رهاشدگی بیماران در بازار نجومی دارو، داروخانهها و بیمههای تکمیلی
نفس کارگران دیابتی به شماره افتاده است
گرانی افسارگسیخته دارو و ناتوانی سازمانهای بیمهگر در بهروزرسانی پوششهای حمایتی، به یکی از جدیترین بحرانهای این روزهای جامعه کارگری تبدیل شده است. در شرایطی که دستمزدها حتی کفاف نیمی از هزینههای ماهانه را نمیدهد و بخش عمده درآمد خانوار صرف هزینه مسکن میشود، افزایش چند صد درصدی قیمت داروهای حیاتی، کارگران بیمار را به بنبست کشانده است. معضل اصلی اینجاست که داروهایی که نیاز مبرم و روزمره بسیاری از بیماران کارگر است، با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند اما تامین اجتماعی همچنان هزینهها را بر مبنای قیمتهای قدیم و منسوخشده محاسبه و پوشش میدهد.
صندوقهای بیمهگر، اعم از نیروهای مسلح، بیمه سلامت و به ویژه تامین اجتماعی، باید نگاه ویژهای به بیماران خاص داشته باشند و خدمات درمانی را به هیچ وجه از این افراد دریغ نکنند
نتیجه این شکاف عمیق، فروش دارو با قیمت آزاد در بسیاری از داروخانههاست؛ مابهالتفاوتی سنگین که پرداخت آن از توان جامعه کارگری با این حقوقهای ناچیز، به هیچوجه ساخته نیست. کارگران و بازنشستگانی که نه برای شعارهای انتزاعی، بلکه برای ساخت خانه و زندگیشان، تمام عمر را صرف کردهاند، اکنون در برابر پیشخوان داروخانهها با دست خالی و استیصال رها شدهاند و این بیعملی نهادهای متولی از وظایف قانونیشان در حوزه درمان، نه تنها امنیت روانی، بلکه حیات و نفس کشیدن اقشار مزدبگیر را به گروگان گرفته است.
روایت یک کارگر؛ از تایید پزشک معتمد
تا شوک قیمتها در داروخانه
یکی از کارگران ساکن مشهد که با این بحران دارویی مواجه شده، در تشریح تجربه تلخ خود در مراجعه به داروخانه به ایلنا میگوید: «حدود 10 سال است که درگیر بیماری دیابت هستم و انسولین تزریق میکنم. هفتههای قبل با توجه به اینکه انسولین نداشتم، به پزشک مراجعه کردم. طبق اسناد، پایش و نظارتی که مدیریت درمان تامین اجتماعی دارد، آنچه را که دکتر تجویز میکند، پزشک معتمد مدیریت درمان نیز بررسی کرده و حتی بیمار را معاینه میکند. در نهایت بر مبنای تجویز پزشک، صحه میگذارند که میزان انسولین مصرفی منطبق با نیاز بیمار است و بدنش به آن نیاز دارد».
این کارگر میافزاید: «با توجه به میزان مصرفم، مدیریت درمان سهمیهای را تایید کرده که طبق آن باید در بازه زمانی 60 روزه، 10 قلم انسولین استفاده کنم. در همان روزها، با این تاییدیه به داروخانه مراجعه کردم. متاسفانه ما با شرکتهای بیمه تکمیلی هم به طور متناوب چالش داریم. بسیاری از این شرکتهای بیمهگر خدماتشان را بهروز و آنلاین ارائه نمیدهند. معمولاً داروخانهها از بیماران طرف قرارداد شرکتهای بیمهگر پول دریافت میکنند و میگویند اسناد و فاکتور را بگیرید و خودتان در پروسه و بروکراسی اداری بیمه، پیگیر دریافت هزینهها باشید. در صورتیکه وقتی مراجعه میکنیم، داروخانه باید همانجا خدمات را به صورت رایگان محاسبه کند و اگر درصد اختلافی هست، از بیمار اخذ شود. به هر حال مراجعه کردم و پرسیدم که آیا سیستم وصل است و اینترنت مشکلی ندارد تا بتوانند خدمات شرکت طرف قرارداد را اعمال کنند؟ گفتند نه، موردی ندارد. وقتی این را شنیدم، نفسی از سر آسودگی خیال کشیدم که دیگر نیاز به پرداخت مبالغ سنگین از جیب نیست».
