باب‌المندب؛ نقطه اتصال چند بحران

رامین پرتو

با وجود هشدارهای مکرر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای درباره احتمال تشدید درگیری میان عربستان سعودی و نیروهای یمنی و سرایت آن به دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه راهبردی باب‌المندب، موج تازه‌ای از حملات دو طرف بار دیگر فضای امنیتی منطقه را ملتهب کرده است. حملات هوایی عربستان به مناطقی در یمن، به‌ویژه استان الحدیده، با واکنش شدید نیروهای مسلح یمن همراه شد و در ادامه، حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در خاک عربستان، از جمله تأسیسات مرتبط با آرامکو در جازان و ینبع، معادله‌ای تازه را در روابط دو طرف رقم زد.

اگر حملات متقابل از اهداف نظامی به تأسیسات نفتی، بنادر، فرودگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی گسترش یابد، احتمال ورود بازیگران خارجی افزایش خواهد یافت و در چنین شرایطی، باب‌المندب می‌تواند به نقطه اتصال چند بحران تبدیل شود

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جنگنده‌های سعودی (شنبه) در چند نوبت تأسیسات مخابراتی و مراکز حیاتی در الحدیده و جزیره کمران را هدف قرار دادند. منابع یمنی از زخمی شدن شماری از غیرنظامیان خبر دادند، در حالی که ائتلاف سعودی مدعی شد اهداف نظامی و مراکز تهدیدکننده کشتیرانی را هدف قرار داده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره هدف قرار گرفتن یک کشتی سعودی در دریای سرخ منتشر شد؛ رخدادی که نشان داد درگیری از سطح حملات هوایی در خاک یمن عبور کرده و مستقیماً به حوزه امنیت دریایی کشیده شده است.

در واکنش، مقام‌های صنعا از اجرای معادله «تشدید در برابر تشدید» و «محاصره در برابر محاصره» سخن گفتند. سخنگوی نیروهای مسلح یمن نیز از انجام حملات گسترده با استفاده هم‌زمان از موشک‌های بالستیک، کروز و پهپاد علیه اهدافی در جازان و ینبع خبر داد. گزارش‌های اولیه همچنین از فعال شدن سامانه‌های هشدار سریع در مناطق مختلف عربستان، وقوع انفجار در ینبع و خمیس مشیط، آتش‌سوزی در جازان و اختلال در برخی زیرساخت‌های حیاتی حکایت داشت.

این تحولات نشان می‌دهد که منطق بازدارندگی میان دو طرف وارد مرحله‌ای جدید شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر حمله به زیرساخت‌ها و بنادر یمن می‌تواند با حمله به تأسیسات نفتی، فرودگاه‌ها و اهداف اقتصادی عربستان پاسخ داده شود. به همین دلیل، مسئله اصلی دیگر صرفاً درگیری نظامی میان دو طرف نیست، بلکه خطر تبدیل شدن آن به بحرانی منطقه‌ای است که امنیت انرژی، تجارت دریایی و ثبات سیاسی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

چرا عربستان و یمن  دوباره وارد جنگ شدند؟

بازگشت درگیری به روابط عربستان و یمن را نمی‌توان صرفاً نتیجه یک حادثه یا مجموعه‌ای از حملات متقابل دانست. ریشه اصلی بحران در شکست روند سیاسی و امنیتی‌ قرار دارد که پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۲ تلاش کرد سطح درگیری‌ها را کاهش دهد، اما نتوانست مسائل بنیادین میان طرفین را حل کند. محاصره اقتصادی و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه یمن، وضعیت فرودگاه صنعا، کنترل بنادر و آینده سیاسی یمن همچنان از مهم‌ترین اختلافات باقی‌مانده است.

از نگاه صنعا، ادامه محدودیت‌های اقتصادی و دریایی به معنای استمرار جنگ با ابزارهای دیگر است. به همین دلیل، رهبران انصارالله تلاش کرده‌اند با طرح معادله «محاصره در برابر محاصره»، هزینه‌های محاصره یمن را به عربستان منتقل کنند. در مقابل، ریاض حملات خود را اقدامی دفاعی و در چارچوب حفاظت از امنیت ملی و کشتیرانی معرفی می‌کند و مدعی است که اهداف نظامی و تهدیدکننده امنیت دریایی را هدف قرار می‌دهد.

عامل دیگر، تغییر محاسبات امنیتی دو طرف است. عربستان سعودی طی سال‌های گذشته تلاش کرده است از جنگ مستقیم فاصله بگیرد و به سمت تثبیت روابط منطقه‌ای و کاهش تنش حرکت کند، اما هرگونه حمله به خاک این کشور یا تهدید تأسیسات نفتی و مسیرهای کشتیرانی، این محاسبات را با چالش مواجه می‌کند. 

در چنین شرایطی، حملات اخیر را باید نتیجه فروپاشی تدریجی اعتماد و بازگشت منطق «بازدارندگی متقابل» دانست. هشدارهای صریح مقام‌های یمنی درباره پاسخ گسترده به هرگونه حمله و تهدیدهای متقابل عربستان نشان می‌دهد که دو طرف وارد چرخه‌ای شده‌اند که در آن هر اقدام نظامی، زمینه‌ساز اقدام بعدی است.

ریشه اصلی بحران در شکست روند سیاسی و امنیتی‌ قرار دارد که پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۲ تلاش کرد سطح درگیری‌ها را کاهش دهد، اما نتوانست مسائل بنیادین میان طرفین را حل کند، چراکه محاصره اقتصادی و محدودیت‌ها  علیه یمن، وضعیت فرودگاه صنعا، کنترل بنادر و آینده سیاسی یمن همچنان از مهم‌ترین اختلافات باقی‌مانده است

باب‌المندب در مرکز بحران

مهم‌ترین پیامد بازگشت جنگ، افزایش تهدید علیه امنیت دریایی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب است. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت جهانی محسوب می‌شود و هرگونه اختلال جدی در آن می‌تواند مسیر انتقال کالا و انرژی میان آسیا، اروپا و خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد. تشدید حملات علیه کشتی‌های مرتبط با عربستان یا تهدید بنادر و تأسیسات ساحلی می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی را به تغییر مسیر وادار کند؛ اقدامی که هزینه حمل‌ونقل، بیمه و زمان انتقال کالا را افزایش خواهد داد.

از منظر اقتصادی، تأسیسات نفتی عربستان در جازان و ینبع اهمیت ویژه‌ای دارند. حتی اگر حملات به این مراکز خسارت محدودی وارد کند، صرف تهدید مستمر علیه زیرساخت‌های انرژی می‌تواند بر بازارهای جهانی اثر روانی بگذارد. همچنین افزایش ناامنی در باب‌المندب می‌تواند هزینه واردات کالا برای کشورهای منطقه را بالا ببرد و فشار بیشتری بر اقتصادهای آسیب‌پذیر وارد کند.

از نظر سیاسی، تشدید جنگ می‌تواند روندهای دیپلماتیک منطقه‌ای را نیز تحت تأثیر قرار دهد. عربستان در سال‌های اخیر تلاش کرده است با کاهش تنش‌های منطقه‌ای، فضای باثبات‌تری برای اجرای برنامه‌های اقتصادی و توسعه‌ای خود ایجاد کند. بازگشت جنگ با یمن، این تصویر را تضعیف می‌کند و ریاض را بار دیگر درگیر یک بحران امنیتی پرهزینه خواهد کرد.

در سطح امنیتی، بزرگ‌ترین خطر، گسترش جغرافیایی درگیری است. اگر حملات متقابل از اهداف نظامی به تأسیسات نفتی، بنادر، فرودگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی گسترش یابد، احتمال ورود بازیگران خارجی افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، باب‌المندب می‌تواند به نقطه اتصال چند بحران تبدیل شود؛ از جنگ یمن و رقابت عربستان و انصارالله گرفته تا منازعات دریای سرخ و رقابت قدرت‌های بزرگ.

نگرانی از باز شدن جبهه‌ جدید

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با نگرانی تحولات اخیر را دنبال می‌کنند. از یک سو، این کشورها خواهان ثبات و کاهش تنش هستند و از سوی دیگر، هرگونه حمله به خاک عربستان یا تأسیسات انرژی این کشور را تهدیدی علیه امنیت جمعی منطقه می‌دانند. کشورهای خلیج فارس به‌خوبی می‌دانند که گسترش جنگ می‌تواند مسیرهای دریایی و زیرساخت‌های انرژی را در معرض خطر قرار دهد و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی ایجاد کند.

آمریکا نیز با معادله پیچیده‌ای مواجه است. واشنگتن از یک سو نمی‌تواند نسبت به تهدید علیه امنیت کشتیرانی و متحدان خود در منطقه بی‌تفاوت باشد و از سوی دیگر، در شرایطی که نیروهای آمریکایی درگیر بحران‌های متعدد منطقه‌ای هستند، ورود به یک جبهه تازه علیه نیروهای یمنی می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد. گزارش‌های منتشرشده درباره فشار بر توان نظامی آمریکا و مصرف بخشی از ذخایر مهمات دقیق در درگیری‌های منطقه‌ای، نگرانی‌هایی درباره امکان آغاز عملیات گسترده جدید ایجاد کرده است.

اسرائیل نیز تحولات را از زاویه امنیت منطقه‌ای و ارتباط آن با جبهه‌های مختلف در خاورمیانه دنبال می‌کند. افزایش فعالیت نیروهای یمنی در دریای سرخ می‌تواند بر امنیت مسیرهای دریایی و منافع اقتصادی اسرائیل اثر بگذارد. از نگاه تل‌آویو، هرگونه تقویت توان موشکی و پهپادی یمن، به‌ویژه در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای، تهدیدی بالقوه است که می‌تواند فشار امنیتی بر اسرائیل را از چند محور افزایش دهد.

در نهایت، بازگشت جنگ میان عربستان و یمن بیش از آنکه یک منازعه دوجانبه محدود باشد، نشانه شکنندگی نظم امنیتی جدید در منطقه است و معادله «محاصره در برابر محاصره» می‌تواند در صورت تداوم حملات، از سطح یک ابزار بازدارنده به چرخه‌ای کنترل‌ناپذیر تبدیل شود.