معمای اورونوف

نازنین دشتی

فوتبال همیشه راوی قصه‌هایی است که در مستطیل سبز آغاز می‌شوند، اما روی نیمکت‌ها، در راهروهای رختکن و این روزها در صفحات شبکه‌های اجتماعی به نقطه جوش می‌رسند. پرسپولیس لیگ بیست‌وششم، تیمی که با مهدی تارتار سودای تکرار روزهای طلایی را در سر می‌پروراند، حالا درگیر یکی از همین قصه‌های پرالتهاب شده است. 

در مرکز این میدان مین، ۲چهره ایستاده‌اند؛ سرمربی باانگیزه‌ای که می‌خواهد اقتدارش را دیکته کند، و ستاره‌ای ازبکستانی که عادت کرده قهرمان بی‌چون‌وچرای سکوها باشد. داستان اختلاف مهدی تارتار و اوستون اورونوف، دیگر یک شایعه درگوشی در راهروهای ورزشگاه شهید کاظمی نیست؛ این یک تقابل علنی است که حالا به نقطه اوج خود، یعنی مصدوم‌نمایی و تکذیب رسیده است.

پرده اول؛ قهرمانی که به نیمکت پیچ شد

برای هواداران پرسپولیس، اوستون اورونوف تنها یک بازیکن خارجی نیست؛ او معمار بخش مهمی از آخرین قهرمانی آن‌ها در لیگ برتر است. بازیکنی که هرگاه توپ زیر پایش می‌چرخید، بوی گل و موقعیت در استادیوم می‌پیچید. وقتی سوت آغاز لیگ بیست‌وششم به صدا درآمد، همه منتظر بودند تا بار دیگر رقص پاهای این ستاره ازبک را در ترکیب اصلی ببینند. 

پیش‌فصل همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید و اورونوف با آمادگی نسبتا خوبی در تمرینات ظاهر شده بود، اما تفکرات سرمربی جدید، مسیر دیگری را ترسیم کرده بود. در ایستگاه اول و تقابل با شمس‌آذر قزوین، یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد؛ اورونوف ۹۰‌دقیقه تمام روی نیمکت نشست. تارتار حتی یک دقیقه هم به ستاره تیمش فرصت نداد. پرسپولیس بازی را برد و نمایش هجومی تیم باعث شد تا غیبت اورونوف زیر سایه پیروزی و تعریف و تمجیدها از سبک بازی تارتار پنهان بماند. 

در هفته دوم برابر استقلال خوزستان، یخ این نیمکت‌نشینی کمی آب شد. اورونوف از دقیقه‌۶۳ به میدان رفت و در همان زمان محدود هم کیفیت فنی قابل‌قبولی از خود ارائه داد. بسیاری تصور کردند که این تعویض، پایان دوران کوتاه تنبیه یا عدم آمادگی ستاره ازبک است و او به زودی به ترکیب فیکس بازخواهد گشت. اما فوتبال، بازی لحظه‌های غافلگیرکننده است.

پرده دوم؛ آتشی که زیر خاکستر شعله‌ور شد

آزمون واقعی مهدی تارتار در هفته سوم فرا رسید؛ جایی که پرسپولیس باید در تبریز به مصاف تراکتور می‌رفت. یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین دیدارهای نیم‌فصل. بر خلاف ۲بازی ابتدایی که سرخ‌پوشان در فاز هجومی درخشان ظاهر شده بودند، ماشین گلزنی پرسپولیس در تبریز از کار افتاد. تیم تارتار در خلق موقعیت ناکام بود و در نهایت، در واپسین لحظات مسابقه، با دریافت یک گل دیرهنگام، دست خالی و بدون حتی یک امتیاز زمین را ترک کرد. 

اما چیزی که بیشتر از نتیجه هواداران را آزار داد، اتفاقات روی نیمکت بود. در روزی که گره بازی کور شده بود و تیم به شدت به خلاقیت و تکنیک فردی نیاز داشت، اورونوف باز هم حتی یک ثانیه فرصت بازی پیدا نکرد. او تمام مدت از روی نیمکت، فروپاشی تیمش را تماشا کرد. مهدی تارتار در نشست خبری پس از بازی، در پاسخ به رگبار سوالات خبرنگاران درباره دلیل بازی نکردن اورونوف، با چهره‌ای جدی تنها به یک جمله بسنده کرد؛ این یک تصمیم فنی بود. 

همین چند کلمه کافی بود تا مشخص شود هیچ مصدومیتی در کار نیست. تارتار با این اظهارنظر، آگاهانه و با اقتدار نشان داد که کنار گذاشتن ستاره ازبکستانی، نه به دلیل مشکل جسمانی، بلکه یک انتخاب کاملا شخصی و فنی است. این جمله، زنگ آغاز یک جنگ سرد در اردوگاه سرخ بود.

