شورای امنیت اروپا؛ راهبرد رهایی از واشنگتن

رامین پرتو

از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، یکی از پرسش‌های اساسی در محافل سیاسی و امنیتی اروپا این بوده است که در صورت طولانی‌شدن بحران، چه کسی باید هزینه اصلی تأمین امنیت قاره را بر عهده بگیرد؟ اکنون این پرسش با شدت بیشتری در دستور کار اتحادیه اروپا قرار گرفته است. پیشنهاد اورزولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، برای ایجاد «شورای امنیت اروپا» و یک سازوکار امنیتی مشابه ماده 4 ناتو نشان می‌دهد که بروکسل دیگر صرفاً با مسئله جنگ اوکراین مواجه نیست، بلکه در حال بازنگری در معماری امنیتی خود است.

فون‌درلاین در سخنرانی خود در پارلمان اروپا بر افزایش تهدیدهایی مانند حملات پهپادی، خرابکاری و حملات سایبری تأکید کرد و گفت ساختارهای تصمیم‌گیری اروپا با واقعیت‌های جدید امنیتی همگام نشده‌اند. بر اساس پیشنهاد او، اتحادیه اروپا باید پروتکلی امنیتی ایجاد کند که از ماده ۴ پیمان ناتو الگوبرداری شده باشد؛ ماده‌ای که به اعضای این ائتلاف اجازه می‌دهد در صورت احساس تهدید علیه امنیت یا تمامیت ارضی خود، خواستار رایزنی شوند. اهمیت این پیشنهاد در آن است که بسیاری از تهدیدهای امروز اروپا، الزاماً در قالب حمله نظامی کلاسیک ظاهر نمی‌شوند.

چرا اروپا به سازوکار امنیتی جدید

 فکر می‌کند؟

نخستین دلیل، تغییر ماهیت تهدیدهای امنیتی است. اروپا با مجموعه‌ای از مخاطرات موسوم به «منطقه خاکستری» روبه‌رو است؛ تهدیدهایی که در فاصله میان صلح و جنگ قرار می‌گیرند و می‌توانند زیرساخت‌های حیاتی، شبکه‌های ارتباطی، سامانه‌های دیجیتال و امنیت عمومی کشورها را هدف قرار دهند. حملات سایبری، خرابکاری، عملیات اطلاعاتی و استفاده از پهپادها نمونه‌هایی از این تهدیدها هستند. ساختارهای سنتی دفاع جمعی برای همه این موارد طراحی نشده‌اند و همین مسئله، نیاز به سازوکارهای هماهنگ‌تر اروپایی را افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد شورای امنیت اروپا را می‌توان تلاشی برای افزایش سرعت هماهنگی سیاسی و عملیاتی اعضای اتحادیه دانست.

اگر اروپا به سمت ایجاد ساختارهای فرماندهی، توانمندی‌های نظامی و سازوکارهای تصمیم‌گیری مستقل حرکت کند، این تحول می‌تواند از نگاه روسیه معنای متفاوتی داشته باشد و بنابراین واکنش مسکو به طرح‌های جدید اروپا تا حد زیادی به شکل نهایی این ساختارها وابسته خواهد بود

دلیل دوم، نگرانی درباره میزان اتکای اروپا به ایالات متحده است. دولت دونالد ترامپ بر افزایش مسئولیت کشورهای اروپایی در تأمین امنیت خود تأکید کرده و مقام‌های آمریکایی نیز از ضرورت انتقال بخش بیشتری از مسئولیت دفاع متعارف اروپا به خود اروپایی‌ها سخن گفته‌اند. این رویکرد در پایتخت‌های اروپایی چنین پرسشی ایجاد کرده است که اگر سطح حضور نظامی آمریکا در آینده کاهش یابد، چه سازوکاری باید خلأ احتمالی را پر کند. از همین منظر، افزایش توان دفاعی اروپا دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با برنامه‌ریزی بلندمدت امنیتی تبدیل شده است.

با این حال، ایجاد ظرفیت دفاعی بیشتر الزاماً به معنای خروج اروپا از ناتو نیست. کشورهای اروپایی همچنان به توانمندی‌های گسترده آمریکا، از جمله اطلاعات، شناسایی، لجستیک، سوخت‌رسانی هوایی، فرماندهی و برخی قابلیت‌های راهبردی وابسته‌اند. به همین دلیل، ایجاد یک ساختار کاملاً مستقل از ناتو در کوتاه‌مدت بسیار دشوار خواهد بود. حتی ایده شورای امنیت اروپا نیز با حضور کشورهایی مانند بریتانیا، کانادا، نروژ و اوکراین مطرح شده است؛ ترکیبی که نشان می‌دهد هدف، دست‌کم در مرحله فعلی، ایجاد شبکه‌ای مکمل برای هماهنگی امنیتی است، نه ساختن سازمانی کاملاً جدا از ناتو.

مسکو ابتکار امنیتی اروپا را چگونه می‌بیند؟

از نگاه روسیه، افزایش ظرفیت‌های نظامی اروپا، به‌ویژه در صورتی که با استقرار تجهیزات جدید در کشورهای نزدیک مرزهای روسیه همراه شود، بخشی از روند نظامی‌شدن بیشتر قاره است. مقام‌های روسیه بارها درباره استقرار تسلیحات و زیرساخت‌های نظامی جدید در اروپا هشدار داده‌اند. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، در واکنش به برخی طرح‌های اروپایی درباره بازدارندگی هسته‌ای و استقرار تسلیحات در کشورهای عضو ناتو، چنین اقداماتی را تهدیدی برای امنیت روسیه دانسته است. از دید مسکو، نزدیک‌شدن ظرفیت‌های راهبردی غرب به مرزهای روسیه، مستقیماً بر محاسبات امنیتی این کشور اثر می‌گذارد.

