مذاکرات مسقط با بازگشت طرفین به پایتختها برای تصمیمهای سخت، پایان یافت؛
تنفس دیپلماتیک در میانه سیگنالهای نظامی
طهمورث گیلانی
دور جدید گفتوگوهای ایران و آمریکا در حالی در عمان به پایان رسید که حضور همزمان فرماندهان نظامی و رونمایی از توانمندیهای موشکی، این نشست را به یکی از پیچیدهترین تقابلهای دیپلماتیک سالهای اخیر تبدیل کرد. در حالی که تهران از «شروعی خوب» سخن میگوید، شواهد میدانی از تداوم صفآرایی نظامی در منطقه حکایت دارد.
روز جمعه ۱۷ بهمن ماه، مسقط بار دیگر به کانون رایزنیهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن تبدیل شد. این نشست در شرایطی برگزار شد که تنشهای نظامی در ماههای اخیر به اوج خود رسیده و سایه تهدیدات متقابل بر فضای منطقه سنگینی میکند. گزارشهای واصله از عمان نشان میدهد که این دور از گفتوگوها بیش از آنکه بر حل مسائل ماهوی متمرکز باشد، بر تعیین چارچوبهایی برای «امکان مذاکره» متمرکز بوده است. به عبارت دیگر، آنچه در مسقط رخ داد، «مذاکره درباره مذاکره» بود تا راه برای گفتوگوهای هدفمند در آینده باز شود. با این حال، حضور چهرههای نظامی در هیأتها آمریکایی و پاسخ سپاه به این حضور با خرمشهر 4؛ و نیز همزمانی مذاکرات با رزمایشها و رونماییهای تسلیحاتی، نشان داد که هیچیک از دو طرف حاضر نیستند از موضع قدرت عقبنشینی کنند.
شروع محتاطانه در مسقط؛
ارزیابی مثبت تهران
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پایان این نشست در جمع خبرنگاران اعلام کرد:«اگر روند مذاکرات به همین شکل ادامه یابد، امکان دستیابی به یک چارچوب مورد توافق وجود دارد.» وی با اشاره به اینکه فضا مثبت بوده است، تاکید کرد که موضوع گفتوگوها صرفاً هستهای است و ایران در خصوص هیچ موضوع دیگری با طرف آمریکایی مذاکره نمیکند. با این حال، عراقچی با احتیاط افزود که ادامه این روند منوط به مشورت در پایتختها و تصمیمگیری درباره چگونگی ادامه مسیر است. این اظهارات نشاندهنده آن است که با وجود ارزیابی مثبت از نفس گفتوگوها، هنوز توافق ملموسی حاصل نشده و تصمیم نهایی به سطوح عالی حاکمیتی در تهران و واشنگتن واگذار شده است.
در همین راستا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز تایید کرد: «مذاکرات با تفاهم برای ادامه گفتوگوها خاتمه یافته است.» وی خاطرنشان کرد که طرفین مطالبات و دیدگاههای خود را تبیین کردهاند و اکنون باید در انتظار تصمیمگیری پایتختها برای دور بعدی نشستها بود. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان نیز که نقش میانجی را ایفا میکند، این مذاکرات را «بسیار جدی» توصیف کرد و هدف آن را شناسایی زمینههای پیشرفت احتمالی دانست. اما در پس این اظهارات دیپلماتیک، واقعیتهای میدانی حکایت از داستانی متفاوت دارند؛ داستانی که در آن دیپلماسی تنها بخشی از یک بازی بزرگترِ قدرت است.
حضور بیسابقه فرمانده سنتکام؛
پیام نظامی واشنگتن
یکی از نکات برجسته و بیسابقه در این دور از مذاکرات، حضور فرمانده «سنتکام» در ترکیب هیأت آمریکایی بود. تحلیلگران بر این باورند که واشنگتن با آوردن بالاترین مقام نظامی خود در منطقه به میز مذاکره، قصد داشته پیامهای نظامی و امنیتی مستقیمی را به تهران منتقل کند. حضور فرمانده سنتکام نشاندهنده این است که آمریکا به دنبال بررسی جزئیات عملیاتی و میدانی، از جمله فعالیتهای منطقهای و توانمندیهای نظامی ایران است؛ موضوعاتی که ایران همواره از بحث درباره آنها در قالب مذاکرات هستهای خودداری کرده است. این اقدام آمریکا از سوی برخی ناظران به عنوان تلاشی برای تغییر دستور کار مذاکرات و فشار بر ایران برای ارائه تضمینهای نظامی تعبیر شده است. ناگفته نماند که برخی تحلیلها نیز حضور فرمانده سنتکام در جریان مذاکرات را دلیلی بر خاتمه صفآراییهای نظامی تفسیر کردهاند که با توجه به نامشخص بودن نتیجهی گفتوگوها دور از ذهن است.
