پنتاگون؛ و هزینه پنهان جنگ در چند جبهه

رامین پرتو

جنگ علیه ایران، برای ایالات متحده فقط یک عملیات نظامی پرهزینه نیست؛ بلکه به آزمونی برای ظرفیت صنعتی، ذخایر تسلیحاتی و اعتبار بازدارندگی واشنگتن تبدیل شده است. از ابتدای درگیری، این پرسش مطرح بود که آمریکا در صورت طولانی شدن جنگ چگونه می‌تواند هزینه‌های مالی و نظامی آن را تحمل کند؟ اکنون شواهد ارائه‌شده از سوی رسانه‌ها و مراکز مطالعاتی آمریکا نشان می‌دهد مسئله از سطح هزینه فراتر رفته و به نگرانی درباره فرسایش توان رزمی رسیده است. مصرف بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاوک، بیش از هزار رهگیر پاتریوت و تاد و بیش از ۱۳۰۰ موشک بالستیک تاکتیکی در نخستین ماه، تصویری از شدت مصرف مهمات ارائه می‌دهد. برآوردها همچنین از کاهش ذخایر پاتریوت از حدود ۲۲۰۰ یا ۲۳۳۰ فروند به کمتر از ۸۵۰ فروند و کاهش ذخایر تاد از ۴۵۲ به کمتر از ۲۷۸ فروند حکایت دارد.

اهمیت این ارقام فقط در تعداد موشک‌های مصرف‌شده نیست. بسیاری از این تسلیحات پیشرفته به قطعات دقیق و زنجیره‌ای جهانی از تأمین‌کنندگان وابسته‌اند و جایگزینی آنها ممکن است سال‌ها زمان ببرد. به همین دلیل، یادداشت استیو فاینبرگ، معاون وزیر جنگ آمریکا، به صنایع دفاعی برای ارائه برنامه‌ای حداکثر ۲۱ روزه جهت افزایش سرعت تولید و تحویل، نشانه‌ای از نگرانی عمیق پنتاگون است. تأکید او بر اینکه چرخه‌های چندساله توسعه دیگر قابل قبول نیست، نشان می‌دهد مسئله صرفاً افزایش بودجه نیست؛ بلکه ظرفیت صنعتی موجود با سرعت مصرف در میدان نبرد همخوانی ندارد.

پنتاگون و نگرانی از شکاف تولید و مصرف

نگرانی اصلی پنتاگون از کاهش تولید تسلیحات در شرایط کنونی خاورمیانه، هم‌زمانی چند بحران است. آمریکا فقط در برابر ایران مسئول حفظ توان رزمی خود نیست؛ بلکه باید برای اروپا، شرق آسیا، اوکراین و متحدان عرب منطقه نیز ظرفیت بازدارندگی ایجاد کند. هنگامی که بخشی از کشتی‌ها، هواپیماها و سامانه‌های پدافندی از اروپا و آسیا به غرب آسیا منتقل می‌شوند، فشار بر نگهداری تجهیزات، آمادگی نیروها و توان دفاعی مناطق دیگر افزایش می‌یابد. بنابراین هر موشکی که در جنگ ایران مصرف می‌شود، فقط یک هزینه مستقیم نیست؛ بخشی از ذخیره‌ای است که می‌توانست برای یک بحران احتمالی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

این مسئله در مورد پاتریوت اهمیت بیشتری دارد. این سامانه برای مقابله با موشک‌های بالستیک و تهدیدهای هوایی یکی از ستون‌های دفاع آمریکا و متحدانش است. کاهش شدید رهگیرها، واشنگتن را ناچار می‌کند میان حفاظت از نیروها و پایگاه‌های خود، حمایت از اوکراین و حفظ تعهدات دفاعی در خلیج فارس اولویت‌بندی کند. گزارش‌ها درباره مصرف ۸۶ درصدی موشک‌های رهگیر پک-۳ عربستان در ۳۸ روز نخست نیز نشان می‌دهد فشار فقط متوجه آمریکا نیست و شبکه متحدان آن نیز در حال فرسایش است. تأیید فروش ۵۲۵۰ رهگیر به کشورهای عربی و قرارداد حداکثر ۵۸.۶ میلیارد دلاری با کمپانی تسلیحات‌سازی لاکهید مارتین برای تولید پاتریوت، پاسخی به همین شکاف است؛ اما افزایش ظرفیت تولید فوری نیست و نمی‌تواند به سرعت مصرف میدان نبرد را جبران کند.

محدود شدن گزینه‌های آمریکا 

کاهش ذخایر، لزوماً به معنای ناتوانی فوری آمریکا در ادامه جنگ نیست. واشنگتن همچنان زرادخانه‌ای بزرگ و متنوع دارد و به گفته مقام‌های کاخ سفید، ظرفیت انجام عملیات نظامی گسترده را حفظ کرده است. اما مسئله اصلی، کاهش حاشیه امن و افزایش هزینه تصمیم‌گیری است. هرچه ذخایر رهگیرها و مهمات دقیق کمتر شود، اجرای حملات گسترده‌تر علیه ایران می‌تواند خطرپذیری نیروهای آمریکایی را افزایش دهد؛ زیرا بخشی از توان دفاعی لازم برای مقابله با حملات تلافی‌جویانه نیز مصرف شده است.