پرده سوم؛ آغاز جنگ رسانه‌ای

ترکش‌های شکست در تبریز و فشارهای هواداری بابت نیمکت‌نشینی اورونوف، مدیریت بحران را در باشگاه پرسپولیس فعال کرد. کادرفنی و مسئولان تیم که به خوبی می‌دانستند فقدان این ستاره می‌تواند جایگاه تارتار را روی سکوها متزلزل کند، تلاش کردند تا اوضاع را آرام جلوه دهند. جرقه انفجار زمانی زده شد که تیم اصلی پرسپولیس در یک دیدار تدارکاتی به مصاف تیم امید باشگاه رفت. 

در جریان این بازی، اورونوف تعویض شد و جای خود را به پوریا شهرآبادی داد. بلافاصله پس از این تعویض، رسانه رسمی باشگاه پرسپولیس در خبری اعلام کرد که ستاره ازبکستانی دچار مصدومیت شده است. یک سناریوی بی‌نقص برای توجیه غیبت‌های او و کاهش فشارهای رسانه‌ای روی کادرفنی. اما آن‌ها یک متغیر مهم را در نظر نگرفته بودند؛ روحیه یاغی‌گری اورونوف. تنها چند ساعت پس از انتشار این خبر از سوی باشگاه، اوستون اورونوف گوشی موبایل خود را برداشت و بازی را به فضای مجازی کشاند.  او با انتشار پیامی صریح و بی‌پرده در صفحه اینستاگرام شخصی‌اش، روی تمام ادعاهای باشگاه خط بطلان کشید. پیام اورونوف کوتاه اما ویرانگر بود؛ او اعلام کرد که در سلامت کامل به سر می‌برد، هیچ‌گونه مصدومیتی ندارد و کاملا آماده است تا برای پرسپولیس به میدان برود. این تکذیبیه تند، پرده‌ها 

را انداخت. 

مصدوم‌نمایی باشگاه به عنوان یک سپر رسانه‌ای ناکارآمد شد و شکاف عمیق میان بازیکن و کادرفنی به وضوح در برابر چشمان میلیون‌ها هوادار عیان گردید. حالا دیگر همه می‌دانستند که مشکل، نه در عضلات اورونوف، بلکه در تفکرات و شاید اختلافات پنهان او با سرمربی تیم است.

پرده آخر؛ شنبه سرنوشت‌ساز 

حالا پرسپولیس با کوهی از حاشیه و یک شکست تلخ به تهران بازگشته است. روز شنبه هفته آینده، ورزشگاه شهدای شهرقدس میزبان تقابل سرخ‌پوشان پایتخت با ملوان بندرانزلی خواهد بود. دیداری که حالا فراتر از یک مسابقه فوتبال، به یک دادگاه تاکتیکی برای مهدی تارتار تبدیل شده است. 

از یک سو، نمایش هجومی ضعیف و ناامیدکننده تیم در تبریز، نیاز به تغییرات فوری در خط حمله را فریاد می‌زند. از سوی دیگر، پیام اینستاگرامی اورونوف، توپ را به زمین سرمربی انداخته است. هواداران به شدت منتظرند ببینند آیا مهدی تارتار حاضر است به خاطر منافع تیم و فرار از بحران نتیجه‌گیری، از تصمیم فنی خود عقب‌نشینی کند و ستاره یاغی خود را به ترکیب اصلی بازگرداند؟ یا اینکه بر اصول خود پافشاری کرده و ریسک بازی بدون یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان لیگ را به جان می‌خرد؟ 

سناریوهای احتمالی پیش رو به این صورت خواهد بود؛ یا عقب‌نشینی مصلحتی که تارتار با بازگرداندن اورونوف به ترکیب اصلی، تلاش می‌کند بار هجومی تیم را افزایش داده و از فشار هواداران بکاهد و یا پافشاری بر دیسیپلینکه در آن تارتار اورونوف را مجددا نیمکت‌نشین می‌کند تا نشان دهد در تیم او، نام‌ها بازی نمی‌کنند و نظم تیمی از هر بازیکنی بزرگ‌تر است (تصمیمی که در صورت عدم نتیجه‌گیری برابر ملوان، می‌تواند برای او بسیار گران تمام شود). 

یک سناریو دیگر هم آتش‌بس موقت خواهد بود؛ حضور اورونوف به عنوان بازیکن جانشین در نیمه دوم، به عنوان یک راهکار بینابینی برای حفظ اقتدار مربی و استفاده از توانایی بازیکن. آنچه مسلم است، دوران کتمان به پایان رسیده است. داستان مهدی تارتار و اوستون اورونوف، دیگر با کلماتی مثل ناآمادگی و مصدومیت جزئی لاپوشانی نمی‌شود. مستطیل سبز شهرقدس، روز شنبه نه تنها شاهد یک مسابقه فوتبال، بلکه صحنه رونمایی از برنده این دوئل نفس‌گیر خواهد بود؛ جایی که مشخص می‌شود در این بازی شطرنج، پادشاه نیمکت مات خواهد شد یا رخ 

مستطیل سبز؟