رویکرد ترامپ در پایتخت‌های اروپایی چنین پرسشی ایجاد کرده است که اگر سطح حضور نظامی آمریکا در آینده کاهش یابد، چه سازوکاری باید خلأ احتمالی را پر کند، و از همین منظر، افزایش توان دفاعی اروپا دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با برنامه‌ریزی بلندمدت امنیتی تبدیل شده است

روسیه میان «استقلال دفاعی اروپا» و «تقویت نظامی اروپا در هماهنگی با آمریکا» نیز تفاوت قائل است. اگر کشورهای اروپایی صرفاً هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهند، اما این ظرفیت‌ها همچنان در چارچوب ناتو و زیر چتر راهبردی آمریکا فعالیت کنند، مسکو الزاماً آن را استقلال راهبردی اروپا تلقی نخواهد کرد. در مقابل، اگر اروپا به سمت ایجاد ساختارهای فرماندهی، توانمندی‌های نظامی و سازوکارهای تصمیم‌گیری مستقل حرکت کند، این تحول می‌تواند از نگاه روسیه معنای متفاوتی داشته باشد. بنابراین واکنش مسکو به طرح‌های جدید اروپا تا حد زیادی به شکل نهایی این ساختارها وابسته خواهد بود.

اظهارات رادوسلاو سیکورسکی، وزیر خارجه لهستان، و پاسخ مقام‌های روسیه نیز نشان‌دهنده همین فضای تقابلی است. سیکورسکی بر ارتباط مستقیم امنیت لهستان و اوکراین تأکید کرده و درباره توان نظامی کشورش اظهاراتی مطرح کرده است. در مقابل، نیکولای پاتروشف، دستیار رئیس‌جمهور روسیه، این ارزیابی‌ها را رد کرده و هشدار داده است که هرگونه اقدام نظامی لهستان علیه روسیه می‌تواند واکنش گسترده مسکو را به دنبال داشته باشد. این مواضع نشان می‌دهد که درک دو طرف از تهدیدهای امنیتی به‌شدت متفاوت است و همین اختلاف برداشت، خطر تشدید رقابت نظامی در اروپا را افزایش می‌دهد.

استقلال از ناتو یا بازتعریف نقش اروپا؟

پرسش اصلی این است که آیا اروپا با ایجاد سازوکارهای جدید در حال فاصله‌گرفتن از ناتو است؟ شواهد موجود هنوز پاسخ قطعی ارائه نمی‌کند. آنچه روشن است، افزایش تلاش کشورهای اروپایی برای برخورداری از ظرفیت‌هایی است که بتواند وابستگی آن‌ها به آمریکا را کاهش دهد. اما این روند الزاماً به معنای کنارگذاشتن ناتو نیست. واقعیت نظامی اروپا نشان می‌دهد که این قاره برای برخی قابلیت‌های کلیدی همچنان به آمریکا نیاز دارد و جایگزین‌کردن سریع این ظرفیت‌ها امکان‌پذیر نیست. بنابراین استقلال دفاعی اروپا، در شرایط کنونی، بیشتر یک روند تدریجی و بلندمدت است تا تصمیمی فوری.

نگاه واشنگتن نیز پیچیده است. دولت ترامپ از افزایش توان دفاعی اروپا و پرداخت سهم بیشتر کشورهای اروپایی استقبال می‌کند، اما ترجیح آمریکا این است که این افزایش ظرفیت در چارچوب ناتو صورت گیرد. از منظر واشنگتن، اروپایی‌ها باید مسئولیت بیشتری برای دفاع متعارف قاره بر عهده بگیرند، در حالی که ناتو همچنان چارچوب اصلی همکاری نظامی باقی بماند. در نتیجه، میان خواسته اروپا برای افزایش «استقلال راهبردی» و خواسته آمریکا برای «تقسیم مسئولیت بیشتر در ناتو» هم‌پوشانی و در عین حال اختلاف 

وجود دارد.

در نهایت، طرح شورای امنیت اروپا را نمی‌توان در وضعیت فعلی «ناتوی اروپایی» یا جایگزین مستقیم این ائتلاف دانست. این طرح بیشتر نشانه نگرانی اروپا از تغییر محیط امنیتی و تلاش برای افزایش قدرت مانور خود است. جنگ اوکراین، تهدیدهای ترکیبی، احتمال کاهش بخشی از حضور آمریکا و نگرانی درباره آینده بازدارندگی، همگی بروکسل را به سمت تقویت ظرفیت‌های مستقل سوق داده‌اند. با این حال، آینده این روند به میزان حضور آمریکا، سرعت افزایش توان نظامی اروپا و چگونگی روابط اروپا و روسیه بستگی دارد. اروپا هنوز از ناتو جدا نشده، اما در حال آماده‌شدن برای شرایطی است که نتواند مانند گذشته با همان میزان اطمینان به تضمین‌های امنیتی واشنگتن تکیه کند. این تحول، بیش از آنکه پایان ناتو باشد، نشانه تلاش اروپا برای بازتعریف جایگاه خود در معماری امنیتی آینده است.