زنگ خطر صریح پزشکیان:
میترسم که مردم به خیابان بیایند و اعتراض کنند
«من از این میترسم که نتوانیم مردم را راضی کنیم و به خیابان بیایند و اعتراض کنند.» این جمله مسعود پزشکیان را میتوان صریحترین اعتراف یک مقام ارشد دولتی به عمق بحران رضایت عمومی در ماههای اخیر دانست؛ اعترافی که در پس آن نگرانی از فشار فزاینده معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و شکنندگی انسجام اجتماعی دیده میشود.
به گزارش رویداد۲۴، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور دیروز در مراسم سالگرد شهادت مصطفی چمران، پرده از واهمهای عمیق برداشت که این روزها نه در پستوهای سیاست، بلکه در بطن جامعه جریان دارد: «من از این میترسم که نتوانیم مردم را راضی کنیم و به خیابان بیایند و اعتراض کنند.» او همین چند روز قبل در سخنرانی دیگری تاکید کرده بود که رخدادهای دی ماه قابل پیشگیری بود. این اعتراف، فراتر از یک موضعگیری معمولی، نشان از درک گسست عمیقی است که میان حاکمیت و ملت ایجاد شده؛ ترسی واقعبینانه از دولتمردی که میداند سرمایه اجتماعی به مویی بند است.
رئیسجمهور در همین سخنرانی تأکید کرد که «دشمن باور نمیکرد انسجام و وحدت بین مردم ایجاد شود» و «مهمترین قدرت ما وحدت مردم ماست». اما پرسش اینجاست که آیا با دستهای خالی، سفرههای بینان و چشمهای اشک آلود و دلهای داغدار میتوان از این «وحدت» پاسداری کرد؟
سایه سنگین دیماه گذشته و مُسکن موقت جنگ
جامعه ایران هنوز از شوک اعتراضات گسترده و خونین دیماه سال گذشته (۱۴۰۴) کمر راست نکرده است؛ بحرانی سراسری که با برخورد شدید به خون کشیده شد و خانوادههای بیشماری را در سوگ و ماتم نشاند. پس از آن روزهای تلخ، بروز درگیریها و تشدید سایه جنگ اگرچه مایه نگرانی فزاینده شد، اما بهطور موقت نوعی انسجام ملی و همگرایی ناشی از هراس مشترک برای حفظ میهن ایجاد کرد. رئیسجمهور نیز با اشاره به همان مدل همبستگی میگوید: «جنگ را مردم و بسیج اداره کردند.».
اما تاریخ تحولات اجتماعی ثابت کرده است که حس ناامنی خارجی نمیتواند برای همیشه به عنوان یک چسب اجتماعی عمل کند. حالا با فروکش کردن نسبی آتش نظامی و در شرایطی که سایه جنگ علیرغم تفاهمات اخیر همچنان بر سر کشور سنگینی میکند، جامعه دوباره به درون چشم دوخته است؛ به زخمهای عمیق دیماه گذشته و به وضعیت رو به زوال معیشت.
فروپاشی طبقه متوسط و مردمی که در تنگنا نفس میکشند
واقعیت امروز ایران، وضعیت اقتصادی است که روز به روز بدتر میشود. تورم لجامگسیخته، گرانی کالاها و جراحیهای اقتصادی بیموقع، کمر نهفقط دهکهای پایین، بلکه طبقه متوسط را شکستهاست. طبقهای که موتور محرکه توسعه، فرهنگ و عقلانیت سیاسی کشور بود، حالا در حال حذف کامل از چرخه حیات اجتماعی است و جای خود را به جمعیتی معترض و زیر خط فقر میدهد.
مردم وقتی میبینند که در تأمین بدیهیترین نیازهای روزمره، از لبنیات گرفته تا مسکن، له میشوند و از سوی دیگر، افق روشنی برای گشایش دیپلماتیک و اقتصادی پایدار نمیبینند، احساس بیبازگشت طردشدگی میکنند. در چنین بستر ملتهبی، هر جرقه تنشزایی میتواند انبار باروت جامعه را فعال کند.
ضرورت اصلاح ساختار حکمرانی؛ فراتر از وعدهها
اعتراف رئیسجمهور به این ترس، اگر با «تغییر جهت واقعی در نحوه حکمرانی» همراه نشود، تنها به یک مرثیهخوانی سیاسی بدل خواهد شد. پزشکیان میگوید: «باید کاری کنم که مردم دچار مشکل نشوند»؛ اما این کار مستلزم عبور از تصلبهای ساختاری و شنیدن صدای کارشناسان و منتقدان است.
در روزهای گذشته، بسیاری از چهرههای سیاسی و رسانهها همصدا با این دغدغه، بر لزوم تغییر رویکردها پافشاری کردهاند. برای نمونه، روزنامه شرق در تحلیلی با اشاره به ضرورت بازسازی اعتماد عمومی نوشت: «حفظ انسجام اجتماعی دیگر با گفتاردرمانی ممکن نیست؛ حکمرانی باید بپذیرد که بدون به رسمیت شناختن تکثر جامعه و ترمیم گسستهای پس از بحرانهای اخیر، هیچ سیاستی پیش نخواهد رفت.» همچنین، خبرگزاری ایلنا در گزارشی پیرامون تنگنای معیشتی هشدار داد که «سرکوب مداوم توان خرید طبقه کارگر و متوسط، فضای مدنی را به سمتی سوق میدهد که اعتراض، به تنها زبان مفاهمه میان مردم و دولت تبدیل شود.»
حقیقت تلخ آن است که مردم از وعده، جراحیهای اقتصادی بدون دستمزد عادلانه و تهدیدهای مداوم خستهاند. اگر حاکمیت و دولت مستقر نتوانند رضایت عینی، ملموس و اقتصادی مردم را جلب کنند، خیابان بار دیگر میزبان کسانی خواهد بود که چیزی برای از دست دادن ندارند. ترس امروز پزشکیان، آینه تمامنمای آیندهای است که اگر امروز برای اصلاحش اقدام نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید