موشک‌های پیونگ‌یانگ در مرکز معادله جنگ اوکراین

رامین پرتو

جنگ اوکراین و روسیه در میانه پنجمین سال خود، بیش از آنکه به سمت کاهش تنش حرکت کند، در حال گسترش به لایه‌های تازه‌ای از جنگ ترکیبی، حملات دوربرد، رقابت تسلیحاتی و فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک است. حملات اخیر به کی‌یف و مسکو، افزایش استفاده از پهپادها علیه زیرساخت‌های عمیق، گزارش استقرار یک یگان موشکی کره‌شمالی در غرب روسیه و هم‌زمان تلاش‌های محرمانه برخی دیپلمات‌های سابق برای یافتن مسیر مذاکره، تصویری متناقض اما معنادار از وضعیت کنونی ارائه می‌دهد: میدان نبرد به مرحله‌ای رسیده که هر دو طرف می‌کوشند هزینه جنگ را از خط مقدم به عمق سرزمین رقیب منتقل کنند، در حالی که کانال‌های سیاسی هنوز از کار نیفتاده‌اند.

جنگی که از خط مقدم  عبور کرده است

حمله موشکی اخیر روسیه به کی‌یف و مناطق پیرامونی، با ده‌ها موشک بالستیک، موشک‌های کروز و پهپاد همراه بود و بنا بر اعلام مقام‌های اوکراینی، ده‌ها کشته و زخمی بر جای گذاشت. آتش‌سوزی در ساختمان‌های مسکونی، انبارها و دیگر نقاط پایتخت، بار دیگر نشان داد که عمق خاک اوکراین همچنان یکی از اصلی‌ترین اهداف فشار نظامی روسیه است. در مقابل، مسکو نیز با افزایش حملات پهپادی اوکراین مواجه شده است. شهردار مسکو از افزایش قابل توجه پهپادهای پرتاب‌شده به سوی پایتخت خبر داده و وزارت دفاع روسیه نیز از رهگیری صدها پهپاد در مناطق مختلف، دریای سیاه و دریای آزوف سخن گفته است.

جنگ اوکراین برای کره‌شمالی به محیطی تبدیل شده که می‌تواند توان موشکی و نظامی خود را در یک منازعه واقعی محک بزند و استقرار یگان موشکی را باید بخشی از تعمیق پیمان دفاعی دو کشور دانست که می‌تواند جنگ را از یک درگیری عمدتاً روسی- اوکراینی به عرصه‌ای با مشارکت مستقیم‌تر بازیگران ثالث تبدیل کند 

حال، سوال این است که چرا دو طرف اکنون به عمق خاک یکدیگر حمله می‌کنند؟ نخست، جنگ فرسایشی در خط مقدم ۱۲۰۰ کیلومتری، امکان دستیابی سریع به پیروزی تعیین‌کننده را محدود کرده است. بنابراین، تخریب زیرساخت‌ها، مراکز لجستیکی، انبارها، تأسیسات انرژی و مراکز فرماندهی می‌تواند توان ادامه جنگ طرف مقابل را کاهش دهد. دوم، حملات عمقی ابزار ایجاد فشار روانی و سیاسی هستند. مسکو با ضربه زدن به زیرساخت‌های اوکراین می‌کوشد هزینه جنگ را برای جامعه و دولت کی‌یف افزایش دهد؛ اوکراین نیز با هدف قرار دادن مراکز داخل روسیه تلاش می‌کند نشان دهد که امنیت شهرهای روسیه مصون از پیامدهای جنگ نیست.

سوم، پهپادها هزینه نسبتاً پایین‌تری در مقایسه با موشک‌های پیشرفته دارند و امکان حملات پرتعداد را فراهم می‌کنند. به همین دلیل، جنگ پهپادی از خط مقدم به عمق جغرافیایی دو کشور کشیده شده است. تغییر فرماندهی در ساختار پهپادی روسیه نیز نشان می‌دهد مسکو این حوزه را یک قابلیت مستقل و راهبردی می‌داند. 

ورود کره‌شمالی به مرحله موشکی

گزارش درباره استقرار نخستین یگان موشکی کره‌شمالی در غرب روسیه، یک تحول مهم در روند جنگ محسوب می‌شود. طبق ادعای مقامات اطلاعاتی اوکراین، این یگان حدود ۹۰ نیروی کره‌شمالی، با ۱۲۰ موشک بالستیک و شش پرتابگر خواهد داشت و در منطقه ورونژ مستقر می‌شود. این تحول از آن جهت اهمیت دارد که همکاری مسکو و پیونگ‌یانگ از تأمین مهمات و حضور نیروهای کره‌شمالی در کورسک، به سطحی تخصصی‌تر و مستقیم‌تر در حوزه موشکی نزدیک می‌شود.

دلیل اصلی این تحول را باید در نیاز روسیه به افزایش ظرفیت حملات بالستیک و در مقابل، ضعف دفاع هوایی اوکراین جست‌وجو کرد. کی‌یف با کمبود سامانه‌های پیشرفته، به‌ویژه پاتریوت، روبه‌روست؛ سامانه‌هایی که برای مقابله با موشک‌های بالستیک نقش حیاتی دارند. در چنین شرایطی، موشک‌های کی‌ان-۲۳ و کی‌ان-۲۴ می‌توانند به روسیه امکان دهند حجم حملات را افزایش دهد و هم‌زمان بخشی از ذخایر موشکی خود را حفظ کند. هرچند این موشک‌ها به گفته منابع اوکراینی دقت پایین‌تری از برخی نمونه‌های روسی دارند، برد و قدرت سرجنگی آنها می‌تواند برای اهداف شهری و زیرساختی تهدیدی جدی ایجاد کند.

برای کره‌شمالی نیز این همکاری صرفاً حمایت از روسیه نیست. پیونگ‌یانگ از این مسیر به تجربه عملیاتی، منابع اقتصادی، همکاری فناورانه و جایگاه سیاسی بالاتری دست می‌یابد. جنگ اوکراین برای کره‌شمالی به محیطی تبدیل شده که می‌تواند توان موشکی و نظامی خود را در یک منازعه واقعی محک بزند. بنابراین، استقرار یگان موشکی را باید بخشی از تعمیق پیمان دفاعی دو کشور دانست؛ روندی که می‌تواند جنگ را از یک درگیری عمدتاً روسی ـ اوکراینی به عرصه‌ای با مشارکت مستقیم‌تر بازیگران ثالث تبدیل کند.

تحریم‌ها می‌توانند هزینه‌های روسیه را افزایش دهند، دسترسی آن به فناوری و منابع مالی را محدود کنند و محاسبات کرملین را تغییر دهند، اما به خودی خود تضمین‌کننده پذیرش توافق از سوی مسکو نیستند

فشار اروپا؛ اهرم جنگ یا مسیر صلح؟

اتحادیه اروپا هم‌زمان با تشدید فشار بر روسیه، حمایت مالی و نظامی از اوکراین را افزایش داده است. تخصیص ۱.۴ میلیارد یورو از سود دارایی‌های مسدودشده روسیه برای اوکراین، علاوه بر کارکرد اقتصادی، پیام سیاسی روشنی دارد که می‌گوید اروپا می‌خواهد هزینه جنگ را به مسکو منتقل کند و توان مقاومت کی‌یف را حفظ کند. اظهارات امانوئل ماکرون درباره تحریم‌های بیشتر و افزایش حمایت نظامی نیز همین رویکرد را تأیید می‌کند.

با این حال، پرسش اصلی این است که آیا چنین فشاری می‌تواند جنگ را پایان دهد؟ پاسخ احتمالاً منفی است؛ دست‌کم اگر فشار اقتصادی و تحریم بدون یک چارچوب مذاکره معتبر دنبال شود. تحریم‌ها می‌توانند هزینه‌های روسیه را افزایش دهند، دسترسی آن به فناوری و منابع مالی را محدود کنند و محاسبات کرملین را تغییر دهند، اما به خودی خود تضمین‌کننده پذیرش توافق از سوی مسکو نیستند. حمایت مالی و نظامی اروپا اگر صرفاً به تداوم توان دفاعی اوکراین منجر شود، می‌تواند مانع شکست کی‌یف شود، اما الزاماً برای رسیدن به توافق سیاسی کافی نیست.

نشانه مهم‌تر، شکل‌گیری نشست‌های محرمانه در وین و باکو میان دیپلمات‌ها و مقام‌های سابق اروپایی و روسی است. این تماس‌ها نشان می‌دهد حتی در شرایط تشدید حملات، برخی کانال‌های گفت‌وگو در حال شکل‌گیری‌اند. البته کرملین نقش اتحادیه اروپا را به عنوان میانجی احتمالی نپذیرفته و برخی دولت‌های اروپایی نیز دخالت رسمی خود را در این نشست‌ها رد کرده‌اند. با این حال، استمرار چنین تماس‌هایی اهمیت دارد، زیرا پایان جنگ تنها زمانی محتمل‌تر می‌شود که فشار نظامی و اقتصادی با یک مسیر دیپلماتیک قابل اتکا همراه شود.

از این منظر، حملات عمقی یک هدف دیگر نیز دارند: تغییر محاسبه سیاسی طرف مقابل پیش از هر مذاکره احتمالی. هرچه روسیه بتواند توان انرژی و پشتیبانی اوکراین را بیشتر فرسوده کند، احتمالاً می‌کوشد کی‌یف را در موقعیت ضعیف‌تری پای میز مذاکره بنشاند. اوکراین نیز با حمله به مسکو و مناطق صنعتی و لجستیکی روسیه، در پی ایجاد هزینه متقابل و حفظ حمایت غرب است. بنابراین، عمق خاک به بخشی از میدان چانه‌زنی تبدیل شده است. در این میان، زمستان پیش‌رو اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حمله به شبکه برق می‌تواند فشار انسانی و اقتصادی را افزایش دهد و هم‌زمان نیاز اوکراین به رهگیرهای پیشرفته را بیشتر کند. اگر روسیه بتواند از ترکیب پهپادهای پرتعداد و موشک‌های بالستیک برای اشباع دفاع هوایی استفاده کند، هزینه دفاع برای کی‌یف افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، مسئله موشک‌های کره‌شمالی تنها یک موضوع تسلیحاتی نیست، بلکه بخشی از رقابت بر سر ظرفیت دفاع هوایی و توان ادامه جنگ است. در مقابل، اوکراین نیز با توسعه حملات پهپادی دوربرد می‌کوشد این برتری را خنثی کند و روسیه را وادار سازد منابع بیشتری برای حفاظت از شهرها و زیرساخت‌های خود اختصاص دهد.

در نهایت، جنگ اوکراین اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که تشدید حملات عمقی، توسعه جنگ پهپادی و ورود ظرفیت موشکی کره‌شمالی، خطر طولانی‌تر و پیچیده‌تر شدن منازعه را افزایش داده است. اروپا می‌تواند با تحریم و حمایت نظامی، هزینه ادامه جنگ را بالا ببرد، اما برای تبدیل این فشار به صلح، به کانالی نیاز دارد که بتواند منافع امنیتی، سرزمینی و سیاسی طرفین را در یک چارچوب مذاکره جمع کند. در غیر این صورت، فشارها ممکن است نه پایان جنگ، بلکه ورود آن به مرحله‌ای فرسایشی‌تر و بین‌المللی‌تر را رقم بزند.