توافق آمریکا و دانمارک بر سر آینده جزیره، نگرانی روسیه، چین، اروپا و کانادا را برانگیخت؛
گرینلند، مبدأ تغییر معادلات امنیتی در شمالگان
رامین پرتو
پس از ماهها کشوقوس بر سر آینده گرینلند، بالاخره آمریکا، دانمارک و دولت خودگردان این جزیره از دستیابی به توافقی تازه درباره امنیت گرینلند خبر دادهاند؛ توافقی که اگرچه هنوز متن کامل آن منتشر نشده، یک تغییر مهم در معادلات امنیتی شمالگان محسوب میشود. دونالد ترامپ اعلام کرده است که واشنگتن بر اساس این توافق، «کنترل دائمی» امنیت گرینلند را در اختیار خواهد داشت و میتواند برای دفاع از این جزیره و آمریکا اقدامات لازم را انجام دهد. در مقابل، مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، و ینس-فردریک نیلسن، نخستوزیر گرینلند، تأکید کردهاند که حاکمیت دانمارک و حق مردم گرینلند برای تعیین سرنوشت خود حفظ خواهد شد.
توافق گرینلند برای کانادا فقط یک تحول مربوط به همسایه قطبی نیست، بلکه میتواند الگویی برای چگونگی برخورد آمریکا با مسائل حاکمیتی و امنیتی در شمالگان تلقی شود و با این حال، کانادا و دیگر متحدان شمالگان در بیانیه مشترک خود بر همکاری با آمریکا برای تقویت امنیت منطقه تأکید کردهاند
اهمیت خبر در همین دو روایت متفاوت نهفته است، یعنی واشنگتن توافق را گامی برای تثبیت حضور راهبردی خود در شمالگان میداند، در حالی که کپنهاگ و نووک آن را در چارچوب همکاری امنیتی و بدون انتقال حاکمیت تعریف میکنند و قرار است توافق در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک امضا شود و برای اجرایی شدن نیز به طی مراحل قانونی و پارلمانی نیاز دارد.
ابعاد توافق چیست؟
ترامپ در اعلام این توافق گفته است که آمریکا برای همیشه امکان انجام اقدامات لازم جهت تأمین امنیت گرینلند و آمریکا را خواهد داشت. او همچنین تأکید کرده است که رقبای واشنگتن بدون موافقت کتبی آمریکا نمیتوانند در گرینلند پایگاه ایجاد کنند، حضور نظامی داشته باشند یا در بخشهای حساس جزیره سرمایهگذاری کنند. رئیسجمهوری آمریکا همچنین از برنامه ایجاد یک حضور نظامی بزرگتر در گرینلند سخن گفته است.
اما همین عبارتها، پرسشهای مهمی درباره دامنه واقعی توافق ایجاد کردهاند. هنوز مشخص نیست «کنترل امنیتی» که ترامپ از آن سخن میگوید دقیقاً چه اختیاراتی برای واشنگتن ایجاد میکند، میزان حضور نظامی آمریکا چقدر خواهد بود و آیا این توافق اختیاراتی در حوزه منابع طبیعی یا سیاست خارجی گرینلند ایجاد میکند یا خیر؟ دانمارک و گرینلند تصریح کردهاند که توافق حاکمیت و تمامیت ارضی پادشاهی دانمارک را تغییر نمیدهد و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند همچنان پابرجاست. از این منظر، توافق جدید را باید بیش از هر چیز نتیجه فاصله گرفتن از هدف اولیه ترامپ برای تملک گرینلند دانست. ترامپ از سال ۲۰۱۹ ایده خرید این جزیره را مطرح کرده و پس از بازگشت به کاخ سفید نیز بارها بر اهمیت راهبردی آن تأکید کرده بود. تهدیدهای او درباره احتمال تصرف گرینلند حتی نگرانی متحدان اروپایی آمریکا در ناتو را برانگیخت. اکنون به نظر میرسد راهحل حاصلشده، به جای انتقال مالکیت، بر گسترش دسترسی و حضور امنیتی آمریکا متمرکز شده است.
اهمیت توافق از آنجا ناشی میشود که گرینلند فقط یک قلمرو دورافتاده قطبی نیست. موقعیت جغرافیایی آن میان آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوس منجمد شمالی، این جزیره را به نقطهای مهم برای هشدار موشکی، نظارت فضایی، کنترل مسیرهای هوایی و دریایی و رصد فعالیتهای نظامی تبدیل کرده است. آمریکا از دهههای گذشته در گرینلند حضور داشته و پایگاه فضایی پیتوفیک همچنان بخشی از زیرساخت دفاعی آن کشور و ناتو است. توافق جدید میتواند این حضور قدیمی را وارد مرحلهای گستردهتر کند.
اهمیت توافق از آنجا ناشی میشود که گرینلند فقط یک قلمرو دورافتاده قطبی نیست، بلکه موقعیت جغرافیایی آن میان آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوس منجمد شمالی، این جزیره را به نقطهای مهم برای هشدار موشکی، نظارت فضایی، کنترل مسیرهای هوایی و دریایی و رصد فعالیتهای نظامی تبدیل کرده است
اروپا و کانادا: امنیت مشترک و حساسیت حاکمیتی
برای اروپا، مسئله فقط میزان حضور آمریکا در گرینلند نیست؛ بلکه شیوه رسیدن واشنگتن به این حضور نیز اهمیت دارد. ماهها فشار سیاسی ترامپ بر دانمارک باعث شد موضوع گرینلند از یک مسئله دوجانبه به موضوعی مرتبط با آینده ناتو و روابط فراآتلانتیک تبدیل شود. اکنون توافق جدید میتواند از شدت این بحران بکاهد، زیرا حضور آمریکا را در چارچوب توافق با دولت حاکم بر جزیره تعریف میکند، نه در قالب تصرف یک قلمرو متحد ناتو. مقامهای دانمارکی نیز بر همین تفاوت تأکید کردهاند.
