هجوم بیکاران به سمت مشاغل ساده در کشور

وزارت کار از ثبت‌نام حدود ۲۵۰هزار نفر برای بیمه بیکاری آن هم تنها طی دو ماه گذشته خبر داده و داده‌های پلتفرم‌های خدماتی نیز جابه‌جایی نیروی کار را ثبت کرده‌اند: رشد ۳۰درصدی ثبت‌نام نسبت به سال قبل، افزایش ۱۷درصدی فقط در شش روز ابتدایی اردیبهشت و همچنین جهش چشمگیر تقاضا در مشاغلی که ساده‌ترین مسیر ورود را دارند طوری‌که تقاضا برای مشاغل خدمات «نظافت و پذیرایی» ۲۳۹درصد بالا رفته است.

این تغییر فقط در تعداد افراد بیکار یا متقاضی کار هم خلاصه نمی‌شود؛ ترکیب نیروی کار این روزها در حال دگرگونی است. سهم مردان افزایش یافته، سن متقاضیان بالا رفته و حتی کسانی که باید به عنوان «بازنشسته» شناخته شوند نیز دوباره به بازار کار برگشته‌اند. «ابوالفضل کزازی» اقتصاددان، این وضعیت را نه یک انتخاب، بلکه واکنشی ناگزیر به شرایط می‌داند: «این افول شغلی نیست؛ اجبار زندگی است. افراد برای تامین معاش، به هر کاری که در دسترس باشد روی می‌آورند».

از دل همین آمارها و روایت‌ها، یک پرسش اساسی شکل می‌گیرد: با یک تغییر موقت در بازار کار روبه‌رو هستیم یا نشانه‌های عمیق‌تری از یک جابه‌جایی ساختاری در اقتصاد ایران دیده می‌شود؟ پاسخ این پرسش را در ادامه دنبال خواهیم کرد.

از کمبود نقدینگی واحدهای صنعتی 

تا اجبار تامین معاش 

«ابوالفضل کزازی»، استاد دانشگاه علامه و تحلیلگر امور اقتصادی، در پاسخ به این سوال که «آیا می‌توان این آمارها را نشانه‌ای از نزول شغلی بخشی از نیروی کار تلقی کرد یا خیر؟» به فرارو گفت: این وضعیت را افول شغلی نمی‌دانم، بلکه آن را اجبار زندگی و تامین معاش می‌دانم. فردی که تحصیلات دانشگاهی دارد، اگر شغل مرتبط پیدا نکند، برای تامین هزینه‌های زندگی و خانواده ممکن است به کاری غیرمرتبط روی بیاورد. این انتخاب از سر اجبار است، نه ترجیح.

سهم افراد بالای ۵۰ سال در درخواست‌های شغلی از ۶درصد سال گذشته به بیش از ۱۰ تا ۱۲درصد رسیده، یعنی حتی افراد بازنشسته نیز برای تامین معاش به بازار کار بازگشته‌اند، در حالی‌که باید در دوره استراحت و بازنشستگی باشند

کزازی بیان کرد: واحدهای صنعتی و تجاری با کمبود شدید نقدینگی روبه‌رو هستند. وقتی قیمت مواد اولیه چندین برابر می‌شود، طبیعتا قیمت تمام‌شده هر واحد محصول هم به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه، واحدها برای تامین منابع مالی خود با مشکل جدی مواجه می‌شوند. برای مثال، اگر روغن را ۵۰هزار تومان می‌خریدند، حالا باید برایش چند برابر بیشتر 

هزینه کنند.

وی ادامه داد: واحدهای کوچک معمولا در تامین مواد اولیه دچار بحران نقدینگی می‌شوند و بدیهی است بخشی از بیکاری نیز از همین مسیر شکل می‌گیرد. حالا اینکه دولت چگونه اوضاع را مدیریت یا حمایت کند یا چه سیاست‌هایی برای تأمین منابع اتخاذ شود، بحث دیگری است اما در هر صورت با واقعیتی مواجه هستیم که واحدهای کوچک، عمدتا در بخش خصوصی، دچار بحران و در نهایت بیکاری 

می‌شوند.

آثار جنگ هنوز کاملا درک نشده است

این اقتصاددان افزود: زمانی‌که واحدهای صنعتی بزرگ مانند ماهشهر و مبارکه یا دیگر واحدهای پشتیبان پتروشیمی، دچار آسیب می‌شوند، تامین مواد اولیه در کشور با کمبود جدی روبه‌رو می‌شود و این مسأله نیز به بیکاری دامن می‌زند. این واحدها هم ظرفیت نگه‌داشت نیروی مازاد را ندارند و در نتیجه افراد به سمت بیمه بیکاری سوق پیدا می‌کنند. همین آمار حدود ۲۵۰هزار نفری که برای بیمه بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند، در ماه‌های تیر و مرداد بیشتر هم خواهد شد. هنوز آثار اقتصادی جنگ به‌طور کامل درک نشده است.