از همین منظر، هشدارهای ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اهمیت دارد. گزارش‌ها می‌گویند او پیش از جنگ درباره پیامدهای یک درگیری طولانی هشدار داده و اکنون نیز در جلسات خصوصی بر یافتن راه خروج تأکید کرده است. این موضع را می‌توان نشانه تغییر محاسبه نظامی واشنگتن دانست؛ چراکه جنگی که قرار بود کوتاه باشد، اکنون به مسئله مدیریت منابع تبدیل شده است. 

اگر آمریکا برای فشار بیشتر به ایران مهمات بیشتری مصرف کند، فاصله میان نیاز عملیاتی و ظرفیت جایگزینی افزایش خواهد یافت؛ اگر هم از شدت حملات بکاهد، ممکن است اهداف اعلام‌شده واشنگتن محقق نشود.

در چنین شرایطی، قدرت هوایی نیز با محدودیت روبه‌رو می‌شود. بمب‌های هدایت‌شونده فراوان‌اند، اما بخشی از آنها باید در فاصله نزدیک‌تری از هدف رها شوند و خطر هواپیماها را افزایش می‌دهند. از این رو، کاهش موشک‌های دوربرد و رهگیرهای پیشرفته فقط تعداد ابزارهای موجود را کم نمی‌کند؛ بلکه نوع عملیات قابل اجرا را نیز تغییر می‌دهد. 

محاسبه مسکو و پکن و اثر آن بر اوکراین

کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا برای روسیه و چین، بیش از آنکه صرفاً یک خبر نظامی باشد، یک متغیر راهبردی است. تام کاراکو هشدار داده که فرسایش مهمات می‌تواند بر محاسبات مسکو و پکن اثر بگذارد، زیرا بازسازی این ذخایر سال‌ها زمان می‌برد. معنای این وضعیت آن است که رقبای آمریکا ممکن است پنجره‌ای برای آزمودن محدودیت‌های واشنگتن مشاهده کنند؛ البته این الزاماً به معنای تصمیم فوری برای آغاز جنگ نیست. اثر اصلی در سطح محاسبه ریسک، ارزیابی تعهدات آمریکا و سنجش توان آن برای پاسخ هم‌زمان به چند بحران ظاهر می‌شود.

برای روسیه، این تحول مستقیماً با جنگ اوکراین پیوند دارد. اوکراین به موشک‌های پدافند هوایی نیاز فوری دارد، اما هم‌زمان آمریکا و دیگر متحدان غربی با کاهش ذخایر مواجه‌اند. اگر تولید روسیه با سرعتی بیشتر از توان تولید پدافند غرب افزایش یابد، شکاف میان حمله و دفاع می‌تواند گسترده‌تر شود. کاهش حمایت تسلیحاتی، حتی اگر ناشی از اولویت‌های موقت جنگ ایران باشد، بر توان اوکراین برای مقابله با حملات موشکی روسیه اثر می‌گذارد. از منظر مسکو، بنابراین فرسایش ذخایر غربی می‌تواند هزینه ادامه جنگ را کاهش و فضای مانور نظامی را افزایش دهد.

چین نیز از این وضعیت می‌تواند برای ارزیابی ظرفیت آمریکا در شرق آسیا استفاده کند. اگر واشنگتن مجبور شود بخش مهمی از سامانه‌های دفاعی و مهمات خود را به خاورمیانه اختصاص دهد، این پرسش برای پکن مطرح می‌شود که آمریکا در صورت وقوع بحران هم‌زمان در آسیا تا چه اندازه توان پاسخ سریع دارد. با این حال، نباید این مسئله را به معنای کاهش قطعی بازدارندگی آمریکا یا نزدیک شدن حتمی به یک درگیری جدید تفسیر کرد. آمریکا هنوز توان صنعتی و مالی عظیمی دارد و برنامه‌های افزایش تولید، قراردادهای جدید و همکاری‌های صنعتی می‌توانند بخشی از شکاف را جبران کنند اما مسئله تعیین‌کننده، زمان است.

در نهایت، جنگ ایران برای واشنگتن فقط در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود؛ بلکه در کارخانه‌ها، انبارها و شبکه متحدان نیز ادامه دارد. اگر سرعت مصرف مهمات از سرعت تولید بیشتر بماند، آمریکا ناچار خواهد شد میان اهداف منطقه‌ای خود اولویت‌گذاری کند. همین اجبار می‌تواند بر رفتار آن در برابر ایران، میزان حمایت از اوکراین و نحوه مواجهه با روسیه و چین اثر بگذارد. از این منظر، نگرانی پنتاگون نه صرفاً درباره خالی شدن چند انبار، بلکه درباره فرسایش ظرفیت پاسخ‌گویی هم‌زمان به بحران‌هاست؛ ظرفیتی که یکی از پایه‌های اصلی قدرت جهانی آمریکا محسوب می‌شود.