نشست مسقط را میتوان یک «تنفس دیپلماتیک» در میانه یک بحران فزاینده دانست. اگرچه طرف ایرانی از نتایج اولیه ابراز رضایت کرده و آن را شروع خوبی دانسته است، اما واقعیت این است که تا رسیدن به یک مذاکره هدفمند و نتیجهبخش، راه دشواری در پیش است. حضور فرمانده سنتکام از یک سو و رونمایی از شهرهای موشکی از سوی دیگر، نشاندهنده این است که زبان تهدید هنوز بر زبان دیپلماسی غلبه دارد
رونمایی از خرمشهر ۴؛
پاسخ موشکی تهران به فشارها
واکنش ایران به این تحرک نظامی در فضای دیپلماتیک، سریع و در سطح میدانی بود. همزمان با مذاکرات مسقط، خبرگزاریهای نزدیک به نهادهای نظامی ایران از استقرار موشک بالستیک دوربرد «خرمشهر-۴» در یک پایگاه زیرزمینی جدید خبر دادند. سردار جوانی، معاون سیاسی سپاه نیز، اعلام است که رونمایی از این موشک به معنای آن است که ایران تحت هیچ شرایطی از قدرت نظامی خود صرفنظر نخواهد کرد. وی تاکید کرد که دشمنان باید قدرت تخریب فوقالعاده این موشک را در محاسبات خود لحاظ کنند. همزمان، گزارشهایی از آرایش نظامی نیروی دریایی ایران در خلیج فارس منتشر شد که نشاندهنده آمادگی کامل دفاعی در حین پیشبرد فرآیندهای دیپلماتیک است. این تقابل بیان میکند که هر دو طرف به دنبال تقویت اهرمهای فشار خود هستند تا در دورههای بعدی مذاکرات، دست برتر را داشته باشند.
گره کور غنیسازی؛
خط قرمزهای تهران
در بخش محتوایی مذاکرات، گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که بحثها عمدتاً حول محور برنامه هستهای، به ویژه درصد غنیسازی و رقیقسازی ذخایر اورانیوم موجود در ایران چرخیده است. منابع خبری ایرانی تاکید دارند که ایران تحت هیچ شرایطی «غنیسازی صفر» را نخواهد پذیرفت. این در حالی است که رسانههای غربی مدعی هستند آمریکا و متحدانش به دنبال اعمال محدودیتهای شدیدتر بر برنامه هستهای ایران و گسترش نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس نیز اعلام کرده است که بازرسان آژانس در حال نظارت بر تاسیسات ثانویه هستند و برای بازدید از تاسیسات مهمتر آمادگی دارند. این شکاف عمیق در مطالبات طرفین، دستیابی به یک «مذاکره هدفمند» را به چالش اصلی تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، بازیگران منطقهای نیز با حساسیت بالایی تحولات مسقط را دنبال میکنند. وزیر خارجه عربستان سعودی در اظهارنظری صریح، از مذاکرات کنونی میان واشنگتن و تهران حمایت کرد. این حمایت نشاندهنده تمایل کشورهای منطقه برای کاهش تنشها و جلوگیری از وقوع یک درگیری نظامی است که میتواند کل منطقه را به بیثباتی بکشاند. با این حال، اتحادیه اروپا نیز بر لزوم دستیابی به یک راه حل پایدار از طریق دیپلماسی تاکید دارد. آنیتا هیپر، سخنگوی اتحادیه اروپا، اعلام کرد که این اتحادیه همچنان بر این باور است که مذاکره تنها راه حل مسئله هستهای ایران است و تلاش خواهد کرد تا هرگونه توافقی در چارچوب قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل قرار گیرد.
بن بست یا گشایش؟!
اما در این میان، برخی تحلیلگران نسبت به موفقیت این روند ابراز تردید میکنند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر مسائل سیاسی، توافق میان ایران و آمریکا را مصداق امر «سهلِ ممتنع» توصیف کرده است. به عقیده وی، اگر ارادهای برای عادیسازی روابط وجود داشته باشد، مسائل فنی به راحتی قابل حل هستند، اما در صورت تداوم خصومت، هرگونه توافقی شکننده خواهد بود. همچنین رضا نصری، حقوقدان روابط بینالملل، معتقد است که حضور نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و فشارهای سیاسی، بخشی از یک جنگ روانی برای تحت تاثیر قرار دادن تیم مذاکرهکننده ایران است. وی تاکید میکند که وظیفه دیپلماسی در این شرایط، استفاده از تمامی ابزارها برای کاهش تنش بدون عقبنشینی از منافع ملی است.
سید عباس عراقچی و سخنگوی وزارت خارجه با مثبت و جدی خواندن فضای مذاکرات هستهای در مسقط، تداوم این روند را منوط به تصمیمگیری نهایی در پایتختها دانستند؛ با این حال، علیرغم تبیین مطالبات طرفین و میانجیگری عمان، هنوز توافق ملموسی حاصل نشده و این گفتوگوها فعلاً در سطح زمینهسازی برای مراحل بعدی و تبیین دیدگاهها باقی مانده است
یکی دیگر از موانع جدی در مسیر مذاکرات، نقش مخرب لابیهای جنگطلب، به ویژه لابیهای وابسته به اسرائیل است. دونگ مانیوان، کارشناس مسائل خاورمیانه، معتقد است که تلآویو با افزایش فشارهای امنیتی و سیاسی، تلاش میکند سیاستهای واشنگتن را در قبال تهران به سمتی سوق دهد که هرگونه امکان توافق از بین برود. گزارش روزنامه وال استریت ژورنال نیز تایید میکند که با وجود تمایل طرفین برای ادامه گفتوگوها، هیچیک از مواضع خود عقبنشینی نکردهاند و ایران همچنان بر حفظ توانمندی غنیسازی در خاک خود پافشاری میکند.
چشمانداز غبارآلود؛
در انتظار دور بعدی
در مجموع، نشست مسقط را میتوان یک «تنفس دیپلماتیک» در میانه یک بحران فزاینده دانست. اگرچه طرف ایرانی از نتایج اولیه ابراز رضایت کرده و آن را شروع خوبی دانسته است، اما واقعیت این است که تا رسیدن به یک مذاکره هدفمند و نتیجهبخش، راه دشواری در پیش است. حضور فرمانده سنتکام از یک سو و رونمایی از شهرهای موشکی از سوی دیگر، نشاندهنده این است که زبان تهدید هنوز بر زبان دیپلماسی غلبه دارد. هیأتهای نمایندگی اکنون به پایتختها بازگشتهاند تا دستورالعملهای جدیدی دریافت کنند. سوال اساسی این است که آیا در دور بعدی، طرفین حاضر خواهند بود برای رسیدن به یک توافق پایدار، از بخشی از مطالبات حداکثری خود صرفنظر کنند یا خیر؟
آنچه مشخص است، فضای مذاکرات همچنان غبارآلود باقی مانده و تداخل سیگنالهای نظامی و سیاسی، پیشبینی آینده را دشوار کرده است. در حالی که مهدی طباطبایی، معاون اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، ماموریت تیم مذاکرهکننده را در چارچوب «عزت، حکمت و مصلحت» موفقیتآمیز خوانده است؛ ناظران بینالمللی معتقدند که بدون تغییر در رویکردهای کلان دو کشور نسبت به یکدیگر، مذاکرات مسقط تنها به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از برخورد نظامی مستقیم ثبت خواهد شد. در نهایت، رسیدن به یک توافق که هم منافع ملی ایران را تامین کند و هم نگرانیهای بینالمللی را مرتفع سازد، نیازمند ارادهای فراتر از گفتوگوهای اولیه در عمان است؛ ارادهای که باید در سطوح عالی تصمیمگیری در تهران و واشینگتن متبلور شود. تا آن زمان، منطقه همچنان در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باقی خواهد ماند و هر دور از مذاکرات، تنها تلاشی برای مدیریت این وضعیت بحرانی خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید