربرمیگیرد.»
پافشاری بر انسداد تنگه بابالمندب به عنوان ابزاری برای بازدارندگی فرامنطقهای از سوی برخی محافل در تهران، اکنون کشورهای عربی را به سمت تشکیل یک اتحاد نظامی رسمی و منسجم علیه ایران سوق داده است. این تقابل جدی، امنیت انرژی ریاض را در بنبست قرار داده و همزمان ایران را با چالشهای امنیتی پایداری در مرزهای جنوبی روبرو میکند
این تحلیلگر سعودی در ادامه هشدار میدهد که این رفتار ایران، کشورهای خلیج فارس را به سمت بازگشت به مفهوم اقدام جمعی و ایجاد یک جبهه منطقهای منسجم پشتیبانیشده از سوی ائتلافهای بینالمللی سوق میدهد؛ ائتلافی که میتواند چالشهای جدی و پرهزینهای را برای تهران ایجاد کند. او مدعی است: «ایران صرفا در پی مدیریت یک بحران موقت نیست، بلکه تلاش میکند نقشه راهبردی منطقه را بر اساس روایت جدید خود، بازترسیم کند؛ بهگونهای که حتی اگر جنگ در مراحل اولیه متوقف شود، با مناطق نفوذ و قواعد درگیری متفاوت نسبت به وضعیت پیش از جنگ، از آن خارج شود.» در این میان، تشکیل چنین ائتلافی میتواند منجر به انزوای دیپلماتیک بیشتر ایران در محیط پیرامونی خود شود. فارع المسلمی، پژوهشگر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده «چتم هاوس»، نیز در این زمینه میگوید: «این احساس بهطور فزایندهای در حال شکلگیری است که صلح با حوثیها دستنیافتنی است و به تعویق انداختن جنگ ممکن است هزینههای بیشتری در پی داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که عربستان سعودی خود را برای میزبانی از نمایشگاه اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴ آماده میکند.» او تاکید میکند که در صورت تداوم این وضعیت، ریاض ممکن است برای هموار کردن مسیر توسعه خود، گزینه نظامی را با حمایت قاطع ایالات متحده ترجیح دهد.
ضرورت بازنگری
در قواعد بازی منطقهای
آنچه از مجموع گزارشها و تحلیلهای بینالمللی برمیآید، نشاندهنده یک واقعیت پیچیده و چندلایه است: دخالت در پرونده یمن و استفاده از اهرم فشار تنگه بابالمندب، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به عنوان یک ابزار بازدارنده قدرتمند در برابر تهدیدات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران عمل کند، اما در بلندمدت هزینههای راهبردی سنگینی را به همراه دارد. پافشاری بر مواضعی که کشورهای همسایه آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و بقای اقتصادی خود تلقی میکنند، میتواند منجر به شکلگیری ائتلافهای نظامی پایداری شود که ایران را در مرزهای خود با چالشهای امنیتی دائمی روبرو سازد. به گزارش فارن پالسی، صلح پایدار در یمن با تبادل دیگری از بمبها و موشکها، و یا با این توهم که یک طرف میتواند در نهایت راه حل نظامی را تحمیل کند، محقق نخواهد شد.
تشدید تنشها در ماههای اخیر نشان داد که آتشبس سال ۲۰۲۲ بسیار شکننده بوده است. با این حال، نه ریاض و نه حوثیها بر این باور نیستند که بازگشت به یک جنگ تمامعیار و ویرانگر در خدمت منافع بلندمدت آنها باشد. اما در این میان، ایران باید به این پرسش اساسی پاسخ دهد که تشکیل یک اتحاد رسمی منطقهای علیه خود، چه تاثیری بر نفوذ استراتژیک و ثبات اقتصادی داخلیاش خواهد داشت؟ به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده است که دیپلماسی منطقهای با قدرتی بیشتر از میدان وارد عمل شده و پیش از آنکه جرقه یک جنگ فراگیر در دریای سرخ و خلیج فارس زده شود، راهکاری برای تضمین امنیت جمعی و آزادی کشتیرانی بینالمللی بیابد. در غیر این صورت، نتیجه محتملتر، تداوم تعادلی طولانیمدت از خشونتهای دورهای، فلج سیاسی و زوال تدریجی دیپلماسی در کل منطقه خواهد بود که در آن هیچ کشوری، پیروز نهایی نخواهد بود. چشم جهان اکنون به تنگه بابالمندب دوخته شده است؛ جایی که کوچکترین خطای محاسباتی میتواند شعلههای جنگی را برافروزد که خاموش کردن آن میتواند دههها به طول بینجامد. ایران نیز در این میان باید میان «اهرم فشار موقت» و «امنیت پایدار منطقهای» انتخابی دشوار و سرنوشتساز داشته باشد.
دیدگاه تان را بنویسید