«امیر چاهکی» در گفتوگو با «توسعه ایرانی» درخصوص روند حوادث دیماه:
سیر اعتراضات نشانگر افزایش سطح خشونت درمقابل مردم است
پس از وصل مجدد اینترنت که البته هنوز هم به شرایط نرمال پیش از اعتراضات دیماه بازنگشته است؛ اولین مصاحبه با کارشناسان خارج از کشور را به دکتر «امیر چاهکی»، کارشناس حوزه روابط بینالملل اختصاص دادهایم. قطعا مخاطبان ارجمند مستحضر هستند که پس از توقیف روزنامه «هممیهن»، برخی محدودیتها در اطلاعرسانی به دلیل شرایط موجود به وجود آمده، بهویژه در این روزها که دونالد ترامپ به منطقه خلیج همیشه فارس لشکرکشی کرده است و خطر بروز جنگ آمریکا با ایران هر لحظه افزایش پیدا میکند.
حمیدرضا مهدیزاده
امیر چاهکی عزیز، در این شرایط دشوار که برای میهن عزیز و یگانهمان«ایران» ایجاد شده، بسیار خرسندم که پس از حدود یک ماه وقفه ناشی از قطع اینترنت سراسری، امکان گفتوگوی مجدد میان ما فراهم شده است. به همین دلیل اینمرتبه و برخلاف همیشه، از شما میخواهم که گفتوگو را آغاز کرده و باب سخن بگشایی.
حتی پیش از فراخوان ۱۸ دیماه اپوزیسیون، اعتراضات کشور را دربرگرفته و لایههای گسترده اجتماعی را شامل شده بود. به بیان دیگر، مطالبات اکثریت مردم ایران ماهیتی اقتصادی-سیاسی داشت و نمیتوان آن را صرفاً صنفی تلقی کرد
سپاسگزارم که بار دیگر در روزنامه وزین سیاسی- اجتماعی «توسعه ایرانی» پذیرای من شدید. حتما به یاد دارید که در ۱۹ دیماه یادداشتی در دست من برای ارسال به تحریریه بود، اما با تشدید اعتراضات مردمی در سراسر ایران و حوادث تلخ و تاسفبار پس از آن، و نیز قطع گسترده اینترنت و کلیه ارتباطات دیگر، امکان ارسال آن یادداشت برای شما فراهم نشد.
اکثریت مردم و چند نسل پس از انقلاب ۵۷ عصبانی و خشمگیناند. این خشم و نارضایتی که یکروزه شکل نگرفته و طبعاً در چند روز نیز فروکش نخواهد کرد. اعتراض و ابراز نارضایتی لایههای اجتماعی اشکال متفاوتی به خود میگیرد
هر بار که آن یادداشت را میدیدم، در کنار انتشار اخبار از وقایع دیماه و در شرایطی که تماس من با تو و دیگر عزیزان میسر نبود، سهم بنده در غربت فقط بغض و اشک بود و این زمزمه:
«نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطرهقطره آب میشود»
طی چهلوهفت سالی که از عمر جمهوری اسلامی میگذرد، متاسفانه بنا به دلایلی، فاصله مردم از حکومت و دولتها بیشتر شده است. من همواره گفتهام که سرزمین کهنسال ایران، که در آن مادها و پادشاهان هخامنشی حکومتی مدرن برای دوران باستان پدید آوردند، فقط متعلق به مردمان این سرزمین است و امانتی گهربار است که به حکومتها سپرده میشود. پاسداری از مردم و سرزمین، مسئولیت و وظیفه حاکمان، در هر دوره تاریخ کشورمان است.
هنگام حمله صدام حسینِ جنایتکار به میهن ما، شاهد بودیم که ملت در کنار ارتش به دفاعی تاریخی برخاست و آن هنگام اتحاد دولت و ملت بینظیر بود. اما هرچه گذشت، این فاصله بیشتر و بیشتر شد. قصد من بررسی تاریخ انقلاب اسلامی نیست، اما آنچه روشن است، تداوم حکمرانی نادرست در سیاست خصمانه نسبت به آمریکا و اسرائیلستیزی، باعث وضع تحریمهای گستردهای علیه ملت و کشور ایران شد. در کنار این تحریمها، اخبار مربوط به اختلاسهای صورت گرفته که هر سال مبالغش نجومیتر شد، رانتخواری آقازادهها و حاملان «ژن خوب»، معیشت و اقتصاد کشور را به بنبست کامل کشاند.
از سال ۱۳۸۸ تاکنون، مطالبات مردم و نسلهای جوان و نوجوان، وسیعتر و متاسفانه رادیکالتر شده است. اگر به جنبشهای اعتراضی دو دهه اخیر و مطالبات آنها بنگریم، به این نتیجه میرسیم که در آغاز این روند، حتی مطالبات اعتراضات «مهسا امینی» میتوانست در چارچوب نظام حاکم، دستیافتنی باشد. کمااینکه دیدیم و دیدید پافشاری جوانان بر مطالبات خود عملاً باعث شد جامعه به برخی آزادیهای اجتماعی دست پیدا کند که نمونه اخیرش همین اجازه رسمی برای موتورسواری بانوان است.
با این حال، آنچه در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ دیدیم، رشد سریع درخواستهای اقتصادی بازار تهران و کسبه پایتخت به مطالبات مشخص سیاسی بود؛ مطالباتی که بهسرعت در سراسر ایران گسترش یافت و لایههای وسیع اجتماعی، بهویژه نسل Z و متولدین دهه ۱۳۸۰ را دربرگرفت. اما پاسخ تقریبا غیرقابل پیشبینی بود. مشکلات اقتصادی و معیشتی و افزایش نجومی نرخ برابری دلار با ریال، آغازگر تظاهرات دیماه بود اما بدون تغییر اساسی در دکترین حکمرانی، امکان حل بنیادین این تنگناها وجود ندارد و فرصت زیادی نیز برای خروج از این تنگناها باقی نمانده است.
حفظ جان هر ایرانی فراتر از هر مصلحت و منفعت سیاسی و جناحی در داخل و خارج است. تاریخ قضاوت خود را خواهد کرد، سرانجام «کمیته مستقل حقیقتیاب» تشکیل خواهد شد و ابعاد این حادثه مشخص خواهد شد. حکومتها همواره مسئول هر اتفاقی هستند که در کشورشان رخ میدهد
حمیدرضای عزیز، این سروده جاودان عارف قزوینی را تو نیز برای من با بغض خواندی:
«از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سروقدشان، سروها خمیده»
ممنون از شما بابت این توضیحات. و البته امیدوارم که روند مصاحبه منجر به اشک ریختن هردوی ما نشود. هرچند که در حال حاضرهمه ما ایرانیان چه در داخل و چه خارج از وطن، در شرایط اجتماعی، روحی و روانی دشواری قرار داریم و ابعاد وقایع تلخ سه هفته اول دیماه هم همچنان برای ما روشن نیست. ولی پرسش اینجاست که آیا بخشی از اپوزیسیون برانداز تلاش نکرد که شعارها را رادیکالتر کند تا آنجا که حتی تظاهرکنندگان را دعوت به اشغال نهادهای دولتی کردند یا از فراهم شدن مقدمات جهت سفر به ایران سخنراندند و رئیسجمهور آمریکا «دونالد ترامپ» هم در پیامی بیسابقه مردم را به ادامه تظاهرات با وعده کمک نظامی آمریکا دعوت کرد، آیا این پیامها و دخالتها در تشدید خشونت موثر نبود؟
پرسش مهمی است که نمیدانم با توجه به محدودیت صفحه در روزنامه شما چه بخشی از آن را میشود واکاوی کرد! در روزهای نخست حرکت اعتراضی، شیوه اعتراضات بهگونهای دیگر بود و نماد اصلی آن «پایین کشیدن کرکرهها» به شمار میرفت، چرا که بازار تهران و کسبه آغازگر آن بودند. حتی صداوسیما که عملاً غیرملی عمل میکند، با برخی از کسبه معترض مصاحبههایی انجام داد. دلیل این انعکاس رسانهای نه دغدغه مردم، بلکه درگیریهای جناحی و سیاسی درون حاکمیت بود.
اما باید دریابیم که درواقع درخواست کسبه بازار چه بود؟ آیا ماهیت مطالبات آنان صرفاً صنفی بود؟ قطعاً پاسخ منفی است. افزایش نرخ تورم تا حدود 60 درصد و حتی بیشتر، رشد روزانه قیمت کالاهای اساسی، ورشکستگی کسبوکارهای کوچک و صعود نجومی نرخ دلار که به افزایش شدید قیمت کالاهای وارداتی انجامید، در مجموع کشور را با ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی روبهرو کرد. در چنین شرایطی، بازار سنتی تهران برای نخستینبار به لیدر اصلی اعتراضات داخل کشور بدل شد.
با اینحال، حتی پیش از فراخوان ۱۸ دیماه اپوزیسیون، اعتراضات کشور را دربرگرفته و لایههای گسترده اجتماعی را شامل شده بود. به بیان دیگر، مطالبات اکثریت مردم ایران ماهیتی اقتصادی-سیاسی داشت و نمیتوان آن را صرفاً صنفی تلقی کرد. جوانان تحصیلکرده چشماندازی برای آینده خود متصور نیستند، تأمین خواستههای نوجوانان و حتی کودکان برای بسیاری از خانوادهها ناممکن شده و در کنار همه اینها، عوامل دیگر بر خشم و عصبانیت عمومی میافزاید.
آن چیزی که همه ما را به شدت متاسف و عصبانی میکند این است که با شروع هر اعتراضی از سوی مردم، تمامی مقامات جمهوری اسلامی بر حق قانونی اعتراض تصریح دارند اما همزمان با نطق سیاسیون، شاهد بروز خشونت در کف خیابان هستیم
بدینترتیب، اکثریت مردم و چند نسل پس از انقلاب ۵۷ عصبانی و خشمگیناند. این خشم و نارضایتی که یکروزه شکل نگرفته و طبعاً در چند روز نیز فروکش نخواهد کرد. اعتراض و ابراز نارضایتی لایههای اجتماعی اشکال متفاوتی به خود میگیرد. وقتی از کسبه بازار سخن میگوییم، «پایین کشیدن کرکرهها» را میبینیم، اما هنگامی که صحبت از نسل Z و متولدین دهه ۱۳۸۰ میشود، شیوههای اعتراضی آنان، چه در تهران و تبریز و چه در پاریس و نیویورک، کاملاً متفاوت است و بعضا میتواند به اشکالی از خشونت نیز بینجامد. با این حال، پاسخ نیروهای امنیتی هرگز نباید بهگونهای باشد که چرخه خشونت تشدید شود. یادت هست که آقای رحمانی فضلی که الان سفیر جمهوری اسلامی در پکن هستند پس از وقایع مربوط به اعتراضات آبان ۱۳۹۸ وقتی به عنوان وزیر کشور به مجلس رفته بود، در پاسخ به سوال آقای محمود صادقی نماینده وقت تهران، گفت فقط به سر و صورت شلیک نشده و به دست و پاها شلیک شده است! خب چرا؟ از اعتراضات مربوط به دهه 60، تا اعتراضات اسلامشهر، تا اعتراضات زنبیلآباد قم، تا اعتراضات وکیلآباد مشهد، تا اعتراضات کوی دانشگاه، تا اعتراضات ۸۸، تا اعتراضات ۹۶، تا اعتراضات ۹۸، تا اعتراضات ۱۴۰۱مهسا و حالا هم اعتراضات دیماه سطح خشونت بالا رفته است. در حالی که قانون اساسی جمهوری اسلامی «حق اعتراض ملت» را به رسمیت شناخته است. و آن چیزی که همه ما را به شدت متاسف و عصبانی میکند این است که با شروع هر اعتراضی از سوی مردم، تمامی مقامات جمهوری اسلامی بر حق قانونی اعتراض تصریح دارند اما همزمان با نطق سیاسیون، شاهد بروز خشونت در کف خیابان هستیم.
من بهعنوان یک تحلیلگر معتقدم: «رهبری سیاسی یک جنبش سراسری اعتراضی در کشوری به وسعت ایران با جمعیتی بیش از 90 میلیون نفر، الزامات فراوانی دارد که امروز در هیچ بخش از اپوزیسیون خارج از ایران مشاهده نمیشود. نه در سیاستهای اعلامی و نه حتی در عملکرد میدانی، نهتنها شاهد وحدت میان آنها نیستیم، بلکه بیشتر با درگیریهای لفظیشان روبهرو میشویم.»
بنابراین در پاسخ به پرسش شما باید قاطعانه تاکید کنم که بله. طرح پلان اول از فراخوان مردم به مشارکت گستردهتر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه توسط اپوزیسیون بود که در عمل باعث حضور شمار بیشتری از جوانان و نوجوانان در خیابانها شد. اما پلان دوم، تکیه بر تحقق یک حمله گسترده نظامی آمریکا به ایران و درصدد برآمدن زدن ضربه به جمهوری اسلامی باعث تشدید خشونت شد. جوانان بیگناه و رعنای این سرزمین که حالا دیگر میان ما نیستند! قطعا اگر اینترنت قطع نمیشد و جامعه از اتفاقات رخداده در پنجشنبه شب ۱۸ دیماه باخبر میشد، خانوادهها جوانانشان را در خانه نگه میداشتند و وقایع دلخراش روز ۱۹ دیماه رقم نمیخورد! اما یک نکته کاملا روشن است. تصمیم در مسدود کردن راههای ارتباط تلفنی و اینترنتی و قطع آگاهانه اطلاعرسانی، باعث ایجاد این وضعیت غمانگیز شد.
قطعا اگر اینترنت قطع نمیشد و جامعه از اتفاقات رخداده در پنجشنبه شب ۱۸ دیماه باخبر میشد، خانوادهها جوانانشان را در خانه نگه میداشتند و وقایع دلخراش روز ۱۹ دیماه رقم نمیخورد! اما یک نکته کاملا روشن است. تصمیم در مسدود کردن راههای ارتباط تلفنی و اینترنتی و قطع آگاهانه اطلاعرسانی، باعث ایجاد این وضعیت غمانگیز شد
«امیر چاهکی وقتی به این نقطه رسید ناگهان برای لحظات طولانی عمیقا میگریست... مدام میگفت دیگر نمیتوانم ادامه دهم، انقدر وضعیت روحی خودم هم در آن لحظات متشنج بود که به یاد ندارم چطور قانعش کردم که ادامه دهد. حدود یک ساعت بعد با آرام شدنش دوباره به مصاحبه برگشت.»
جناب مهدیزاده عزیز، حفظ جان هر ایرانی فراتر از هر مصلحت و منفعت سیاسی و جناحی در داخل و خارج است. تاریخ قضاوت خود را خواهد کرد، سرانجام «کمیته مستقل حقیقتیاب» تشکیل خواهد شد و ابعاد این حادثه مشخص خواهد شد. حکومتها همواره مسئول هر اتفاقی هستند که در کشورشان رخ میدهد.
