نسرین هزاره مقدم

 

«مردم در رنج معیشتی به سر می‌برند»؛ این جمله یک گزاره ساده است اما معنای آن ساده نیست. قرار گرفتن اکثریت مردم در دایره بزرگ بحران معیشت، یک گزاره بدیهی‌ست و اذعان مسعود پزشکیان به این واقعیت مسلم در جلسه هیات دولت عصرگاه ۲۶ بهمن ماه، درد مردم را تسکین نمی‌دهد چرا که همین رنج معیشتی بود که دو ماه قبل، مردم، کارگران و فرودستان را به نشانه اعتراض به خیابان کشاند.

در پایان دی‌ماه، هزینه‌های ساده یک خانواده ۳.۳ نفره، چیزی حدود ۶۵ میلیون تومان است؛ رقمی که به شدت نجومی‌ست و فاصله بسیار معناداری با دستمزد ماهانه طبقه کارگر دارد

زیر پوست این رنج، خانواده‌هایی هستند که نان شب ندارند و در بحران رنجباری به سر می‌برند که برای تایید آن نیاز به شواهد و مدارک بسیار نیست. حتی شاخص‌ها و داده‌های رسمی، یک بحران بی‌سابقه در معیشت مردم به خصوص دهک‌های فرودست را نشان می‌دهد، داده‌هایی که می‌توان آنها را در چند جمله ساده خلاصه کرد: «تورم ۹۰درصدی خوراکی‌ها در دی‌ماه به نسبت سال قبل، گرانی بی‌امان نرخ دلار و تورم بی‌سابقه مسکن که در ماه بهمن بیش از ۱۵درصد بوده است؛ نرخی که حداقل از ابتدای دهه ۹۰ در حوزه تورم مسکن سابقه نداشته است».

افزایش بالای 100درصدی 

قیمت خوراکی‌ها

گرانی میوه‌ها، سبزیجات، برنج، گوشت و لبنیات روزانه است و آن‌چنان سبد مصرفی مردم خالی شده که دولت به ناگزیر، کالاهای ابتدایی و ساده مانند پیاز و سیب‌زمینی را هم در لیست اقلام کالابرگ قرار داده؛ یعنی مردم پول برای خرید سیب‌زمینی، پیاز، تخم مرغ و پوشک بچه هم ندارند.

قیاس قیمت چند کالای ساده در بازه زمانی یک سال اخیر یعنی از اسفند ۱۴۰۳ تا امروز، فقط کمی از عمق بحران را نشان می‌دهد. در این دوره زمانی، تخم‌مرغ و نان ۳۰۰درصد، برنج چیزی نزدیک به ۴۰۰درصد و شیر و لبنیات حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰درصد گران شده‌اند اما حداقل دستمزد فقط ۴۵ درصد رشد داشته است.

در این اوضاع، دولت برای بهبود معیشت، گامی جز وضع کالابرگ یک میلیون تومانی برای هر شهروند برنداشته و هنوز هم جلسات جدی تعیین دستمزد ۱۴۰۴ آغاز نشده و حتی خبری از محاسبه نهایی نرخ سبد معیشت یعنی حداقل هزینه‌های زندگی یک خانواده متوسط کارگری نیست.

نردبان شکسته زندگی طبقه کارگر

هرچند دیگر محاسبات و فرمول‌ها و درصدهای افزایش دستمزد، راه به جایی نمی‌برند و نمی‌توانند طبقه متوسط از دست رفته را احیا و نردبان شکسته زندگی طبقه کارگر را ترمیم کنند اما در هر حال، نرخ واقعی سبد معیشت بسیار حداقلی، می‌تواند نمادی گویا از سقوط کارگران و مزدبگیران کشور باشد.

«فرامرز توفیقی» فعال کارگری که محاسبات سبد معیشت خانواده‌های کارگری را به صورت مستقل انجام می‌دهد، می‌گوید: در محاسبات من، حداقل هزینه‌های زندگی یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره، با همان معیارهای کمیته دستمزد شورای عالی کار و با استناد به تورم دی‌ماه اعلامی از سوی مرکز آمار ایران، محاسبه شده است.

