انحلال قسد؛ پایان چندپارگی نظامی در دمشق

رامین پرتو

تحولات تازه در سوریه نشان می‌دهد که این کشور پس از سقوط بشار اسد وارد مرحله‌ای شده که در آن مسئله اصلی، صرفاً جابه‌جایی قدرت نیست، بلکه بازتعریف ساختار دولت، توزیع قدرت و نسبت میان نیروهای نظامی و سیاسی است. اعلام انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه، موسوم به قسد، و ادغام نهادهای نظامی و غیرنظامی وابسته به اداره خودگردان کردی در ساختار رسمی سوریه، از این منظر رویدادی فراتر از پایان یک تشکیلات نظامی است. این تحول می‌تواند نشانه تلاش دمشق برای عبور از ساختارهای موازی و حرکت به سوی تمرکز دوباره اقتدار دولت باشد؛ موفقیت آن به تضمین حقوق کردها و تبدیل توافق امنیتی به قراردادی سیاسی فراگیر بستگی دارد.

انحلال قسد: بازتعریف دولت پس از اسد

توافق میان احمد الشرع و مظلوم عبدی، فرمانده قسد نشان می‌دهد دمشق تلاش می‌کند مسئله کردها را از یک پرونده امنیتی و نظامی به بخشی از ساختار رسمی دولت تبدیل کند. انحلال قسد به عنوان نیرویی مستقل و ادغام آن در ارتش سوریه، در ظاهر به معنای پایان وضعیت چندپارگی نظامی است؛ وضعیتی که طی سال‌های جنگ، مناطق مختلف سوریه را تحت کنترل بازیگران مسلح متفاوت قرار داده بود. شعار «یک ارتش، یک دولت و یک سرزمین» که توماس باراک برای توصیف این روند به کار برده، دقیقاً همین هدف را نشان می‌دهد.

اما اهمیت انتصاب مظلوم عبدی به عنوان مشاور احمد الشرع در امور کردها، حتی بدون اختیارات مشخص، در سطح سیاسی از خود انحلال قسد کمتر نیست. این انتصاب نشان می‌دهد دمشق نمی‌خواهد رهبری کردی را حذف کند، بلکه می‌کوشد آن را از جایگاه یک قدرت مستقل به درون ساختار سیاسی جدید منتقل کند. عبدی از فرمانده یک نیروی مسلح خارج از ساختار دولت، به بازیگری تبدیل می‌شود که قرار است مطالبات جامعه کردی را در چارچوب دولت مرکزی پیگیری کند. حضور الهام احمد در پارلمان نیز می‌تواند همین منطق را تکمیل کند.

ادغام تنها زمانی پایدار خواهد بود که مسئله حقوق مدنی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی کردها نیز حل شود. توافق پیشین میان دو طرف بر ادغام نهادهای اداره خودگردان، تثبیت وضعیت کارکنان غیرنظامی و حل حقوق مدنی و آموزشی کردها تأکید داشت. بنابراین، اگر ادغام نظامی بدون ترتیبات سیاسی و حقوقی پیش برود، احتمال دارد مسئله کردها از یک بحران نظامی به یک مناقشه سیاسی جدید تبدیل شود. از این منظر، پیام اصلی دمشق این است که سوریه جدید قرار نیست مجموعه‌ای از مناطق نفوذ نظامی باشد، بلکه باید به سمت بازسازی اقتدار دولت حرکت کند. پیام آن به سایر گروه‌ها نیز روشن است: مشارکت در ساختار جدید ممکن است، اما استمرار ارتش‌ها و نهادهای موازی پذیرفته نخواهد شد.

تلاش‌های پشت‌پرده برای ایجاد توافق امنیتی و مأموریت رومان گوفمن، رئیس موساد، برای بررسی مسیرهای احتمالی گفت‌وگو با دمشق نشان می‌دهد که اسرائیل نیز به ضرورت مدیریت این وضعیت واقف است و فشار آمریکا برای ایجاد سازوکار هماهنگی میان اسرائیل، سوریه و ترکیه نیز بیانگر آن است که واشنگتن از برخورد مستقیم میان شرکای خود نگران است

از همین رو، ادغام قسد را باید همزمان یک اقدام امنیتی و یک معامله سیاسی دانست؛ معامله‌ای که در آن دمشق اقتدار نظامی را پس می‌گیرد و در مقابل، نخبگان کردی امکان حضور در ساختار قدرت را حفظ می‌کنند. اگر توازن رعایت شود، ادغام می‌تواند به جای حذف یک طرف، زمینه مشارکت آن در نظم فراهم کند.

آمریکا، ترکیه و اسرائیل؛  سه نگاه متفاوت به قسد

واشنگتن آشکارترین حمایت را از روند ادغام نشان داده است. استقبال توماس باراک، فرستاده ترامپ به خاورمیانه از توافق و توصیف آن به عنوان «تحول تاریخی» نشان می‌دهد که آمریکا، در شرایط کنونی، انحلال ساختار مستقل قسد را در تضاد با منافع خود نمی‌بیند؛ مشروط بر اینکه جایگاه سیاسی کردها حفظ شود. آمریکا می‌خواهد از بازتولید جنگ داخلی جلوگیری کند و نفوذ سیاسی خود را از طریق شرکای کردی حفظ کند. تأکید باراک بر تضمین نقش مظلوم عبدی و الهام احمد نشان می‌دهد که واشنگتن به دنبال انتقال سرمایه سیاسی قسد به ساختار دولت سوریه است، نه حذف آن.