برسیم به آخرین پرسش در حوزه سیاست خارجی، شرایط فعلی و آرایش نظامی آمریکا در منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا دونالد ترامپ دستور حمله به ایران را صادر خواهد کرد؟ آیا رژیم چنج همانطور که در ادبیات دست راستیهای واشنگتن این روزها به وفور دیده میشود در دستور کار دونالد ترامپ و کاخ سفید قرار دارد؟
سؤال بسیار مهمی را مطرح کردید. آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان بیسابقه تلقی میشود. شاید فقط در دوران جنگ اول و دوم خلیج فارس شاهد حضور نظامی مشابهی بودهایم که با اهداف معین و نتایج مشخص مربوط به سال ۲۰۰۳همراه بود. میدانیم که آمریکا تمام هزینههای این عملیات بزرگ تهاجمی را طی چندین سال جبران و دریافت کرد.
در حال حاضر، در منطقه تحت فرماندهی مرکزی آمریکا «سنتکام» نزدیک به 10 ناو جنگی حضور دارند، از جمله ابرناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که خود یک پایگاه نظامی شناور محسوب میشود، بههمراه هفت ناوچه همراه و همچنین زیردریاییها. بخش بزرگی از این نیروها در هفتههای اخیر و در پی ادامه تهدیدهای دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی به منطقه اعزام شدهاند. هزینههای این تحرکات نظامی بسیار سنگین است و اگر نتایج معینی برای کاخ سفید در پرونده ایران به همراه نداشته باشد، میتواند بر موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ تأثیر منفی بگذارد.
من بهعنوان یک تحلیلگر معتقدم: «رهبری سیاسی یک جنبش سراسری اعتراضی در کشوری به وسعت ایران با جمعیتی بیش از 90 میلیون نفر، الزامات فراوانی دارد که امروز در هیچ بخش از اپوزیسیون خارج از ایران مشاهده نمیشود. نه در سیاستهای اعلامی و نه حتی در عملکرد میدانی، نهتنها شاهد وحدت میان آنها نیستیم، بلکه بیشتر با درگیریهای لفظیشان روبهرو میشویم
دونالد ترامپ، علیرغم نزدیک به هشت بار حمایت مستقیم از اعتراضات دیماه و تهدید به حملات نظامی، تقریباً هر روز ایران را به مذاکرات مستقیم پیرامون موضوعات مشخص دعوت کرده است، بدون آنکه سخنی از مطالبات مردم ایران به میان آورد. «استیو ویتکاف» دوست و دستیار ویژه ترامپ و مذاکرهکننده ارشد با ایران، نیز در روزهای اخیر بار دیگر تهران را به مذاکرات مستقیم حول چند محور دعوت کرده است. شروط آمریکا گستردهتر از مواردی است که پیشتر مطرح میشد.
واشنگتن خواستار برچیده شدن کامل چرخه غنیسازی، تحویل تمامی ذخایر غنیسازی با هر سطحی به آمریکا، اعمال محدودیتهای جدی بر برد موشکهای ایران، قطع کامل حمایت مالی و نظامی از گروههای نیابتی و به بیان دیگر، ترک مخاصمه با اسرائیل و پذیرش دوفاکتوی موجودیت این کشور است. پذیرش این شروط از سوی جمهوری اسلامی به معنای پایان مسیر طیشده در ۳۶ سال گذشته خواهد بود و تحقق آن واقعگرایانه به نظر نمیرسد.
از این رو، اگر جمهوری اسلامی همچنان بر عدم پذیرش این شروط تأکید داشته باشد، به نظر من حمله هوایی و موشکی علیه مراکز فرماندهی و پایگاههای نظامی ایران آغاز خواهد شد. اگر پاسخ تهران، که معمولاً شامل حملات موشکی به پایگاههای نزدیک به ایران است، موفقیتآمیز باشد، کاخ سفید ممکن است مدلهای دیگری را در دستور کار خود قرار دهد.