در همین حال، کشورهای اروپایی در ماههای اخیر تلاش کردهاند حضور و ظرفیت مستقل خود را در شمالگان افزایش دهند. دانمارک فعالیتهای نظامی خود و همکاری با متحدان ناتو در گرینلند را افزایش داده و رزمایشهای چندملیتی نیز در این منطقه برگزار شده است. کانادا، کشورهای شمال اروپا و آمریکا نیز در بیانیه مشترک ماه مه بر افزایش حضور نظامی، نظارت و آموزش مشترک در شمالگان تأکید کردند و فعالیت نظامی روسیه و علاقه راهبردی چین را از عوامل افزایش اهمیت امنیتی منطقه دانستند.
موضع کانادا در این میان اهمیت ویژهای دارد. اتاوا و واشنگتن در چارچوب نوراد و دفاع آمریکای شمالی همکاری دیرینه دارند، اما دولت کانادا همزمان بر حاکمیت و تمامیت ارضی گرینلند و دانمارک تأکید کرده است. اسناد دفاعی کانادا نیز صراحتاً حمایت این کشور از حاکمیت گرینلند و دانمارک را اعلام میکند. بنابراین، برای کانادا اصل افزایش همکاری امنیتی در شمالگان الزاماً مسئلهای منفی نیست؛ مسئله حساس، هرگونه تغییری است که بدون رضایت طرفهای صاحب حاکمیت صورت گیرد.
این حساسیت با توجه به روابط پرتنش اخیر کانادا و دولت ترامپ اهمیت بیشتری پیدا میکند. ترامپ بارها کانادا را به عنوان «ایالت پنجاهویکم» مطرح کرده و همزمان اختلافات تجاری و سیاسی میان دو کشور افزایش یافته است. در چنین شرایطی، توافق گرینلند برای کانادا فقط یک تحول مربوط به همسایه قطبی نیست؛ بلکه میتواند الگویی برای چگونگی برخورد آمریکا با مسائل حاکمیتی و امنیتی در شمالگان تلقی شود. با این حال، کانادا و دیگر متحدان شمالگان در بیانیه مشترک خود بر همکاری با آمریکا برای تقویت امنیت منطقه تأکید کردهاند.
روسیه و رقابت در قطب شمال
ارتباط توافق گرینلند با روسیه را نمیتوان جدا از تحول کلی محیط امنیتی شمالگان بررسی کرد. روسیه بخش بزرگی از سواحل قطب شمال را در اختیار دارد و در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در زیرساختهای نظامی، دریایی و اقتصادی این منطقه انجام داده است. همزمان، باز شدن تدریجی مسیرهای دریایی در نتیجه کاهش یخهای قطبی، اهمیت اقتصادی و نظامی شمالگان را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، افزایش حضور آمریکا در گرینلند بخشی از یک رقابت بزرگتر برای ایجاد توان نظارتی، دفاعی و لجستیکی در شمالگان است. توافق جدید نیز صراحتاً حضور نظامی رقبای آمریکا و برخی سرمایهگذاریهای حساس آنها را محدود میکند؛ بنابراین روسیه یکی از طرفهایی است که پیامدهای مستقیم این ترتیبات را دنبال خواهد کرد. اما این مسئله لزوماً به معنای آن نیست که توافق گرینلند بهتنهایی موجب افزایش حضور روسیه خواهد شد. مسکو پیش از این نیز حضور نظامی قابل توجهی در شمالگان داشته و روسیه، آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی همزمان در حال تقویت تواناییهای خود در این منطقه هستند.
از سوی دیگر، رقابت فقط نظامی نیست. منابع طبیعی، مسیرهای کشتیرانی، زیرساختهای بندری، ماهوارهها، انرژی و مواد معدنی راهبردی نیز در حال تبدیل شدن به عناصر اصلی رقابت شمالگان هستند. چین نیز با طرح «جاده ابریشم قطبی» علاقه خود به مسیرهای ارتباطی شمالگان را نشان داده است. بنابراین، گرینلند در تقاطع چند روند قرار گرفته است: رقابت نظامی آمریکا و روسیه، افزایش نقش چین، دغدغههای امنیتی اروپا و کانادا، تغییرات اقلیمی و باز شدن تدریجی مسیرهای دریایی.
در نهایت، اهمیت توافق تازه آمریکا و دانمارک را باید در همین چارچوب دید. این توافق، دستکم بر اساس اطلاعات منتشرشده، حاکمیت گرینلند را به آمریکا منتقل نمیکند، اما میتواند دامنه حضور امنیتی و نظامی واشنگتن را افزایش دهد. همزمان، اروپا و کانادا با تأکید بر حاکمیت متحدان و تقویت توان دفاعی خود، نشان میدهند که آینده شمالگان دیگر صرفاً موضوعی محلی نیست!
دیدگاه تان را بنویسید