کزازی بیان کرد: طبیعتا زمانی که افراد شغل خود را از دست می‌دهند و کارگاه یا فرصت شغلی جایگزین هم وجود ندارد، به هر کاری که امکان‌پذیر باشد روی می‌آورند. مشاغل ساده هم که نیاز به تخصص خاصی ندارند، در دسترس‌تر هستند.

تنزل شغلی برای تامین معاش

این تحلیلگر اقتصادی افزود: در واقع فرد برای تامین معیشت خانواده ناچار است به کاری روی آورد که حداقل بتواند زندگی آبرومندانه‌ای را حفظ کند. اکنون با افرادی مواجه هستیم که مثلا فیلم‌بردار یا برنامه‌نویس بوده‌اند و در حال حاضر به باریستا یا نظافتچی تبدیل شده‌اند. این تغییر شغلی خواسته فرد نیست، بلکه ناشی از شرایط ساختاری و اجبار معیشتی است. برای مثال، اگر فردی خبرنگار باشد و وضعیت رسانه‌ها و روزنامه‌نگاری دچار رکود شود و شغل دیگری هم پیدا نکند، با وجود داشتن مسئولیت خانواده و هزینه‌هایی مثل اجاره مسکن ناچار می‌شود به هر شغلی که در دسترس است روی بیاورد تا بتواند حداقل معیشت خود را تامین کند. بیمه بیکاری هم در بسیاری از موارد کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد. بنابراین این آسیب‌ها در حوزه اجتماعی و اقتصادی در ماه‌های آینده، به‌ویژه تیر و مرداد، با شدت بیشتری خود را نشان خواهد داد.

افزایش دو برابری درخواست شغل 

بین افراد بالای 50 سال

این استاد دانشگاه علامه اظهار کرد: پیش از شروع جنگ به این آسیب‌ها اشاره کرده بودم، زمانی که حتی نمی‌دانستیم جنگی در پیش است. بنابراین باید انتظار بحران‌های اجتماعی و آسیب‌های اقتصادی جدی را در آینده نزدیک داشته باشیم.

کزازی با اشاره به سهم افراد بالای ۵۰ سال در درخواست‌های شغلی که از ۶ درصد سال گذشته به بیش از ۱۰ تا ۱۲درصد رسیده، بیان کرد: این یعنی حتی افراد بازنشسته نیز برای تامین معاش به بازار کار بازگشته‌اند، در حالی‌که باید در دوره استراحت و بازنشستگی باشند.

وضعیت فعلی را افول شغلی نمی‌دانم، بلکه آن را اجبار زندگی و تامین معاش می‌دانم. فردی که تحصیلات دانشگاهی دارد، اگر شغل مرتبط پیدا نکند، برای تامین هزینه‌های زندگی و خانواده ممکن است به کاری غیرمرتبط روی بیاورد

او با تاکید بر مشکلات معیشتی اظهار کرد: افراد برای کسب درآمد، پراید ۸۰۰ میلیون تومان می‌خرند تا روزانه ۸ تا ۱۰ ساعت با آن کار کنند. این وضعیت نیازمند یک برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصادی دقیق است تا بتوان از شرایط عبور کرد. چنین شرایطی نیازمند یک جراحی اقتصادی است؛ جراحی‌ که علاوه بر دانش، جسارت هم داشته باشد.

کزازی افزود: سال‌هاست درباره ضرورت اصلاح ساختار بودجه و نظام مالی کشور صحبت می‌شود اما متاسفانه تصمیم جدی در این زمینه گرفته نشده است. به نظر می‌رسد اراده کافی در سطوح مدیریتی وجود ندارد و ترجیح برخی افراد بر حفظ وضعیت موجود است.

این تحلیلگر اقتصادی اذعان کرد: در چنین شرایطی، گاهی از فضای جنگ به‌عنوان بهانه‌ای برای ناکارآمدی استفاده می‌شود، در حالی‌که باید بخش زیادی از مشکلات به‌صورت شفاف بیان شود. برخی تصمیمات نیز خسارت‌های قابل توجهی به کسب‌وکارها و درآمد مردم وارد کرده‌اند؛ ازجمله قطعی اینترنت که حدود ۹۷هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد وارد کرده است.