آنکارا سال‌ها قسد را تهدیدی امنیتی و مرتبط با ساختارهای کردی مسلح در مرزهای خود تلقی کرده است. بنابراین، انحلال قسد و ادغام نیروهای آن در ارتش سوریه می‌تواند از نگاه ترکیه یک دستاورد مهم باشد؛ زیرا یک ساختار مسلح کردی مستقل در مجاورت مرزهای ترکیه از میان می‌رود. با این حال، ترکیه احتمالاً نسبت به شکل‌گیری هر نوع خودمختاری کردی پایدار در قالبی جدید حساس خواهد بود. از همین رو، حمایت آنکارا از روند ادغام، بیش از آنکه به معنای پذیرش کامل مطالبات سیاسی کردها باشد، با هدف جلوگیری از تشکیل یک موجودیت نظامی و سیاسی مستقل در شمال سوریه قابل تفسیر است.

اسرائیل اما رویکرد پیچیده‌تری دارد. تل‌آویو از یک سو با هر روندی که بتواند سوریه را از جنگ داخلی و ساختارهای مسلح پراکنده دور کند، می‌تواند منافع امنیتی بالقوه‌ای داشته باشد؛ از سوی دیگر، نگرانی اصلی اسرائیل به نوع دولت و ائتلاف‌های نظامی آینده سوریه مربوط است. نگرانی درباره حضور ترکیه، تجهیز ارتش سوریه و احتمال ایجاد ظرفیت‌های نظامی جدید، نشان می‌دهد که اسرائیل ادغام قسد را صرفاً از زاویه مسئله کردی نمی‌بیند. برای تل‌آویو، پرسش اصلی این است که ارتش سوریه جدید چه ساختاری خواهد داشت، چه قدرتی پیدا خواهد کرد و رابطه آن با ترکیه و دیگر بازیگران چگونه شکل می‌گیرد.

توافق میان احمد الشرع و مظلوم عبدی، فرمانده قسد نشان می‌دهد دمشق تلاش می‌کند مسئله کردها را از یک پرونده امنیتی و نظامی به بخشی از ساختار رسمی دولت تبدیل کند و انحلال قسد به عنوان نیرویی مستقل و ادغام آن در ارتش سوریه، در ظاهر به معنای پایان وضعیت چندپارگی نظامی است

ادغام قسد مسیر توافق دمشق و تل‌آویو را باز می‌کند؟

ادغام قسد را می‌توان یکی از مقدمات غیرمستقیم برای شکل‌گیری یک توافق امنیتی میان سوریه و اسرائیل دانست، اما نمی‌توان آن را به تنهایی مقدمه قطعی چنین توافقی تلقی کرد. دلیل این مسئله آن است که یکی از شروط شکل‌گیری دولت مرکزی در سوریه، کاهش تعداد بازیگران مسلح مستقل و ایجاد یک زنجیره فرماندهی روشن است. اگر دمشق بتواند قسد را بدون درگیری گسترده در ارتش خود ادغام کند، از نگاه اسرائیل، ترکیه و آمریکا، این کشور یک گام دیگر به سمت شکل‌گیری یک دولت با ساختار امنیتی منسجم‌تر برداشته است.

این تحول می‌تواند مذاکرات امنیتی سوریه و اسرائیل را نیز ساده‌تر کند؛ زیرا طرف اسرائیلی ترجیح می‌دهد با یک مرکز تصمیم‌گیری مشخص روبه‌رو باشد، نه مجموعه‌ای از گروه‌های مسلح و مناطق نفوذ. با این حال، مانع اصلی همچنان مسئله حضور نظامی اسرائیل در جنوب سوریه، وضعیت جبل‌الشیخ، منطقه امنیتی و توافق انفصال سال ۱۹۷۴ است. اظهارات یسرائیل کاتس درباره باقی ماندن نیروهای اسرائیلی نشان می‌دهد که تل‌آویو هنوز حاضر نیست از شروط امنیتی خود عقب‌نشینی کند. در مقابل، دمشق این حضور را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی خود می‌داند.

در همین حال، تلاش‌های پشت‌پرده برای ایجاد توافق امنیتی و مأموریت رومان گوفمن، رئیس موساد، برای بررسی مسیرهای احتمالی گفت‌وگو با دمشق نشان می‌دهد که اسرائیل نیز به ضرورت مدیریت این وضعیت واقف است. فشار آمریکا برای ایجاد سازوکار هماهنگی میان اسرائیل، سوریه و ترکیه نیز بیانگر آن است که واشنگتن از برخورد مستقیم میان شرکای خود نگران است.

انحلال قسد را باید بخشی از یک فرایند بزرگ‌تر دانست که فرایند بازسازی دولت سوریه و کاهش تعدد مراکز قدرت را در نظر دارد. اگر این فرایند با تضمین حقوق کردها، ایجاد ارتش ملی، تثبیت حاکمیت قانون و شکل‌گیری یک ساختار سیاسی فراگیر همراه شود، زمینه برای توافق‌های امنیتی منطقه‌ای افزایش خواهد یافت. اما اگر ادغام صرفاً به انتقال اجباری قدرت نظامی به مرکز و حذف تنوع سیاسی منجر شود، بحران‌های جدیدی ایجاد خواهد شد.