اگر جمهوری اسلامی همچنان بر عدم پذیرش شروط ترامپ تأکید داشته باشد، به نظر من حمله هوایی و موشکی علیه مراکز فرماندهی و پایگاههای نظامی ایران آغاز خواهد شد. اگر پاسخ تهران، که معمولاً شامل حملات موشکی به پایگاههای نزدیک به ایران است، موفقیتآمیز باشد، کاخ سفید ممکن است مدلهای دیگری را در دستور کار خود قرار دهد
دونالد ترامپ در هیچ نقطهای از جهان هدف خود را برپایی دموکراسی قرار نداده و همواره بر اولویت منافع آمریکا تأکید داشته است.
اما آیا در صورت آغاز جنگ و ادامه درگیریها، که به نظر من طولانی نخواهد بود، لزوماً جمهوری اسلامی دچار مشکل خواهد شد؟ تجربه ونزوئلا نشان میدهد که ترامپ، علیرغم آنکه «کورینا ماچادو» بهعنوان رهبر اپوزیسیون در داخل و خارج شناخته میشد، پس از سرنگونی و بازداشت مادورو، عملاً معاون وفادار او «خانم رودریگز» را بهعنوان جانشین مطرح کرد و خانم ماچادو را فاقد شرایط رهبری دانست. ترامپ همچنین در ۲۹ ژانویه مجوز صادرات نفت ونزوئلا را صادر کرد که این اقدام خود به تثبیت قدرت رئیسجمهور فعلی آن کشور انجامید. با این درک از سیاستهای ترامپ، باید دید آیا تهران با کمک قدرتهای منطقهای همچون عربستان سعودی و ترکیه به توافقی با آمریکا، کاهش تحریمها و گشایش اقتصادی بهمنظور کنترل اعتراضات مردمی دست خواهد یافت یا خیر؟! در این میان، سفر برنامهریزینشده علی لاریجانی در ۲۹ ژانویه به مسکو نیز منتشر شده است. در همین روز، اتحادیه اروپا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست تروریسم قرار داد و 30 شخصیت حقیقی و حقوقی هم به دلیل ایفای نقش در حوادث دیماه، در فهرست تحریمهای اروپا قرار گرفتند، اقدامی که برای جمهوری اسلامی غیرمنتظره بود و میتواند حمله به مراکز نظامی را برای آمریکا بیش از پیش توجیهپذیر کند.
از اعتراضات مربوط به دهه 60، تا اعتراضات اسلامشهر، تا اعتراضات زنبیلآباد قم، تا اعتراضات وکیلآباد مشهد، تا اعتراضات کوی دانشگاه، تا اعتراضات ۸۸، تا اعتراضات ۹۶، تا اعتراضات ۹۸، تا اعتراضات ۱۴۰۱مهسا و حالا هم اعتراضات دیماه سطح خشونت بالا رفته است. در حالی که قانون اساسی جمهوری اسلامی «حق اعتراض ملت» را به رسمیت شناخته است
از سوی دیگر، اسرائیل در هفتههای اخیر بیشتر نظارهگر وقایع اعتراضی در ایران بوده و از طریق پیامهایی که با واسطه مسکو ارسال شده، در پی پیشگیری از حملات موشکی احتمالی جمهوری اسلامی به آن کشور، پس از حملات احتمالی آمریکا به ایران است .هرچند چنین خویشتنداریای از سوی جمهوری اسلامی، که دههها سیاست خود را بر نفی مشروعیت اسرائیل بنا کرده، بعید به نظر میرسد. با وجود همه این گمانهزنیها و مبانی تحلیلی، آنچه برای ایران تعیینکننده خواهد بود، اراده و خواست مردم است، مردمی که هر توافقی را که حافظ منافع امروز و فردای آنان و آینده ایران نباشد، بر هم خواهند زد.
بدون تغییر اساسی در دکترین حکمرانی، امکان حل بنیادین تنگناهای موجود وجود ندارد و فرصت زیادی نیز برای خروج از این تنگناها باقی نمانده است
دیدگاه تان را بنویسید