در شرایطی که حداقل هزینه‌های زندگی حدود ۶۵ میلیون تومان است و نرخ کالاهای سفره، لااقل 10 میلیون تومان از دستمزد حداقلی کارگران بیشتر است، توان مبارزه برای بقا به کمترین میزان ممکن رسیده است

او افزود: جدول خوراکی‌های مورد نیاز یک خانواده مشخص است و براساس این جدول، هزینه‌های خوراکی ماهانه خانواده حدود ۲۵ میلیون تومان به دست می‌آید یعنی کارگر حداقل‌بگیری که در ماه مثلاً ۱۵ تا ۱۸ میلیون حقوق می‌گیرد باید چیزی بین ۸ تا ۱۰ میلیون روی حقوقش بگذارد تا فقط نیازهای خیلی ساده سفره را، آن‌هم با زحمت بسیار فراهم کند.

وی با بیان اینکه سهم خوراکی‌ها از سبد معیشت، حدود 38.05درصد محاسبه شده است، محاسبات خود را با اتکا به فرمول رسمی و پذیرفته شده در شورای عالی کار ادامه می‌دهد و می‌گوید: به این ترتیب، در پایان دی‌ماه، هزینه‌های ساده یک خانواده ۳.۳ نفره، چیزی حدود ۶۵ میلیون تومان است؛ رقمی که به شدت نجومی‌ست و فاصله بسیار معناداری با دستمزد ماهانه طبقه کارگر دارد.

افزایش 42 میلیون تومانی 

هزینه سبد معیشت در یک سال

توفیقی ادامه می‌دهد: نرخ سبد تعیین شده در اسفند سال قبل در شورای عالی کار، 234 میلیون و 416هزار و 640 ریال بود و در نتیجه در طول بازه زمانی منتهی به پایان دی ماه امسال، هزینه های زندگی خانواده‌ها حدود ۴۲ میلیون تومان و برابر با ۲۷۹درصد افزایش یافته، یک افزایش بی‌سابقه و اعجاب‌انگیز!

این فعال کارگری با بیان اینکه «قدرت پوشش دستمزد حدود ۲۲درصد است یعنی دستمزد حداقلی کارگران فقط ۲۲درصد از هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد» گفت: این دستمزد فقط ۶ تا ۷ روز ماه دوام می‌آورد، به عبارت ساده‌تر، دستمزدی است فقط برای یک هفته.

شرایط متفاوت امسال را درک کنند

توفیقی تاکید می‌کند که شرایط امسال با همیشه فرق دارد و در مذاکرات مزدی باید به این واقعیت‌های متفاوت توجه شود. او در توضیح این مطلب می‌گوید: در دی‌ماه دولت ارز دولتی را از کالاهای سبد معیشت کارگری برداشت و اختیار آن را به بازار آزاد داد. همین اقدام، یک چالش معیشتی وحشتناک و بزرگ به وجود آورد. این اتفاق باعث شد در عرض چند روز، قیمت روغن ۳.۵ برابر، برنج ۲ برابر، حبوبات ۳ برابر و گوشت ۲ برابر شود و در نتیجه، تورم ماهانه رکوردهای پیشین را شکست. برخلاف ادعای وزیر اقتصاد، بعد از ثابت شدن اثرات حذف ارز ترجیحی، تورم ماهانه کمی کاهش می‌یابد، هرچند هنوز افزایش قیمت داریم. مثلاً در بهمن روغن باز هم ۱۲درصد گران شده است. در نتیجه این قیمت‌های نجومی هرگز شکسته نمی‌شود. افزایش نرخ‌ها تثبیت شده و تورمی که بر سبد معیشت حادث شده، مهار کردنی نیست.

به گفته این فعال کارگری، کارگران باید با غول مهیب گرانی دست و پنجه نرم ‌کنند و بدیهی‌ست که توان این جنگ نابرابر را ندارند.

با این حساب، در شرایطی که حداقل هزینه‌های زندگی حدود ۶۵ میلیون تومان است و نرخ کالاهای سفره، لااقل 10 میلیون تومان از دستمزد حداقلی کارگران بیشتر است، توان مبارزه برای بقا به کمترین میزان ممکن رسیده است. این جنگ نابرابر، رفاه و آرامش طبقه کارگر را تا مرز ناممکن تحلیل برده و در چنین شرایطی است که کارگران به زندگی سخت و دردهای هر روزه اعتراض دارند.