داروهایی که نیاز مبرم و روزمره بسیاری از بیماران کارگر است، با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند اما تامین اجتماعی همچنان هزینهها را بر مبنای قیمتهای قدیم و منسوخشده محاسبه و پوشش میدهد
او میگوید: «چند دقیقه گذشت. مسئول فنی داروخانه صدایم زد و گفت با توجه به اینکه برای شما انسولین تجویز شده، باید بدانید که الان قیمت «لانتوس» به 750هزار تومان و «نوومیکس» به یک میلیون و 500هزار تومان رسیده است. پوشش بیمهای روی همان قیمتهای قدیم مانده در حالیکه قیمت دارو بیرویه و چند صد درصد افزایش پیدا کرده است. داروخانه به ما اعلام کرد که قرار بوده جلسهای برگزار شود و این موضوع حل و فصل شود اما آن جلسه هنوز تشکیل نشده و تا آن زمان، هزینه با خود بیمار است».
این بیمار میافزاید: «چند روز بعد بود که قیمتهای دارویی بهروز شد و توانستم با استفاده از بیمه تکمیلی دارویم را بگیرم. این تاخیر اما فشار و استرس زیادی به من وارد آورد».
درمان کارگران، فدای تعلل مدیران
در همین زمینه «سیمین یعقوبیان»، فعال کارگری، با انتقاد شدید از این رویه و رهاشدگی بیماران کارگر در بازار نجومی دارو تصریح میکند: «با توجه به فراوانی جمعیت بیمارانی که درگیر دیابت یا سایر بیماریهای خاص هستند، باید بدانیم که این نوع دارو یک نیاز حیاتی است. این دارو اگر به بدن نرسد، فرد دچار مشکل جدی میشود و حتی نوسانات دارویی میتواند منجر به فوت و سلب حیات بیمار شود. مطالبه جدی ما این است که صندوقهای بیمهگر، اعم از نیروهای مسلح، بیمه سلامت و به ویژه تامین اجتماعی، نگاه ویژهای به این بیماران خاص داشته باشند و خدمات درمانی را به هیچ وجه از این افراد دریغ نکنند».
این فعال کارگری تاکید میکند: «اگر نیاز به جلسه است، باید فوراً و بدون فوت وقت جلسات فوقالعاده را برگزار کنند، چون بدن این بیماران هر روز و هر لحظه به انسولین نیاز دارد و کارگر توان پرداخت این ارقام را ندارد. امروز اگر ما شاهد درصدی افزایش حداقل مزد بودیم، سایر تعرفهها و قیمتهایی که دولت در آن نقش دارد نیز باید متناسب با همان میزان درآمد در نظر گرفته شده برای خانواده کارگری کنترل شود. اگر این مقولهها همگن و متقارن نباشند، قطعاً زندگی خانواده کارگری دچار چالشهای ویرانگر میشود. حتما باید به این موضوع رسیدگی فوری
شود».
یعقوبیان در پایان با اشاره به هزینههای کمرشکن زندگی کارگران میافزاید: «امروز بین ۴۵ تا ۵۲درصد حقوق دریافتی کارگران صرف هزینههای مسکن میشود. در کنار مسکن، سلامت نیز از مولفههایی است که شوخیبردار نیست و باید به طور جدی مدنظر قرار گیرد. از متولیان امر میخواهیم هرچه سریعتر لیست داروهای مشمول را مشخص کنند، ضریبها را بهروزرسانی کرده و قیمت تمامشده را به گونهای محاسبه کنند تا این اقدام هرچه زودتر عملیاتی شود و بیماران از این بلاتکلیفی خارج شوند. ما بعد از دوران کرونا سیستمهای رصد و پایش دقیقی برای دارو داریم که گام موثری برای جلوگیری از بازارهای متفرقه بوده و مصرف واقعی بیمار را مشخص میکند پس وقتی سیستمهای پایش مصرف دارو را تایید کردهاند، دور از انصاف و عدالت است که برای سهمیه انسولینی که پزشکان معتمد تایید کردهاند، بیمار مجبور باشد حدود هفت میلیون و 500هزار تومان بپردازد و منتظر بماند تا ببیند چه زمانی این پول را بیمه تکمیلی میپردازد».
دیدگاه تان را بنویسید